پرداخت سهم الدیه صغار توسط اولیاءدم کبیر در قتل عمدی

خلاصهٔ رأی

در ساعت 1:48 دقیقه بامداد قاضی کشیک در نه بند دستورات قضایی را صادر نموده است.

متن کامل

پرداخت سهم الدیه صغار توسط اولیاءدم کبیر در قتل عمدی Toggle navigation صفحه اصلی درباره ما درباره پژوهشگاه قوه قضائیه درباره پژوهشکده آرا تماس با ما دریافت نظرات و پیشنهادها عنوان: پرداخت سهم الدیه صغار توسط اولیاءدم کبیر در قتل عمدی پیام: چنانچه در قتل عمدی،جد پدری به ولایت از ولی دم صغیر تقاضای قصاص کند،پرداخت سهم الدیه صغار توسط اولیای دم کبیر،شرط اجرای حکم قصاص نیست. مستندات: شماره دادنامه قطعی : 8909986611300565 تاریخ دادنامه قطعی : 1394/08/30 گروه رأی : کیفری آراء منتخب پرونده: شعبه دیوان عالی کشور مشخصات متن نتیجه تحلیلی کلید واژه ها نمایه قوانین مرتبط گردش پرونده عین عبارت چاپ متن متن تجمیعی پرونده قلم یکان ایران میترا ترافیک زر یاقوت تیتر رأی خلاصه جریان پرونده حسب محتویات پرونده پاسگاه انتظامی ب. طی گزارش مورخه ۱۳۸۹/8/10به قاضی کشیک گزارش کرده برابر صورت‌جلسه تنظیمی مامورین پاسگاه انتظامی ب. مبنی بر یک فقره درگیری منجر به قتل مقتول ش. ح. اهل و ساکن روستای ب. در یوم جاری و محتویات صورت‌جلسه حاکی از آن است که شخص مقتول از طرف یک یا چند نفر از ناحیه سینه مورد اصابت یک ضربه قرار می‌گیرد که دو نفر حاضر در محل آقایان ب .ف. و م. خ. مصدوم را جهت مداوا به بیمارستان ... شهرستان خ. منتقل می‌کنند و در بیمارستان فوت می‌کند. پرسنل بیمارستان به عوامل پلیس 110 زنگ زده و مامورین بلافاصله در بیمارستان حاضر و چون نامبردگان مشکوک به نظر می‌رسند آن‌ها را به کلانتری 12 دلالت و تحت نظر قرار می‌گیرند. تقاضای صدور دستورات قانونی را از قاضی کشیک نموده‌اند. در ساعت 1:48 دقیقه بامداد قاضی کشیک در نه بند دستورات قضایی را صادر نموده است. پرونده تحویل اداره آگاهی شده است. رییس اداره عملیات ویژه پلیس آگاهی استان پس از انجام دستورات قضایی طی گزارش مورخه ۱۳۸۹/8/12عنوان بازپرس شعبه دوم دادسرای عمومی و انقلاب خ. گزارش کرده‌اند : در اجرای دستورات جنابعالی اقدامات ذیل انجام گردید:1- طبق نامه پیوستی جهت تعیین علت تامه مرگ مقتول به نام ش. ح. با پزشکی قانونی شهرستان خ. مکاتبه تاکنون جواب آن واصل نگردیده است. 2- طبق صورت‌جلسه پیوستی پس از شناسایی و دستگیری قاتل به هویت م. د. آلت قتاله (چاقو) در ید وی کشف و ضبط و مراتب صورت‌جلسه گردید. 3- مامورین این اداره طبق صورت‌جلسه پیوستی جهت انجام تحقیقات به محل وقوع قتل در روستای ب. عزیمت که طبق اظهارات اهالی به جز دو نفر دستگیر شده و خانواده قاتل کس دیگری شاهد قتل نبوده ولی طبق اظهارات خانواده مقتول آقای ح. توسط م. د. به قتل رسیده است. 4-طبق برگ‌های بازجویی پیوستی از افراد دستگیر شده تحقیق که در بازجویی اظهار داشته‌اند جهت بردن م. د. که معتاد به کراک می‌باشد به کمپ به در منزل وی مراجعه نموده‌اند که آقای ح. هم به آنان کمک نموده که آقای د. نیز با سلاح سرد (چاقو) مقتول را از ناحیه گردن مجروح نموده که پس از دلالت وی به بیمارستان فوت نموده است. 5-به غیر از افراد دستگیر شده و قاتل شخص دیگری در نزاع شرکت نداشته است. 6- با حضور مامورین این اداره در محل امنیت در محل برقرار و خانواده مقتول به آرامش دعوت و در حال حاضر امنیت کامل در محل برقرار می‌باشد. 7- پس از شناسایی محل اختفای قاتل در کوی ع. پس از د. و رعایت کلیه موازین شرعی و قانونی و رعایت حقوق همسایگان مجاور دستگیر و پس از دلالت به آگاهی طبق برگ‌های بازجویی پیوستی از وی تحقیق بیان داشت ساعت 8 شب مورخ ۱۳۸۹/8/10 تعداد چهار نفر از عوامل کمپ با یک دستگاه خودرو پیکان سفید رنگ جهت بردن من به کمپ به در منزلم آمدند که خواهرم با آن‌ها صحبت کرد و آن‌ها رفتند و چون می‌دانستم مجدداً مراجعه می‌نمایند مقداری سنگ در بالای پشت بام گذاشتم و چاقویی را نیز آماده کردم حدود ساعت 9 شب دو نفر دستگیر شده با پسرعمویم به نام ش. ح. جهت بردن من به کمپ به منزلم آمدند و خواستند مرا بگیرند که من هم چاقو را برداشتم و به آن‌ها گفتم که جلو نیایید چون شما را می‌زنم که پسرعمویم ش. خواست مرا بگیرد و من هم با چاقو به گردن وی زدم و بعد از آن به بالای پشت بام رفتم و چند عدد سنگ هم به طرف خودرو افراد فوق پرتاب کردم و بعد از ده دقیقه از بالای پشت بام در حالی که چاقو (آلت قتاله) دستم بود پایین آمدم و با خودرو شخصی به هویت ع. که از دوستانم می‌باشد به ماسور رفتم و از آنجا نیز با خودروی سواری عبوری به منزل شخصی به هویت ع. ر. رفتم و شب را در آنجا ماندم که مامورین در مورخ ۱۳۸۹/8/11 مرا دستگیر و آلت قتاله (چاقو) را که در زیر سقف دستشویی منزل آقای ر. پنهان نموده بودم کشف و ضبط نمودند و بنده از قبل این آقایان را نمی‌شناختم و خصومتی هم با آن‌ها نداشته‌ام و فقط به خاطر بردن من به کمپ به در منزلم آمده بودند. 8-از متهم طبق نامه پیوستی انگشت‌نگاری و ضم سابقه گردید. 9-اولیای‌دم مقتول به آگاهی احضار و طبق برگ‌های بازجویی پیوستی از آنان تحقیق گردید که از م. د. به خاطر قتل ش. ح. و آن دو نفر دستگیر شده شاکی می‌باشند. علیهذا با عنایت به مراتب فوق پرونده امر به همراه متهمین جهت کسب تکلیف قضایی به حضور ارسال می‌گردد. بازپرس از آقای م. د. 39 ساله شغل آزاد به عنوان متهم تحقیق کرده و به وی خطاب نموده گزارش مامورین و شکایت اولیای‌دم برای شما قرائت شد چه توضیحی دارید؟ ج-بنده اعتیاد به مواد مخدر داشتم چند نفر با سواری آمدند در منزل من س. ب. با آن‌ها بود رفتند بعد از یک ساعت با چهار نفر دیگر آمدند که همه آن‌ها را نشناختم من نمی‌دانستم که از طرف کمپ آمده‌اند ش. ح. پسرعمویم با آن‌ها بود او جلو آمد که مرا بگیرد به وی گفتم که نزدیک من نیایند حالم خوب نیست که قبول نکرد به من حمله کرد که مرا بگیرد با کارد وی را زدم کارد را با دست چپ گرفته بودم انداختم برای وی یادم نیست که به کجایش زدم ولی قبول دارم خودم وی را زدم. س-با توجه به اقرار صریح خودتان متهم هستید به ارتکاب قتل عمدی مرحوم ش. ح. با استفاده از ضربات کارد چه دفاعی دارید؟ ج-قبول دارم وی را با کارد زدم می‌خواستند به زور مرا به کمپ ببرند پایم نیز هنگام بالارفتن از پله‌ها درد گرفت فکر کنم دررفته باشد. برای متهم قرار تامین بازداشت موقت صادر شده اظهار داشته اگر اعتراض داشتم ظرف ده روز اعلام می‌کنم. بازپرس با صدور دستوراتی پرونده را به پلیس آگاهی ارسال و متهمین ب. ف. و م. خ. نیز به علت فقد دلیل آزاد شده‌اند رییس اداره عملیات ویژه پلیس آگاهی استان گزارش مورخه ۱۳۸۹/8/16عنوان بازپرس شعبه دوم دادسرای عمومی و انقلاب خ. اعلام کرده در اجرای دستور جنابعالی به استحضار می‌رساند 1-متهم م. د. طبق رسید پیوستی تحویل زندان گردید. 2-با پیگیری به عمل آمده تا کنون شرح معاینه جسد متوفی ش. ح. از پزشکی قانونی به این اداره واصل نگردیده است. 3-سوابق متهم از اداره تشخیص هویت اخذ که دارای یک فقره سابقه جعل شناسامه می‌باشد. 4-تصویر شناسنامه متهم اخذ و ضم پرونده گردید. 5-متهمین ب. ف. و م. خ. در اجرای دستور آزاد گردیدند. 6-اولیای‌دم مقتول به آگاهی احضار به همراه پرونده جهت تعیین تکلیف قضائی به حضور معرفی می‌گردند. از آقای ز. ح. 68 ساله شغل کشاورز پدر مقتول تحقیق شده اظهار کرده از آقای م. د. د. به خاطر قتل عمدی پسرم ش. ح. شاکی می‌باشم ایشان عمداً پسرم را به قتل رسانده اصالتاً از جانب خودم و به ولایت از فرزندان صغیر آن مرحوم ع. 8 ساله و ز. یک ساله از ایشان شاکی هستم و می‌خواهم قصاص شود. از خانم ش. خ. 45 ساله مادر مقتول تحقیق شده اظهار کرده م. د. د. پسرم را با کارد به قتل رسانیده است. در خصوص فوت پسرم از م. د. شکایت دارم. عمداً پسرم را به قتل رسانیده و تقاضای قصاص وی را دارم. دو فرزند صغیر پسر و دختر به ترتیب هشت ساله و هفت و نیم ماهه دارد. از خانم ظ. و. 26 ساله همسر مقتول تحقیق شده اظهار کرده شب حادثه ساعت حدود شش الی هفت همسرم ش. ح. از سر کار به منزل آمد شام درست کردیم دراز کشید و بعد بلند شد غذا درست کرد در زدند دو نفر از آشنایان خودش به اسامی م. د. و ا. د. آمدند دنبالش همسرم گفت کار دارم الآن برمی‌گردم من خواستم دنبال وی بروم که گفت زشت است گفت قرار است بیایند دنبالم برویم با م. صحبت کنیم ببریمش کمپ که ترک نماید خلاصه رفت بعد از پنج دقیقه زن م. آمد در زد و گفت همسرت را کشتند. نگاه کردم دیدم آن دو نفر همسرم را می‌برند داخل ماشین که ببرند بیمارستان و مرا هل دادند نگذاشتند که من با ایشان بروم با توجه به اینکه فهمیده‌ام م. د. وی را با کارد زده است و عمداً او را به قتل رسانیده است از ایشان شکایت دارم و تقاضای قصاص م. د. را دارم از آن دو نفر هم شکایت دارم که آمدند دنبال همسرم تقاضای رسیدگی دارم. بازپرس با صدور دستوراتی پرونده را اعاده داده است. گزارش معاینه جسد مقتول ضمیمه است در صورت‌مجلس معاینه جسد مقتول مردی 33 ساله معرفی شده در معاینات ظاهری اعلام شده بریدگی در بالای ترقوه راست به طول تقریبی 5/5 سانت در قسمت داخلی ترقوه راست در سمت راست مفصل ترقوه به جناغ وجود داشت که تا قسمت تحتانی گردن امتداد داشت. لبه شارپ بریدگی در قسمت تحتانی بریدگی مشهود بود. حرکات مهره‌های گردن طبیعی بود و در مهره‌های گردن شکستگی استخوانی ملموس نبود. جسد کالبدگشایی شده و در صورت‌مجلس منعکس شده پوست سینه باز شد. زیر پوست خونمردگی زمان حیات در محل بریدگی وجود داشت. در استخوان جناغ و دنده‌ها شکستگی مشهود نبود استخوان جناغ برداشته شد. در فضای جنب چپ خون وجود داشت. بریدگی روی ترقوه راست نافذ بود و از سمت راست به سمت چپ بدن به خلف استخوان جناغ از قسمت تحتانی قدامی گردن سیر کرده بود. خونمردگی در پایه عروقی متصل به آئورت و در بالای پریکارد مشهود بود. پریکارد باز شد. خون در حفره پریکارد وجود داشت. آثار بریدگی در خلف محل اتصال دنده دوم به استخوان جناغ در عروق منشعب از آئورت به همراه لخته خون فراوان وجود داشت. علت فوت آسیب عروق ناشی از جسم برنده نوک تیز تعیین می‌گردد. جواز دفن صادر گردید. پس از انجام دستورات قضایی پرونده به شعبه بازپرسی اعاده گردیده است. از آقای ا. د. 36 ساله شغل نظامی به عنوان گواه تحقیق شده اظهار کرده شب حادثه بنده در منزل بودم ساعت حوالی ده الی یازده بود با سر و صدای مردم بیرون رفتم پرسیدم چه خبر است گفتند م. ، ش. را با چاقو زده است و وی را به بیمارستان بردند و طبق کلام‌الله من حتی آن زمان به محل درگیری هم نرفتم و از چگونگی آن خبر نداشتم و اظهارات همسرش را نیز قبول ندارم چون ندیده‌ام چه کسی وی را زده و چه کسانی او را برده‌اند بیمارستان فقط از مردم شنیدم. از آقای م. د. 27 ساله شغل کارگری به عنوان گواه تحقیق شده اظهار کرده شب درگیری دو مرحله سر و صدا آمد یعنی دو درگیری بود بار اول منزل پدر زنم بود که حدود یک کوچه فاصله دارد با محل درگیری ساعت حدود هفت یا هشت شب بود در منزل بودم سر و صدا بلند شد. رفتم بیرون دیدم که یک پیکان سفید رد شد و م. افتاده بود دنبالش و سنگ به طرف آن پرت می‌کرد بعد چیزی نشد و من رفتم منزل پدر زنم تا اینکه ساعت حدود ده الی 9 بود که همسایه پدر زنم مشغول کار کردن در ساختمان خودش بود من هم رفته بودم نزد وی نیم ساعتی نزد او نشستم باز سر و صدا بلند شد پنج شش نفر به طرف کوچه پشتی که م. منزل دارد می‌رفتند من و همسایه‌مان رفتیم آنجا دیدم دو سه نفر ایستاده‌اند دم در منزل م. و مرحوم ش. در زد و رفت میان در ایستاد و به آن چند نفر گفت م. این است ببریدش که یک دفعه م. کاردی در دست چپش بود به گردن ش. زد آمد بیرون دست به گردنش گرفته بود و به آن افراد گفت اشکالی ندارد پسرعمویم است کاری به وی نداشته باشین مرا به بیمارستان ببرید. من و همسایه‌مان به نام م. رفتیم که وی را بگیریم که افتاد زمین و بی‌حال شد و آن زمان زنش هم آمد و می‌دید خلاصه وقتی افتاد آن چند نفر که با وی بودند او را بردند انداختند داخل ماشین که به بیمارستان ببرند افرادی که وی را به بیمارستان برده‌اند آن‌ها را گرفته‌اند من اصلاً بیمارستان نرفتم و آنجا نیز با همسر مرحوم اصلاً مواجهه‌ای نداشته‌ام که نگذارم او بیاید به خدا این عین واقعیت است. از آقای م. خ. 25 ساله شغل آزاد به عنوان گواه تحقیق شده اظهار کرده شب حادثه یکی دو نفر زنگ زدند به صاحب کمپ به نام ه. که فامیل وی را نمی‌دانم گفتند که یک نفر در روستای ب. است معتاد است می‌خواهد ترک کند خانواده را اذیت می‌کند. من به اتفاق ب. ف. و س. ب. رفتیم آنجا با پیکان سفید ب. رفتیم ه. ایستاده بود دم در مقتول سر قبرستان ایستاده بود مقتول گفت دم در که رفتم در را باز کردند پشت سر من بیایید داخل خلاصه در زد در را باز کرد قاتل در را باز کرد اول حیاط منزل مقتول دست قاتل را گرفت و گفت این است ببریدش دست راستش را گرفت که یک دفعه قاتل م. د. با دست چپ از پشت کمرش چاقو درآورد و زد به گردن مقتول به قسمت جلو گردن زد خلاصه من و ب. مجروح را به داخل ماشین انداختیم همسرش آمد جیغ و داد کرد که ببریدش بیمارستان من و ب. او را انداختیم روی صندلی عقب و به بیمارستان ... بردیم که متاسفانه بین راه تمام کرد وقتی رسیدیم گفتند مرده است به خدا عین واقعیت است و چیزی دیگری نمی‌دانم. از آقای ب. ف. 28 ساله شغل کارگری به عنوان گواه تحقیق شده اظهار کرده شب حادثه من در کمپ بودم خانواده م. د. زنگ زده بودند که وی معتاد است و اذیت می‌کند بیایید ببریدش من و م. خ. و س. ب. و ا. د. رفتیم که وی را به کمپ بیاوریم برای ترک آنجا که رسیدیم ش. ح. سر قبرها بود ما را که دید آمد و گفت من در می‌زنم آمد بیرون وی را ببرید که رفت در زد و در که باز شد همان ابتدای حیاط منزل دست راست م. را گرفت که م. با دست چپ کارد را از کمر کشید و به جلو گردن ش. فرو کرد که افتاد دم در زن و بچه‌اش سر و صدا کردند و من و م. خ. وی را