1- معیار عدم استحقاق زوجه نسبت به نصف مهریه2- احراز وقوع نزدیکی میان زوجین

خلاصهٔ رأی

بنابراین در صورت برقراری رابطه جنسی بدون ازاله بکارت نیز زوجه مستحق کل مهریه است.

متن کامل

1- معیار عدم استحقاق زوجه نسبت به نصف مهریه2- احراز وقوع نزدیکی میان زوجین Toggle navigation صفحه اصلی درباره ما درباره پژوهشگاه قوه قضائیه درباره پژوهشکده آرا تماس با ما دریافت نظرات و پیشنهادها عنوان: 1- معیار عدم استحقاق زوجه نسبت به نصف مهریه2- احراز وقوع نزدیکی میان زوجین پیام: 1- آنچه مانع استحقاق زوجه نسبت به نصف مهریه در زمان طلاق می شود، عدم نزدیکی طرفین است؛ اما شرط نزدیکی، ازاله بکارت نیست. بنابراین در صورت برقراری رابطه جنسی بدون ازاله بکارت نیز زوجه مستحق کل مهریه است.2- در صورت اختلاف طرفین در نزدیکی یا عدم آن، زندگی مشترک زوجین برای مدتی قابل توجه (7 سال) ظهور بر وقوع نزدیکی دارد و چنین ظهوری بر اصل عدم مواقعه مقدم است. مستندات: شماره دادنامه قطعی : 9409970907500366 تاریخ دادنامه قطعی : 1394/10/07 گروه رأی : حقوقی آراء منتخب پرونده: شعبه دیوان عالی کشور مشخصات متن نتیجه تحلیلی کلید واژه ها نمایه قوانین مرتبط گردش پرونده عین عبارت چاپ متن متن تجمیعی پرونده قلم یکان ایران میترا ترافیک زر یاقوت تیتر رأی خلاصه جریان پرونده شماره پرونده : 9209982310200183 شماره دادنامه : 9409970907500366 تاریخ : 1394/10/07 خلاصه جریان پرونده حسب محتویات پرونده آقای علی رشیدی بوکالت از آقای س. ب. دادخواستی به طرفیت خانم ط. س. به خواسته صدور گواهی عدم امکان سازش به دادگاههای عمومی شهرستان سمنان تقدیم که به شعبه دوّم ارجاع گردیده خواهان در دادخواست تقدیمی اعلام داشته«. . .حال بنا بر اظهارات موکل نظر به سوء معاشرت و رفتار خوانده محترمه و عدم توافق اخلاقی در استمرار زندگی مشترک و عدم امکان ادامه زندگی تقاضای رسیدگی و صدور حکم طلاق خوانده(صدور گواهی عدم امکان سازش برای اجرای طلاق و ثبت رسمی آن) را دارم.»; طرفین برای وقت تعیین شده احضار که در جلسه مورخه 92/4/5 وکیل خواهان حاضر لیکن خوانده علیرغم ابلاغ قانونی احضاریه حاضر نبوده وکیل خواهان اعلام داشته« بدلیل اختلاف بوجود آمده و این که علیرغم تلاش بستگان نتیجه ای حاصل نشده موکل خواستار گواهی عدم امکان سازش میباشد تاکنون زوجین تشکیل زندگی مشترک ندادند و زوجه باکره است ولی در منزل زوجه، زندگی می کند که موکل تهیه کرده است و موکل حاضر است کلیه حق و حقوق وی را طبق قانون پرداخت کند با توجه به اینکه تاکنون مواقعه صورت نگرفته مهریه وی تنصیف می شود ونسبت به اموال منقول و غیرمنقول وی استحقاق ندارد و با توجه به اینکه برای زوج کاری انجام نداده مستحق اجرت المثل نیز نمی باشد جهیزیه در اختیار خودش می باشد و در خصوص نفقه،. . .موکل تاکنون نفقه وی را اعم از مسکن، پوشاک و سایر هزینه پرداخت کرده است همانگونه که گفتم زوجه هم اکنون در منزلی سکونت دارد که موکل تهیه کرده است(البته موکل در آن منزل سکونت ندارد. . .) و بابت سایر هزینه ها هم به صورت نقدی هر ماه به حساب زوجه مبلغی را واریز میکرده که فیش های آن موجود است. . .»; با توجه به اینکه خوانده طی لایحه ای اقامتگاه خود را شهرستان دامغان اعلام داشته، شعبه دوّم دادگاه عمومی حقوقی سمنان با صدور دادنامه شماره 0457-92/4/16 قرار عدم صلاحیت به صلاحیت دادگاه عمومی شهرستان دامغان صادر و پرونده را ارسال نموده که به شعبه اوّل دادگاه عمومی دامغان ارجاع گردیده دادگاه، مورّخه 92/6/6 را به عنوان وقت رسیدگی تعیین و طرفین را دعوت نموده که علیرغم ابلاغ وقت دادرسی صرفاً وکیل خواهان حضور داشته و اظهار نموده« اظهارات به شرح دادخواست تقدیمی است زوجه ظاهراً مشکل روانی دارد. . .بعد از چند سال اجازه زفاف و نزدیکی به موکل نمی دهد و بعد از چند سال ایشان همچنان باکره هستند. . .اجرت المثل را در هر صورت موکل پرداخت می کند. . .عقد ایشان سال 1386 بوده است ولی شروع زندگی مشترک ایشان 1389/8/1. . .است نفقه تا به حال کلاً پرداخت شده و زوجه از ابتدا در منزل موکل زندگی می کرده. . .موکل خانه دیگری برای خود گرفته است و در منزلی دیگر زندگی می کند. . .فی الواقع کارهائی که زوجه در خانه انجام می داده برای خودش بوده است نه برای زوج و موکل من.»; دادگاه قرار ارجاع امر به داوران را صادر که خواهان آقای حسین ب. و خوانده آقای حسن علی آبادی را به عنوان داور به دادگاه معرفی نموده. دادگاه در تاریخ 92/8/12 با حضور طرفین تشکیل گردیده خواهان اظهار داشته من قصد طلاق همسرم را دارم دخول صورت نگرفته است. خوانده نیز اظهار داشته« قبول دارم زفاف انجام نشده است جهیزیه ام را هنوز نبرده ام. . .در خصوص کارهای که انجام می دادم زور وجود داشته است ولی من آنرا برای زندگی مشترک انجام داده ام و راجع به نفقه حکم صادر شده است. . .»; طرفین توافق نموده اند راجع به نفقه راجع به تاریخ مندرج در حکم به بعد تعیین تکلیف شود و راجع به قبل از آن طبق همان حکم عمل شود و هیچکدام اعتراضی نداشته باشند. دادگاه در باب تعیین میزان نفقه نیز قرار ارجاع امر به کارشناس را صادر و وقت نظارت تعیین نموده داوران زوج و زوجه با تقدیم لایحه ای مشترک اعلام داشته اند با تلاش اینجانبان جهت اصلاح ذات البین و وقوع سازش نتیجه ای حاصل نگردیده زوجه تمایل شدید به ادامه زندگی و زوج اصرار به جدائی دارند دادگاه در مورّخه 92/9/12 مجدداً با حضور طرفین و وکلای آنها تشکیل جلسه داده زوجه اظهار داشته« اینکه من گفته ام زفاف انجام نشده است منظورم به طور کامل است وگرنه من تمکین خاص داشته ام و گواهی پزشکی ارائه می دهم که حکایت از دخول است امّا آیا اندازه قانونی بوده است یا نه من خبر ندارم تقاضای معرفی به پزشکی قانونی دارم. . .در هر صورت من ادعا نمی کنم که دخول صورت گرفته است. . .من این ادعا را دارم که تمکین خاص انجام داده ام. . .»; دادگاه، زوجه را به پزشکی قانونی معرفی و مقرر داشته« با توجه به ادعای نامبرده مبنی بر تحقق دخول، علیرغم عدم پارگی پرده بکارت ضمن بررسی موضوع اعلام نمایند آیا با وصف مراتب مزبور امکان دخول متصور است یا خیر»; پزشکی قانونی استان سمنان طی نامه شماره 3867-92/10/3 چنین پاسخ داده«. . .از خانم ط. س. . . .معاینه به عمل آمد پرده بکارت از نوع حلقوی با لبه های نسبتاً بلند ضخیم و بدون پارگی است.»; کارشناس منتخب برای تعیین میزان نفقه طی لایحه ای نظر خود را اعلام و طی آن اشعار داشته«. . .با توجه به مراتب فوق، شاخص تورم، شئونات زوجه و هزینه های مصرفی هر فرد به میزان دارائی مرد و عوامل مؤثر دیگر نفقه زوجه از تاریخ 92/7/15(پایان دادنامه شماره 920051 صادره از شورای حل اختلاف سمنان) لغایت طلاق و پایان ایام عده ماهیانه به مبلغ 205000 تومان تعیین میگردد.»; دادرس محترم دادگاه با ملاحظه نظریه پزشکی قانونی در ذیل گواهی چنین مرقوم داشته اند« با عنایت به عدم پیگیری زوجه و طولانی شدن امر، دادگاه تلفنی با پزشکی قانونی تماس و از حیث علمی در خصوص امکان صدق دخول علیرغم عدم پارگی پرده بکارت صحبت شد، آن مرجع محترم اعلام داشتند محل قرار گرفتن پرده بکارت تا ابتدای آلت تناسلی خانمها فاصله ای بسیار کوتاه و پس از قرار گرفتن دو لبه واژن قرار دارد علیهذا دادگاه بشرح برگ جداگانه با توجه به غیرممکن بودن صدق دخول اقدام مقتضی به عمل می آورد.»; بهرحال دادگاه در وقت نظارت مورخه 92/10/22 پرونده را تحت نظر قرار داده و با اعلام ختم رسیدگی و صدور دادنامه شماره 01033-92/10/23 با این استدلال که«. . .با توجه به مراتب فوق و مصمّم بودن زوج بر طلاق همسر خود، دادگاه به استناد ماده 1133 قانون مدنی و قاعده الطلاق بیدمَن اخذ بالساق و ماده 26 قانون حمایت. . .گواهی عدم امکان سازش بین طرفین جهت اجرای صیغه طلاق را صادر و اعلام می کند. . .نوع طلاق بخاطر غیرمدخوله بودن بائن و زوج مکلف به پرداخت نصف مهریه به میزان سیصد و بیست و پنج سکه بهار آزادی به زوجه است. . .نفقه ایشان منتفی است زوجه اظهار داشته انجام کارهای منزل بخاطر زندگی مشترک بوده و لذا موضوع اجرت المثل منتفی است النهایه دادگاه مبلغ سی میلیون ریال به عنوان نحله برای زوجه تعیین و زوج مکلف است قبل از اجرای صیغه طلاق آن را پرداخت نماید. . .راجع به نفقه زوجه. . .زوج مکلف است از تاریخ 92/7/15 تا پایان ایام زوجیت و اجرای صیغه طلاق ماهیانه مبلغ دو میلیون و پنجاه هزار ریال به زوجه پرداخت کند. . .»; دادنامه صادره به طرفین ابلاغ، آقای ع. د. وکیل خوانده(خانم ط. س. ) با تقدیم دادخواست تجدیدنظر( درمهلت قانونی) به رأی صادره معترض و تقاضای ارسال پرونده به دادگاه تجدیدنظر نموده وکیل مزبور در لایحه ضمیمه دادخواست اعلام داشته«. . .خواسته خواهان محترم صدور حکم طلاق میباشد که البته به تجویز ماده 1133 قانون مدنی ایرادی به خواسته و اساس دادنامه صادره وارد نمی باشد. امّا در دو موضوع موکل اینجانب معترض میباشد. -1- میزان نحله-2- عدم تعیین تکلیف راجع به اموال خواهان و استحقاق زوجه نسبت به نصف اموال، موضوع شرط ضمن العقد نکاح. . .»; دادخواست تجدیدنظر به پیوست پرونده مربوطه در تاریخ 92/12/25 به شعبه پنجم دادگاه تجدیدنظر استان سمنان ارجاع گردیده که شعبه مزبور در تاریخ مذکور در وقت فوق العاده پرونده را تحت نظر قرار داده و با اعلام ختم رسیدگی ضمن صدور دادنامه شماره 01286-92/12/25 با این استدلال که«. . .حسب الاقرار زوجه غیرمدخوله است و زندگی مشترک نیز کوتاه و همراه با تنش بوده معذالک دادگاه بدوی مبلغ سی میلیون ریال از باب نحله تعیین نموده و بر این اساس مسئله اجرت المثل و یا نصف اموال موضوعاً منتفی و قابل مطالبه نمی باشد علیهذا از توجه به جامع اوراق و محتویات پرونده بدوی. . .از ناحیه معترض اعتراض خاص و موجهی که موجبات فسخ رأی صادر شده را ایجاب کند به عمل نیامده. . .»; با رد اعتراض معترض دادنامه تجدیدنظرخواسته را تأیید نموده است پس از ابلاغ دادنامه صادره به طرفین و وکلای آنها، خانم ط. س. (خوانده بدوی- تجدیدنظرخواه) با تقدیم دادخواست فرجامی به انضمام لایحه تنظیمی به رأی صادره اعتراض و تقاضای فرجام نموده که پرونده در این راستا به دیوان عالی کشور ارسال و برای رسیدگی به این شعبه محول گردیده(لوایح تقدیمی در صورت لزوم بهنگام شور قرائت خواهد شد.)هیأت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش آقای مرتضی شریفی عضو ممیز و اوراق پرونده و نظریه کتبی آقای حسن سلیمانی نیا دادیار دیوانعالی کشور اجمالاً مبنی بر رأی مقتضی صادر فرمائید. دادنامه شماره 01286-92/12/25 تجدیدنظرخواسته مشاوره نموده چنین رأی می دهد: «رأی شعبه»; - موضوع پرونده، فرجامخواهی خانم ط. س. با وکالت آقای ع. د. نسبت بدادنامه شماره 01286-92/12/25 صادره از شعبه پنجم دادگاه تجدیدنظر استان سمنان که متضمن تأیید دادنامه شماره 1033-92/10/23 صادره از شعبه اوّل دادگاه عمومی دامغان پیرامون صدور گواهی عدم امکان سازش است میباشد بدین توضیح که عمده اعتراض فرجامخواه حسب لایحه ضمیمۀ دادخواست فرجامی به موضوع« منتفی اعلام شدن تعلّق نصف اموال زوج به زوجه بلحاظ غیرمدخوله بودن زوجه»; میباشد. با عنایت به محتویات پرونده، دادنامه فرجامخواسته بلحاظ دلایل ذیل الذکر قابل تأیید نبوده و لازم النقض بنظر میرسد زیرا مطابق بند « الف»; از شرایط ضمن عقد در سند نکاحیه « انتقال نصف دارائی موجود زوج به زوجه»; در صورتی است که- اولاً- طلاق بنا بدرخواست زوجه نباشد که درمانحن فیه زوج تقاضای طلاق نموده- ثانیاً- تقاضای طلاق ناشی از تخلف زن از وظایف همسری نباشد. درمانحن فیه زوج مدعی است چون پرده بکارت زوجه زایل نشده و زوجه غیرمدخوله است پس در نتیجه به وظایف زناشوئی خود عمل ننموده حال آنکه- اولاً- عدم ازاله پرده بکارت نباید مساوی عدم دخول تلقی شود زیرا ممکن است دخول انجام شود لیکن پرده بکارت از انواعی باشد که ازاله نگردد- ثانیاً- اظهارات طرفین در جلسه مورّخ 92/9/12 شعبه اوّل دادگاه عمومی شهرستان دامغان(مندرج در صفحه 74 پرونده) حکایت از دخول دارد زیرا دادگاه در این خصوص طرفین را مورد خطاب قرار داده و چنین سؤال مطرح نموده« آیا تا اندازه ای داخل شده است که نمی دانید که حد قانونی و شرعی انجام شده یا نه- جواب طرفین- سعی بردخول صورت گرفته و پس از در مسیر قرار گرفتن آلت تناسلی مرد به پرده بکارت برخورد نموده است»; - ثالثاً- طبق ماده 1092 قانون مدنی ملاک« صرف نزدیکی و رابطه جنسی »; است نه ازاله و عدم ازاله، در این گونه موارد یعنی اختلاف در وقوع نزدیکی یا عدم وقوع آن که تعارضِ«اصل»; و «ظاهر»; مطرح می شود بر طبق آن ظاهر امر و حکم عرف و عادت مبیّن رابطه جنسی در زندگی مشترک هفت سال بوده و چنین ظاهری بر اصل عدم وقوع مواقعه مقدم میباشد علیهذا بنابمراتب مرقوم با استناد به بند 2 ماده 371 و بند«ج»; ماده 401 از قانون آئین دادرسی مدنی مصوّب 1379 با نقض دادنامه فرجامخواسته پرونده جهت رسیدگی به شعبه هم عرض ارجاع میگردد.پرونده پس از نقض به دادگستری استان سمنان ارسال که در این مرحله به شعبه هم عرض یعنی شعبه ششم دادگاه تجدیدنظر استان سمنان ارجاع می گردد زوج ( س. ب. ) در تاریخ 93/8/7 در شعبه مزبور حاضر شده و اظهار می دارد « اموال منقول ندارم اموال غیر منقول صرفاً یک باب واحد آپارتمانی مسکونی واقع در سمنان ... است که به مبلغ 130 میلیون تومان در رهن بانک ملت ... می باشد قیمت آن حدوداً 115 میلیون تومان ارزش دارد ... از اموال منقول صرفاً یک دستگاه تلفن همراه دارم ... در اداره ثبت همسرم، مهریه را اجرا گذاشته که 230 میلیون ریال و 80 میلیون ریال و الباقی به طور جزئی و تمام حقوق مرا بازداشت و برداشت نموده است ...»; دادگاه وقت رسیدگی تعیین و طی اخطاری به وکیل تجدیدنظر خواه اعلام شده - اولاً - لیست کامل اموال غیر منقول زوج را اعلام می کند - ثانیاً - مشخص شود ملک آقای ب. در قبال حقوق زوجه ( نظیر مهریه و نفقه و غیره ) بازداشت شده یا خیر