(1)- تدلیس در نکاح به واسطه سکوت (2)- فسخ نکاح به استناد صرع

خلاصهٔ رأی

خوانده نیز اظهار داشته: اصل بر سلامت افراد است و نیاز به قید آن در موقع ازدواج نمی باشد و موکله در موقع ازدواج سالم بوده و الان نیز سالم است و اگر بیماری صرع داشته بهبود یافته است و ماده قانونی استنادی در مورد موکله صادق نیست و موکله باکره نبوده و مدخوله است بنابراین اختیار فسخ نکاح ساقط می باشد و در ماده 1123 قانون مدنی عیوب زن که برای مرد حق فسخ ایجاد می کند احصاء شده و صرع و تشنج در آن نیامده است.

متن کامل

(1)- تدلیس در نکاح به واسطه سکوت (2)- فسخ نکاح به استناد صرع Toggle navigation صفحه اصلی درباره ما درباره پژوهشگاه قوه قضائیه درباره پژوهشکده آرا تماس با ما دریافت نظرات و پیشنهادها عنوان: (1)- تدلیس در نکاح به واسطه سکوت (2)- فسخ نکاح به استناد صرع پیام: 1- سکوت زوجه و ولی وی نسبت به نقصی که در زوجه وجود دارد و اعتقاد زوج هم بر عدم این نقص است، تدلیس موجد حق فسخ برای زوج محسوب نمی شود. 2- بیماری صرع زوجه از عیوب موجب فسخ نکاح نبوده و در صورتی که سلامت کامل زوجه صراحتا ضمن عقد شرط نشده یا عقد مبنی بر آن واقع نشده باشد، زوج امکان فسخ نکاح به این جهت ندارد. مستندات: ماده 1123ماده 1128 قانون مدنی - شماره دادنامه قطعی : 9209985180201136 تاریخ دادنامه قطعی : 1395/06/17 گروه رأی : حقوقی آراء منتخب پرونده: شعبه دیوان عالی کشور شعبه دیوان عالی کشور مشخصات متن نتیجه تحلیلی کلید واژه ها نمایه قوانین مرتبط گردش پرونده عین عبارت چاپ متن متن تجمیعی پرونده قلم یکان ایران میترا ترافیک زر یاقوت تیتر رأی خلاصه جریان پرونده پیرو گزارش سابق پرونده (ص64) که نیازی به تکرار آن نیست آقای ع. الف.م. فرزند ر. با وکالت آقای ا.ح. دادخواستی به طرفیت همسرش خانم ف. م.ق.ق. به ولایت ج. م.ق.ق. با خواسته فسخ عقد نکاح به دادگاه عمومی شهرستان درگز تقدیم نموده و ادعا کرده است: علقه زوجیت طرفین در تاریخ اول مهر 1392 برقرار گردیده و عقد نکاح متبایناً بر صحت و سلامت زوجین می باشد و خوانده نیز در جریان مذاکرات اولیه ازدواج اعلام وصف سلامت جسمی نموده ولی ایشان برخلاف این تبانی و وصف، دارای بیماری صرع می باشد. موکل بعد از اطلاع از بیماری، اراده باطنی مبنی بر فسخ نکاح را در حضور شهود به اطلاع خوانده رسانده لذا مستندا به ماده 1128 قانون مدنی تقاضای رسیدگی و صدور حکم بر فسخ عقد نکاح را دارد. پرونده به شعبه اول دادگاه عمومی حقوقی ارجاع شده و جلسه دادگاه در تاریخ 93/02/09 با حضور وکلای طرفین تشکیل شده و وکیل خواهان اظهار داشته: خوانده دارای بیماری صرع بوده و پزشک متخصص نیز نامبرده را از ازدواج منع کرده و بدون اینکه بیماری صرع را به موکل اطلاع بدهد اقدام به ازدواج با موکل نموده و برابر ماده 1128 قانون مدنی هرگاه وصف سلامت مزاج در عقد هرچند تصریح نشده ولی عقد مبتنی بر آن واقع شده باشد از موجبات فسخ می باشد. وکیل خوانده نیز اظهار داشته: اصل بر سلامت افراد است و نیاز به قید آن در موقع ازدواج نمی باشد و موکله در موقع ازدواج سالم بوده و الان نیز سالم است و اگر بیماری صرع داشته بهبود یافته است و ماده قانونی استنادی در مورد موکله صادق نیست و موکله باکره نبوده و مدخوله است بنابراین اختیار فسخ نکاح ساقط می باشد و در ماده 1123 قانون مدنی عیوب زن که برای مرد حق فسخ ایجاد می کند احصاء شده و صرع و تشنج در آن نیامده است. دادگاه دستور معرفی زوجه به پزشکی قانونی را صادر نموده و پاسخ واصله از آن مرکز حاکی است ابتلای نامبرده به بیماری صرع مورد تأیید است. (ص62) دادگاه در تاریخ 94/10/19 ختم رسیدگی را اعلام و به موجب دادنامه شماره 753 - 94/10/19 با احراز علقه زوجیت طرفین در مورد خواسته زوج با استناد به احصاء بیماری های موجب فسخ نکاح در قانون مدنی و عدم ذکر بیماری صرع در ردیف بیماری های موجب حق فسخ (در ماده 1123) و این که زوج پس از اطلاع از بیماری بلافاصله اقدام به طرح دعوی نکرده است حکم به ابطال دعوی فسخ نکاح صادر نموده است. پس از ابلاغ این حکم وکیل زوج نسبت به آن تجدیدنظر خواهی کرده و پرونده به شعبه 16 دادگاه تجدیدنظر استان خراسان رضوی ارجاع شده و پس از رسیدگی به موجب دادنامه شماره 825 - 94/11/14 ضمن رد تجدیدنظر خواهی، رأی بدوی عیناً تأیید شده است. این رأی نیز پس از ابلاغ مورد فرجام خواهی زوج واقع شده و پرونده به این شعبه (26) دیوانعالی ارجاع شده و پس از رسیدگی دادنامه شماره 143 - 95/06/17 صادر شده و فرجام خواهی به دلیل نقص تحقیقات (که مبسوطاً در صفحه 64 ذکر شده) موجه تشخیص و رأی فرجام خواسته نقض شده و به همان شعبه ارجاع شده است که به دادگاه بدوی جهت رفع نقص ارسال شده و جلسه دادگاه در تاریخ 95/09/14 با حضور طرفین تشکیل شده و با پیشنهاد طرفین به منظور صلح و سازش زوجین تقاضای تجدید جلسه رسیدگی شده و یا تجدید آن جلسه مجدد در تاریخ 95/10/12 با حضور طرفین تشکیل شده و وکیل زوج اظهار داشته: زوجه قبل از عقد مبتلا به بیماری صرع بوده و موکل از آن اطلاع نداشته و حاضرم شهود خویش را تعرفه نمایم نظر پزشکی قانونی نیز مؤید این امر است. وکیل زوجه نیز اظهار داشته: با لحاظ نظر دیوان عالی کشور بیماری صرع صفت نیست بلکه یک عیب محسوب است و عیوب در ماده 1123 قانون مدنی احصاء شده نه در ماده 1128 و عیوب از شخص انفکاک ناپذیر و صفت انفکاک پذیر است و با توجه به نظریه پزشکی قانونی موکل در زمان عقد و قبل از آن مبتلا به بیماری صرع نبوده و پزشک معالج عنوان نموده که امکان تشنج وجود دارد و در مذاکرات قبل از عقد صحبتی از صرع نبوده است دادگاه پس از درج اظهارات طرفین قرار استماع شهادت شهود را صادر نموده و جلسه دادگاه در تاریخ 95/11/12 بدین منظور تشکیل و اظهارات شهود صورت جلسه شده (ص83) و وکیل زوجه اظهار داشته: خواهان باید اشخاصی را معرفی نماید که در جلسه خواستگاری حاضر باشند که بنا بر اظهارات اطرافیان موکل آقای م. الف.م. در جلسه خواستگاری نبوده و علاوه بر آن برادر زوج و ذینفع می باشد و از موارد جرح است دادگاه پس از درج کامل اظهارات طرفین پرونده را به مرجع تجدیدنظر اعاده نموده است و دادگاه تجدیدنظر در تاریخ 95/11/28 ختم رسیدگی را اعلام و دادنامه شماره 1558 - 95/11/30 را صادر نموده و به موجب آن چنین استدلال کرده است: اولاً موارد فسخ نکاح در ذیل ماده 1123 قانون مدنی احصاء شده و مریضی صرع از موارد مذکور در آن ماده نمی باشد و ثانیاً این مریضی مشمول مفاد ماده 1128 قانون مدنی نیز نمی گردد و طبق فتوای امام خمینی (ره) در تحریرالوسیله نیز سکوت زوجه یا ولی او از نقصی که در زوجه وجود دارد و اعتقاد زوج هم بر عدم این نقص بوده از تدلیس موجب خیار نمی باشد در غیر عیوب موجب خیار لذا سکوت زوجه و ولی او تدلیس محسوب نمی شود لذا ضمن رد دعوی تجدیدنظر خواهی، رأی بدوی تأیید شده است. این رأی نیز در تاریخ 95/12/02 به وکیل زوج ابلاغ شده لکن وی با اعلام استعفاء از وکالت درخواست ابلاغ رأی به شخص زوج را نموده است و رأی در تاریخ 95/12/14 به زوج ابلاغ شده و در تاریخ 95/12/26 مورد فرجام خواهی زوج واقع شده و پرونده به دیوانعالی کشور ارسال شده و در تاریخ 96/02/31 ثبت دبیرخانه دیوان شده و در تاریخ 96/03/08 به این شعبه ارجاع شده است که پس از بررسی و مشاوره ، اظهار نظر و اتخاذ تصمیم خواهد شد.هیئت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش آقای سیدمجتبی قریشی عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده درخصوص دادنامه شماره 1558 - 95/11/30 فرجام خواسته مشاوره نموده چنین رأی میدهد. رأی شعبه دیوان عالی کشور فرجام خواهی آقای ع. الف.م. به طرفیت خانم ف. م.ق.ق. نسبت به دادنامه شماره 1558 - 95/11/30 صادر شده از شعبه 16 دادگاه تجدیدنظر استان خراسان رضوی موجه به نظر نمی رسد زیرا دادنامه مذکور براساس مستندات و دلایل موجوده در پرونده و برابر موازین قانونی صادر شده و از حیث رعایت اصول دادرسی نیز ایرادی بر آن وارد نیست و خواسته نامبرده با شقوق ماده 371 قانون آئین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی منطبق نیست لذا با استناد به ماده 370 قانون آئین دادرسی موصوف دادنامه فرجام خواسته ابرام میگردد. مقرر است پرونده به دادگاه محترم صادر کننده رأی اعاده شود. شعبه بیست و ششم دیوانعالی کشور رضا انصاری (رئیس) سیدمجتبی قریشی (مستشار) فهرست خلاصه جریان پرونده شعبه دیوان عالی کشور نقد رأی نقد رأی نام * : رایانامه * : توضیح: کدتصویری: تعدادموافق: 0 ـ تعدادمخالف: 0 نقدهای شما تماس با ما نشانی: تهران اتوبان چمران شمال ، اتوبان یادگار جنوب، بعد از خروجی اوین درکه، پشت مجتمع دشت بهشت، خیابان شهید قدوسی کد پستی : 1983846514 تلفــــن : 22376843 دورنگار : 22376840 سامانه پیام کوتاه:5000969900070 رایانامه : bijp@jri.ac.ir پیوندها پژوهشگاه قوه قضاییه قوه قضاییه جمهوری اسلامی ایران مرکز آمار و فناوری اطلاعات قوه قضاییه روزنامه رسمی کشور معاونت حقوقی قوه قضاییه مرکز مطبوعات و انتشارات قوه قضاییه نسخه کلیه حقوق برای پژوهشگاه قوه قضاییه محفوظ است