کمتر از هجده سال سن مانع از صدور حکم به قصاص نفس میباشد
خلاصهٔ رأی
در این پرونده در تاریخ ۱۴۰۰/۳/۲۳ متعاقب اعلام کشف جسد در حوالی * ، مامورین انتظامی در محل حاضر شده اند جسد مردی که از ناحیه سر و گردن دچار جراحت شده بود رویت گردیده است.
متن کامل
کمتر از هجده سال سن مانع از صدور حکم به قصاص نفس میباشد Toggle navigation صفحه اصلی درباره ما درباره پژوهشگاه قوه قضائیه درباره پژوهشکده آرا تماس با ما دریافت نظرات و پیشنهادها عنوان: کمتر از هجده سال سن مانع از صدور حکم به قصاص نفس میباشد پیام: متهم حین ارتکاب جرم کمتر از هجده سال تمام شمسی داشته و از رشد و کمال عقل برخوردار نبوده و این امر مانع از صدور حکم به قصاص نفس می باشد و لذا از جهت خصوصی جرم به پرداخت دیه و از جهت عمومی جرم به پنج سال نگهداری در کانون اصلاح و تربیت محکوم میگردد مستندات: شماره دادنامه قطعی : 140028920000487937 تاریخ دادنامه قطعی : 1401/03/09 گروه رأی : کیفری آراء منتخب پرونده: دادگاه بدوی مشخصات متن نتیجه تحلیلی کلید واژه ها نمایه قوانین مرتبط گردش پرونده عین عبارت چاپ متن متن تجمیعی پرونده قلم یکان ایران میترا ترافیک زر یاقوت تیتر رأی دادگاه بدوی پرونده کلاسه ۱۴۰۰۲۸۹۲۰۰۰۰۴۸۷۹۳۷ شعبه ۱ دادگاه کیفری یک ویژه نوجوانان استان همدان تصمیم نهایی شماره ۱۴۰۱۲۸۳۹۰۰۰۰۷۴۵۷۷۸ شکات: ۱. خانم ف. ف. ف. فرزند ا. ۲. اقای ب. ف. ف. فرزند ا. ۳. اقای ی. ف. ف. فرزند ا. ۴. اقای ا. ف. ف. فرزند ا. ۵. خانم خ. ف. ف. فرزند ا. ۶. دادستان محترم * متهم: اقای م. ب. فرزند ق. با وکالت اقای و. س. فرزند ح. به نشانی * - ابتدای ا. بیک بن ب. س. ساختمان * ۱۵۵ و با وکالت اقای م. ب. فرزند م. به نشانی * با ولایت اقای ق. ب. فرزند ا. اتهام: قتل عمد گردشکار: در این پرونده در تاریخ ۱۴۰۰/۳/۲۳ متعاقب اعلام کشف جسد در حوالی * ، مامورین انتظامی در محل حاضر شده اند جسد مردی که از ناحیه سر و گردن دچار جراحت شده بود رویت گردیده است.متعاقبا قاضی کشیک و عوامل پلیس اگاهی همدان در محل حاضر و هویت متوفی با رویت کارت ملی وی م. ف. ف. فرزند ا. شناسایی شده است. ( صفحه ۱ ) . از م. ق. فرزند ح. متولد ۱۳۶۱ اهل و ساکن * تحقیق گردیده اظهار داشته در ساعت ۹ صبح مورخه ۱۴۰۰/۳/۲۲ روز شنبه اینجانب دور * ( ره ) م. ف. معروف به س. را با موتورسیکلت بردم که به من گفت زمین برای اجاره جهت کاشتن سیب زمینی سراغ داری که من از ی. که دوست بهاری ام بود گفتم و تا سر * . امدیم و با ایشان صحبت کردیم و یک زمین ۴۰ هکتاری در * سراغ داشت ولی به تفاهم نرسیدند … و جهت تعمیر گوشی س. به * رفتیم ولی بسته بود و خداحافظی کردیم ساعت حدود ۱۶/۳۰ به س. تماس گرفتم و گفتم دلال زمین تماس گرفته بریم ببینیم … سوار موتور شدیم و به * رفتیم و دو سری بلوار را دور زدیم … ساعت ۱۰ مورخه ۱۴۰۰/۳/۲۳ با موتور برگشتیم … می دانستم مصرف گل دارد. ( صفحات ۱۰-۹ ) از م. م. فرزند م. متولد ۱۳۸۴ اهل و ساکن * تحقیق شده اظهار داشته … حدود ۵ یا ۶ روز پیش بود که از طریق گروه تلگرام پاتوق همدانیان در * یم امد و گفت داداش چت بازی و گفتم نه گفت هر کی هر گونه موادی خواست من دارم. گفتم نه نمی خواهم بعد گفت یه روز بیا ببینمت من هم از سر باز کردم و گفتم باشد. حالا تا شب من هم نشناختم من زنگ زدم بهش و منظورشو فهمیدم که می خواست کودک نوازی کند و من هم باهاش پشت تلفن درگیر شدم و گفت بچه س. س ولی بچه ب. و دیگر باهاش حرف نزدم فقط یک روز با وی در ارتباط بودم انهم بصورت تلفنی ( صفحه ۱۷ ) از م. ق. در شعبه بازپرسی تحقیق و اتهام قتل عمدی م. ف. ف. به وی تفهیم شده اظهار داشته من با م. ف. ۵ یا ۶ عصر در * حرکت کردیم و سر راه به رستوران جگری رفتیم و چند سیخ جگر م. ف. گرفت و خوردیم و پولش خودش حساب کرد و سوار موتور شدیم به سمت * رفتیم … م. ف. تنها با موتور رفت و من هم اومدم خونه ( صفحه ۲۲ ) از ن. ب. فرزند ا. متولد سال ۱۳۸۳ اهل و ساکن * تحقیق شده اظهار داشته … این اقا ( م. ف. ف. ) به قصد مزاحمت به من و دوستم ع. ا. نزدیک شد در حدود ۲ یا ۳ هفته پیش این اقا به رفیقم گل داد شماره من و رفیقم را گرفته با من هم در ارتباط بود … من را یکبار زوری خرابم کرد و تهدید کرد که به هیچکس نگم و از ان پس دیگر ندیدمش … من از این اقا پول از کارت به کارت گرفتم و دست به سرش کردم که دیگر به سمت من نیاد به مبلغ ۶۰۰ تومن در دو مرحله … هیچکس غیر از س. کاری نکرده س. هم کامل با شمشیر سمت من امد … اخرین تماس را س. با من گرفت در تاریخ ۱۴۰۰/۳/۲۳ در ساعت ۱۹/۲۳ عصر به من زنگ زد … س. من را با شمشیر مورد ضرب و شتم قرار داد بر سرم ضربه زده بود و من برای دفاع فقط سعی می کردم فرار کنم که او من را زد زمین و به من تجاوز کرد در تاریخ ۱۴۰۰/۳/۱۳ ( صفحات ۳۵-۳۴ ) از م. ش. فرزند ع. متولد ۱۳۷۶ اهل و ساکن * تحقیق شده اظهار داشته با این ن. توی * با هم اشنا شدیم رفته بودیم برای سیگار کشیدن که ن. رو اونجا دیدیم با ن. اشنا شد س. شمارشو اونجا گرفت ما بعد این چند بار پیش ن. رفتیم … بعد چند مدت که ما صحرا بودیم ن. به س. زنگ می زد بعد که ما از * ن. به س. زنگ زده بود گفته بود بیا گ. نامه دنبالم س. با هم رفتیم به منم گفت بیا بعد رفتیم ح. ه مشروب خوردیم بعد اون روز من دیگر ندیدمشان رفتم * ( صفحه ۳۹ ) یک قطعه عکس حاوی تصاویر م. ش. ، ن. ب. و م. ف. ف. ارایه و ضمیمه گردیده است. ( صفحه ۴۳ ) . از ن. ب. در شعبه بازپرسی تحقیق و اتهام قتل عمد م. ف. ف. به وی تفهیم شده اظهار داشته اولا من ان شب خانه بودم … قتل را قبول ندارم. هر چند به من تجاوز کرده و من را زده ولی من در شب قتل در خانه بودم و شاهد نیز دارم. … حدود دو هفته پیش و یا ده روز پیش افراد متجاوز یک خود س. که با شمشیرش من را مورد کتک قرار داد و رفیقش را فرستاد داخل ماشین مکان تجاوز سمت * بود البته باغ و یا صحرا بود … با شمشیر بر سر من ضربه زد و خون ریزی کرد و الان جای شمشیر در سرم هست هنگام تجاوز من الان سوراخم خونریزی دارد. و گوشت اضافه زده بیرون و قابل رویت است.… در ان شب من باهاش تماس نگرفتم در ساعت ۱۹/۲۳ او با من تماس گرفت و اصرار داشت برم بیرون ولی من بهش گفتم با من تماس نگیر در ساعت ۱۰/۴۰ چهار بار تماس گرفت دیگر جواب ندادم و ان شب کلا من در خانه بودم … زبانی نمی گفت می خواهد تجاوز کند ولی من می دانستم که او می خواهد به من تجاوز کند ( صفحات ۴۹-۴۸ ) از ق. ب. فرزند ا. متولد ۱۳۴۹ اهل و ساکن * تحقیق شده اظهار داشته اینجانب پدر م. ب. می باشم که در مورخه ۱۴۰۰/۳/۲۱ همسرم جهت درمان پا به اتفاق برادر و خواهرش به * جهت معاینه پزشکی با وقت قبلی رفته بود … حدود ساعت ۱۱ شب ( ۱۴۰۰/۳/۲۲ ) بود که به م. تماس گرفتم و او بیرون بود و حدود یک و نیم شب بود که متوجه شدم م. برگشته به منزل در حالی که انگشت وی زخمی بود پرسیدم چی شده که گفت تصادف کردم … خانواده اقای ف. همسایه ما هستند و موردی نداریم … در مورد زخمی بودن انگشت پسرم فکر می کردم واقعا تصادف کرده است ( صفحات ۵۸-۵۷ ) از ح. م. فرزند ع. متولد ۱۳۷۹ اهل و ساکن * تحقیق شده اظهار داشته اینجانب در ساعت حدودا ۱۷ عصر مورخه ۱۴۰۰/۳/۲۲ روز بهار سر * با م. ق. او را دیدم و چند کلمه با اشاره که پرسید کجا می روی گفتم * حرف زدم لازم به ذکر است.خواهر بنده با مقتول م. ف. دیوار به دیوار همسایه است.… اخرین باری که ( با م. ف. ف. ) صحبت کردم چهار پنج روز مانده بود به فوت م. ف. که در مورد صحرا صحبت کردیم ( صفحه ۶۷ ) در تاریخ ۱۴۰۰/۳/۲۶ حسب صورتجلسه تنظیمی بازپرس دادسرای همدان در پلیس اگاهی شخص م. ب. به ارتکاب قتل م. ف. ف. اعتراف نموده و علت انرا قصد مقتول مبنی بر تجاوز به او اعلام نموده است. ( صفحه ۷۰ ) از م. ب. فرزند ق. متولد ۱۳۸۲/۹/۱۵ در پلیس اگاهی تحقیق شده اظهار داشته ساعت ۱۲ به من زنگ زد و گفت با هم به * رفتیم و چند دقیقه اونجا نشستیم بعد او چاقو دراورد و می خواست که من را بی ابرو کند بعد با هم درگیر شدیم و چاقو رو از او گرفتم و چاقو رو به شکم او زدم بعد چاقوی اون را در اون طرف انداختم و بعد از انجا رفتم به خانه … اولین بار بود به درخواست او رفتیم و درخت انجا بود … او یک چاقوی بزرگ داشت و من از او گرفتم و او مست بود و جهت صحت اظهاراتم اثار خراش و درگیری حین گرفتن چاقو بر روی انگشتان وجود دارد. … هر کاری کردم برای دفاع از خودم بود و مجبور شدم س. یا همان م. را بکشم تا بهم تجاوز نکند که مطالب را متهم شخصا نوشته است. ( صفحات ۷۴-۷۲ ) از متهم در شعبه بازپرسی تحقیق شده اظهار داشته من برای دفاع از خودم این کار را کردم و چون که می خواست به من تجاوز جنسی کند چون سابقه این کار را داشت و می توانید تحقیق کنید و اگر این کار را نمی کردم او علاوه بر تجاوز به من من را می کشت و چاره ای جز این کار نداشتم چاقو را به قصد دفاع از خود پرتاب نمودم لازم به ذکر است.که چاقو را من از دست س. گرفتم و تحقیق از محل نمایید که نامبرده با بچه های محل عمل لواط به زور انجام می داده که در این پرونده ن. ب. اظهارات داده است.و دارای سوابق بوده که مطالب به خط متهم تحریر شده است. ( صفحات ۸۰-۷۹ ) برای متهم قرار بازداشت موقت صادر و در تاریخ ۱۴۰۰/۳/۲۷ به کانون اصلاح و تربیت معرفی شده است.برای متهم پرونده شخصیت تشکیل شده است، ص. ل. فرزند ه. مادر مقتول علیه متهم بدلیل قتل عمدی فرزندش طرح شکایت نموده و درخواست قصاص نفس وی را نموده است. ( صفحات ۱۰۱-۱۰۰ ) از نامبرده در شعبه بازپرسی تحقیق شده اظهار داشته از شما بازپرس محترم تقاضای قصاص قاتل پسرم را دارم. و بابت قتل پسرم شاکی هستم همسرم در سال ۱۳۸۴ فوت نموده است.و تنها وارث پسرم من هستم ( صفحه ۱۰۴ ) حسب استعلام انجام شده مقتول دارای دو فقره سابقه کیفری بوده که یک فقره ان فرار از خدمت نظام وظیفه و مورد دیگر مشارکت در ادم ربایی بوده است. ( صفحه ۱۰۷ ) تصاویر کشف جسد تهیه و ضمیمه گردیده و صورتجلسه کشف جسد توسط پلیس اگاهی همدان تنظیم و ارایه شده که بر اساس ان از داخل لباسهای مقتول یک تیغه قمه حدود سی سانتی متری کشف شده است. ( صفحات ۱۲۲-۱۱۶ ) بر اساس گواهی پزشکی قانونی و برگ تشریح جسد علت فوت مقتول خونریزی داخلی و خارجی به دنبال بریدگی عناصر حیاتی گردن و قفسه سینه بدنبال اصابت جسم برنده و سنگین تعیین شده و ۳۳ فقره جراحت کوچک و بزرگ در قسمتهای مختلف بدن مقتول گزارش شده که عموما با جسم برنده ایجاد شده است. ( صفحات ۱۲۶-۱۲۳ ) و. س. و م. ب. از کانون وکلای دادگستری همدان وکالت متهم را عهده دار شده اند متهم به پزشکی قانونی معرفی شده که پاسخ واصله حاکیست نامبرده در زمان ارتکاب جرم از سلامت روانی برخوردار و مسئول اعمال و رفتار خود بوده است. ( صفحه ۱۴۱ ) در تحقیق محلی انجام شده توسط نیروی انتظامی سلامت اخلاقی و رفتار اجتماعی مقتول تایید نشده است. ( صفحات ۱۵۲-۱۵۱ ) صحنه قتل توسط متهم بازسازی گردید.که تصاویر ان ضمیمه پرونده می باشد. از والدین متهم به اسامی ف. م. فرزند ع. و ق. ب. فرزند ا. تحقیق شده بیان داشته اند که با خانواده مقتول همسایه می باشند و هیچگونه مشکل و کدورتی بین انان وجود نداشته و رابطه انان کاملا حسنه بوده است. ( صفحات ۲۰۴ – ۲۰۲ ) حسب اعلام بستگان مقتول، مادر وی به نام ص. ل. در تاریخ ۱۴۰۰/۹/۸ در اثر تصادف رانندگی فوت نموده است.حسب گواهی حصر وراثت ارایه شده وراث ان مرحوم سه پسر به اسامی ا. ف. ف. ، ی. ف. ف. و ب. ف. ف. و دو دختر به اسامی ف. ف. ف. و خ. ف. ف. می باشند که همگی به سن قانونی رسیده اند ( صفحه ۲۶۴ ) نامبردگان با حضور در شعبه بازپرسی ضمن طرح شکایت علیه متهم و درخواست قصاص نفس او تایید نموده اند که متهم با مقتول دوست بوده و هیچگونه اختلافی بین انها و خانواده انها وجود نداشته است. ( صفحات ۲۵۰ – ۲۴۶ ) از متهم در شعبه بازپرسی تحقیق و اخرین دفاع وی اخذ شده اظهار داشته من با مقتول همسایه بودم و رفیق نبودم و فقط سلام و علیک داشتیم و شارژ گوشی ام دست م. بود و زنگ زدم شارژ را خواستم و گفت دادم دست دایی تو … گفت می تونی بیایی بریم بیرون من گفتم دیروقت است.گفت مشکلی برام پیش امده و ماشین خواهرم خراب شده … من موتور را دراوردم و با هم رفتیم * و تا اول ب. من راننده بودم و گفت هوا سرده بده من رانندگی کنم … بعد رفت به سمت * که به صورت ناگهانی پیچید به سمت داخل * سمت باغ و صحرا می رفت … داخل خاکی نگه داشت و موتور را خاموش کرد … م. امد دست من را گرفت و فورا از صورتم بوسه گرفت و من اول فکر کردم داره شوخی می کند و فورا او را هول دادم عقب … بازخواست مرا ببوسد که من سرم را کشیدم کنار و هلش دادم که یک دفعه گفت باید اینجا شلوارت را دربیاوری و دست جلو اورد تا کمربند مرا باز کند … خواستم فرار کنم و اول گوشی ام را دراوردم تا به پلیس زنگ بزنم که م. اجازه نداد و یک دفعه دیدم یک چاقو دراورد و من خیلی داد زدم که کسی صدای مرا نمی شنید … من خواستم چاقو را از دست او بگیرم که دست خودم زخمی شد و چاقو را از دست وی گرفتم و دیدم که چاقوی دیگر خود را می خواهد دربیاورد که من چون می دانستم که م. همیشه چند تا چاقو پیش خود نگه می دارد. خواستم فرار کنم که دوباره امد و مرا از پشت گرفت … همدیگر را به این طرف و ان طرف می کشیدیم که نگو در این مدت چاقویی که از دست م. گرفته ام و در دست من است.به وی برخورد می کند … در اخر من با قدرت بالا خودم را از دست وی کشیدم عقب و نفهمیدم چاقو چطور به صورت وی برخورد کرد و افتاد زمین و من ترسیده بودم و گیج شده بودم و حالت تهوع داشتم و چاقو و گوشی وی را پرت کردم داخل رودخانه و سوار موتور شدم و رفتم خانه … من قصد کشتن وی را نداشتم و ادمی نبودم که قتل کنم و اتفاقی بود که افتاد و علت ان هم این بود که من نمی خواستم به من تجاوز شود. … م. چند تا پسر را در * مورد لواط قرار داده است.حتی یک پسر به نام ع. ج. بود فکر کنم که همین م. به وی لواط کرده بود و ع. نتوانست تحمل کند و اول به مواد مخدر پناه برد و بعدا خودش را کشت حتی در زندان هم همه او ر