(1)- اثر صدور قرار منع تقیب کیفری بر دعوی طلاق (2)- تحصیل دلیل برای خواهان توسط دادگاه

خلاصهٔ رأی

پیام: (1)- درصورتی که زوجه مدعی روابط نامشروع زوج باشد اما شکایت وی در این خصوص، منجر به صدور قرار منع تعقیب قطعی شود، ورود دادگاه حقوقی به این موضوع در دعوی طلاق از ناحیه زوجه و نادیده گرفتن این قرار با توسل به گزارش پلیس فتا در خصوص اقدامات زوج، ورود غیر قانونی به امر مختومه ایست که اعتبار آن مورد حمایت قانونگذار است.

متن کامل

(1)- اثر صدور قرار منع تقیب کیفری بر دعوی طلاق (2)- تحصیل دلیل برای خواهان توسط دادگاه Toggle navigation صفحه اصلی درباره ما درباره پژوهشگاه قوه قضائیه درباره پژوهشکده آرا تماس با ما دریافت نظرات و پیشنهادها عنوان: (1)- اثر صدور قرار منع تقیب کیفری بر دعوی طلاق (2)- تحصیل دلیل برای خواهان توسط دادگاه پیام: (1)- درصورتی که زوجه مدعی روابط نامشروع زوج باشد اما شکایت وی در این خصوص، منجر به صدور قرار منع تعقیب قطعی شود، ورود دادگاه حقوقی به این موضوع در دعوی طلاق از ناحیه زوجه و نادیده گرفتن این قرار با توسل به گزارش پلیس فتا در خصوص اقدامات زوج، ورود غیر قانونی به امر مختومه ایست که اعتبار آن مورد حمایت قانونگذار است.(2)- اگر زوجه در طرح دعوی طلاق، ادعایی در خصوص کراهت از زوج نداشته باشد؛ دادگاه نمی تواند با درخواست توضیح از او، امکان تمسک به کراهت از زوج با بذل مهریه را به وی تفهیم کند. مستندات: شماره دادنامه قطعی : 9309983492300757 تاریخ دادنامه قطعی : 1395/05/05 گروه رأی : حقوقی آراء منتخب پرونده: مشخصات متن نتیجه تحلیلی کلید واژه ها نمایه قوانین مرتبط گردش پرونده عین عبارت چاپ متن متن تجمیعی پرونده قلم یکان ایران میترا ترافیک زر یاقوت تیتر رأی خلاصه جریان پرونده خانم م. ح. با وکالت آقای الف. ط. بطرفیت آقای الف. دهقانی دادخواستی به خواسته الزام زوج به طلاق مستنداً به سند نکاحیه 1462 مورخ 89/11/19 با توجه به پرونده های 930127 و 920763 شعبه اول رفسنجان و 920895 موضوع م. ه و 920835 شعبه چهارم حقوقی رفسنجان در راستای اختلاف خانوادگی و 930689 شعبه هشتم بازپرسی کرمان و گزارش پلیس فتا استان کرمان مورخ 92/8/28 شهرستان رفسنجان که بر عدم رعایت موازین اخلاقی زوج و عسر و حرج حادث برای زوجه دلالت دارد و سلامت روحی و روانی زوجه را به خطر انداخته استدعای اعمال وکالت ضمن عقد به لحاظ تخلف زوج از بند 2 عقدنامه و مستنداً به ماده1119 قانون مدنی و 1130 قانون مدنی و لحاظ ماده26 قانون حمایت خانواده برای صدور حکم بر الزام زوج به طلاق زوجه را دارد و خسارات هزینه دادرسی وفق مواد 515 و 519 قانون آئین دادرسی مدنی را خواستارم پرونده بدواً توسط ریاست دادگستری رفسنجان به شورای حل اختلاف جهت امکان صلح و سازش ارسال شده است که در شعبه 3 شورا مقید به وقت رسیدگی و دعوت اصحاب دعوی شده است در جلسه مورخ 93/8/4 خواهان حضور داشته و خوانده حضور نیافته خواهان گفته است در دادخواست تقدیمی اظهاراتم را بیان کرده ام حاضر به زندگی با همسرم نمی باشم جهت صدور رأی طلاق پرونده اینجانب را به دادگستری اعاده نمائید. شورا پرونده را به دادگستری اعاده داده است تصویر دادنامه 1289/92 صادره از شعبه چهارم دادگاه حقوقی رفسنجان که مشعر بر محکومیت زوجه به تمکین از زوج مستنداً بماده1114 قانون مدنی است در برگ 20 پرونده و نیز دادنامه 638/93 صادره از شعبه اول دادگاه حقوقی رفسنجان راجع به محکومیت زوج بپرداخت م. ه زوجه بمبلغ پانصد میلیون ریال بنرخ روز به عنوان بخشی از م. ه که رأی غیابی و قابل واخواهی اعلام شده است در برگ 21پرونده و دادنامه 1293/93 صادره از شعبه اول حقوقی راجع به 314 عدد سکه بهار آزادی که غیابی صادر شده است و زوج محکوم به پرداخت آن در حق زوجه شده است و; در برگ 22 پرونده پیوست است از جمله مستندات دعوی زوجه بوده که طی لایحه ای وکیل زوج به شورای حل اختلاف تقدیم نموده که پیوست پرونده شده است و گفته است زوجه با صدور حکم بر الزام به تمکین حاضر به تمکین شده است وکیل زوجه طی لایحه ای که د راوراق 36 و 37 پرونده پیوست است برخواسته موکلش با همان شرحی که در دادخواست ذکر نموده است تأکید کرده است در جلسه مورخ 93/9/15 زوجه گفته است در تاریخ 89/11/20 همسر خوانده شدم عروسی کردیم فرزندی نداریم پدرم یک خانه به صورت موقت د راختیارم قرار داده است و شوهرم حاضر به تهیه خانه نشده است و نفقه مرا در این مدت نپرداخته است پدرم مخارج زندگی مرا می پرداخته است حاضر به سر کار رفتن زوج نبوده و شغلی ایشان نداشت خیلی سعی کردم مدارا کنم تا ظهر میگرفت میخوابید تن پرور است در تمام مدت 2/5سال پدرم مخارج زندگی ما را داده بعد از 2/5سال وقتی اعتراض; کردم به ایشان برخورد جواب مرا هم نمیداد مرا گذاشت خانه مادرم خانه ای خرید که نصف پول آنرا من دادم و ایشان خانه را بنام مادرش زد من شکایت کردم علیه برادر ایشان کیفرخواست صادر شده است و فرستادند دادگاه ایشان کلید قفل را عوض کرده بود که من نتوانم وارد خانه شوم حال میگوید خانمم سر زندگی نمی آید و میگوید مادرم خانه را به من اجاره داده است د رحالیکه بنگاه دار میگفت خانه را به شخصی بنام خانم جاویدان اجاره داده است بعد متوجه شدم در فاصله ای که بنده نبودم ایشان با زنهای دیگری ارتباط داشته پلیس فتای کرمان پیگیری کرده است خانمی بنام نسرین برای ایشان از طریق فیس بوک ارتباط برقرار می کند و ایشان به وی جواب مثبت میدهد شوهرم خودش را مجرد معرفی می کند و اصرار به دیدار آن خانم داشته که او را ببیند و این امر; را پلیس فتا تأیید کرده است و ایشان با خانمهای دیگری ارتباط داشته و با یک زن شوهر دار نیز ارتباط داشته است که همه اینها نشان ارتباط نامشروع او با دیگران است یک ساعت اگر من درخانه نبودم دوستش را می آورد خانه و ایشان سرکار قلیان مصرف می کرده است چون معاشرت با افرادی داشت اول کاری که کردم آزمایش ایدز دادم که ببینم مبتلا شده ام یا خیر یکسال و 6ماه است از هم جدا زندگی می کنیم من در خانه پدرم در رفسنجان هستم و شوهرم در کرمان و د راین مدت شوهرم سراغی از من نگرفته است و هیچ تلاشی برای زندگی نکرده است حتی همسایه خودشان میخواسته وساطت کند شوهرم گفته تمایلی به برگشت به زندگی ندارم شما دخالت نکنید (آقای ط. همسایه دیوار به دیوار ایشان) در این مدت نفقه مرا نپرداخته از شروع زندگی نفقه نپرداخته و در این فاصله یک رأی تمکین گرفته که من اعتراض کردم در حال رسیدگی در شعبه چهارم است ایشان خانه ندارد که من بروم در آن زندگی کنم در ادامه زوج گفته است من نفقه ایشان را دادم هزینه مالزی را دادم خانه کرمان دارم در بلوار جمهوری خیابان همتی فر انتهای بلوار پزشک مجتمع بهارستان خانه اسیتجاری است در مورد ارتباط نامشروع قرار منع تعقیب صادر شده است در شعبه سوم دادیار اعتراض کرد تأیید شده ایشان در شبکه های اجتماعی خودش عکسهای سرلخت و سربرهنه و شلوارک دارد. 150پسر در یک زدند ایشان مشخص کنند این 150پسر کی بودند بنده یکسال و خورده ای در جلو دانشگاه درکرمان درس میدهم ایشان فقط میخواهد آبروری مرا ببرد ایشان داشتند کم کم جهازیه می آوردند ولی میخواستند بروند استرالیا بدون اجازه من مخالفت کردم و ایشان را ممنوع الخروج کردم پول کلاسهای خصوصی زبان را من میدادم ایشان میخواستند وسائل خود را با قهر و دعوا ببرند زنگ زدند پلیس 110 گفتند ربطی به من ندارد آنقدر سر و صدا کرد من درب را باز کردم و ایشان با زور وسائل خودش را برد و کلید خانه را گذاشت و روی میز من و رفت من الان بیاید زندگی با من در کرمان بیاید حاضرم ولی حاضر به طلاق نیستم نفقه پرداخت کردم کتک کاری نکردم کارهای خانه را من می کردم جارو میکردم شستشو میکردم غذا می پختم ایشان برای من پاپوش درست کرده است میخواستند بروند استرالیا من لایحه نوشته ارائه میدهم زوجه گفته است ایشان خرجی من را نداده است ایشان که رفته سربازی من را فرستاد نزد خواهرم مالزی که من تنها نباشم 5میلیون تومان را پدرم کادوی روز عروسی داده بود و برادر ایشان کارت در بانک صادر کرده خودم پول دادم به شوهرم که ایشان توسط برادرش بانک کارت صادر کند در مورد عکسها که شوهرم میگوید یک فلاش از عکسهای من نزدش بوده و تهدید کرده بود پخش می کنم من شکایت کردم در خصوص قرار منع تعقیب ایشان میگوید به خاطر نداشتن دلیل از سوی من تبرئه شده ولی لاابالی گری ایشان را ثابت می کند در خصوص خارج رفتن قرار بود با هم برویم چون معدل ایشان کم شد نتوانست برویم و خودم به شوهرم گفتم که در همین ایران بمانیم و ادامه تحصیل دهیم بنده هم اکنون در دانشگاه خوزستان فوق لیسانس می خوانم در مورد خانه هم دروغ گفت وکیل زوج در ادامه گفته است چون زوجه هیچ دلیل و مدرکی که ادعای او را برخواسته ثابت نماید و برای طلاق موثر باشد و موضوع رابطه نامشروع با توجه به صدور قرار منع تعقیب در دادسرا صادر شده و قطعی شده است و ادعای اعتیاد موکل نیز کذب است موکل آماده هر گونه آزمایش که لازم باشد در هر ساعت از شبانه روز آمادگی دارد و حتی چندین روز نزد مأمورین نگهداری شود و حبس آزمایشی شود تا کذب اظهارات خواهان محرز گردد تمام اظهارات زوجه پیدا کردن بهانه ای برای طلاق و رفتن; به خارج از کشور است زیرا موکل وی را ممنوع الخروج نموده است من قبل از حدوث اختلاف منزلی در کرمان اجاره نموده بودند و وسایلی به داخل آن برده که با زوجه زندگی کند اما حاضر به عدم همکاری زوجه و ناسازگاری او که با قصد خروج از کشور آغاز شده در حال حاضر منزل استیجاری او در مجتمع سحاب فرهنگیان با تمام وسایل در کرمان موجود است موکل در ازدواج با زوجه مراسم جشن با هزینه های سنگینی متحمل شده با هزارات آرزو برای زندگی مشترک بوده است موضوع پرونده تمکین که حکم قطعی صادر شده و دادگاه تجدیدنظر آنرا غیابی تلقی نموده است هم اکنون در شعبه چهارم دادگاه مطرح رسیدگی است ولی زوجه از همسرش مشخص است تمکین نمی نماید لذا هیچ دلیلی بر تخلف موکل از شروط ضمن عقد نمی باشد رد دعوی زوجه به دلیل بلادلیل بودن آن مورد استدعاست. دادگاه ضمن صدور قرار داوری و دستور تعیین وقت و دعوت طرفین و تذکر اینکه خواهان در جلسه دلال خود را ارائه دهد و چنانچه شهودی دارد ارائه نماید پرونده شعبه 3 دادیاری موضوع شکایت زوجه از زوج مطالبه و بنظر برسد زوجه درخواست تعیین داور با هزینه شخصی را نموده است و در لایحه ای که در تاریخ 93/9/20 ثبت دفتر دادگاه شده و در اوراق 51 الی68 پرونده با منضمات آن پیوست شده است با تکرار مطالبی از سوء رفتار و سوء معاشرت زوج پرینت ارتباطاتی که همسرش با زنان اجنبی از طریق فیس بوک داشته است را پیوست نموده است و آنرا دلیل عدم امکان ارائه زندگی مشترک تلقی نموده است و در برگ 72 پرونده داور خود را بنام ع. ح. فرزند م. با نشانی مندرج در لایحه معرفی کرده است داور او با حضور در دادگاه و اعلام قبولی داوری در برگ 77 پرونده نظر کتبی خود را اعلام کرده است در جلسه دادرسی مورخ 93/10/22 که شهود زوجه معرفی شده اند دادگاه در اوراق 78الی82 پرونده از شهود با اتیان سوگند تحقیق شده که والدین زوجه پسر عمه زوجه و یکی از دوستان پدر زوجه بوده اند و اجمالاً بر این امر که در طول مدتی که زوجه در منزل پدرش بوده است زوج زوجه را به خانه راه نمیداده است و خرجی او را پرداخت نمیکرده است بیان اطلاع و شهادت نموده اند سپس زوجه گفته است چون شوهرم داور خود را معرفی نکرده است خودتان تعیین کنید دادگاه با تعیین وقت مجدد آقای ط. و همسر ایشان که همسایه منزل پدر زوج می باشند جهت گواهی احضار شهود و زوجه را به پزشکی قانونی معرفی و به داور منتخب خود برای زوج در نظر گرفته اخطاریه جهت داوری ارسال داشته است زوجه خود گفته است آقای ط. و همسرشان را خودم حاضر مینمایم و هزینه و دستمزد اجرای قرار داوری برای زوج را با داور هم آهنگ مینمایم. گواهی عدم بارداری زوجه در برگ 85 پرونده از پزشکی قانونی واصل شده است در برگ 87 پرونده نظر داور منتخب دادگاه برای زوج اعلام شده است به دادگاه از سوی م. ح. با تقدیم لایحه ای تصویر دادنامه 1090/93 مورخ 93/11/28 که بموجب آن آقای م. ر. د.ر. به اتهام خیانت در امانت حسب شکایت خانم م. ح. محکومیت تعلیقی 6ماه حبس داشته است ارائه داده است که در برگ 97 پرونده پیوست است (عضو ممیز: م. رضا د.ر. برادر شوهر شاکیه بوده است) در تاریخ 93/12/26 در وقت فوق العاده از آقای سید م. ط. گواه پنجم مورد نظر زوجه که شخصاً در دادگاه حاضر شده است دادگاه با اتیان سوگند از او تحقیق نموده است که اظهارات او در برگ های 99و 100 پرونده منعکس است اجمالاً مودای اظهارات وی مبین این امر است که آنان قصد صحبت و سازش با طرفین (زوجین) داشته اند (گواه و عیالش) ولی با الف. (زوج) که صحبت کرده است گفته است شما دخالت نکنید بگذارید خودمان صحبت کنیم البته بصورت خواهش گفت اگر شما دخالت نکنید بهتر است با وصول پرونده دادیاری شعبه سوم و ارائه رأی قطعی الزام زوج به تمکین توسط وکیل زوج در برگ 102پرونده که در تاریخ 94/2/10 صادر شده است زوجه لایحه ای برای تعیین تکلیف و صدو رحکم طلاق با توجه به اینکه یکسال و نیم است همسرش او را رها نموده است و در بلاتکلیفی قرار دارد که درعسر و حرج می باشد و حتی حاضر به بذل بخشی از م. ه او بوده ام که زوج حاضر به طلاق نشده است صدو رحکم طلاق را خواستار شده است در تاریخ 94/9/7 زوجه در وقت فوق العاده بدون حضور زوج در دادگاه حاضر شده است (برگ 109 پرونده) در پاسخ به سوال دادگاه که د رخصوص کراهت ، بذل ، جهازیه و فیلم و عکس توضیح بده؟ پاسخ داده من نسبت به شوهرم کراهت دارم تعداد 50سکه از م. ه ام را در قبال طلاق به شوهرم بذل و به وکالت از سوی شوهرم قبول مینمایم به دلیل تحقق شروط ضمن عقد و بند 1و2و8 تقاضای طلاق دارم حامله نیستم فرزندی ندارم جهازم نزد خودم است فیلم و عکس جشن نزد خودم است سی دی ادیت شده فیلم جشن و تعداد زیادی عکس و فیلم نزد شوهرم است که باید پاک کند یا مسترد کند سپس دادگاه در تاریخ 94/9/22 با بررسی اوراق پرونده و ختم دادرسی بشرح دادنامه 1336/94 ضمن مقدمه ای که از موضوع دادخواست خواهان و مستندات و اظهارات او و مدافعات زوج و وکلای طرفین که در گزارش بشرح فوق منعکس است و استناد به تصویر; مصدق گزارش پلیس فتای فرمانده