(1)-رکن معنوی بزه محاربه(2)- رابطه سرقت مسلحانه در شب و محاربه
خلاصهٔ رأی
پیام: (1)-احراز قصد ایجاد رعب و وحشت و سلب امنیت مردم به عنوان رکن معنوی بزه محاربه، ضروری است.
متن کامل
(1)-رکن معنوی بزه محاربه(2)- رابطه سرقت مسلحانه در شب و محاربه Toggle navigation صفحه اصلی درباره ما درباره پژوهشگاه قوه قضائیه درباره پژوهشکده آرا تماس با ما دریافت نظرات و پیشنهادها عنوان: (1)-رکن معنوی بزه محاربه(2)- رابطه سرقت مسلحانه در شب و محاربه پیام: (1)-احراز قصد ایجاد رعب و وحشت و سلب امنیت مردم به عنوان رکن معنوی بزه محاربه، ضروری است. (2)-صرف سرقت مسلحانه در شب بدون قصد ایجاد رعب و وحشت و سلب امنیت مردم، مصداق بزه محاربه نیست. مستندات: ماده 279 قانون مجازات اسلامی 1392- شماره دادنامه قطعی : 9409970909700022 تاریخ دادنامه قطعی : 1394/02/27 گروه رأی : کیفری آراء منتخب پرونده: شعبه دیوان عالی کشور مشخصات متن نتیجه تحلیلی کلید واژه ها نمایه قوانین مرتبط گردش پرونده عین عبارت چاپ متن متن تجمیعی پرونده قلم یکان ایران میترا ترافیک زر یاقوت تیتر رأی خلاصه جریان پرونده مندرجات پرونده حاکی است در تاریخ 1393/02/10 مقارن ساعت2:50 بامداد مرکز فوریتهای پلیسی به کلانتری ... شهرستان م. یک مورد سرقت به عنف از سوی سه نفر که اقدام به سرقت یک دستگاه خودروی سواری پژو 405 نقرهای به شماره انتظامی... متعلق به ج. نمودهاند که بلافاصله عوامل انتظامی با هماهنگی مقام قضایی به آدرس اعلامی مراجعه کرده اند و با هماهنگی مالباخته تیم نیروی انتظامی در سطح شهر به گشت زنی پرداخته که خودروی مذکور در گلزار شهدای مطقه ی پ. مشاهده و با ایست مأمورین اقدام به فرار نمودهاند. پس از تعقیب و گریز خودروی موردنظر در حین فرار به تیر چراغبرق برخورد نموده، متوقف شده است و سرنشینان آن مجدداً پس از پیاده شدن با توجه به موقعیت مکانی فرار مینمایند که سرانجام پس از تعقیب دستگیر میگردند. متهمان دستگیرشده به نام های م. و ف. پس از اعتراف دستگیرشدگان به سرقت که با همدستی شخص دیگر به نام ح.ن. که متهم اصلی پرونده بود سرقت انجام و ساعت تقریبی چهار بامداد همان روز واقعه متهم اصلی با شماره تلفن همراه به شماره... به شماره همراه ف. احد از متهمان دستگیرشده تماس حاصل مینماید که ح.ن. با تماس تلفنی درحالیکه روی پخش بود و همه اعضاء حاضر از نیروی انتظامی شنود میکردند اظهار داشت: خودروی مسروقه را بالاتر از ت. ببر و در جای خلوت ضبطصوت و متعلقات آن را باز کن و رها کن میآیم دنبالت میآورم. که عیناً مکالمات نامبردگان که روی پخش بود توسط مأمورین حاضر شنود گردید و شنیده شد (ص3). پرونده متهمین دستگیرشده با متهم اصلی بلافاصله در حضور مأمورین در ت. قرار ملاقات میگذارند. نیروی انتظامی نیز کمین میکنند حدود ساعت چهار و نیم یک دستگاه موتورسیکلت با دو نفر سرنشین در محل قرار حاضر میگردند وقتی به کمین نیروی انتظامی برخورد میکنند که قصد فرار داشتن با اقدامات ویژه پلیسی که منجر به تیراندازی هوایی نیز گردید. متهمین زمینگیر و ح.ن. و ق. دستگیر میگردند و بلافاصله مورد بازرسی بدنی قرار میگیرند که در زیر لباسهای ح.ن. یک قبضه شمشیر حدود پنجاه سانتیمتری و یک عدد گوشتی نوکیا لمسی یک عدد پیچ گوشی چهارسو یک عدد فندک فلزی دو بسته تریاک به وزن تقریبی هفتاد سانت (دو گرم و یک بسته شیشه بیست سانتی) و از متهم ق. نیز دو عدد گوشی نوکیا معمولی کشف و ضبط گردید و موضوع به شرح برگ 4 پرونده صورتجلسه میگردد. متعاقب دستگیری متهم ح.ن. با هماهنگی دادستان محترم شهرستان م. مقارن ساعت5:20 تاریخ 1393/02/10 از منزل ح.ن. برای کشف سلاح که در سرقت مسلحانه خودرو شاکی مورداستفاده قرار گرفته است، بازرسی که دوقبضه اسلحه شکاری و یک عدد شمشیر به طول حدود سی سانتیمتر با دسته استخوانی و غلاف مشکی و یک عدد کمربند زورخانهای سه عدد چوبدستی به طول نیم متر دو عدد پنجهبوکس کشف و ضبط گردید. همچنین سلاحهای مکشوفه داخل کیسه پیچیده شده بود که توسط پدر متهم تحویل مأمورین گردید و موضوع بازرسی نیز با حضور رئیس آگاهی و رئیس کلانتری و رئیس اطلاعات نیروی انتظامی و هفت نفر دیگر از مأمورین و افسران و صاحبخانه صورتجلسه و در برگ 6 پرونده مضبوط است. ضمناً تصویر مجوز حمل سلاح برای الف. جهت دامداری و خانم ن. اخذ و ضمیمه پرونده میباشد و در مواجهه حضوری که بین شاکی و متهمین در تاریخ 1393/02/10 مقارن ساعت6:20 در حضور ده نفر از مأمورین مربوط به شرح برگ 12 انجام شد. شاکی ج. که شاکی متهم ح.ن. را شناسایی و اعلام داشته نامبرده را درحالیکه در دست یک قبضه اسلحه وینچستر داشت کاپشن مشکی و شلوار مشکی داشت به سمت بنده حمله کرده و اسلحه را بر روی صورت بنده گرفته که بنده با التماس از ماشین خارج شدم. ف. جلوی ماشین سمت شاگرد و م. پشت فرمان ماشین نشست و از محل متواری گردید که ف. و م. اظهارات شاکی را قبول نمودهاند و گفتهاند ح.ن. ما را به چنین کاری مجبور کرد و اشتباه کردیم درخواست عفو داریم. به دنبال آن بین متهمین ف. و م. و ح.ن. و ق. مواجهه حضوری در همان تاریخ 1393/02/10 ساعت مقارن7:30 انجام شد. م. و ف. متفقاً اعلام داشتهاند که دو شب در منزل ح.ن. مهمان بودیم و شب گذشته متهم از ما خواست که یک ماشین هر چه باشد را دربست کنیم و سمت س. به سمت سالن ورزشی بیاوریم و ما نیز این کار را کردیم و به محل موردنظر بردیم که ناگهان ح.ن. با یک قبضه اسلحه شکاری مشکیرنگ که در منزلش به ما نشان داده بود به سمت راننده گرفته و او را مجبور به پیاده کردن نمود. سپس با حالت پرخاش به سمت م. نگاه کرد و گفت پشت فرمان بشین و م. نیز نشست و پشت سر ح.ن. که با موتور بود حرکت کردیم که در همین زمان مأمورین دنبال ما افتادند ما نیز اقدام به فرار کردیم و بعد دستگیر شدیم (ص13). پرونده در ادامه پیگیری در نیروی انتظامی در تحقیقات مقدماتی پس از تفهیم مورد اتهام اظهار داشت من و م. برای گردش چندروزه به م. آمدیم و خانه دوستمان س. و با ح.ن. نیز آشنا بودیم که برای شام توسط ح.ن. دعوت شدیم و زنگ زد که بدون س. برویم منزل ح. گفت کارتان دارم ما رفتیم نشستیم باهم حرف زدیم گفت بروید ساعت 11 الی یک زنگ میزنم بیایید کارتان دارم. ساعت 12 زنگ زد رفتیم نشستیم یک اسلحه بزرگ مشکی درآورد گفت میخواهم با شما بروم دزدی گفتیم نمیتوانیم ما را مجبور کرد گفت بروید یک ماشین بگیرید بیارید 30 متری منطقه م. . ما یک ماشین نقرهای دربست گرفتم رفتیم محل موردنظر با موتور آمد و اسلحه کشید خودرو را گرفت به ما گفت ببرید قایم کنید ما رفتیم خواستیم ماشین را جا بگذاریم فرار کنیم مأمورین آمدند ما را گرفتند و نقشه مال ح.ن. بود و من و دوستم م. بودیم... متهم یادشده فاقد سابقه میباشند. آقای م. ساکن ت. پس از تفهیم مورد اتهام اظهار داشت: چند روز پیش برای گردش آمدیم شمال دوستم گفت برویم م. پیش دوستم س. آمدیم که شب گذشته ح. ما را دعوت کرد منزلش. ما ساعت 9 شب رفتیم گفت بروید زنگ میزنم بعد بیایید ساعت 12 زنگ زد رفتیم و ح. اسلحه درآورد ما ترسیدیم گفت بروید میدان بیرون وانمود کنید مسافرید ماشین بگیرید بیاورید ماشین را ببرید سمت م. من میآیم جلو شما را میگیرم. ما رفتیم همین کار را کردیم و او آمد اسلحه کشید به من گفت بشین پشت فرمان و به دنبالش رفتیم تا جایی که گفت شما بروید من میآیم گفت بروید ... بعد بهوسیله گشت که دنبالمان افتاد و دستگیر شدیم بعد از دستگیری با هماهنگی مأمورین در محل مورد قرار او آمد و افتاد توی دام و ما همان اول همهچیز را به مأمورین گفتیم و اسلحه مشکی در منزل داشت روی بدنه آن نوشته بود مکتوم و او ما را اغفال کرد.... متهم فاقد سابقه کیفری است. آقای ج. بازنشسته نیروی انتظامی در برگ 24 پرونده در توضیح شکایت خودش اعلام نموده است حدود ساعت 2 شب از مسیر کمربندی بعد از سوختگیری گاز به سمت س. بهسوی منزل در حال تردد بودم که یک نفر با موتورسیکلت با لباسهای مشکی به همراه کلاه مشکی و یک قبضه اسلحه وینچستر مشکیرنگ جلوی خودرو ایستاد و اسلحه را به روی سر بنده گرفت و مسلح کرد که یک فشنگ آن به زمین افتاد و یکی از دو همدستش به نام ف.م. از زمین برداشت و دوباره به شخص موتورسوار داد و بنده را تهدید جانی نمود و من هم از ترس جانم پس از چندین مرتبه التماس و خواهش خودرو را تحویل دو همدستش که پیاده بودند دادم و بلافاصله از محل متواری شدند و با کمک اهل محل پلیس را مطلع کردم و بعد آنها را دستگیر کردیم... متهم ق. پس از تفهیم مورد اتهام اظهار داشت من از سرقت خبری نداشتم. ح. به من زنگ زد برویم پیش گوسفندان من هم رفتم دنبالش رفتیم س. ما را گرفتند و موتور که در حال دستگیری ما گرفتند موتور من بود و حاضرم با متهمین دستگیرشده مواجهه حضوری شوم. متهم ق. دارای چهار فقره سابقه تخریب ورود به عنف و اخلال در نظم عمومی است و متهم ح.ن. دارای 11 فقره سابقه مشارکت در سرقت، استعمال حشیش، ایجاد مزاحمت، اخلال در نظم و قدرتنمائی و ایراد ضرب... میباشد و متهم ح.ن. پس از تفهیم مورد اتهام در مقام تحقیق در نیروی انتظامی اظهار داشت چهار بار سابقه درگیری و نزاع دارم و زندان بودم و سه سال حبس داشتم و من در سرقت نقشی ندارم و آشنایی من با سارقین در حد سلامعلیک بوده است و اصلاً به منزل نیامدند و نقشهای هم وجود نداشت. من سرقت نکردم حاضرم با شاکی مواجه حضوری شوم من زنگ زدم به ق. با موتورش در حین رفتن به روستای ... بودم به خانه پدربزرگم دستگیر شدیم جاده را بستهاند ما را دستگیر کردند و سرقتی انجام نشد که من با آنها باشم و آنها تقاضای پول کردند از من و اسلحهای ندارم و سرقتی انجام ندادم. تریاک همراهم برای مصرف شخصی بوده و سلاح سرد همراهم که در بازرسی کشف شد به خاطر امنیت جاده بود و سرقت را قبول ندارم. نیروی انتظامی اداره آگاهی موضوع سرقت و دستگیری متهمین و وسایل مکشوفه را طی گزارشی که در برگ ردیف 31 و 32 منعکس است به دادستان محترم عمومی و انقلاب شهرستان م. اعلام مینماید و پرونده در همان تاریخ 1393/02/10 به بازپرس محترم شهرستان یادشده ارجاع میگردید و با دستور بازپرس محترم سوابق متهمین اخذ و ضمیمه پرونده میگردد که آقایان ف. و م. فاقد سابقه میباشند و ق. دارای سه فقره سابقه و برای ح.ن. 6 فقره سابقه محکومیت در برگ 37 و 38 پرونده اعلام گردید. در این مرحله از رسیدگی شاکی ج. نزد بازپرس اظهار داشت اینجانب با وسیله نقلیه خودم که بنام پسرم میباشد حدود ساعت 1/30 شب مورخ 1393/02/10 پس از سوختگیری گاز از سمت س. بهسوی منزل میرفتم که ناگهان یک دستگاه موتورسیکلت شخصی به نام ح.ن. با اسلحه وینچستر مشکیرنگ راه را بست برایم اسلحه کشید میخواست من را بکشد. پژو را گرفت به دو نفر دیگر که نامشان را نمیدانم داد بعد من زنگ زدم با نیروی انتظامی هماهنگ کردیم متهمین را دستگیر کردیم در حال فرار بودند دستگیر کردیم. متهم ف. نزد بازپرسی اظهار داشت بنده اظهاراتم را در مرجع انتظامی گفتم و ایشان (ح.ن.) در سالن مرا تهدید کرد یعنی الآن در سالن مرا تهدید کرد چه بگویم. خانه ح.ن. دیشب ساعت 12:30 بودیم به ما گفت برویم سرقت ماشین ما گفتیم نمیتوانیم مجبورمان کرد همان ساعت یکشب باهم بلند شدیم سهنفری و با موتور که مال ح. بود و دست وی اسلحه بود سوار موتور شدیم و ما را در خیابان پیاده کرد گفت این کار را بکنید یعنی خودرو را سرقت کنید. ماشین شاکی و ایستاد و ح.ن. دور زد کاری نکرد و ما سوار ماشین شاکی شدیم و ح.ن. مجدداً پیچید و اسلحه درآورد گرفت بهطرف شاکی و راننده را گفت پیاده شو و حاجی پیاده شد و به م. گفت بنشین پشت ماشین و نشست من هم سوار شدیم گفت ببرید قایم کنید و در خیابان دستگیر شدیم و ما ماشین شاکی را دربست گرفته بودیم که این اتفاق افتاد. (در این لحظه شاکی در نزد بازپرس حضور یافت و اظهار نمود اینکه ماشین من را دربست کرایه کرده باشند دروغ محض است. مجدداً به متهم تفهیم اتهام شد اظهار داشت ما را مجبور این کار کرده است. م. دیگر متهم پرونده پس از تفهیم مورد اتهام اظهارات قبلی خودش را تکرار نموده است لیکن شاکی به اینکه بهعنوان مسافر آنها را سوار کرده باشد تکذیب کرده و اظهار داشت اینها باهم و همدست بودند. متهم دیگر به نام ق. نیز نزد بازپرسی اظهارات قبلی خودش را تکرار نموده است. آقای ح.ن. در تاریخ 1393/02/10 در برگ 51 پرونده نزد بازپرسی پس از تفهیم مورد اتهام اظهار داشت: ((من سوابق کیفری عدیده دارم از سرقت و غیره و با این افراد (ف. و م.) آشنایی دارم و حرفهای آنها را قبول ندارم و من به ق. زنگ زدم بیاید مرا ببرد نزد گوسفندان که مال پدرم میباشد. چون موتورم خراب است به ایشان زنگ زدم مرا ببرد و مشارکت در سرقت را با اسلحه قبول ندارم و دروغ میگویند.)) بازپرسی قرار مناسب تأمین صادر نموده است و به موافقت دادستان محترم رسانده و به اداره آگاهی جهت کشف واقعیت دستوراتی را صادر نموده است در ادامه تحقیقات و در اجرای دستورات بازپرس محترم به تاریخ 1393/02/10 مأمورین جهت دستگیری پدر و خواهر متهم ح.ن. و نیز انتقال و بررسی موتورسیکلت مربوط به ح.ن. از جهت اینکه سالم است یا خراب به آدرس محل سکونت متهم و پدرش واقع در م. سهراهی ف. عزیمت و برابر موازین وارد منزل گردیدند و در همین حین با توجه به اینکه ح.ن. در اظهارات خود اعلام که موتورسیکلت وی خراب است که با ب. تماس گرفت که او را به روستا برساند. برادرش ورود مأمورین به منزل متهم در همان تاریخ وقوع حادثه به نام ی. اقدام به روشن کردن موتور نموده و از محل متواری شد و نسبت به مأمورین نیز توهین نموده است و اظهار داشت نمیتوانید دیگر موتور را ببینید و لذا توقیف موتورسیکلت میسر نگردید. لیکن پدرش الف.ق. دستگیر و اظهار داشتند خواهرش دانشجو است و به ت. رفته حضور ندارد (ص61). پرونده در اداره آگاهی مجدداً از ف. تحقیق، اظهار داشت: ((من س. را میشناسم مدت شش یا هفت ماه است که وی را میشناسم و ما از ت.