وضعیت فرجام خواهی در فرض عدم ابلاغ نظریه پزشکی قانونی
خلاصهٔ رأی
پیام: خیار فسخ نکاح فوری است و مطرح کردن فسخ به دلیل مدخوله بودن زوجه پس از گذشت مدت مدید موید عدم رعایت فوریت فسخ است.
متن کامل
وضعیت فرجام خواهی در فرض عدم ابلاغ نظریه پزشکی قانونی Toggle navigation صفحه اصلی درباره ما درباره پژوهشگاه قوه قضائیه درباره پژوهشکده آرا تماس با ما دریافت نظرات و پیشنهادها عنوان: وضعیت فرجام خواهی در فرض عدم ابلاغ نظریه پزشکی قانونی پیام: خیار فسخ نکاح فوری است و مطرح کردن فسخ به دلیل مدخوله بودن زوجه پس از گذشت مدت مدید موید عدم رعایت فوریت فسخ است. مستندات: شماره دادنامه قطعی : تاریخ دادنامه قطعی : گروه رأی : حقوقی آراء منتخب پرونده: مشخصات متن نتیجه تحلیلی کلید واژه ها نمایه قوانین مرتبط گردش پرونده عین عبارت چاپ متن متن تجمیعی پرونده قلم یکان ایران میترا ترافیک زر یاقوت تیتر رأی خلاصه جریان پرونده خلاصه جریان پرونده: اقای م. ا. به طرفیت خانم ش. م. به خواسته فسخ نکاح به سبب تدلیس در ازدواج در تاریخ ۱۴۰۰/۲/۱۵ دادخواستی در محاکم خانواده *مطرح نموده است.که مستند به دادنامه *مورخ ۹۵/۷/۳ دیوان عالی کشور و تصویر مصدق سند ازدواج عادی ۹۶/۱/۹ و با این توضیح که در متن دادخواست خواهان گفته است.مدت حدود ۳ سال از اغاز زندگی مشترک می گذرد و در زمان عقد ایشان خود را دوشیزه معرفی نمود و برابر استشهادیه پیوست دوشیزه بودن خود را اعلام نمود کما اینکه در عقدنامه نیز ذکر شده است.اما طی چند روز گذشته مطلع گردیده ام که به موجب پرونده کلاسه *شماره بایگانی ۹۵۰۱۰۶ در پرونده کیفری یک که تصویر رای دیوان تقدیم می گردد. ایشان به دفعات مرتکب نزدیکی با فردی به نام اقای م. ش. داشته است.که خود نیز طی پرونده پیوست اقرار نموده است.بنابراین اصل دوشیزه بودن ایشان صحت نداشته و ایشان در امر ازدواج تدلیس نموده اند لذا مستندا به مواد ۱۱۲۸ و ۱۱۳۱ قانون مدنی تقاضای صدور حکم به فسخ نکاح می گردد. با ارجاع پرونده به شعبه ۲۶۱ و تعیین وقت جهت رسیدگی و دعوت طرفین اقای ع. س. د. ن. از جانب زوجه اعلام وکالت نموده است.در جلسه دادرسی ۱۴۰۰/۴/۵ حضور یافته خواهان نیز حاضر شده است.خوانده حضور یافته است.خواهان خواسته خود را به شرح دادخواست تقدیمی اعلام و گفته است.همسرم قبلا دوشیزه نبوده ولی از من مخفی نگه داشته بود و به عنوان دوشیزه با من ازدواج کرد اکنون به تازگی متوجه شدم که قبلا با شخصی رابطه داشته است.به دفعات عمل نزدیکی انجام داده است.درخواست فسخ نکاح را دارم. دادگاه پرسیده است.زمانی که زندگی مشترک را اغاز کردید چه زمانی بوده است.پاسخ داده است.اواخر سال ۹۶ شروع گردیده و چون خانواده مذهبی هستیم این چیزها را متوجه نشدم رابطه زناشویی داشته ام دادگاه خطاب به خوانده چه دفاعی د.د؟ وی اظهار نمود وکیلم دفاعیات را مطرح خواهند کرد وکیل وی اظهار نمود دعوا را قبول ندارم. اولا ایشان چطور را پیدا و اخذ کرده است.توضیحا بیان می کنم شخصی موکل را فریب داده و موکلم اقدام به طرح شکایت می کند و موکلم شاکی است.و متهم محکوم گردیده است.موکل کاملا خواهان را اگاه کرده بود و خبر داشت و حتی پیامک های خواهان به موکل که در این مورد داده است.که موجود است.و حتی شهودی هستند که موضوع اطلاع خواهان را از قضیه مطروحه خوانده حاضرند شهادت بدهند چون مطالبه مهریه شده است.لذا خواهان برای اینکه اثرات نکاح را از بین ببرد اقدام به ادعای باطل کرده است.پیامک ها را پیوست کرده ام درخواست رد دعوی را دارم. خواهان اظهار داشت ایشان دوشیزه نبوده است.و پیامک ها را قبول ندارم. و ممکن است.پرده بکارت ترمیم شود. دادگاه با بررسی اوراق پرونده ختم رسیدگی را اعلام نمود ( در برگ ۱۷ ) در تاریخ ۱۴۰۰/۴/۲۶ طی دادنامه *دادگاه رای خود را بدین شرح صادر نموده است. در خصوص دعوی خواهان اقای م. ا. ز. علیه خانم ش. م. با وکالت اقای ع. س. د. ن. دائر بر تقاضای صدور حکم به فسخ نکاح به لحاظ تدلیس در ازدواج با توجه به فتوکپی سند ازدواج و اینکه خواهان بیان داشته حدود سه سال از زندگی مشترک وی با خوانده گذشته و اخیرا مطلع شده که خوانده حسب دادنامه کیفری به دفعات مرتکب نزدیکی با وی گردیده و اقاریر وی در پرونده موجود است.در حالی که موقع ازدواج خود را دوشیزه معرفی نموده و شهودی دارد. مضافا در سند ازدواج وی دوشیزه معرفی شده است.با التفات به دفاعیات و پاسخ وکیل خوانده که بیان شده دعوی را قبول ندارد. زیرا موکل به وسیله شخصی فریب خورد و شکایت کیفری موکلش منتهیبه محکومیت کیفری گردیده و خواهان از قضیه مطلع بوده و شهود وجود دارد. مضافا چند سال از زندگی مشترک سپری گردیده به لحاظ مطالبه مهریه از سوی موکلش خواهان اقدام به طرح دعوی نموده درخواست رد دعوی مطروحه را دارد. دادگاه با التفات به مراتب و ملاحظه پیوستی از انجا که خواهان در اظهارات خویش مضبوط در صورت جلسه ۱۴۰۰/۴/۵ بیان داشته از اواخر سال ۱۳۹۶ با خوانده زندگی مشترک داشته ولی متوجه عدم دوشیزگی وی نگردیده که موثر و قابل پذیرش نمی باشد. و ادعای فسخ نکاح مندرج در ماده ۱۱۳۱ قانون مدنی مراعات نگردیده النهایه دادگاه دعوی را شایسته پذیرش نمی داند و به لحاظ فقد ارکان قانونی فسخ نکاح مستندا به ماده ۱۲۵۷ قانون مدنی حکم به بطلان دعوی خواهان صادر می نماید. رای صادره حضوری و ظرف ۲۰ روز قابل تجدیدنظر خواهی در محاکم تجدیدنظر استان و سپس ظرف بیست روز قابل فرجام خواهی در دیوان عالی کشور است.از این رای اقای م. ا. ز. با وکالت پ. م. و ف. ب. به طرفیت خانم ش. م. تجدیدنظر خواهی نموده اند که متن دادخواست تجدیدنظر خواهی انان در برگ ۴۷ پرونده از عدم توجه دادگاه بدوی به اظهارات موکل توجه نکرده است.قطع نظر از اینکه در متن رای اشتباهاتی وجود دارد. از جمله اینکه در انتهای سطر سوم دادنامه قید شده حسب دادنامه کیفری به دفعات مرتکب نزدیکی با وی گردیده و معلوم نیست مقصود دادگاه بدوی از چه شخصی است.اما نکته اصلی این است.که موکل ازدواج قبلی ندارد. و در سال ۹۶ با تجدیدنظر خوانده اشنا می شود. و مشارالیها با بیان اینکه دوشیزه است.با موکل ازدواج می کند و وصف دوشیزه بودن مترادف باکره است.در سند ازدواج قید می گردد. و در اردیبهشت ماه ۱۴۰۰ به صورت اتفاقی موکل متوجه شده که تجدیدنظر خوانده پرونده کیفری با موضوع عمل منافی عفت و زنا در دادگاه کیفری یک *داشته با فردی به نام اقای م. ش. به کرات رابطه نزدیکی داشته و مدخوله بوده و با حیله و نیرنگ خود را دوشیزه معرفی کرده که به محض دسترسی به دادنامه *مورخ ۹۵/۷/۳ شعبه *مبارات به اقامه دعوی فسخ نکاح کرده است.و به هیچ وجه تعلل ننموده و فوریت عرفی رعایت شده است.به هر حال فردی کارمند و ابرودار است.و مسلم می باشد. که به هیچ وجه با فردی که به کرات با مرد نامحرم نزدیکی داشته و مدخوله بوده ازدواج نمی نماید. و جای تعجب است.که وکیل تجدیدنظر خوانده مدعی شده موکله ایشان به وسیله شخصی فریب خورده در حالی که حتی با وصف فریب موکله ایشان تاثیری در اقدام تجدیدنظر خوانده در کتمان موضوع وانمود کردن خودش به عنوان دوشیزه ندارد. و به هیچ وجه موکل از قضیه اطلاع نداشته و البته که هیچ مرد با تعصبی این موضوع را نمی پذیرد که با فردی ازدواج کند که با مرد نامحرم به کرات نزدیکی کرده است.و تجدیدنظر خوانده هیچ دلیلی به اطلاع موکل از زوال دوشیزگی خود ارائه نکرده است.و شهود خود را نیز معرفی ننموده و گذشت چند سالاز زندگی مشترک که وکیل خوانده به ان استناد جسته به جهت عدم اطلاع موکل از موضوع فقدان دوشیزگی همسرش موثر در مقام نمی باشد. لذا با جمع مراتب فوق گرچه دادگاه محترم بدوی هیچ گونه بررسی در احراز شرایط ماده ۱۱۳۱ قانون مدنی به عمل نیاورده است.و صرف اینکه موکل از سال ۹۶ با تجدیدنظر خوانده زندگی مشترک داشته نمی تواند مستندی برای بطلان دعوی ایشان گردد. نقض رای تجدیدنظر خواسته و صدور حکم فسخ نکاح مذکور را خواستار است. پس از تشریفات تبادل لوایح و ارجاع پرونده به محاکم تجدیدنظر استان شعبه *و ارجاع ان به شعبه *هیات شعبه دستور تعیین وقت جهت رسیدگی صادر نموده و طرفین را با وکلای انان به دادرسی دعوت نموده است.تا جلسه رسیدگی ۱۴۰۰/۷/۲۴ ساعت ۱۱ صبح تصویر پرونده کیفری که زوج علیه زوجه شکایت فریب در ازدواج نموده است.و سرانجام پرونده در دادسرا منجر به قرار منع تعقیب و موقوفی تعقیب در شعبه *شده است. ( برگ ۶۸ پرونده ) در جلسه دادرسی شعبه *که دادگاه پس از استماع اظهارات وکلای زوج و شخص زوجه و زوج در اوراق ۸۰ الی ۸۸ و سپس تحقیق از شهود طرفین در جلسه مورخ ۱۴۰۰/۸/۱۱ در اوراق ۸۸ الی ۹۵ که اظهارات زوج منکر است.که اقرار نموده است.از زوجه فرزند مشترک ۲ ساله دارم. من برج یک یا دو امسال متوجه شدم فردی با این خانم زناشویی داشته مهریه خانم ۱۱۴ عدد سکه است.من قبلا از این موضوع خانم مطلع نبودم و همان طور که گفتم اوایل سال ۱۴۰ مطلع شدم اختلاف ما در برج ۹ سال ۹۹ شروع شد مهریه خود را ایشان به اجرا گذاشت اظهارات شاهد را در موضوع اطلاع خویش از زمان عقد تکذیب نموده است.سپس دادگاه پس از ختم دادرسی طی دادنامه *مورخ ۱۴۰۰/۵/۲۴ بدین شرح رای خود را صادر نموده است.تجدید نظر خواهی اقای م. ا. با وکالت اقای پ. م. و اقای ف. ب. به طرفیت خانم ش. م. از دادنامه شماره *به تاریخ ۱۴۰۰/۴/۲۶ صادره از شعبه *که به موجب ان حکم به بطلان دعوای تجدیدنظرخواه به خواسته فسخ نکاح به لحاظ تدلیس در ازدواج مبنی بر دوشیزه معرفی کردن زوجه خود را به لحاظ فقد ارکان قانونی فسخ نکاح صادر شده است ، وارد نمی باشد. ، زیرا اولا" عدم بکارت از عیوب مصرحه در قانون نیست و بر مبنای ماده ۱۱۲۸ قانون مدنی تنها به عنوان تخلف از شرط وصف می تواند در فسخ نکاح موثر باشد. و شرط مذکور باید صریحا" در زمان عقد نکاح ذکر شود. یا عقد برمبنای ان صورت گیرد ، که هرچند گفته شده که عموم مردم در زمان ازدواج برمبنای باکره بودن زن با ازدواج می کنند از این عمومیت نمی توان نتیجه مستقیم و قطعی گرفت که در این مورد خاص هم ازدواج بر مبنای باکره بودن زن صورت گرفته است.و صرف درج کلمه دوشیزه در سند ازدواج هم شرط بودن این وصف را اثبات نمی کند زیرا در بسیاری از موارد اشخاص علیرغم اطلاع از موضوع برای حفظ ابرو کلمه دوشیزه را درج می کنند ، ثانیا" برفرض پذیرش اینکه عقد متبانیا" بروصف بکارت زوجه منعقد شده باشد. ، شرط خیار فسخ ، جهل به موضوع می باشد. که در مانحن فیه جهل زوج به عدم بکارت زوجه در هنگام انعقاد عقد نکاح علیرغم شهادت شهود زوج و با توجه به اظهارات شهود زوجه احراز نشد و حتی قرائنی بر وجود علم زوج به موضوع به دست می اید ، ثالثا" موضوع تدلیس برفرض تحقق تاثیری بر اصل فسخ نکاح ندارد. و صرفا" می تواند با توجه به انجام زناشویی و تولد یک فرزند ، در میزان کسر از مهر موثر باشد. البته پس از احراز فسخ نکاح و رابعا" چون فسخ نکاح امری استثنایی است.و اصل بر بقای عقد می باشد. تا عوامل و شرایط فسخ نکاح احراز و قطعی نشود. حکم به تحقق فسخ نکاح داده نخواهد شد.نتیجتا"رای براساس مقررات و موازین قانونی صادرشده است.و ایراد موثری از حیث ماهوی یا شکلی به ان وارد نیست و استدلال محکمه محترم بدوی و نیز ان صحیح می باشد. وتجدیدنظرخواه دلیل یا دلایلی که موجبات نقض و یا بی اعتباری دادنامه را فراهم نماید. ارائه نکرده است. لذا بنا به مراتب ، دادگاه مستندا" به ماده ۳۵۸ قانون ایین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی مصوب۷۹/۱/۲۱ ضمن رد اعتراض معترض ، دادنامه معترض عنه را نتیجتا" تایید می نماید. رای دادگاه به موجب ماده ۳۶۸ قانون فوق ظرف ۲۰ روز پس از ابلاغ قابل فرجام خواهی در دیوانعالی کشور است.از این رای اکنون اقای م. ا. ز. با وکالت اقایان ف. ب. و پ. م. فرجام خواهی نموده که هنگام شور متن دادخواست فرجام خواهان رای پرونده با گزارش عضو ممیز قرائت می شود. هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش اقای ع. ن. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده در خصوص دادنامه شماره *فرجام خواسته مشاوره نموده چنین رای می دهد: رأی متن رأی رای شعبه نظر به اینکه رای فرجام خواسته که نتیجتا بر تایید رای بدوی و بطلان دعوی زوج که به خواسته فسخ نکاح اقامه دعوی در پرونده نموده است.با درنظر گرفتن تاریخ ازدواج فیمابین زوجین که در سال ۹۶ صورت گرفته است.و اینکه دلایل و قرائن موجود در پرونده موید این امر است.که زوج پس از اگاهی از مدخوله بودن زوجه درزمان عقد اقدامی در جهت اعلام فسخ نکاح که فوریت ان در ماده ۱۱۳۱ قانون مدنی با رعایت شروط مندرج در این ماده که عرف و عادت جامعه را مناط نظر داشته است.و از تاریخ اطلاع که ظاهرا با شروع زندگی مشترک باید ابتدای ان مدنظر قرار گیرد مدت ها زوجین با هم زندگی نموده اند به نحوی که صاحب فرزند پسر شده اند. طرح دعوی فسخ پس از این مدت مدید موید عدم رعایت فوریت اعمال حق فسخ است.چون ارای صادره از محاکم با توجه به مراتب مذکور مغایرت بینی با موازین شرعی و قانونی نداشته است.بر رای فرجام خواسته خدشه ای که موجب نقض ان شود. با توجه به مندرجات دادخواست فرجامی وارد نگردیده است.لذا با رد فرجام خواهی به عمل امده مستندا به ماده ۳۷۰ قانون ایین دادرسی مدنی رای فرجام خواسته ابرام می گردد. شعبه * رییس: ع. ن. مستشار: ع. ک. ص. س. عضو معاون: س. م. فهرست خلاصه جریان پرونده متن رأی نقد رأی نقد رأی نام * : رایانامه * : توضیح: کدتصویری: تعدادموافق: 0 ـ تعدادمخالف: 0 نقدهای شما تماس با ما نشانی: تهران اتوبان چمران شمال ، اتوبان یادگار جنوب، بعد از خروجی اوین درکه، پشت مجتمع دش