(1)- مصادیق جهیزیه(2)-مطالبه یارانه نقدی از سرپرست خانوار
خلاصهٔ رأی
اعاً اعلام نموده: «شوهرم مدت دو سال است مرا از منزل بیرون کرده که با فرزند پنج سالهام در منزل پدر خود به سر میبرم و نامبرده در طول زندگی مشترک با اینجانبه ناسازگاری داشته و همیشه مرا مورد کتککاری و ضرب و شتم قرار میداده و نفقهای پرداخت نکرده که در خصوص این موارد دارای پرونده میباشد و هماکنون به خاطر نفقه در زندان بسر میبرد و حاضر به قبول من در منزلش نبوده و وسایل منزل را بهجای دیگری برده است.
متن کامل
(1)- مصادیق جهیزیه(2)-مطالبه یارانه نقدی از سرپرست خانوار Toggle navigation صفحه اصلی درباره ما درباره پژوهشگاه قوه قضائیه درباره پژوهشکده آرا تماس با ما دریافت نظرات و پیشنهادها عنوان: (1)- مصادیق جهیزیه(2)-مطالبه یارانه نقدی از سرپرست خانوار پیام: (1)-حلقه ازدواج زوج که از طرف خانواده زوجه تهیه شده و طلاهایی که زوجه با خود به منزل زوج برده است از اقلام جهیزیه محسوب نمی شود تا قابل استرداد توسط زوجه باشد. (2)-از آنجا که پرداخت یارانه نقدی، به منظور جبران افزایش هزینه زندگی ناشی از حذف سوبسید قیمت کالاها به سرپرست خانوار(زوج) پرداخت میشود؛ در فرض پرداخت نفقه توسط وی، زوجه استحقاق مطالبه سهم یارانه خود از زوج را ندارد. مستندات: شماره دادنامه قطعی : 9309970906801162 تاریخ دادنامه قطعی : 1393/11/26 گروه رأی : حقوقی آراء منتخب پرونده: شعبه دیوان عالی کشور مشخصات متن نتیجه تحلیلی کلید واژه ها نمایه قوانین مرتبط گردش پرونده عین عبارت چاپ متن متن تجمیعی پرونده قلم یکان ایران میترا ترافیک زر یاقوت تیتر رأی خلاصه جریان پرونده در تاریخ 1391/3/3 آقای ت.ه. به وکالت از طرف آقای ع.الف. به طرفیت خانم س.ر. دادخواستی به خواسته صدور حکم طلاق تقدیم نموده که در شعبه دوم دادگاه حقوقی شهرستان مرودشت ثبت و مورد رسیدگی قرار میگیرد. در جلسه اول دادرسی به تاریخ 1391/5/16 خوانده علیرغم ابلاغ اخطاریه حضور نیافته و لایحهای تقدیم نکرده، ولی وکیل خواهان حضور یافته و اظهار داشت: خواسته به شرح دادخواست تقدیمی، مهریه پرداخت نشده و توان پرداخت را ندارد و بهصورت اقساط هر چه دادگاه تعیین کند پرداخت مینماید و در مورد نفقه حسب اظهار موکل به او پرداخت شده است و در مورد جهیزیه ظرف یک هفته اعلام خواهد شد. زوجین یک فرزند مشترک دارند و بیش از 6 ماه میباشد که جدا زندگی میکنند که خوانده قهر کرده و در خانه پدریاش زندگی مینماید. سپس دادگاه قرار ارجاع امر به داوری صادر نموده و زوجه طی لایحه تقدیمی مورخ 1391/5/17 دفاعاً اعلام نموده: «شوهرم مدت دو سال است مرا از منزل بیرون کرده که با فرزند پنج سالهام در منزل پدر خود به سر میبرم و نامبرده در طول زندگی مشترک با اینجانبه ناسازگاری داشته و همیشه مرا مورد کتککاری و ضرب و شتم قرار میداده و نفقهای پرداخت نکرده که در خصوص این موارد دارای پرونده میباشد و هماکنون به خاطر نفقه در زندان بسر میبرد و حاضر به قبول من در منزلش نبوده و وسایل منزل را بهجای دیگری برده است. اینجانبه حاضر به تمکین میباشم و زندگی را دوست دارم و در هیچ شرایطی حاضر به طلاق گرفتن نیستم و ایشان از نظر مالی دارای وضعیت خوبی میباشد.» و طی لایحه تقدیمی دیگری مهریه و جهیزیه و اجرتالمثل ایام زندگی مشترک و نفقه معوقه خود را مطالبه نموده است. زوج و نیز زوجه هر یک داور خود را معرفی نمودهاند و داوران منتخب نیز هر یک نظریه کتبی خود دال بر عدم سازش طرفین را تقدیم داشتهاند. وکیل خواهان در لایحه مورخ 1391/5/21 تقدیمی اعلام نموده که خوانده جهیزیهای ندارد و از تاریخ 1390/8/25 منزل مشترک را ترک نموده است. در این اثناء آقای م.م. وکیل پایه یک دادگستری با تقدیم وکالتنامه از جانب زوجه اعلام نموده است. در جلسه دادرسی مورخ 1391/9/12 که با حضور وکلای طرفین و نیز زوجه تشکیل گردیده، وکیل خواهان اظهار داشت: «موکل مهریه خوانده را در حد استطاعت مالی خویش به نحوه اقساط پرداخت خواهد نمود و در مورد نفقه خوانده، نامبرده حسب اقرار خودش دو سال است که در منزل پدرش زندگی میکند و حسب اظهار موکل نامبرده بدون اذن موکل زندگی خانوادگی را ترک نموده و علیرغم وساطت افراد متعدد حاضر به بازگشت نشده است. بنابراین در این مدت دو سال نفقه و اجرتالمثلی به ایشان تعلق نمیگیرد و از طرفی هم خوانده جهیزیهای به منزل موکل نیاورده و تمام وسایل منزل توسط موکل تحصیل شده است و موکل در خصوص صحت اظهارات خود شهودی دارد که حضور دارند و در صورت نیاز تقاضای استماع گواهی آنان را دارم.» زوجه خوانده اظهار داشت: «مهریهام را نداده و آبان 1389 ایشان با کتککاری و فحاشی مرا از خانه بیرون کرد و از تاریخ عقد تا آبان 1389 با هم زیر یک سقف زندگی میکردیم و از موقعی که مرا از خانه بیرون کرد، خرجی به من نداده است و قبل از آن خرجی داده است و لیست جهیزیه طبق برگه تقدیم میدارم که کل جهیزیه من میباشد که تحویل شوهرم میباشد و باید به من بدهد. یک پسر بچه پنجساله دارم که میخواهم پیش خودم باشد.» سپس وکیل خوانده هم همان اظهارات زوجه را تکرار نموده که در صورتمجلس منعکس گردید و متعاقباً دادگاه از گواهان خواهان و خوانده در اوراق 48 الی 46 پرونده استماع گواهی به عمل آورده و سپس جهت تعیین میزان اجرتالمثل ایام زندگی مشترک و نفقه معوقه و جاریه زوجه از تاریخ 1390/8/20 تا اجرای صیغه طلاق و نفقه ایّام عده موضوع را به کارشناس ارجاع نموده که پس از طی تشریفات قانونی کارشناس منتخب دادگاه به شرح نظریه کتبی تقدیمی میزان نفقه زوجه را از تاریخ 1390/8/20 لغایت پایان اسفند ماه 1391 جمعاً به مبلغ 25/200/000 ریال و نفقه آینده زوجه را از اول سال 1392 لغایت اجرای حکم طلاق ماهیانه مبلغ 1/800/000 ریال و نفقه ایّام عده را جمعاً مبلغ شش میلیون ریال و اجرتالمثل زندگی مشترک از تاریخ شروع زندگی مشترک (18//1384/3) تا تاریخ 1390/8/20 جمعاً به مبلغ شصت و پنج میلیون ریال تعیین و اعلام نموده است. نظریه کارشناس به وکلای طرفین ابلاغ شد و فقط وکیل زوجه نسبت به ارقام تعیین شده از جهت قلّت آن اعتراض نموده که دادگاه به شرح تصمیم اتخاذی به لحاظ اینکه اعتراض مطروحه خارج از مهلت بوده، آن را مؤثر در مقام ندانسته است و سرانجام با اعلام ختم دادرسی، بهموجب دادنامه شماره 92 - 50 مورخ 1392/1/31 پس از ذکر مقدمهای از چگونگی اقامه دعوی با اعلام اینکه مساعی دادگاه و داوران منتخب در اصلاح ذاتالبین مؤثر واقع نگردیده، لذا خواسته خواهان را وارد و ثابت تشخیص، مستنداً به ماده 1133 قانون مدنی و مادهواحده قانون اصلاح مقررات مربوطه به طلاق گواهی عدم امکان سازش بین زوجین صادر و به زوج اجازه داده با مراجعه به یکی از دفاتر رسمی طلاق و پس از پرداخت مهریه زوجه و اجرتالمثل ایام زندگی مشترک به مبلغ شصت و پنج میلیون ریال و نفقه زوجه از تاریخ 1390/8/20 تا پایان سال 1391به مبلغ بیست و چهار میلیون و هشتصد و سی ریال که کارشناس اشتباهاً در محاسبه آن را بیست و پنج میلیون و دویست هزار ریال ذکر نموده و نیز نفقه زوجه از تاریخ 1392/1/1 تا زمان اجرای صیغه طلاق ماهیانه مبلغ یک میلیون و هشتصد هزار ریال و نفقه ایّام عده جمعاً شش میلیون ریال نسبت به مطلقه نمودن زوجه اقدام نماید. نوع طلاق رجعی است و حضانت فرزند مشترک بنام م. متولد 1386/5/15 را تا سن هفت سالگی به عهده مادر محول و برای پدر به نحو مقرر حق ملاقات با فرزند تعیین نموده است و در خصوص جهیزیه با توجه به اظهارات شهود معارض طرفین و بیاعتبار بودن آن، چنانچه زوجه دلائل یا شهود دیگری داشته باشد، میتواند جداگانه اقدام نماید و در مورد نصف اموال چون وکیل زوجه مشخصات اموال زوج را اعلام ننموده و دلیلی هم بر وجود اموال کسب شده بعد از عقد نکاح اقامه نکرده است، لذا مفاداً ادعای وکیل زوجه در خصوص مورد را مردود اعلام داشته است. پس از ابلاغ رأی صادره، وکیل زوج نسبت به آن تجدیدنظرخواهی نموده و عمده اعتراض وی راجع به یارانه زوجه که توسط زوج دریافت گردیده و جهیزیه و نصف اموال و دارائی زوج میباشد که پس از طی تشریفات قانونی شعبه 22 دادگاه تجدیدنظر استان فارس وارد رسیدگی شده و به شرح تصمیم مورخ 1392/9/10 پرونده را به دادگاه بدوی ارسال نموده تا اولاً: از مرجع مربوطه استعلام نماید که یارانه تجدیدنظرخواه از تاریخ 1390/8/20 به بعد به حساب چه کسی واریز شده و ثانیاً: با دعوت مجدد از شهود تجدیدنظرخواه و تفهیم موارد جهیزیه ادعائی وی، از شهود با اتیان سوگند در خصوص تعلق اقلام مزبور به عنوان جهیزیهای که تجدیدنظرخواه به منزل همسرش برده، استماع شهادت نماید. دادگاه بدوی در مقام انجام نیابت اقدامات لازم را معمول و در جلسه دادرسی مورخ 1392/12/3 که با حضور وکلای طرفین و نیز تجدیدنظرخواه تشکیل گردیده، بدواً از دو نفر شهود تعرفه شده از ناحیه تجدیدنظرخواه به اسامی ج.ر. و خانم س.ر. که والدین نامبرده میباشند، در اوراق 100 الی 103 پرونده استماع گواهی به عمل آورده که شهود هر یک مشخصات اقلام جهیزیه تجدیدنظرخواه را که در صورتمجلس منعکس گردیده، بیان داشتهاند و سپس اظهارات وکلای طرفین را در ارتباط با اقلام جهیزیه که مورد تأیید و تصدیق گواهان قرار گرفته در صورتجلسه دادرسی منعکس کرده و بانک ک. شعبه مرودشت در پاسخ به استعلام دادگاه به شرح اوراق 115 و 117 پرونده اعلام نموده که خانم س.ر. دارای شماره حساب... در این شعبه بوده و از مورخ 1392/8/21 یارانه به مبلغ نهصد و ده هزار ریال دریافت و از طریق عابر بانک برداشت نموده است و از تاریخ مذکور به بعد یارانه دو نفر را از بانک ک. دریافت نموده و قبل از تاریخ مذکور بهعنوان سرپرست هیچگونه یارانهای دریافت نکرده است. دادگاه در مقام انجام نیابت قضائی مجدد تفویضی از طرف دادگاه تجدیدنظر بهمنظور اتیان سوگند از ناحیه تجدیدنظرخواه جهت تکمیل ادلّه خود راجع به تعلق تعداد اقلام جهیزیه با تعیین وقت از طریق دعوت به عمل آورده و در جلسه دادرسی مورخ 1393/5/14 که با حضور تجدیدنظرخواه و وکیل تجدیدنظرخوانده تشکیل گردیده، تجدیدنظرخواه آمادگی خود را برای اتیان سوگند اعلام نموده و سپس دادگاه قرار اتیان سوگند از تجدیدنظرخواه را صادر و متعاقباً تجدیدنظرخواه (زوجه) در مقام اجرای قرار صادره به خداوند متعال سوگند یاد نموده که اقلام جهیزیهای که توسط دو شاهد وی شهادت دادهاند متعلق به من میباشد و آنها را به من تحویل نداده است. سپس دادگاه اظهارات وکیل تجدیدنظرخوانده را که عمدتاً در تکذیب ادعای تجدیدنظرخواه نسبت به 150 گرم طلا بهعنوان جهیزیه بوده، در صورتمجلس منعکس و با انجام این نیابت پرونده را به مرجع تجدیدنظر اعاده و پس از وصول دادگاه تجدیدنظر با اعلام ختم دادرسی بهموجب دادنامه شماره 645 - 93 - مورخ 1393/5/27 اعتراض تجدیدنظرخواه را غیروارد و دادنامه تجدیدنظرخواسته را خالی از ایراد و اشکال اساسی تشخیص و با اصلاحاتی به شرح زیر تأیید نموده است: 1- قبل از اجرای صیغه طلاق یارانه متعلق به خوانده که توسط خواهان اخذ گردیده، از تاریخ آبان ماه 1389 تا پایان مهر سال 1392 به مشارٌالیها تأدیه میگردد. 2- قبل از اجرای صیغه طلاق جهیزیه متعلق به خوانده به شرح زیر نامبرده تحویل میگردد: 1- یک دستگاه تلویزیون الجی 21، 2- یکدستگاه فریزر، 3- پیرکس و سرویس چینی 72 تکه، 4- آبمیوه گیری، 5- چرخ گوشت، 6- فرگاز، 7- سشوار برقی، 8- کمد سه تکه، 9- چهار دست قاشق و چنگال، 10- چهار دست رختخواب، 11- ده عدد پتو، 12- تختخواب دو نفره، 13- جاروبرقی، 14- کمد بچه یک تکه، 15- یک عدد چاقوی میوه خوری، 16- اتو بخار برقی، 17– دو عدد قالی 12 متری، 18- ظروف آشپزخانه، 19- حلقه ازدواج و 150 گرم طلا به خوانده مسترد میگردد. 3- اعتبار گواهی صادره سه ماه پس از قطعیت حکم و یا ابلاغ حکم قطعی است. پس از ابلاغ رأی اخیرالذکر وکیل زوج در مهلت قانونی نسبت به آن در قسمت مربوط به یارانه و جهیزیه که فرجامخواه به پرداخت و تحویل آن ملزم گردیده، فرجامخواهی نموده که پس از تبادل لوایح و وصول پرونده به دیوانعالیکشور جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع گردیده است. دادخواست فرجامی و لایحه جوابیه به هنگام شور قرائت میگردد. هیأت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش آقای عباسیان عضو ممیز و اوراق پرونده مشاوره نموده، چنین رأی میدهد: رأی شعبه دیوان عالی کشور آقای ع.الف. با وکالت آقای ت.ه. نسبت به دادنامه شماره 645 - 93 مورخ 1393/5/27 شعبه بیست و دوم دادگاه تجدیدنظر استان فارس که در جهت اصلاح و تأیید دادنامه بدوی متضمن گواهی عدم امکان سازش جهت اجرای صیغه طلاق به خواسته ایشان انشاء گردیده، در قسمت مربوط به یارانه، اقلام جهیزیه مورد لحوق حکم، فرجامخواهی نموده و اساس اعتراض وی این است که یارانه سهمی زوجه فرجامخوانده را که به استرداد آن ملزم گردیده، دریافت ننموده و همچنین زوجه فاقد جهیزیه بوده و اقلام مقید در حکم اساساً جزو جهیزیه نامبرده محسوب نبوده تا تکلیفی به استرداد آن داشته باشد که با توجه به جامع اوراق پرونده دادنامه فرجامخواسته در قسمت معترضٌعنه واجد ایراد قانونی بوده و درخور نقض است. زیرا اولاً: در پرونده امر هیچ دلیلی وجود نداشته که زوج فرجامخواه یارانه سهمی زوجه فرجامخوانده را در مدت تعیین شده دریافت کرده باشد. ثانیاً: با فرض بر اینکه زوج بهعنوان سرپرست خانوار یارانه نقدی سهمی زوجه را در مدت معینه دریافت نموده باشد، چون پرداخت یارانه نقدی بهمنظور جبران افزایش هزینه زندگی ناشی از حذف سوبسید قیمت کالاها بوده که به تعداد اعضاء خانواده به سرپرست خانوار که قانوناً مسئولیت تأمین و پرداخت هزینه زندگی اعضاء خانواده تحت تکفل خود را عهدهدار میباشد، پرداخت میگردد و در دادنامه بدوی هم نفقه معوقه زوجه فرجامخوانده از تاریخ 1390/8/20 لغایت اجرای صیغه طلاق مورد لحاظ و لحوق حکم قرار گرفته و زوج به پرداخت آن در حق زوجه قبل از اجرای صیغه طلاق ملزم گردیده که این امر مبین آن است که نفقه زوجه قبل از تاریخ 1390/8/20 از طرف زوج پرداخت گردیده است، لذا با توجه به پرداخت نفقه زوجه قبل از تاریخ 1390/8/20 و الزام زوج به پرداخت نفقه زوجه از تاریخ مذکور تا تاریخ اجرای صیغه طلاق، استحقاقی برای زوجه نسبت به یارانه نقدی، به فرض اینکه زوج سهم وی ر