1 ) اعتبار اقرار نزد بازپرس 2 ) مدت مجازات تکمیلی
خلاصهٔ رأی
لذا با توجه به فعل مجرمانه مشتکیٌعنهما و هتک حرمت صورت گرفته و از بین بردن آبرو خانوادههای ما در بین مردم، از آن مقام به استناد ماده 621 و 608 قانون مجازات اسلامی تقاضای رسیدگی و ارجاع به آگاهی و بررسی و اشد مجازات مشتکیٌعنهما مورد استدعاست.
متن کامل
1 ) اعتبار اقرار نزد بازپرس 2 ) مدت مجازات تکمیلی Toggle navigation صفحه اصلی درباره ما درباره پژوهشگاه قوه قضائیه درباره پژوهشکده آرا تماس با ما دریافت نظرات و پیشنهادها عنوان: 1 ) اعتبار اقرار نزد بازپرس 2 ) مدت مجازات تکمیلی پیام: 1 ) در بزه زنا، یک بار اعتراف نزد بازپرس اقرار عندالحاکم قلمداد نمی شود و براساس آن نمی توان حکم به محکومیت متهم به مجازات زنا صادرنمود. 2) مدت مجازات تکمیلی نباید بیش از دو سال باشد. مستندات: تبصره 1 ماده 23 قانون مجازات اسلامی 1392- شماره دادنامه قطعی : 9309970906400124 تاریخ دادنامه قطعی : 1393/05/19 گروه رأی : کیفری آراء منتخب پرونده: شعبه دیوان عالی کشور مشخصات متن نتیجه تحلیلی کلید واژه ها نمایه قوانین مرتبط گردش پرونده عین عبارت چاپ متن متن تجمیعی پرونده قلم یکان ایران میترا ترافیک زر یاقوت تیتر رأی خلاصه جریان پرونده باتوجه به محتویّات پرونده و صفحات 1 الی 4 پرونده خانمها:1- م.ب. متولد 1363 2- پ.ب. متولد 1374 و 3- الف.ب. متولد 1373 به دادسرای عمومی و انقلاب شهرستان ... با تقدیم شکوائیه علیه ص.ب. و س.ب. مدعی شدهاند در مورخ 1391/10/25 از روستای ... جهت دریافت یارانه به بانک در روستای ... مراجعه نموده در حین برگشت مشتکیٌعنهما با یک دستگاه سواری جلو ما ایستاده و از ما درخواست رساندن به خانهمان را نمودند. اینجانبان با توجه به اینکه با مشتکیٌعنهما اهل یک روستا بوده و همسایه میباشیم و دارای نسبت فامیلی بوده و بر حسب اعتماد سوار خودروی آنها شدیم. بعد از حرکت ما را به سمت روستای ... برده و هر چه داد و فریاد زدیم و با آنها درگیر شدیم، توجهی ننموده تا اینکه به ... رسیده و در یک جاده فرعی قصد پیاده کردن ما را نموده و متهم ردیف دوّم با چاقو اینجانبه شاکی ردیف اوّل که همراه با فرزند ... بودیم را با تهدید به قتل نمودن با یک چاقو و درهای ماشین را از روی من بست و متهم ردیف اوّل نیز با تهدید با یک قبضه اسلحه دو لول شاکیان ردیف دوم و سوم را پیاده نموده به قصد تجاوز یک چادر بردند که با ممانعت ما از این کار خودداری کردند و بعد از سوار کردن ما در نزدیکی روستا ... ما را پیاده نمودند. لذا با توجه به فعل مجرمانه مشتکیٌعنهما و هتک حرمت صورت گرفته و از بین بردن آبرو خانوادههای ما در بین مردم، از آن مقام به استناد ماده 621 و 608 قانون مجازات اسلامی تقاضای رسیدگی و ارجاع به آگاهی و بررسی و اشد مجازات مشتکیٌعنهما مورد استدعاست. ع.ح. وکیل پایه یک دادگستری در صفحه 12 پرونده با تنظیم وکالتنامه از سوی آقایان: 1- ص.ب. 2- س.ب. وارد رسیدگی به پرونده در مرحله مقدماتی و بازجویی شدهاست. در اوراق ردیف 15 و 16 در مرجع انتظامی از س.ب. متولد 1368 دارای پیشینه کیفری و مجرد بازجوئی شدهاست. جواب: بنده قبلاً بهدلیل فرار از خدمت روانه زندان شدم. سوال: حسب محتویات پرونده و شکایت شکات و گزارش مرجع انتظامی متهم هستی به آدم ربایی و هتک حرمت و تهدید خانم م.ب. و غیره چه میگوئید؟ جواب: بنده منزلمان خواب بودم، ساعت 11 صبح همان تاریخ 1391/10/25 از خواب بیدار شدم و البته یک روز پیش از 1391/10/25 که خانم م.ب. و پ.ب. و الف.ب. به تلفن همراه بنده زنگ زدند و با بنده صحبت کردند. حتی میگفتند که به ما زنگ بزن، کارت داریم و من میگفتم که تلفنم شارژ ندارد و بعد که از خواب بیدار شدم، آمدم جلوی مغازه ج.ب. کنار جاده آمدم و همان لحظه به دوستم بهنام ص.ب. زنگ زدم و گفتم من دارم میروم پیش مغازهها و تو هم بیا و البته یک روز قبل که به من زنگ زد، آقای ص.ب. هم با من بود، از موضوع کاملاً اطلاع داشت. ص. پیش من آمد. با خودرو پژو خودش نزد من آمد. البته ما هم دو نفری به آنها زنگ زدیم و حتی به ص. گفتم: خانمها دوباره با هم زنگ زدن. ص.گفت ولشان کن و البته آن زن با دخترها داخل بانک بودند و زمانیکه ما پیش هم بودیم، دوباره دخترها به گوشی ص. زنگ زدند و ص. به من گفت که چکار کنم؟ با هم با خودرو جلوی بانک رفتیم و البته یک پاترول هم در همان حوالی که خانمها بودند داشت بطور مشکوک گشت میزد و خود خانمها آمدند و سوار شدند و به سمت ... حرکت کردیم و در نزدیکیهای زمینهای کشاورزی آقای الف. به داخل جاده فرعی رفتیم و حتی خانمها توی خودرو با هم بحث میکردند و پچپچ میکردند و اصلاً هیچ داد و بیدادی نکردند و حتی نگفتند که ما را کجا میبرید و اصلاً کسی آنها را تهدید نکرد و نه چاقوئی و نه اسلحه و حتی چادر مسافرتی که گفتند هم نداشتیم و با خودرو با سرعت کم در مسیر جاده چرخانیدیم و سپس بازگشتیم به داخل جاده اصلی به طرف روستا ... و پس از روستا برگشتیم و در چهارراه پشت منزل ش.ب. آنها را پیاده کردیم و سپس با هم به جلوی مغازه ج.ب. رفتیم و همانجا ایستادیم و با هم صحبت کردیم. حتی به آنها گفتیم که جایی تعریف نکنید، ولی ما کاری با شما نکردیم که آبرویمان برود و در ضمن ما هیچگونه آدمربایی نکردیم و تهدیدی انجام ندادیم و حاضریم با خانمها مواجه حضوری شویم و شکایت آنها کذب میباشد و خودشان به ما چندین نوبت زنگ زدند و خودشان مشکل اخلاقی دارند. ولی آن روز برابر قرآن خدا، با میل و رضایت خودشان سوار شدند و زمانیکه سوار شدند ما هیچیک از خودرو پیاده نشدیم که خودشان با صحت و سلامت درب خودرو را باز کردند و سوار شدند و هیچگونه زور و اجباری نبوده و قصد و نیّت خودمان این بود که برویم شهرستان ... و هیچ قصد و نیتی در خصوص رابطه نامشروع با این خانمها نداشتیم. فقط میخواستیم یک دوری با هم بزنیم و البته قبلاً هم با هم تماس تلفنی داشتیم و بیشتر از این حرفی نداریم. از آقای ص.م. متولد 1367 متأهل، مقیم روستای ... نیز در اوراق ردیف 17 و 18 بازجویی شده که همین مطالب س. را او نیز تکرار کردهاست. سوال: آیا زمانیکه آنها را به جاده بردید آنها را از خودرو پیاده کردید؟ چه کسی از خودرو پیاده شد؟ جواب: اصلاً آنها را پیاده نکردیم و هیچ کدام از ما پیاده نشد و کلاً سر و ته قضیه به سی دقیقه طول نکشید. فقط یک دوری با هم در جاده زدیم و برگشتیم و هیچگونه عمل خلافی با آنها انجام ندادیم و هیچگونه دشمنی با آنها نداشتیم. فقط خودشان زنگ زدند و با میل و رغبت سوار خودرو شدند و ما هیچگونه آدمربایی انجام ندادیم و این خانمها خودشان فساد اخلاقی دارند و اشتباه کردیم. در محضر بازپرس از خانم پ.ب. متولد 1374/07/10 محصل... تحقیق شده، اظهارداشته در تاریخ 1391/10/25 روز دوشنبه من و خانم م. و الف. به بانک رفتیم که یارانهها را بگیریم و آقایان متهم جلوی ما ایستادند و ما را سوار خودرو کردند و قرار بود ما را به منزل خودمان ببرند و ما سوار شدیم و بعد دربها را قفل کردند و بعد ما را از جاده قدیم به کنار ... بردند و س. پیاده شد و چادر مسافرتی را برپا کرد و ص. از صندوق عقب درآورد و س. با چاقو خانم م. را تهدید کرد و بالای سر وی ایستاد و بعد ص. با اسلحه ما دو تا خانم را با اسلحه تهدید کرد و به داخل چادر بردند و بعد درب خودرو را قفل کردند و بعد دو نفری داخل چادر آمدند و بعد ص. به نزد من آمد و با من نزدیکی کرد و بعد از قُبل با من عمل نزدیکی کرده و س. هم نزد خانم الف. رفت و با او هم نزدیکی کرد و بعد که کارشان تمام شد، ما را به روستا برگرداندند. سوال: در تاریخ 1391/10/25 چه طوری سه نفری از منزل خارج شدید؟ جواب: درآن روز ساعت 2 بعدازظهر من و الف. که الف. به منزل من آمد و بعد ما دو نفری به بانک رفتیم که یارانه را بگیریم و بعد خانم م. ما را در بانک دید و سه نفری از بانک خارج که به روستای خودمان برویم. سوال: شما که به طرف روستای خودتان حرکت کردید، خودرو متهمان چگونه شما را سوار کردند؟ جواب: ما سه نفری که از بانک خارج شدیم، متهمان با خودرو خود از روستای ... به طرف پایین میآمدند که خودشان توقف کردند و بعد ص. شیشه خودرو را پائین کشید و گفت: بیائید سوار شوید تا شما را به روستا برسانیم و بعد هم س. گفت و ما سوار خودرو شدیم و ماشین درحال آمدن بود و از بالا که به طرف پائین میآمد، کنار ما متوقف شد و جلوی ماشین به طرف جاده اصلی ... بود. سوال: چرا وقتی سوار شدید و مسیر را عوض کرد اعتراض ننمودید؟ جواب: ما اعتراض کردیم، ولی فایده نداشت. سوال: چرا با دست متهمان را خفه یا جیغ و داد نکردید یا شیشه خودرو را پائین ندادید یا شیشه را نشکستید و دیگر اقدامات لازم انجام ندادید؟ جواب: آنها مرد بودند، ما را به اطراف ... بردند و در مکانی خودرو را متوقف و س. چادر مسافرتی را از صندوق درآورد و برپا کرد. بعد س.چاقو داشت و خانم م. را تهدید کرد و ص. اسلحه را از صندوق عقب بیرون آورد و با اسلحه ما دو نفر را به داخل چادر بردند و آقای ص.ب. با من از جلو نزدیکی کرد. سوال: دقیق بیان کنید چه شخصی موجب ازاله بکارت شما شد؟ جواب: آقای س.ب. حدوداً پنج ماه قبل که با هم رفیق بودیم و با هم ارتباط تلفنی داشتیم و من هر شب به منزل برادرم ی.ب. میرفتم و میخوابیدم، چون برادرم در منزل نبود. یک شب به س. تماس گرفتم و او هم با من تماس گرفت و گفت: میخواهم بیایم با تو حرف بزنم و من با خانم م.ب. که زن برادرم بود صحبت کردم که قبول کند که س. به منزل بیاید و صحبت کنیم و ساعت یک شب به داخل منزل آمد و ما با هم به داخل اتاق رفتیم که با هم صحبت کنیم و حتی یک تشک به اتاق بردیم و ما دو نفری داخل اتاق بودیم و بعد با هم صحبت کردیم به من تجاوز کرد و به من گفت: چیزی به کسی نگو تا با هم عروسی کنیم و و من از آبروی خودم ترسیدم و گفت چیزی بهکسی نگوئید. در صفحات 26 الی 29 از خانم م.ب. متولد 1363 در بازپرسی تحقیق شدهاست. شکایت خود را مشروحاً بیان کنید. یک هفته قبل من و الف.ب. و پ.ب. ما سه نفری به طرف بانک رفتیم که یارانههای خود را اخذ نمودیم و برای برگشتن به طرف منزل خودمان حرکت کردیم که یک دستگاه پراید متعلق به آقای ص.ب. کنار جاده ایستاده بود و به ما گفت سوار خودرو شوید تا شما را به روستای خودتان ببرم و بعد ما را به طرف روستای ... بردند و بعد به ... بردند و بعد ما را مجدداً سر جاده ... پیاده کردند. سوال: ساعت چند از منزل خارج شدید؟ جواب: ساعت 13 از منزل خارج شدیم و تاریخ و روز آن را نمیدانم و یک هفته قبل بود. من مستقل زندگی میکنم و در آن روز اوّل الف. به منزل من آمد و بعد از پنج دقیقه پ. به منزل من آمد و بعد به من گفتند بیا برویم بانک یارانهها را بگیریم و حدود ساعت 13 به منزل من آمدند. تصمیم گرفتیم برویم یارانهها را بگیریم. سه نفری پیاده به طرف ... روستایی که پاسگاه در آن واقع است و به بانک رفتیم و یارانههایمان را گرفتیم و آن دو نفرهم یارانه را گرفتند. سوال: موبایل خانمها پ. و الف. را اعلام کنید؟ جواب: موبایل ندارند، ولی خط دارند، اما شماره آن را نمیدانم. وقتی ما داشتیم به پائین میآمدیم از بانک برمیگشتیم، خودرو سمت راست متوقف بود و جلوی ماشین به طرف ما بود و ایستاده بود. ص.ب. راننده بود و س.ب. هم صندلی جلو نشسته بود. آقای ص.ب. در ماشین را باز کرد و به ما گفت: بیا سوار شوید تا شما را به روستا ببریم و س. هم گفت بیائید سوار شوید. بعد ماشین دور زد و حرکت کرد و بهجای اینکه به طرف روستای ما برود به طرف روستای ... رفت. ما اعتراض کردیم و جیغ و فریاد زدیم و درب خودرو را قفل کرد و توجهی به ما نکرد و بعد ما را به روستای ... بردند و دور زدند و به ... رفتند و بعد خودرو ایستاد و س. من را با چاقو تهدید کرد و آن دو نفر را پیاده کردند و چادر مسافرتی برپا کردند و در ماشین را بر روی من قفل کردند و چهار نفری به داخل چادر رفتند و آقای ص. اسلحه دو لول از داخل صندوق عقب بیرون آورد و آن دو دختر را تهدید کردند و به داخل چادر بردند و نیم ساعت داخل چادر بودند و بعد کارشان که تمام شد از چادر بیرون آمدند و چادر را ص. جمع کردند و ما را به روستای خودمان پیاده کردند. از ص.ب. متولد 1367 دارای عیال و اولاد در محضر بازپرس تحقیق شدهاست؛ سوال: حسب محتویات پرونده و شکایت و گزارشات مرجع انتظامی و اقاریر خودتان مشارکت آدمربایی به شما تفهیم میشود. از خود دفاع کنید؟ جواب: قبول ندارم، من دو ماه با این خانمها در ارتباط هستم و م. با من تماس میگرفت و در تاریخ 1391/10/25 آقای س.ب. با من تماس گرفت و من به نزد او آمدم و به من گفت که م. زنگ میزند، چکار کنیم و بعد هم قبول کردیم که با هم بیرون برویم. تا اینکه موقع ظهر بود که م. گفت اوّل من خانم الف. و پ. را به بانک میفرستم و بعد خودم هم به دنبال آنها می روم و وقتی از بانک خارج شدیم بیایید و با هم سوار شویم و به بیرون برویم و بعد ما به ... رفتیم و سه نفر را سوار کردیم و بهطرف ... رفتیم و زیر تونل اول توقف کردیم و آقای س.ب. چادر مسافرتی برپا کرد. اوّل س. با پ. به داخل چادر رفت و ده دقیقه با هم بودند و بعد پ. بیرون آمد و الف. به داخل چادر رفت و بعد از ده دقیقه که بیرون آمدند و من با پ. به داخل چادر رفتیم. سوال: آیا پرده بکارت خانم الف.ب. را شما ازاله نمودید و آیا با وی دخول کردهاید؟ جواب: خیر! من با الف. دخول نکردم و رابطه جنسی با هم نداشتیم. سوال: آیا با خانم پ.ب. دخول داشتهاید؟ جواب: دو ماه قبل منزل م.ب. من با خانم پ.ب. نزدیکی کردم و از دُبر بطور کامل دخول کردم و همراه س.ب. به منزل م.ب. رفته بودیم. سوال: آیا شما زن دارید و با این وصف که به راحتی خانم شما در دسترس بود و هر وقت میخواستید میتوانستید با وی نزدیکی کنید با خانم پ.ب. نزدیکی نمودهاید؟ جواب: من با خانم خودم هر وقت اراده کنم میتوانم با وی نزدیکی کنم و حتی همان وقتی که با خانم پ.ب. نزدیکی کردم، خانمم نزد من بود و در منزل حضور داشت و همان شب به منزل خودم رفتم و منزل من و منزل پ. در یک روستا میباشد. در تاریخ 1391/11/05 معاینه به عمل آمد، پرده