وضعیت نکاح واقع شده در مرض متصل به موت

خلاصهٔ رأی

که با ایشان (مرحوم) زندگی می‌کرد می‌گفته حال حاج آقا خوب نیست و بیهوش می‌باشد و گواه فوق خودش از طریق برادران شوهرش از حال مرحوم باخبر بوده است.

متن کامل

وضعیت نکاح واقع شده در مرض متصل به موت Toggle navigation صفحه اصلی درباره ما درباره پژوهشگاه قوه قضائیه درباره پژوهشکده آرا تماس با ما دریافت نظرات و پیشنهادها عنوان: وضعیت نکاح واقع شده در مرض متصل به موت پیام: چنانچه مردی در حال مرض زنی را عقد کند و در همان مرض، پس از مدت کوتاهی، قبل از نزدیکی بمیرد؛ نکاح باطل بوده و صرف اعلام انصراف زوجه از ادّعای هر گونه حق و حقوقی از ماترک زوج، مؤثر در اعتبار بخشیدن به چنین نکاحی نیست. مستندات: ماده 945 قانون مدنی - شماره دادنامه قطعی : 8709980220082067 تاریخ دادنامه قطعی : 1394/07/29 گروه رأی : حقوقی آراء منتخب پرونده: شعبه دیوان عالی کشور مشخصات متن نتیجه تحلیلی کلید واژه ها نمایه قوانین مرتبط گردش پرونده عین عبارت چاپ متن متن تجمیعی پرونده قلم یکان ایران میترا ترافیک زر یاقوت تیتر رأی خلاصه جریان پرونده آقای ر. م.ر. به وکالت از آقای س. الف.ه. دادخواستی به طرفیت خانم ف. الف. ع. به خواسته تقاضای رسیدگی و صدور حکم به ابطال عقد نکاح موضوع سند ازدواج ثبت شده به شماره ... در دفتر ازدواج رسمی شماره ... تهران را به مجتمع قضائی خانواده ... تهران تسلیم و طی آن خلاصتاً اظهار داشته به موجب سند فوق‌الذکر خوانده عقد دائم مرحوم م. آقا الف.ه. (پدر موکل) گردیده است. (نامبرده قبلاً همسر دائم مرحوم بوده که در تاریخ ۱۳۶9/9/12 به موجب سند طلاق شماره ... دفتر طلاق شماره ... تهران جدا شده بوده‌اند) در تاریخ وقوع عقد ازدواج (جدید) یعنی ۱۳۸6/11/28 در حالیکه مرحوم م. آقا الف.ه. در حال نیمه اغماء ناشی از تشدید بیماری مزمن و مسبوق به سابقه سرطان به‌سر‌می‌برده، خوانده به محض اطلاع از تشدید بیماری و احتمال فوت نامبرده با احضار سردفتر ازدواج بر بالین مرحوم و با همکاری آن سر دفتر و دو نفر از فرزندانش و با تهدید و اکراه متوفی اقدام به ثبت ازدواج دائم خود با مرحوم به قصد تصاحب اموال و دارائی‌های نامبرده می‌نماید. پس از حدود یک ساعت از وقوع این واقعه و به دلیل ورود فشارهای روحی و روانی به مرحوم (پدر موکل) وی به حالت اغماء کامل فرو رفته که بلافاصله به بیمارستان ... منتقل و به دلیل وخامت حال بیمار و عدم امکانات لازم و خودداری از پذیرش به بیمارستان ر. تهران انتقال و بستری و حدود 24 ساعت بعد فوت می‌نماید. حالیه با تقدیم گزارشات بالینی حد فاصل بین وقوع عقد و فوت نامبرده و درخواست استماع شهادت شهود و اینکه موکل فرزند مرحوم و یکی از ورثه ایشان می‌باشد و با عنایت به اینکه زوج (مرحوم) هنگام وقوع عقد ازدواج فاقد قصد و اراده لازم بوده و عقد با اکراه وی منعقد شده با استناد به مواد 191 و 1062 و 1064 و 1070 قانون مدنی متقاضی صدور حکم به شرح خواسته گردیده‌اند. وکیل خواهان گفته به دلیل اینکه خوانده پس از فوت پدر موکل اقدام به تصاحب کلیه اسناد و مدارک متوفی من‌جمله سند ازدواج و شناسنامه نموده امکان ارائه مصدّق مدارک برای دادگاه نداشته‌اند. وکیل موصوف : 1- وکالتنامه خود -2- کپی شناسنامه خانم ف. الف. ع. (متولد 1327) 3- کپی شناسنامه آقای م. ا. (متولد 1307) -4- کپی از گواهی فوت ثبت احوال تبریز که در آن فوت مورّخ ۱۳۸6/11/30 مرحوم در شهر تبریز گواهی گردیده -5- چهار صفحه کپی از خلاصه وضعیت بالینی بیمارستان ر. را پیوست و به شهادت شهود استناد جسته‌اند. این عرض‌حال در تاریخ ۱۳۸7/2/15 به شعبه 263 دادگاه عمومی حقوقی ارجاع و طرفین به دادرسی دعوت شده‌اند. جلسه دادگاه در تاریخ ۱۳۸7/3/1 با حضور وکیل خواهان و خوانده تشکیل و وکیل موصوف عرائض خود را به شرح دادخواست تقدیمی عنوان و علاوه بر آن متقاضی استعلام وضعیت متوفی از بیمارستان‌های شهید م. و تخصصی ر. و استماع شهادت شهود می‌شود. خوانده (خانم الف. ع.) اجمالاً اظهار داشته ۱۳۸6/11/28 مجدداً به عقد مرحوم درآمده و وی پنج روز قبل از این تاریخ به عقد درآمده بود و تاریخ فوق، تاریخ ثبت آن است و می‌گوید مرحوم یکسال پیش سرطان داشت و در این مدت مراقب وی بوده است و همچنین گفته که در سال 69 وی (مرحوم) به این خانم می‌گفته پسرانم مرا تهدید می‌کنند که او (مرحوم) وی را (خوانده را) طلاق بدهد و مرحوم هم وی را به طور غیابی طلاق داده بود و یکسال بعد حقوق مالی خود را وفق طلاقنامه دریافت کردند، ایشان (خوانده) می‌گوید از سال 69 تا 86 در منزل مرحوم زندگی می‌کرده چون پدر فرزندانش بود و از او خواسته تا در آنجا زندگی کند. خوانده اظهار داشته مرحوم در تاریخ ۱۳۸6/11/28 بیمار شد و وی را به بیمارستان منتقل که در تاریخ ۱۳۸6/11/30 فوت نمود، در ادامه می‌گوید مرحوم در تاریخ ۱۳۸6/11/23 به دفترخانه ... زنگ زد و از او خواست که جهت عقد به منزل مراجعه نماید. ایشان گفت عقد صورت گرفت و در این مراسم پسر اوّلم (ش. م.) و یکی از دوستانم (م. م.) و آقا ب. (م.) الف.ه. حضور داشتند. وکیل خواهان در ادامه خلاصتاً توضیح می‌دهد که دلیل زندگی متوفی با خوانده در یک مسکن این بود که سه دانگ آن به نام خوانده و مابقی به نام فرزندان مرحوم شده بود، ضمناً می‌گوید نمونه امضاء مرحوم در دفاتر ثبت ازدواج هیچ هم‌خوانی و تشابهی با امضاء مسلم‌الصدور وی ندارد. همچنین آقای م. ه. حاضر است در محضر دادگاه شهادت دهد که در زمان ثبت ازدواج پدر ایشان فاقد هوشیاری بوده و ثبت این ازدواج با اکراه و اجبار صورت گرفته است و در پایان طرفین خواستار شهادت م. الف.ه. (فرزند) و سر دفتر ازدواج و عنداللزوم خط شناسی شده‌اند. دادگاه قرار استماع شهادت شهود صادر و دستور می‌دهد همزمان با اجرای قرار فوق خوانده کپی مصدّقی از سند ازدواج را نیز در آن جلسه ارائه نماید. جلسه اجرای قرار مورّخ ۱۳۸7/3/13 با حضور وکیل خواهان و موکلش و در غیاب خوانده تشکیل می‌گردد. بدواً از سه نفر به عنوان گواه جداگانه تحقیق گردیده است : 1- د. آ. 60 ساله (فامیل سببی خواهان) خلاصتاً اظهار داشته حدود چند روز قبل فوت مرحوم به ملاقات او در منزلش رفته و متأسفانه حال خوشی نداشت طوریکه نتونستند با او سلام و علیک نماید و بتحقید ( ظاهراً به تحقیق موردنظر وی بوده ) نیز حالشان طوری نبود که بتواند از جا حرکت کند یا اسنادی را امضاء نماید و چند روز بعد هم ایشان به رحمت خدا رفتند .2- م. آ. فرزند د. 25 ساله ( زن برادر خواهان ) خلاصتاً اینکه مطالبی به مشابه اظهارات پدرش گفته و به علاوه می‌گوید هر روز پرستاری برای سرم زدن به منزل می‌آمد و مرحوم به هیچ عنوان حالت مساعدی نداشت که بتواند زنی را به عقد خود درآورد چون کسی را نمی‌شناخت حتی بستر خود را کثیف می‌کرد، گواه فوق می‌گوید در زمان عقد (خوانده) شوهرش را به زور و چاقو مجبور کرد که شاهد عقد پدرشان باشد و خوانده روحانی را به منزل آورد و خود را به زور عقد پدر شوهرش کرد، همچنین گفته پدر شوهرش از امضاء ممانعت کرد ولی دست پدر شوهرش را گرفت و به زور امضاء کرد. 3- ش. ش. 46 ساله (عروس خانواده خواهان) طی اظهاری که کرده اجمالاً وخیم بودن حال مرحوم را توضیح می‌دهد و می‌گوید اغلب اوقات شوهرش با منزل مرحوم برای پرسیدن حال او زنگ می‌زده که خانم ف. الف. که با ایشان (مرحوم) زندگی می‌کرد می‌گفته حال حاج آقا خوب نیست و بیهوش می‌باشد و گواه فوق خودش از طریق برادران شوهرش از حال مرحوم باخبر بوده است. دادگاه علاوه بر تحقیق از گواهان فوق طی ورقه جداگانه‌ای در همان تاریخ از م. الف.ه. 28 ساله فرزند مرحوم تحقیق و با تفهیم اینکه شما مستقیماً از نتیجه پرونده منتفع می‌شوید اطلاعات وی را اخذ کرده‌اند، مشارالیه خلاصتاً اظهار داشته، ظهر به منزل برای جویای حال پدر آمده دیده برادر ناتنی‌اش (ش. م.) بعد از 15 سال آمده و یکی از دوستان او به نام م. ک. که سر کوچه منزل پدری مرغ‌فروشی دارند با او به منزل آمدند و آنجا می‌باشند، بعد از آنکه بالای سر پدر چای میل می‌کند با صدای زنگ می‌بیند یک نفر روحانی با دفتر بزرگ مشکی هم می‌آید وقتی از مادرش جریان را می‌پرسد، می‌گوید پدرش می‌خواهد بعد از 16 سال او را به عقد خود در آورد با اعتراض ایشان ش. م. (فرزند خوانده) وی را تهدید می‌کند که تو و پدرت را همینجا خفه می‌کند و زندگی تو و زنت را از بین می‌برد، ایشان (گواه) موضوع را به پدرش بازگو می‌کند که او نمی‌فهمد داستان از چه قرار است و بعد می‌خواسته از درب بیرون برود که مداخله نکرده باشد ولی درب را قفل شده دیده است و می‌گوید ش. و مادر، وی را به زور مجبور به امضاء دفتر کرده‌اند و وقتی عقد را روحانی انجام و درب را باز کرده‌اند به او می‌گویند حاج آقا رو بدرقه کن، بعد از ترک منزل تمامی اتفاقات را زنگ زده و به برادرش توضیح می‌دهد تا اینکه بعد از 2 ساعت مادر زنگ زده و می‌گوید پدر به کما رفته که ماجرای رفتن و بردن به بیمارستان را شرح داده‌اند. سپس دادگاه دستور می‌دهد رونوشتی از سند ازدواج و خلاصه پرونده بالینی بیمارستان تهیه و سردفتر ازدواج (م. ر.) دعوت گردد. مدیرعامل بیمارستان ر. طی پاسخ 2810-۱۳۸7/4/4 اجمالاً اعلام کرده بیمار م. الف.ه. به علت کانسر پیشرفته متاستاتیک معده از نوع آدنوکارسینوما به آن مرکز در تاریخ ۱۳۸6/11/30 با وضعیت بحرانی مراجعه نموده که در بخش ویژه بستری و تحت درمان متخصصین قرار گرفته لیکن به دلیل وخامت حال بیمار در تاریخ ۱۳۸6/11/30 فوت نموده است. ملاحظه می‌شود در تاریخ ۱۳۸7/4/2 کپی غیرمصدّقی از رونوشت سند رسمی ازدواج دارای شماره ترتیب ... تنظیمی دفترخانه ازدواج شماره ... تهران موضوع انعقاد رابطه زوجیت دائم مورّخ ۱۳۸6/11/28 فیمابین خانم ف. الف. ع. متولد 1327/2/19 بابلسر با آقای م. ا. متولد 1307/4/15 تبریز با مهریه 110 قطعه سکه طلای تمام بهار که در آن قید گردیده زوج همسر دیگری ندارد و زوجه طبق سند ... مورّخ ۱۳۶9/9/12 دفتر طلاق ... تهران مطلقه شده و به امضاء رسیدن هر یک از شرایط مورد قبول مستقلاً گواهی گردیده است. توسط وکیل خواهان ارائه شده است. آقای م. ر. سردفتر ازدواج ... تهران پس از حضور در دادگاه و استحضار از موضوع پرونده اظهارات خود را متقابلاً طی لایحه مورّخ ۱۳۸7/6/25 بیان کرده‌اند. نامبرده در لایحه‌ای که داده خلاصتاً گفته چند روز قبل از تاریخ عقد فوق یکی از بستگان مرحوم به دفترخانه وی مراجعه و تقاضای ثبت واقعه ازدواج فیمابین بانو ف. الف. ع. و م. الف.ه. را می‌نماید. ایشان پس از ملاحظه اسناد و آگاهی یافتن از سابقه زوجیت و به واسطه دعوت به عمل آمده به همراه سند نکاحیه و دفتر به منزل آنها می‌رود و پس از رؤیت دوباره مدارک و طلاق‌نامه قبلی، عقد نکاح دوباره آن‌ها را پس از مدتی مشاجره پیرامون مقدار مهریه با توافق 110 سکه که زوج در کمال فهم و عقل و درایت و مباحثه با زوجه بدین مضمون که من به شما خانه داده‌ام و آلان چیزی ندارم که شما بحث می‌کنی !! با واگذاری و اخذ وکالت از هر یک از زوجین و با حضور شهود خطبه عقد نکاح واقع و انشاء نموده‌اند و ایشان شهود قضیه را آقایان ش. م. و م. م. و م. الف.ه. معرفی کرده‌اند. ایشان نیز تصویری از سند رسمی ازدواج مشتمل بر 4 برگ را پیوست لایحه خود کرده‌اند. (ضمن مداقه در کپی سند ابرازی سردفتر ملاحظه می‌نماید علاوه بر درج مطالب لازم و مشخصات و مهریه توضیح داده شده که زوجین چون به زوجیت سابق برگشته‌اند طبق دستور 34/10794-۱۳۸2/8/5 مدیر کل ثبت استان آزمایشات مربوطه انجام نداده و به علاوه قید شده هیچ شرطی نداشته‌اند (مقابل شروط 12 گانه مندرج در سند هیچ امضائی از زوجین مشاهده نمی‌گردد) سپس دادگاه در وقت فوق‌العاده پرونده را تحت نظر قرار داده و رأی خود را طی شماره 707-۱۳۸7/6/31 پس از اعلام ختم دادرسی انشاء نموده است. مطابق دادنامه مذکور دادگاه پس از ذکر مشخصات طرفین و مقدمات رأی و تشریح خلاصه‌ای از اظهارات طرفین و چگونگی اقدامات دادگاه در اجرای قرار استماع شهادت شهود و استعلامات از بیمارستان و سردفتر مربوطه، با توجه به محتویات پرونده و اظهارات وکیل خواهان و خوانده و شهود و سردفتر و مدارک و اسناد بیمارستان و تاریخ فوت متوفی و سایر قرائن و امارات موجود در پرونده و زمان انعقاد عقد و فوت، انعقاد عقد نکاح دائم بین مرحوم و خوانده را در حال مرض موت محرز دانسته و از طرفی با توجه به سن زوجین که زوجه متولد 1327 و زوج متولد 1307 و بیماری حادّ زوج، عادتاً دخول صورت نگرفته و خوانده در این خصوص ادّعائی مطرح نکرده است، با توجه به مسئله 3 از المقصد الثانی فی المیراث بسبب الزوجیه از کتاب المواریث تحریر الوسیله حضرت امام خمینی (ره) که اشعار میدارد « لونکح المریض فی مرضه فان دخل بها او برأمن ذلک المرض یتوارثان و اِن مات فی مرضه و لم یدخل، بطل العقد و لامهر لها و لامیراث » فلذا دادگاه حکم به بطلان عقد ازدواج مذکور را صادر و اعلام و دفتر رسمی ازدواج 180 تهران را مکلف به ثبت ابطال عقد ازدواج مذکور در دفاتر مربوطه نموده‌اند. خانم ف. الف. در تاریخ ۱۳۸7/9/9 از این دادنامه تجدیدنظرخواهی نموده‌اند. در کپی از لایحه‌ای که پیوست دادخواست فوق می‌باشد ( مشخص نیست اصل لایحه چه شده است ) تجدیدنظرخواه و عمدتاً اظهاراتی راجع به چگونگی طلاق گرفتن قبلی خود و نحوه رجوع مرحوم داشته، اختصاراً اینکه گفته مرحوم به واسطه تهدیدها و فشارهای روانی از ناحیه فرزندان همسر اولش وی را به طور غیابی طلاق داده لیکن پس از گذشت حدود یک ماه حسب تقاضا و اصرارهای زیاد مرحوم و در ایام عده رجوع کرده و تا زمان فوت در منزل مشترک (آپارتمان) و ویلای بابلسر به زندگی مشترک ادامه داده‌اند، نامبرده مطالبی نیز پیرامون به نام زدن سند سه دانگ مشاعی آپارتمان (محل سکونت مشترک) و یک قطعه زمین 1000 متری بابلسر در سال‌های 81 و 78 را که مرحوم به نام وی کرده گفته و این موارد را دلیل دیگری بر رجوع زوج و برقراری مجدد رابطه زوجیت دانسته و اظهار کرده گواهانی نیز در این موارد وجود دارد، ضمناً توضیح داده به جهت رجوع نا