(1)- احراز شرط مبنایی در عقد نکاح - (2)- نقش داوری عرف در احراز شرط مبنایی نکاح
خلاصهٔ رأی
پیام: 1- صرف اینکه در صفحه سند ازدواج و در قسمت مربوط به مشخصات زوج، در مقابل شغل وی واژه لیسانس قید شده باشد، نمی تواند دلیل بر اشتراط آن میان طرفین محسوب شود، به نحوی که بتوان گفت عقد نکاح مبنی بر آن واقع شده است.
متن کامل
(1)- احراز شرط مبنایی در عقد نکاح - (2)- نقش داوری عرف در احراز شرط مبنایی نکاح Toggle navigation صفحه اصلی درباره ما درباره پژوهشگاه قوه قضائیه درباره پژوهشکده آرا تماس با ما دریافت نظرات و پیشنهادها عنوان: (1)- احراز شرط مبنایی در عقد نکاح - (2)- نقش داوری عرف در احراز شرط مبنایی نکاح پیام: 1- صرف اینکه در صفحه سند ازدواج و در قسمت مربوط به مشخصات زوج، در مقابل شغل وی واژه لیسانس قید شده باشد، نمی تواند دلیل بر اشتراط آن میان طرفین محسوب شود، به نحوی که بتوان گفت عقد نکاح مبنی بر آن واقع شده است. بنابراین در صورتی که کشف شود وی فاقد این مدرک است، حق فسخی برای زوجه حاصل نمی شود. 2- در فرضی که زوجه دارای مدرک فوق لیسانس و مدس دانشگاه بوده و زوج نیز خود را دارای مدرک لیسانس معرفی کند، کشف این حقیقت که زوج فاقد مدرک لیسانس است برای زوجه حق فسخ ایجاد نمی کند. زیرا بنابر داوری عرف ازدواج با چنین تفاوتی در مدرک تحصیلی بلااشکال و مسبوق به سابقه است و عرفا مدرک لیسانس زوج، وصف اساسی مقصود زوجه محسوب نمی شود. مستندات: شماره دادنامه قطعی : 9409970906800775 تاریخ دادنامه قطعی : 1394/10/29 گروه رأی : حقوقی آراء منتخب پرونده: شعبه دیوان عالی کشور مشخصات متن نتیجه تحلیلی کلید واژه ها نمایه قوانین مرتبط گردش پرونده عین عبارت چاپ متن متن تجمیعی پرونده قلم یکان ایران میترا ترافیک زر یاقوت تیتر رأی خلاصه جریان پرونده شماره پرونده : 9309981511001285 شماره دادنامه : 9409970906800775 تاریخ : 1394/10/29 خلاصه جریان پرونده در تاریخ 1393/10/14 خانم پ. ن.م. با تقدیم دادخواست بطرفیت آقای الف. ناصر آبادی بخواسته فسخ نکاح توضیح داد: در تاریخ 1393/2/4 (بموجب سند نکاحیه رسمی 13307 دفتر رسمی ثبت ازدواج شماره 3 حوزه ثبت مشهد با مهریه یک جلد کلام الله مجید) به عقد دائم رسمی خوانده در آمده خودش دارای مدرک فوق لیسانس است و زوج خود را در جلسه خواستگاری دارای مدرک لیسانس معرفی کرد افرادی شاهدند که ایشان در مراسم مزبور خود را دارای مدرک لیسانس معرفی کرد که حاضر به ادای شهادت اند حدود 2 روز قبل از طریق آشنایان متوجه شد که زوج دارای مدرک دیپلم میباشد و او که استاد دانشگاه است حاضر به ازدواج با شخص دیپلمه نبوده است به استناد ماده 1128قانون مدنی درخواست رسیدگی دارد . در تصویر مصدق از سند نکاحیه پیوست دادخواست نوشته شد زوجه فوق لیسانس و زوج لیسانس و طلا فروش و در صفحه 7 سند زدواج در قسمت سایر موارد از قبیل وکالت با سابقه ازدواج زوجه و غیره نوشته شد زوج همسر سابق خود را ذیل شماره 1699- 1390/9/12 دفتر ساری به نوع خلعی مطلقه نموده است . پرونده حسب الارجاع در شعبه دهم دادگاه حقوقی ساری تحت کلاسه 931297 به ثبت رسید آقای محمد حسنی مقدم وکیل پایه یکم دادگستری با تقدیم وکالتنامه بوکالت از خواهان وارد جریان دادرسی شد . در جلسه مقرر رسیدگی بتاریخ 1393/10/27 خوانده با وجود ابلاغ قانونی نسخه ثانی دادخواست و ضمائم و اخطاریه اش حاضر نشد لایحه ای از او برای جلسه مزبور پیوست پرونده نمیباشد اما خواهان و وکیل او حاضر شدند . وکیل خواهان علاوه بر تقدیم لایحه ای در سه برگ که ثبت نشده ولی پیوست است به تفصیل ضمن بیان خواسته موکله به فسخ نکاح بلحاظ تخلف از شرط صفت و تدلیس در نکاح و وجود خیار تدلیس در نکاح با استنتاج از ماده 1128 قانون مدنی و قید کلمه (( لیسانس)) در سند نکاحیه ( در قسمت مربوط به درج مشخصات خوانده ) که موجب فریب زوجه شده درخواست تجدید جلسه را به منظور دعوت از گواهانی که در جلسه خواستگاری حضور داشتند و زوج ادعا کرد دارای لیسانس است جهت ادای شهادت نمود در بدو جلسه نیز اظهار نمود خواسته بشرح دادخواست و لایحه تقدیمی است . خواهان گفت در یک خانواده با تحصیلات بالا بزرگ شد و خود او دارای تحصیلات کارشناسی ارشد تربیت بدنی و فوق دیپلم علوم آزمایشگاهی بوده مدرس دانشگاه است برای او از همه چیز مهمتر تحصیلات شریک زندگی اش بود تا چیز دیگر. از نظر مالی هیچ کم ندارد خوانده به دروغ خود را با مدرک لیسانس معرفی کرد الان معلوم نیست دیپلم داشته باشد یا خیر. مدرک خودش را مخفی می کند عمل زناشویی انجام شده است او دوشیزه نیست . پس از صدور قرار استماع گواهی گواهان خواهان و تجدید جلسه رسیدگی و دعوت از اصحاب دعوی و ثبت لایحه تقدیمی خواهان که ضمن تکرار مطالب قبلی افزوده زوج فاقد تحصیلات اعلامی و شغل مربوطه بوده و دارای یک فرزند حدود 10 ساله از زن قبلی خود است که این امر را از ایشان پنهان نموده است از اداره ثبت احوال ساری کتباً استعلام گردید آیا خوانده بجز ازدواج با خواهان سابقه ازدواج دیگری داشته یا خیر از آن ازدواج صاحب فرزندی شده یا خیر؟ آقای م. ت. وکیل پایه یکم دادگستری با ارائه وکالتنامه از خوانده وارد جریان دادرسی شد در جلسه مقرر رسیدگی بعدی به تاریخ 1393/11/6 خواهان و وکیل ایشان و آقای ت. و خانم زهره مقصودی بعنوان وکلای خوانده حاضر شدند ابتدا وکیل خوانده با اعلام اینکه ادعای خواهان منطبق با واقعیت نمی باشد افزود طرفین قبل از ازدواج بمدت 10 ماه با یکدیگر گفت گو و مذاکره داشتند در طی اینمدت خواهان از موقعیت تحصیلات زوج با خبر بوده چون خواهان دارای تحصیلات دانشگاهی بوده برای مناسب جلوه دادن موقعیت زوج در نزد اطرافیان زوجه حسب تقاضای خانواده زوجه موکل را دارای تحصیلات دانشگاهی معرفی کردند و معرفی زوج به عنوان دارای مدرک لیسانس از سوی خانواده زوجه صورت گرفته و ارتباطی به موکل ندارد موکل دارای سابقه ازدواج بوده و یک دختر 12 ساله دارد و زوجه با علم به سابقه ازدواج موکل با موکل ازدواج کرده لذا ملاک در چنین وضعیتی مدرک تحصیل موکل نبوده بلکه موقعیت شغل عرضه و پخش و فروش پوشاک وداشتن چندین باب مغازه در جاهای مختلف ساری بمدت 20 سال و در آمد ناشی از این شغل و داشتن موقعیت مالی مناسب از این شغل بوده ملاک عمل و مناط اعتبار برای ازدواج اساساً موقعیت دانشگاهی موکل نبود و ازدواج نیز بر اساس موقعیت دانشگاهی موکل صورت نگرفته و زوجه از موقعیت تحصیلات موکل با خبر بوده و قید تحصیلات لیسانس موکل در سند ازدواج به تقاضای خانواده زوجه بوده که در این خصوص درخواست دعوت از گواهان موکل را برای کشف حقیقت دارد اما وکیل خواهان ضمن اعلام عدم قبول اظهارات وکیل خوانده مدعی شد موکله بلحاظ تمکن مالی زوج حاضر به ازدواج با ایشان نشده است زیرا در قسمت مهریه صرفاً یک جلد کلام اله مجید بعنوان مهریه قرار گرفته و ادعای معرفی زوج بعنوان لیسانس به پیشنهاد خانواده زوجه قابل قبول نمی باشد همگی شهود موکله در جلسه رسیدگی تعرفه شده و حاضر به ادای شهادت می باشند که با گوش خود شنیده اند که خوانده خود را لیسانس مدیریت معرفی کرد و هیچگونه اجباری از سوی خوانواده موکله در این خصوص نبوده است و موکله بلحاظ توافق طرفین بر ادامه تحصیل در انگستان حاضر به ازدواج باخوانده شده و امر تحصیل ملاک توافق طرفین بوده است . از چهار نفر بعنوان گواهان مورد تعرفه خواهان تحقیق شد. 1=آقای محمد صادق غیرتی فرزند غلامحسین متولد 1328 عضو هیئت علمی دانشگاه بجنورد مقیم مشهد خود را دائی خواهان معرفی کرد گفت به تقاضای من طرفین برای انجام عقد در حرم مطهر ثامن الحجج به مشهد آمدند پس از خواندن خطبه عقد (در حرم) به اتفاق برای ثبت رسمی به دفتر خانه رفتند مشخصات طرفین و تشریفات دیگر در محضر انجام شد از روی حس کنجکاوی مشخصات زوج را پرسیدم خانواده خواهرم گفتند تحصیلات دانشگاهی دارد زوج نیز خودش را دارای تحصیلات دانشگاهی در حد لیسانس و همچنین بایک شغل معتبر طلا فروش معرفی کردو 2= خانم پوران داوری فرزند رحمت اله متولد 1338 گفت زن دائی خواهان و مقیم مشهد است پس از اجرای صیغه عقد طرفین در موقع پرسش سر دفتر برای ثبت رسمی نکاح زوج خود را لیسانس با شغل طلا فروشی و پوشاک معرفی کرد...3= آقای رضا پورعمرانی فرزند مرتضی متولد 1362 پسرخاله خواهان گفت در جمع دوستانه برای تفریح خانواده به کوه رفته بودیم صحبت از بازار شد خوانده میگفت من خودم لیسانس دارم ولی در بازار مشغول کار هستم بازار خیلی بهتر از اداره می باشد 4= آقای محمد علی که نام خانوادگی اش خوانا نمی باشد فرزند عقیل متولد 1360 خود را دوست و برادر خواهان معرفی کرد گفت با برادر خواهان خیلی صمیمی و دارای روابط خانوادگی است دو روز قبل در منزل پدری خواهان بود که خوانده نیز در آنجا بود صحبت از شغل و تحصیلات به میان آمد آقای ناصر آبادی خودش را تحصیل کرده لیسانس وکاسب و بازاری معرفی کرده . وکیل خواهان در ادامه دفاعیات خود گفت خوانده خود را لیسانس مدیریت معرفی کرد و در پاسخ سئوال عاقد نیز تحصیلات خود را لیسانس اعلام کرد و ادعای وکیل خوانده به اینکه خوانده به درخواست خانواده موکله خود را لیسانسیه معرفی کرد،خلاف واقع است و خوانده با امورواهی موکله را فریب داده است و وکیل خوانده پاسخ داد بعلت اینکه دستور جلسه در اخطاریه موکل صرفاً جهت رسیدگی اعلام شد و موکل از دستور جلسه رسیدگی که استماع گواهی گواهان بوده اطلاع نداشته لذا فرصت جرح گواه و آمادگی جهت پرسش و دفاع از موضوع جلسه استماع گواهی گواهان را نداشته است در حالیکه در اخطاریه خواهان حضور و معرفی گواهان قید شد ولی در اخطاریه خوانده جلسه استماع گواهی گواهان قید نشده است درخواست دارد برای حفظ حقوق موکل و شرایط جرح و پاسخ به اظهارات گواهان مورد تعرفه خواهان داده شود و در مورد اظهارات وکیل خواهان نیز متعاقباً لایحه دفاعیه تقدیم می دارد . دادگاه قرار استماع گواهی گواهان خوانده را صادر کرد . در جلسه رسیدگی بعدی بتاریخ 1393/11/14 که با حضور خواهان و وکلای طرفین تشکیل شد دادگاه بشرح جداگانه از والدین خوانده تحقیق گردید آقای سید الف. ناصر آبادی پدر خوانده گفت پس از حدود شش ماه از آشنایی پسرش با عروس شان برای خواستگاری به منزل پدر خواهان رفتند حدود یکساعت بطول انجامید صحبت از در آمد فرزند او بود و اصلاً سخنی از مدرک تحصیلی فرزندش انجام نشد پس از اجرای صیغه ی ازدواج در حرم در شهر مقدس برای ثبت رسمی آن به دفتر خانه رفتند او و همسرش و دیگران در یک اتاق جداگانه بودند و عروس خانواده اش و فرزند او در اتاق دیگر تشریفات ثبت را انجام دادند آنان نگران شدند که چرا نباید در آنجا باشند همسر او بلند شد رفت عذر ایشان را خواستند و بیان کردند نگران نباشید همان اتاق باشید تا تشریفات ثبت انجام شود بعد از یک هفته در منزل خودشان در تهران سند نکاحیه را مشاهده کردند که مدرک تحصیلی فرزندش را لیسانس نوشته شد. در تماسی که با پسرش داشت پسر گفت این قید لیسانس صرفاً جهت بزرگنمایی از ناحیه خانواده عروس بوده و هیچ مشکل ایجاد نمی شود سپس خانم سهیلا محسن زاده تهرانی مادر خوانده در اظهاراتی شبیه شوهر خویش گفت در مراسم خواستگاری اصلاً صحبت مدرک تحصیلی نبود و فقط گفتند ما خانواده فرهنگی هستیم پس از اجرای صیغه عقد در مشهد برای ثبت رسمی آن اظهارات شوهرش را تکرار کرد گفت وقتی نگران شدم بلند شدم بروم در اتاق مخصوص تشریفات ثبت زن دائی عروس گفت شما بفرمائید در همان اتاق (جداگانه ) باشید تا تشریفات ثبت انجام شود اصلاً سخنی از مدرک تحصیلی نبود. وکیل خوانده گفت گواه دیگر خواهر موکل بعلت کاری نتوانست در جلسه دادگاه حاضر شود. وکیل خواهان ادعای وکیل خوانده را که موکل او (خوانده ) تحت فشار ها و اصرار های خانواده موکله مجبور شد در جلسه مربوط به انعقاد نکاح و نزد عاقد به کذب مدرک خود را لیسانس اعلام کند و برای اثبات این ادعا تقاضای استماع شهادت شهود را کردند که گواهان زوج در اینمورد به صراحت اظهار بی اطلاعی کردند و پس از استناد به گواهی گواهان مورد تعرفه خوانده افزود گواهان موکله در جلسه قبل شهادت دادند از زبان خوانده دعوی شنیده اند که خود را لیسانس معرفی کرده بود و حتی برخی از آنان شهادت دادند که خوانده در پاسخ سئوال عاقد میزان مدرک تحصیلی خود را لیسانس اعلام کرد او با تکذیب ادعای مزبور وکیل خوانده افزود اگر چنین بوده چرا موکله مجبور به اقامه دعوی فسخ نکاح شده است و شرط ضمنی طرفین در مورد مدرک تحصیلی بصورت مکتوب در سند ازدواج نوشته شده است و والدین خوانده شهادت دادند که در زمان ثبت صیغه عقد حضور نداشته او در پایان درخواست صدور حکم به فسخ نکاح را تکرار کرد اما وکیل خوانده پاسخ داد نگفتند که موضوع مدرک لیسانس تحت فشار و اصرار خانواده زوجه بوده بلکه گفتند بنا به تقاضای خانواده زوجه بوده است و مکتوب نشده است تدلیس در صورتی موجب خیار فسخ می گردد که یا با مخفی ماندن یکی از عیوب پیش بینی شده در قانون باشد یا صفتی باشد که وجود آن قصد مشترک طرفین بوده باشد که نداشتن آن وصف نقص تلقی گردد باید ثابت شود تا تدلیس انجام نمی شد طرف حاضر به ازدواج نمی گردید در پرونده تحت رسیدگی هیچیک از شرایط تدلیس وجود خارجی ندارد گواهان مورد تعرفه در جلسه حاضر گواهی داده اند که اساساً در جلسه خواستگاری و نیز عقد صحبت موضوع مدرک تحصیلی لیسانس زوج نشده و همچنین به میان نیامده است و زوج 40 سال سن و دارای سابقه ازدواج نا موفق و یک فرزند دختر 13 ساله از همسر سابق خود است و خواهان که قبل از ازدواج و در دوران آشنایی با یکدیگر گفتگو و مذاکره داشتند از این موضوع با خبر بوده است او با تکرار موفقیت شغل موکل خویش و برخوردار بودن موکل از موقعیت مناسب و عالی افزود: نمیتوان با این وصف گفت که مدرک تحصیلی ملاک عمل و مناط اعتبار بوده است و در پایان درخواست رد دعوی خواهان را تکرار کرده دادگاه با اعلام ختم رسیدگی با شرح مختصر از دعوی و خواسته و درج خلاصه اظهارات طرفین علی الخصوص اینکه خوانده در موقع ثبت رسمی نکاح در دفتر خانه خود را تحصیل کرده و دارای مدرک لیسانس معرفی کرد و عقد نکاح نیز بر مبنای آن واقع شده ولی وکیل خوانده بیا