1-تقاضای قصاص توسط قیم2-نقض رأی صادره در خصوص یکی از اتهامات
خلاصهٔ رأی
1-تقاضای قصاص توسط قیم2-نقض رأی صادره در خصوص یکی از اتهامات Toggle navigation صفحه اصلی درباره ما درباره
متن کامل
1-تقاضای قصاص توسط قیم2-نقض رأی صادره در خصوص یکی از اتهامات Toggle navigation صفحه اصلی درباره ما درباره پژوهشگاه قوه قضائیه درباره پژوهشکده آرا تماس با ما دریافت نظرات و پیشنهادها عنوان: 1-تقاضای قصاص توسط قیم2-نقض رأی صادره در خصوص یکی از اتهامات پیام: 1-ولی دم صغیری که ولی قهری ندارد،مقام رهبری است و قیم حق تقاضای قصاص ندارد. 2-در بزه قتل عمدی حین سرقت مقرون به آزار،در صورت نقض رأی صادره در خصوص قتل توسط دیوان،این نقض شامل آرا صادره در خصوص اتهامات دیگر مبنی بر شروع به سرقت مسلحانه و معاونت در آن نیز می گردد. مستندات: شماره دادنامه قطعی : 9409970910500272 تاریخ دادنامه قطعی : 1394/06/23 گروه رأی : کیفری آراء منتخب پرونده: شعبه دیوان عالی کشور مشخصات متن نتیجه تحلیلی کلید واژه ها نمایه قوانین مرتبط گردش پرونده عین عبارت چاپ متن متن تجمیعی پرونده قلم یکان ایران میترا ترافیک زر یاقوت تیتر رأی خلاصه جریان پرونده شماره پرونده : 9209988434300001 شماره دادنامه : 9409970910500135 تاریخ : 1394/04/06 خلاصه جریان پرونده آقایان 1- ح. خ. ، 22 ساله به اتهامات الف - ارتکاب قتل عمدی مرحوم ح.ک. ب - شروع به سرقت مسلحانه از مغازه طلافروشی مقتول ج- جعل و نگهداری یک قبضه کلت کمری غیر مکشوف 2- الف. الف. ، 23 ساله به اتهام شرکت در شروع به سرقت مسلحانه 3- ش.م. ، 20 ساله و4- س. ف. 22 ساله هر دو به اتهام معاونت در شروع به سرقت مسلحانه تحت تعقیب قرار گرفتهاند بدین شرح که حسب اعلام به فوریتهای پلیسی 110 یک فقره تیراندازی منجر به قتل مأمورین در ساعتهای 13/30 مورخه ۱۳۹1/12/9 جهت بررسی به بیمارستان عزیمت و مشخص میگردد آقای ح.ک. 46 ساله اهل و ساکن س. که دارای مغازه طلافروشی در خیابان ط. بوده توسط سه نفر سارق مسلح به مغازه وی مورد ضرب گلوله قرار گرفته و فوت نموده و جسد توسط همسایهها به بیمارستان منتقل گردیده است و ضاربین نیز از صحنه متواری گردیدهاند. پس از اعلام گزارش به دادرس جانشین بازپرس دادگاه سنقر و صدور دستورات مقتضی، مأمورین در خصوص شناسایی و دستگیری متهمین متواری تحقیقات مفصلی را به عمل آورده و با توجه به اظهارات گواهان و انجام چهرهنگاری و بررسی دوربین تعاونی اعتبار ثامن و شناسائی رانندهای که متهمین مرا به عنوان مسافر سوار و به ک. منتقل نموده و تحقیق از وی موفق به شناسائی متهمین و دستگیری آنان نمیگردد تا اینکه احدی از متهمین به نام الف.الف. خود را به مرجع انتظامی معرفی و شرح واقعه را بیان و پس از آن مأمورین نسبت به دستگیری متهم ردیف اول اقدام مینمایند. متهم ردیف اول در مورخ ۱۳۹1/12/15 پس از دستگیری و در اولین بازجوئی خود نزد جانشین بازپرس اظهار نموده « من در بهزیستی ک. با ش. و س. دوست شدم ، الف. را یک سال است که میشناسم ، بعد به خاطر نداری و بیپولی و بیکاری و بخاطر عمل گوش خواهرم که کر و لال است خواستم که بروم و از طلافروشی سرقت کنم بعد با س. موضوع را در میان گذاشتم ، بعدش به الف. گفتم و میگفتم میخواهم سرقت کنم و به آنها میگفتم مجبور نیستید اگر دوست دارید بیائید اگر تمایل ندارید نمیخواهد بیائید و من و س. روز دوشنبه آمدیم س. فرداش ش. و الف. بعدازظهر آمدند پیش من و شب آن بحثهایمان را کردیم و قرار شد برویم و سرقت را انجام دهیم . وی در پاسخ به سئوال جانشین بازپرس مبنی بر ، اسلحه را کی خریدی ؟ اظهار نموده، حدود 15 روز پیش از ک. از محله د. خریدم و به خاطر سرقت خریدم 45 هزار تومان با 4 تا تیر فقط برای این سرقت . س - نقشه را کی کشید ، آیا قبلا بروی نقشه کار کرده بودی ؟ طلافروشی را زیر نظر داشتی ؟ ج- اولش طلافروشی دور میدان ... را زیر نظر داشتیم بعد که فهمیدیم آنها دو نفر هستند و منصرف شدیم و رفتیم سراغ این طلافروشی و نقشهای نداشتیم . س- در خصوص نحوه قتل توضیح بده ؟ ج - قرار بود من به همراه س. و الف. برویم داخل مغازه و ش. بیرون مراقب باشد ، س. اسپری داشت من اسلحه داشتم و الف. چاقو داشت، بعد من قیمت یک ساعت را خواستم و گفتم جلد ساعت را به من بده بعدش سر قیمت بحث کردیم و س. و الف. آمدند تو، س. ساعت را دستش کرد و یک مقداری برای او ساعت را کوچک کرد ( طلافروش ) و س. اسپری پاشید توی صورت مرحوم ( اسپری NATO بود ) و مرحوم حمله کرد به سمت س. و میخواست او را بگیرد و من اسلحه را درآوردم و مسلح کردم و تا چشمم خورد به الف. و س. که داشتند فرار میکردند من هول شدم و دستم رفت روی ماشه و خودم پشت سر آنها دویدم و اسلحه شلیک شد من دیگر هیچی ندیدم و فقط آتش را دیدم و هول شده بودم بعد از بازار م. رفتیم دور میدان ... و پلیس نبود و ماشین گرفتیم رو به ترمینال و از ترمینال دربست گرفتیم رو به ک. و توی راه کسی جلوی ما را نگرفت ، س - آیا چیزی سرقت کردی ؟ ساعت را چه کار کردی ؟ ج- خیر هول شده بودیم چیزی سرقت نکردیم و ساعت هم ماند روی ویترین. جانشین بازپرس اتهامات قتل، شروع به سرقت مسلحانه، نگهداری یک قبضه کلت کمری و 4 عدد فشنگ مربوطه را به متهم تفهیم نموده است وی در دفاع اظهار نموده، قتل عمد نبود ماشه از ترس کشیده شد اصلاً قصد کشتن او را نداشتم دستم ناگهان رفت روی ماشه .» ( ص 166 الی 168 ) نامبرده در جلسه بعدی در تاریخ ۱۳۹2/10/2 نزد جانشین بازپرس اظهار میدارد « بنده در بازجوئی قبل حالت روحی و روانی مناسبی نداشتم و همه چیز را گردن گرفتم و طلافروشی آقای ک. پیشنهاد س.ف. بود و پیشنهاد من طلافروشی دور میدان ... بود و س. اصرار کرد و گفت بیا برویم طلافروشی سرقت کنیم و اسلحه را س. به من داد و اسلحه متعلق به س. بود و او از ک. ( دره دراز ) خریده است و داخل مغازه دست من بود ، لحظهای که میخواستیم شروع به سرقت کنیم س. وقتی اسپری را به صورت مقتول پاشید مقتول آمد از خودش دفاع کند و س. را هول داد عقب و س. اسپری را پاشید رو به صورت من و اسپری ریخت توی چشم من و من هول شدم و اسلحه را مسلح کردم دست بردم روی چشمم که آن را پاک کنم که متأسفانه دستم رفت روی ماشه تیر به مقتول برخورد کرد .» ( ص 197) الف. الف. پس از معرفی خود به مرجع انتظامی مشروحاً چگونگی وقوع حادثه را توضیح داده که در بخشی از اظهارات وی آمده « ... کباب خوردیم آمدیم بیرون و آمدیم داخل بازار چند دور زدیم ح. رفت داخل طلافروشی و من راه میرفتم بیرون آمدند، ح. آمد گفت طلافروشی ساعتی دارد ازش خوشم میآید ، گفت پول داری ؟ من یک تراول پنجاه هزار تومانی داشتم بهش دادم ، ح. و س. رفتند داخل من هم آرام پشت سر آنها درب مغازه ویترین را نگاه میکردم ، درب طلافروشی باز بود جلو درب گفتم آقا ارزانترین حلقه دو تا چقدر میشود گفت پانصد هزار تومان ، من به سمت بالا حرکت کردم تقریباً یک دکان جا گذاشتم ، س. آمد بیرون گفت فرار کن من هم با او دویدم که چند قدم نرفته بودیم که صدای گلوله از پشت آمد و لحظه ای بعد ما در حال دویدن بودیم ح. از ما جلو زد و پیچیدیم داخل کوچه پشت بازار که چند تا مغازه بود در میدان آنها سوار تاکسی شدند تا ما رسیدیم س. جلوتاکسی بود و من و ح. عقب تاکسی ، ش. جا ماند رفتیم ترمینال پیاده شدیم ح. یک تاکسی دربست کرایه کرد راه افتادیم و به راننده گفت مادربزرگم مرده بریم ک. من سوال کردم چه می گوئی ؟ چون می دانستم مادر بزرگ ندارد اشاره داد هیچی نگو .» (ص 182 ) وی نزد جانشین بازپرس اظهار نموده « هیچ نقشی نداشتم و من سارق نیستم » ( ص169 ) و در صفحه 195 اظهار میدارد ، من کاری نکردم و بیگناه هستم و اگر مشکل داشتم خودم را تحویل مأمورین نمیدادم متهم ردیف سوم آقای ش. میری دو چشمه در اولین بازجوئی خود نزد جانشین بازپرس ضمن رد اتهام اظهار نموده من از نیت ح. و س. خبر نداشتم و اسلحه ای هم قبلاً دست آنها ندیدم و شب قبل از قتل قرار شد که همه برویم بخوابیم من و الف. نشسته بودیم قلیان می کشیدم و س. و ح. رفتند بالا که بخوابند بعد از یکی دو ساعت رفتم بالا دیدیم که هنوز نخوابیده اند و دارند حرف می زنند و ما رفتیم حرفشان را قطع کردند و خودشان را زدند به خواب .» ( ص116 الی 121) وی پس از تفهیم اتهام اظهار نموده « من خبر نداشتم که اینها میخواهند سرقت کنند و من به دعوت ح. آمدم و 400 هزارتومان از من قرض کرده و پس نداده است .» ( ص 170 )و در صفحه 193 اظهار می دارد « باور کنید من اصلاً در جریان سرقت نبوده ام و اگر خودم را معرفی کرده ام هدفم صرفاً عدالت خواهی و کمک بوده است و خواهشمند هستم که کمک کنید من بیگناه بیخودی محاکه نشم من اصلاً نمیدانستم قصد اینها چیست؟ « حسب گواهی انحصار وراثت صادره( برگ335 پرونده ) اولیاء دم متوفی عبارتند از خانمها الف. ع. ( مادر ) س. م. ( زوجه ) و م. ک. و ع. ک. فرزندان متوفی که اولیاء دم کبیر ( مادر و فرزندبزرگ متوفی ) و همسر متوفی به عنوان قیم فرزند صغیر مرحوم علیه متهمین اعلام شکایت و تقاضای قصاص نفس قاتل و مجازات معاونین قتل رانموده اند ( ص 326 الی 338) ، پزشکی قانونی در نظریه خود علت فوت متوفی را خون ریزی داخلی بر اثر پارگی قلب و ریه راست در اثر اصابت گلوله به قفسه صدری تعیین نموده است (ص 315 ) و کارشناس رسمی دادگستری در رشته اسلحه و مهمات نیز در نظریه خود اعلام کرده « ... اولاً - مقتول از سمت راست و قدام سینه مورد اصابت یک گلوله مستقیم سلاح کلت کمری مگنوم قرار گرفته است . ثانیاً-گلوله در بدن متوقف شده و از بدن خارج نگردید و فاقد سوراخ خروج بوده . ثالثاً - گلوله خارج شده از بدن مقتول مربوط به فشنگ جنگی کلت کمری غیر استاندارد و غیر سازمانی مگنوم دارای کالیبر 8 میلیمتر بوده . رابعاً آثار گلوله روی البسه مقتول با آثارگلوله روی بدن مقتول مطابقت و همخوانی دارد . خامساً در محل آثار گلوله ای مشاهده نگردیده تنها آثار خونریزی داخل مغازه وجود داشت .» ( ص 182 الی 184) جانشین بازپرس در تاریخ 92/2/19 باصدور قرار مجرمیت برای سه متهم موصوف ، پرونده را به رؤیت دادستان عمومی و انقلاب شهرستان س. رسانده که با قرار صادره موافقت شده است (ص 269 ) (لازم به ذکر است متأسفانه در برگ شماری پرونده و تنظیم اوراق نظم منطقی وجود ندارد و بسیار نامرتب منگه و برگ شماری شده است . عضو ممیز ) و دادستان به شرح برگ 371 در تاریخ 92/3/18 با صدور کیفرخواست پرونده را به دادگاه ارسال نموده است . دادگاه پس از تعیین وکیل تسخیری برای متهم ردیف اول در تاریخ 92/5/22 با حضور متهمین( سه متهم موصوف ردیفهای اول تا سوم ) و وکلای آنها و اولیاء دم و وکیل و نماینده دادستان تشکیل جلسه داده است ، نماینده دادستان درخواست اشد مجازات را برای متهمین نموده است متهم ردیف اول پس از تفهیم اتهام توسط دادگاه اظهار نموده « قبول دارم که وی را کشته ام و برای من فرقی نمی کند چه عمد باشد چه نباشد چون شرایط طوری است که اگر دیه بخواهند دیه ندارم ، اتهام شروع به سرقت مسلحانه را قبول دارم اول طلافروشی میدان ... به پیشنهاد س. بود چون نشد این طلا فروشی را انتخاب کردیم و این اتهام را قبول دارم ، اسلحه را س. تهیه کرده بود و پول آن را از ش. میری گرفته بودم 45 هزار تومان از وی گرفتم و س. اسلحه راتهید کرد ... اول من داخل طلا فروشی شدم که قیمت جنس بگیریم که مشتری داشت که مشتری رفت بیرون و من قیمت یک ساعت را گرفتم و بعد از حدود 20 تا 30 ثانیه اول س. آمد و بعد الف. داخل شد و الف. در را بست س. به شانه ( کتف ) به من زد که اسلحه را در بیاورم من با کتف به وی زدم که قرار چیز دیگری است و س. اسپری را در آورد و پاشید توی صورت طلا فروش من طرف راست س. ایستاده بودم ، همزمان که او اسپری را پاشید من هم اسلحه را در آوردم و مسلح کردم و الف. در این حین فرار کرد آن فرد طلا فروش از روی ویترین آمد که از خود دفاع کند و زد زیر دست س. و من سمت راست س. بودم وقتی که مقتول به دست س. زد اسپری به طرف صورت من پاشید و من هول کردم و الف. که فرار کرد گفتم چون با ( خوانا نیست ) با ش. در ارتباط است شاید مأموری چیزی باشد وهول شدم وآمدم چشمم را پاک کنم که دستم رفت روی ماشه اسلحه ، اسلحه دست راست من بود و با همان دست راست میخواستم که چشمم را پاک کنم که دستم رفت روی ماشه ، الف. الف. و ش. مشیری دو چشمه نیز همان مطالب قبل خود را در دادگاه بیان کرده اند . وکیل متهم ردیف اول با تقدیم لایحه ای از وی دفاع نموده و درخواست کرده با توجه به اینکه دستگیری س. ف. در کشف حقیقت و تصمیم عادلانه موثر است لذا دستور دستگیری وی صادر گردد. دادگاه مجدداً درتاریخ 92/8/14 با حضور متهمین ردیفهای اول تا سوم و وکلای مدافع آنان و نماینده دادستان تشکیل جلسه داده که متهمین همان مطالب را تکرار نموده اند و ردیف اول در آخرین دفاع از خود اظهار نموده قتل عمد را قبول ندارم وقصد کشتن کسی را نداشتم و سرقت هم انجام ندادم درمورد اسلحه به من گفته شده بود از سوی س. که خراب است و قصد ترساندن داشتم و از اولیای دم طلب حلالیت می کنم حقی است که به گردن من دارند تقاضای بخشش از سوی آنها را دارم و وکیل متهم ردیف اول در راستای اظهارات موکلش و با توجه به این که س. اسلحه را تهیه و به متهم ردیف اول داده و اظهار نموده اسلحه خراب است ، عمل موکلش را قتل عمدی ندانسته و در دفاع از موکل اعلام نموده نامبرده قصد کشتن مقتول را نداشته و هرچند به ظاهر عمل ایشان نوعاً کشنده باشد لکن چون موکل این اطمینان را از طریق س. ف. که فعلاً متواری و طراح و برنامه ریز این جنایت بوده حاصل که اسلحه معیوب است قابل استفاده نیست و حتی فشنگهای آن دست ساز می باشد و صرفاً به قصد ترساندن و ارعاب مقتول جهت تسهیل در سرقت مورد استفاده قرار گیرد که متأسفانه علیرغم این اطمینان موکل مورد فریب واقع شده و بدون علم و آگاهی به اینکه اسلحه صحیح و سالم و قابل شلیک می باشد مبادرت به چکاندن ماشه اسلحه مینماید ..... و برای کشف حقیقت تقاضای دستگیری س. ف. را د