کافی بودن قصد عام جهت تحقق بزه معاونت در قتل عمدی
خلاصهٔ رأی
موثر حضور داشته و محل را ترک نکرده و موتورسیکلت روشن و تغییر مسیر داده که بلافاصله متهم دیگر را از محل ببرد و صرفا عدم اشتراک در وحدت قصد برای قتل عمدی موثر نمی باشد؛ زیرا مباشر نیز قصد قتل نداشته و همان قصد عام و مشترک متهمان برای درگیری و استفاده از چاقو کافی بوده و متهم دوم به نحوی با اقدامات خویش وقوع جرم قتل را تسهیل نموده لذا به نظر دادگاه بزه معاونت در قتل عمدی انتسابی به متهم محرز و مسلم است.
متن کامل
کافی بودن قصد عام جهت تحقق بزه معاونت در قتل عمدی Toggle navigation صفحه اصلی درباره ما درباره پژوهشگاه قوه قضائیه درباره پژوهشکده آرا تماس با ما دریافت نظرات و پیشنهادها عنوان: کافی بودن قصد عام جهت تحقق بزه معاونت در قتل عمدی پیام: در خصوص معاونت در قتل عمدی با توجه به قصد عام و مشترک متهمان، همراه داشتن چاقو و اینکه چاقو را متهم ردیف دوم به هر نحو در اختیار متهم اول قرارداده و از قصد درگیری متهم اول با مرحوم اطلاع داشته و نتیجه درگیری و استفاده از چاقو برای متهم ردیف دوم نیز قابل پیش بینی بوده و در محل به عنوان یک عامل موثر حضور داشته و محل را ترک نکرده و موتورسیکلت روشن و تغییر مسیر داده که بلافاصله متهم دیگر را از محل ببرد و صرفا عدم اشتراک در وحدت قصد برای قتل عمدی موثر نمی باشد؛ زیرا مباشر نیز قصد قتل نداشته و همان قصد عام و مشترک متهمان برای درگیری و استفاده از چاقو کافی بوده و متهم دوم به نحوی با اقدامات خویش وقوع جرم قتل را تسهیل نموده لذا به نظر دادگاه بزه معاونت در قتل عمدی انتسابی به متهم محرز و مسلم است. مستندات: شماره دادنامه قطعی : 9909987221100095 تاریخ دادنامه قطعی : 1401/04/04 گروه رأی : کیفری آراء منتخب پرونده: دادگاه بدوی مشخصات متن نتیجه تحلیلی کلید واژه ها نمایه قوانین مرتبط گردش پرونده عین عبارت چاپ متن متن تجمیعی پرونده قلم یکان ایران میترا ترافیک زر یاقوت تیتر رأی دادگاه بدوی پرونده کلاسه ۹۹۰۹۹۸۷۲۲۱۱۰۰۰۹۵ شعبه ۱ دادگاه کیفری یک * ( چهارم کیفری استان سابق ) تصمیم نهایی شماره ۱۴۰۱۱۲۳۹۰۰۰۲۶۴۲۶۳۴ شکات: ۱. خانم گ. م. فرزند غ. ۲. اقای ص. ع. ن. فرزند ظهراب با وکالت اقای خ. م. فرزند ح. اله به نشانی * . * متهمین: ۱. اقای ف. ا. فرزند ع. ک. با وکالت اقای ح. ش. س. فرزند ج. به نشانی * اول- کد پستی* ۲. اقای س. ح. فرزند س. با وکالت اقای س. م. فرزند س. به نشانی * کد پستی* اتهام ها: ۱. شرب خمر ۲. مزاحمت برای بانوان و اطفال در اماکن عمومی یا معابر ۳. ایراد جرح عمدی با چاقو منجر به قتل عمدی ۴. معاونت در قتل عمدی ( ( رای دادگاه ) ) در خصوص اتهام اقایان ۱-ف. ا. فرزند ع. ک. ۱۹ ساله متولد ( ۱۳۸۱/۸/۳۰ ) مجرد شغل ازاد با سواد شیعه و ایرانی فاقد سابقه کیفری اهل و ساکن * ۲-س. ح. فرزند س. ع. متولد ۱۳۸۳/۱۳/۲ دانش اموز مجرد فاقد سابقه کیفری شیعه و ایرانی اهل و ساکن * ردیف اول دایر بر ایراد جرح عمدی با چاقو منجر به قتل مرحوم م. ع. ن. و شرب خمر و ایجاد مزاحمت برای بانوان و ردیف دوم دایر بر شرب خمر و ایجاد مزاحمت برای بانوان و معاونت در قتل عمدی مرحوم م. ع. ن. با توجه به محتویات پرونده امر و مفاد گزارش و صورت جلسه اولیه مامورین انتظامی صفحه ۱ پرونده در تاریخ ۹۹/۵/۴ ناظر به حضور مامورین در محل وقوع قتل و مشاهده مقتول به حالت درازکش و بیهوش در کنار خیابان و اثار خونریزی و جراحت روی سینه وی سمت راست و اظهارات حاضرین در محل ناظر به اینکه دو نفر دوچرخه سوار که نام و مشخصات انها را نمی دانستند در مسیر خیابان در حال حرکت بودند و یک دستگاه موتورسیکلت که دو نفر جوان با تی شرت سفید سرنشین ان بودند برای خانم های دوچرخه سوار ایجاد مزاحمت نمودند و فردی که مصدوم شده ( مقتول ) با ان دو نفر موتورسوار ( سرنشینان موتورسیکلت ) بحثشان شد و انها با چاقو به سینه وی زدند و با موتورسیکلت از محل به سمت چهار راه استادیوم متواری شدند و یکی از انها گفت ف. سوار شو برویم … مصدوم فوت نموده و متهمان شناسایی و دستگیر شدند متهم اقای ف. ا. در تاریخ ۹۹/۵/۶ نزد بازپرس اظهار داشت در تاریخ ۹۹/۵/۴ … یک تیغ کارد از مغازه شکاربانی خریداری نمودم و سوار بر موتورسیکلت خودم جهت نوشیدن مشروبات الکلی به ادرس بالا اشکان … نشسته بودیم یک مقدار مشروب خوردیم … به اتفاق ح. ح. … به دوراهی * ( تل سیاه ) دوتا دختری را دیدم که می خندیدند سوار دوچرخه و به ما نگاه می کردند. و ما هم طرف انها رفتیم و دو تا متلکی به انها گفتیم که ناگهان فردی با موتور امد و کنار ما ایستاد که به صورت لفظی درگیر شدیم که اول م. با * صورتم زد من عصبی شدم و با کارد به سمت سینه اش پرت کردم … ح. که پشت موتور بود روشن کرد و فرار کردیم و رفتیم ح. را طرف خونه شون پیاده کردم … به علت مشکل داشتن با چند نفر از طایفه بوونی ها چاقو خریداری کردم جهت احتیاط … حدود یک سال می باشد. که به صورت متناوب مشروب مصرف می کنم … ما رفتیم دوتا دور دور انها زدیم و بعد دوباره نزد دختران امدیم من چاقو که غلاف بود از غلاف در اوردم و به ح. گفتم که دوست دارم. با چاقو لاستیک دوچرخه خانم ها را پنچر کنم بعد از اینکه در نزدیک خانم دو تا دور زدیم خانم ها به ما فحاشی کردند. ح. به انها می گفت عروسک من به خانم ها چیزی نگفتم صرفا به انها متلک می گفتم و به انها می خندیدم و در این حین مقتول با موتورسیکلت ۱۲۵ کنار ما ایستاد و گفت چرا مزاحم دخترها می شوید من به ایشان گفتم دلم می خواهد … بین ما درگیری لفظی رخ داد و من از موتورسیکلت پیاده شدم و چاقو را از ح. گرفتم و زمانی که مقتول چاقو رو دست من دید به سمت مخالف جاده دوید … من هم دنبال او دویدم خیال کردم از من ترسیده است.… ایشان یک عدد * بار به او گفتم وایسا وایسا و با پرتاب چاقو او را می ترساندم بعد ایشان * من قصد داشتم کمر ایشان را بگیرم … دستم را به صورت عمودی بالا بردم و چاقو را به سینه مقتول زدم ایشان کمی عقب رفتن و من به سمت موتور فرار کردم … بعد دوباره به سمت او برگشتم و دو ضربه دیگر به کمر او زدم … ورود چاقو به سینه مقتول را حس کردم … مقتول به صورت ایستاده از درد به خود می پیچید … رفتیم ح. کلید منزل دایی اش را داشت وارد منزل شدیم … من پشت موتور نشستم و ح. ترک من نشست و ح. را به منزل انها بردم و بعد به سمت * رفتم و به پدرم زنگ زدم گفتم دعوا کردم بیا درمانگاه … وارد درمانگاه شدیم پرستار به ما گفت برای شستشوی زخم به بیمارستان بروید … بیمارستان رفتیم من … فردی را دیدم در حال گریه کردن از او پرسیدم چه اتفاقی افتاده است.به من گفت یکی از اقوام ما چاقو خورده و کشته شده است.زمانی که محل درگیری خیابان قتل اعلام کرد من سست کردم و سریع از بیمارستان بیرون امدم … فوری به پدرم زنگ زدم گفتم بیمارستان نرود و به منزل بیا من می دانستم در گوشی تلفن نباید به او چیزی بگویم … زمانی که در راه پله بودم ح. ح. به من تماس گرفت و حال مرا پرسید من به او گفتم که روی این خط تماس نگیر و فردی که با او درگیر شدم مرده است.روی گوشی زنگ نزن بعد گوشی را خاموش کردم به پدرم دادم پدرم مرا راهنمایی نکرد و به حالت عصبانیت مرا سرزنش کرد. من به * می روم و از منزل بیرون رفتم بعد به منزل دوستم در * رفتم … بعد سوار موتور شدم که به منزل بیایم من دیدم یک خودرو ۲۰۶ درب منزل ما ایستاده است.و من می دانستم جهت دستگیری من انجا امدند به انها گفتم ببخشید منزل اقای ص. کدام است؟ و انها گفتند بلد نیستیم و بعد من حرکت کردم و انها نیز پشت سر من راه افتادند … جلو من ترمز زد … خودم را تحویل مامورین دادم در زمان درگیری دو ضربه به سینه مرحوم و دو ضربه دیگر به کمر وی زدم … متهم ردیف دوم اقای س. ح. ح. در این مرحله از تحقیقات نزد بازپرس اظهار داشت: حدود یک ماه می باشد. که ف. ا. را می شناسم در روز حادثه ساعت پنج که ف. ا. با من تماس گرفت و گفت بیا امشب برویم جایی بنشینیم … ف. به محله * … امد و من پشت سر او نشستم و ب کافه رفتیم … سوپری انجا وسایل برای مشروب خریدیم … من به ف. گفتم دیرم شد تا با پدر ع. برویم … موتور ف. را برداشتم به طرف شهر حرکت کردیم … وقتی رفتیم … دو تا دوچرخه سوار دختر را دیدیم و ما برای اذیت کردن دختر رفتیم و ف. چاقویی که روی کمر من بود را دراورد دخترا را ترساند … دوباره پایین و بالا کردیم یک دفعه یک موتوری نگاه عمیقی به ما کرد و سرعت خود را کم کرد و ف. به او گفت نگاه نکن که عینکت را توی چشمات خرد می کنم و موتوری نزدیک ما امد و … ف. سریع یک ضربه چاقو به سینه مقتول زد و من موتور را روشن کردم … ف. دنبال مقتول حرکت می کرد … مقتول قصد درگیری نداشته و قصد داشت فرار کند … من ف. را صدا زدم و پشت سر من نشست و به سمت خانه دایی ام رفتیم … بعد بیست دقیقه … زنگ زدم گفت به من زنگ نزن مرده … متهم اقای ف. ا. در جلسه مورخ ۹۹/۱۰/۲۹ این دادگاه اظهار داشت: من شرب خمر را قبول دارم. بقیه اش را نمی دانم فقط یادم می اید اگاهی بودم مست بودیم گفتند شاهد بوده تو قتل کردی کاغذ گذاشتند جلوم گفتند ریز به ریز بنویس من هم طبق گفته هم جرمم هر چه گفت نوشتم … چاقو داشتم … خودم نوشتم … با توجه به اظهارات متهمان در جلسه مورخ ۱۴۰۱/۳/۳۱ دادگاه متهم اقای س. ح. در این جلسه دادگاه اظهار داشت: … شرب خمر و ایجاد مزاحمت بانوان قبول دارم. … ساعت حدود هشت و نیم نه شب بود رفتیم بیرون شهر اول با ف. بودیم بعد رفتیم ف. موتورش زد خونه دوستش ع. با ماشین … چهار پنج نفر بودیم رفتیم … همه مشروب خوردیم حدود ساعت یازده شب بود وقتی پدر یکی از بچه ها … می خواست برود من و ف. با ماشین ایشان رفتیم که ف. برود موتورش بردارد. برویم خونه … موتور برداشتیم ف. راننده بود و حرکت کردیم … تو راه … دوتا دختر دوچرخه سوار بودند رد شدیم یکدفعه خندیدند دور زدیم دوباره نمی دانم چه گفت یهو دختر فحش داد ف. چاقو در اورد که دختر را بترساند من از پشت سر ازش چاقو گرفتم نگاه کردم تا مرحوم دارد. نگاه می کند ف. نگاهش کرد … مرحوم ب. تور بود پیاده شد ف. هم پیاده شد ف. گفت چاقو بده بهش ندادم از دستم کشید چاقو را و رفت طرف مرحوم … ف. با چاقو زد تو سینه اش من ترسیدم موتور را روشن کردم گفتم بیا بنشین تا برویم … امد پشت سر من نشست … نگاه کردم تا لب بالایی اش زخم است. ( بود ) گفتم برویم خونه دایی ام تا صورتت بشوییم … سر * پیاده شدم و سوار موتور شد و رفت نیم ساعت بعد زنگ زدم بهش گفت زنگ نزن مرحوم فوت کرده … من ندیدم ( مرحوم ) با * به ف. زده باشد. … ضربه اول دیدم که مرحوم چاقو خورده رفت ان طرف * بعد که رفتیم اگاهی ف. گفت ان طرف خیابان * زد تو صورت من، خودم ندیدم ف. گفت: … با ضربه اول مرحوم فرار کرد رفت ان طرف خیابان … بلی ف. دنبال مرحوم رفت ان طرف خیابان … متهم اقای ف. ا. در این جلسه دادگاه اظهار داشت: به نام خدا و با کسب اجازه از دادگاه محترم و عرض تسلیت به خانواده محترم ع. نیا در روز وقوع اتفاق برای تفریح رفتیم بیرون مشروب خوردیم …. حالم دست خودم نبود قدرت تصمیم گیری نداشتم … من راننده بودم قصد داشتم اقای ح. هم جرمم را خانه شان برسانم وقتی برگشتیم دیگر درست یادم نمی اید هم جرمم برایم تعریف کرد … مرحوم امد به ما گیر داد … شاید هم فکر کرده ما می خواهیم مزاحم دخترا بشویم … قبلا هم مشروب می خوردم … ان شب دست خودم نبود چیز دیگری یادم نمی اید … بیمارستان شاید هم رفته باشم … اظهارات قبلی ام بلی قبول دارم. شغلم ازاد هم شغلی نداشتم … اول من دستگیر شدم … اول من هیچ اعترافی نداشتم … دادگاه با عنایت به مراتب مذکور و اظهارات و اقرار متهم ردیف دوم از جهاتی در مراحل رسیدگی دادگاه به نحو مطابق واقع و منطبق با اوضاع و احوال مسلم و شکایت اولیایدم مقتول و اظهارات مطلعین به شرح صفحات ۳۴ الی ۳۷ پرونده نزد بازپرس و گزارش معاینه جسد و کالبدگشایی مرحوم و نظریه پزشکی قانونی پیرامون علت نهایی مرگ مرحوم و با لحاظ شرایط سنی و شغلی و تحصیلی متهمان و نحوه ارتباط و اقدامات متهمان قبل، حین و پس از وقوع بزه قتل و هماهنگی و برنامه ریزی و تهیه مقدمات برای رفتن به بیرون شهر و شرب خمر و پس از شرب خمر زمانی که متهمان به اتفاق درحالی که متهم ردیف اول که مدعی است.مشروب زیاد خورده و حالت عادی نداشت رانندگی می کرد و در خیابان متوجه دختران دوچرخه سوار می شوند و به انها متلک می گویند و متهم ردیف دوم اعلام کرده ان مسیر رفتیم برای دختر بازی و با مشاهده دخترها متهمان از خنده دخترها تصور خلاف واقعی داشتند و با قصد ایجاد مزاحمت اقداماتی انجام و با توجه به اینکه ابتدا متهم ردیف دوم چاقو از متهم ردیف اول گرفته و به موضوع ترساندن دخترها اشاره نموده چه بسا در فرض عدم حضور مقتول در محل و وقوع قتل اقدامات دیگری نسبت به دختران دوچرخه سوار از ناحیه متهمان به عمل می امد و پس از مجروح شدن مرحوم متهمان از ترس اینکه شناسایی و دستگیر شوند محل را ترک کردند. و با توجه به اظهارات متهم اقای ف. ا. که اعلام داشته اول مرا دستگیر کردند. اعتراف نکردم در واقع متهم اگاهانه و با قصد به صورت خلاف واقع موضوع را انکار و اطلاع از شناسایی و دستگیری متهم دیگر نداشته وقتی مامورین متوجه می شوند به ایشان اعلام می کنند که شاهد وجود داشته شما مرتکب قتل شدید و ریز به ریز بنویس متهم متوجه شده انکار بی فایده است.و دوستش ( متهم دیگر ) همه چیز را اقرار کرده لذا با دست خط خود کامل با بیان جزییات توضیح داده و نزد بازپرس مطابق واقع اقرار داشته و اظهارات و اقرار ایشان ناظر به اقدامات مشار الیه ارتباطی به اظهارات متهم دیگر ندارد. و این طور نیست که متهم ردیف اول صرفا هرچه متهم دیگر گفته را اقرار کرده باشد. متهم با توجه به شرایط وی و اظهاراتش در مراحل مختلف تحقیقات و رسیدگی چه بسا برای فرار از مجازات در فرض عدم حضور متهم دیگر و اظهارات وی به طور کلی موضوع را انکار می کرد زیرا متهم ردیف اول اگاهانه و با قصد به صورت خلاف واقع در مراحل رسیدگی دادگاه اظهارات خلاف واقعی بیان و ضمن بیان برخی موارد مرتبط اظهار می دارد. یادم نمی اید و انچه را که سعی می کند اصرار داشته باشد. که یادم نمی اید همان موضوع قتل مرحوم است.مثلا یادش هست که رفتند برای تفریح و شرب خمر و برگشتند و موتورش برداشت رانندگی می کرد و می رفتند که مت