وضعیت توافق نسبت به مهریه در صورت محقق نشدن طلاق
خلاصهٔ رأی
دادخواستی به خواسته صدور گواهی عدم امکان سازش در تاریخ 94/3/16 به محاکم خانواده تهران تقدیم نموده که به شعبه 285 خانواده ارجاع شده است وکیل خواهان با استناد به سند نکاحیه 8717 مورخ 87/5/9 دفتر ازدواج شماره 375 تهران گفته است در تاریخ 87/5/9 عقد زوجیت موکل با خوانده منعقد شده است.
متن کامل
وضعیت توافق نسبت به مهریه در صورت محقق نشدن طلاق Toggle navigation صفحه اصلی درباره ما درباره پژوهشگاه قوه قضائیه درباره پژوهشکده آرا تماس با ما دریافت نظرات و پیشنهادها عنوان: وضعیت توافق نسبت به مهریه در صورت محقق نشدن طلاق پیام: در صورتی که اقرار کتبی زوجه به دریافت مهریه و نداشتن ادعایی در خصوص مابقی آن، در اجرای توافق طرفین نسبت به طلاق توافقی صورت بگیرد و با گذشت مهلت دادنامه مربوطه (3 ماه)، طلاق محقق نشود، این نوشته بدون آنکه از جانب زوجه مورد تردید یا ادعای جعل قرار بگیرد، بی اعتبار است و نمی توان زوجه را از دریافت مهریه خود به سبب این اقرار محروم کرد. مستندات: شماره دادنامه قطعی : 9509970907600318 تاریخ دادنامه قطعی : 1395/03/31 گروه رأی : حقوقی آراء منتخب پرونده: شعبه دیوان عالی کشور مشخصات متن نتیجه تحلیلی کلید واژه ها نمایه قوانین مرتبط گردش پرونده عین عبارت چاپ متن متن تجمیعی پرونده قلم یکان ایران میترا ترافیک زر یاقوت تیتر رأی شعبه دیوان عالی کشور شماره پرونده : 9409980243300403 شماره دادنامه : 9409970907600501 شعبه : شعبه شانزدهم دیوان عالی کشور تاریخ : 1394/10/28-08:44 قاضی : عبدالعلی ناصح قاضی : محمد دیوسالار قاضی : عباسعلی علیزاده خلاصه جریان پرونده آقای م. ط. با وکالت خانم ش. نیک زهی به طرفیت خانم ف. الف. دادخواستی به خواسته صدور گواهی عدم امکان سازش در تاریخ 94/3/16 به محاکم خانواده تهران تقدیم نموده که به شعبه 285 خانواده ارجاع شده است وکیل خواهان با استناد به سند نکاحیه 8717 مورخ 87/5/9 دفتر ازدواج شماره 375 تهران گفته است در تاریخ 87/5/9 عقد زوجیت موکل با خوانده منعقد شده است. در حال حاضر ادامه زندگی مشترک میسر نیست. جهت اجرای صیغه طلاق صدور گواهی عدم امکان سازش مورد درخواست است. در جلسه دادرسی مورخ 94/4/9 که طرفین حضور داشته اند وکیل خواهان خواسته موکلش را به شرح دادخواست به علّت عدم تفاهم اخلاقی و اینکه خوانده به منزل مادرش رفته است. برنگشته درخواست طلاق دارد ضمناً مهریه وی را طبق رسید عادی موکل پرداخت کرده جهیزیه اش را خوانده میتواند ببرد وکیل خوانده در این جلسه گفته است موکل من راضی به طلاق نیست حق و حقوق خودش را میخواهد زوج گفته است داور ندارم. دادگاه برای او داور تعیین نموده است. وکیل خوانده در لایحه ای گفته است مبلغ چک مورخ 91/9/20 بانک سپه مربوط به آقای م. ط. را همان تاریخ به مبلغ 60 میلیون تومان را به حساب شخص صادر کننده موکل خوابانده است. لذا تقاضا دارد از بانک مربوطه استعلام شود دادگاه طی شرحی از بانک استعلام نموده است اعلام نمایند چک به مبلغ ششصد میلیون ریال توسط خانم ف. الف. به حساب چه شخصی واریز شده است. داور زوج در برگ 37 پرونده نظر خود را اعلام نموده است. در اوراق 31 و 32 پرونده تصویر دادنامه 1718/91 صادره از شعبه282 خانواده تهران که مشعر به صدور گواهی عدم امکان سازش بین زوجین به صورت توافقی در مورد حقوق مالی زوجه شامل مهریه که یکصد عدد سکه را به مبلغ یکصد میلیون تومان تقدیم نمودند که مقرر شده زوج هنگام اجرای صیغه طلاق به زوجه بپردازد و زوجه باقیمانده مهریه را بذل نماید و بابت نفقه و اجرت المثل ادعائی ندارد و فاقد فرزند مشترک بوده اند و وکلای زوجین با صدور رأی مذکور ذیل این حق تجدیدنظر خواهی و فرجام خواهی خود را ساقط نموده اند تصویر چک ششصد میلیون ریالی که در وجه بانک ملی حساب مؤسسه ملی اعتباری فرشتگان باید واریز شود در برگ 33 پرونده پیوست است. پاسخ بانک پاسارگاد شعبه شهرک حکیمیه تهران در برگ 39 پرونده حاکی است چک عادی و مربوط به حساب جاری شماره 2670110107203601 از طریق سیستم کلی بین بانک ها وصول وجه حساب جاری شماره 257257800097810 نزد بانک سپه شعبه بهار شمالی واریز گردیده است. ضمناً به پیوست تصویر متن و ظهر چک جهت هر گونه اقدام مقتضی به حضورتان ارسال می گردد. (برگ های 38 و 39 پرونده) وکیل خوانده در لایحه ای که در اوراق 40 و 41 پرونده پیوست است گفته است خواهان در جلسه رسیدگی یک دلیل مبنی بر رسید عادی ارائه نمود که جز ضمائم دادخواست موکل ابلاغ نشده و چون موکل در روز رسیدگی در دادگاه حضور ندارد بعد از بررسی موضوع موکل اظهار داشت در سال 91 با همسرم به توافق برای طلاق رسیدیم و این موضوع اتفاق افتاد و من حاضر شدم 100 سکه بگیرم و مابقی مهریه را در حق زوج در قبال طلاق ببخشم. منتها همسرم به بنده پیشنهاد داد که 60 میلیون نقداً در دفتر طلاق بگیرم و مابقی یک پژو 206 را به نامم انتقال دهد و از بنده رسید گرفت و پیشنهاد داد که درخصوص طلاهای عروسی نیز تصمیم گیری کنیم و آن را در رسید قید کنیم و چون بنده به او گفتم اگر میخواهی 60 میلیون از 100 میلیون بدهی می بایست 206 را قبل از ثبت طلاق به نامم انتقال دهی ایشان قبول کرد و این رسید عادی را از بنده گرفت و خودرو به نامم منتقل شد و چون دادگاه به ما گفت رأی دادگاه 3 ماه وقت دارد تا به دفتر ثبت طلاق مراجعه کنید لذا ما همان روز به دفتر ثبت طلاق نرفتیم و بعد از مدت کوتاهی هر دو پشیمان شدیم و انصراف دادیم و کلیه توافقاتی که کرده بودیم را باطل نمودیم و حتی قرار شد همسرم رسید عادی را در جلوی چشمان من پاره کند و ایشان قسم خورد که قبلاً آن را پاره کرده و دور ریخته و من نیز حرف ایشان را قبول کردم و به زندگی مشترک ادامه دادیم و حتی درخصوص پژو 206 همسرم اظهار داشت که چون هر دو از آن استفاده می کنیم فرقی نمیکند به نام کداممان باشد و به عنوان شیرینی آشتی کنان به نام تو باشد. لذا پس از چند روز چون همسرم در شرف خرید دفتر کار بود و وقت نداشت به بانک مراجعه کند چکی به مبلغ 60 میلیون تومان به نام بنده صادر و گفت این را به بانک سپه و به حساب بنده بگذار و من نیز این کار را انجام دادم که با توجّه به استعلام بانکی که مبلغ 60 میلیون تومان به حساب موکل واریز نشده است و طلاق نیز در سال 91 اتفاق نیفتاده است و با وجود گذشت بیش از 2 سال از آن تاریخ پر واضح است که رسید عادی بین طرفین اقاله شده و موکل جهت اقاله شدن آن شاهد دارد که در صورت صلاحدید تقاضای استماع شهادت شهود را دارد وکیل خواهان در لایحه ای که در اوراق 43 و 44 پرونده پیوست است گفته است خوانده مطابق توافق نامه سال 91 مبلغ شصت میلیون تومان از موکل یک فقره چک که از یکی از مشتریان خود و به عنوان حق الزحمه دریافت نموده با امضاء ظهر چک به خوانده انتقال داده خوانده ظاهراً یک ماه و اندی بعد چک فوق الذکر را به حساب موکل شخصاً واریز نموده ایشان با این استدلال که من چک را چون شوهرم گفته بود به حساب او واریز کنم و نه بابت مهریه انجام دادم اگر چنین است چرا جز این چک آنهم دقیقاً به مبلغ مورد دعوای موکل تا حال هیچ چک دیگری به نام موکل واریز نشده است. یعنی تنها دفعه ای که خوانده اقدام به این امر نموده دقیقاً مصادف با توافق و دقیقاً با همان مبلغ توافقی و نه ریالی کمتر یا بیشتر است؟ یعنی صرفاً این از طرف خوانده برداشت به یک اتفاق شده است و نه دریافت مطالبه ای؟؟!! حال اینکه مطابق رسید ارائه شده خوانده اقرار به دریافت مبلغ فوق آن هم به صورت نقدی نموده!! پس حال این مطالب مؤید چیست؟!! ریاست محترم دادگاه خوانده همانطور که وکیل ایشان نیز در جریان می باشند از مبلغ شصت میلیون تومان اقدام به خرید سهام در شرکت موکل نمود که کلیه سهامهای ایشان که متعلق به خودشان می باشد و مربوط به شرکت موکل است موجود می باشد ضمن اینکه بابت این شرکت آخرین دفعه در آبان ماه گذشته دویست میلیون ریال به حساب خوانده واریز که در صورت دستور جنابعالی کلیه مدارک ارائه خواهد شد. ادعای خوانده مبنی بر عدم دریافت مبلغ فوق کذب محض می باشد. با عنایت به مواد مربوط به مبحث ابراء خواهشمند است دستور شایسته صادر فرمائید. (عضو ممیز تصویر رسید موضوع دریافت مهریه به صورت یک دستگاه خودرو 206 و 60 میلیون تومان پول نقد و حدود 20 میلیون تومان طلا که زوجه در تاریخ 91/9/7 آن را ظاهراً تنظیم نموده است. در برگ 25 پرونده پیوست است که در سطر آخر آن این عبارت آمده است: «از همسرم آقای م. ط. دریافت نمودم و ادعای دیگری ندارم.»;) دادگاه در تاریخ 94/5/19 با اعلام ختم دادرسی به شرح دادنامه 842/94 رأی خود را در فرم های تهیه شده تایپی که صرفاً در مورد حقوق مالی زوجه که باید زوج پرداخت نماید و مشخصات زوجین و شماره سند نکاحیه است نوشت دادگاه است ضمن صدور گواهی عدم امکان سازش این عبارت الحاق شده است: «مهریه نفقه ایام عده به قرار ماهانه پانصد هزار تومان زوجه جهیزیه خود را میخواهد ضمناً اجرت المثل و نحله و نفقه به ایشان تعلق نمی گیرد.»; و رأی دادگاه به عنوان گواهی عدم امکان سازش به درخواست زوج صادر شده و اعتبار آن مدت سه ماه اعلام شده است. نوع طلاق نیز رجعی اعلام شده است و رعایت تبصره 4 ماده واحده نیز الزامی اعلام گردیده است و رأی قابل تجدیدنظرخواهی در محاکم استان تهران اعلام گردیده است. از این رأی زوج با وکالت ش. نیک زهی درخواست تجدیدنظر نموده است. وکیل زوج در لایحه تقدیمی گفته است زوجه حدود هفت سال است به عقد دائم موکل درآمده چند سالی است که اختلافات او با موکل شروع گردیده تا جائیکه بدون هیچ عذر موجهی منزل مشترک را ترک نموده چندین ماه است از مراجعت به منزل خودداری مینماید و الزام ایشان به بازگشت به منزل از هیچ طریقی میسر نگردیده است تا جائیکه چندی پیش به منزل مشترک که حتی تا به حال نیز موکل از تعویض قفل درب نیز جلوگیری نموده بود مراجعه و کلیه لوازم منزل حتی لوازم شخصی موکل را نیز با خود برده (پیوست شماره 1) و دیگر حاضر به ادامه زندگی با موکل نمی باشد. متأسفانه علیرغم خواسته ایشان موکل تا آخرین لحظه قبل از صدور دادنامه نیز حاضر به همکاری با تجدیدنظرخوانده بود که حتی خود و اینجانب نیز با وکیل ایشان صحبت نموده و قرار شد در مقابل دریافت دفترکار موکل دادخواست به طلاق توافقی تبدیل گردد که تا به حال نیز این امر میسر نگردید. ریاست دادگاه چند سال پیش رسید عادی فوق (پیوست 2) فی مابین موکل و تجدیدنظرخوانده تنظیم گردید. (عضو ممیز: منظور همان رسید باصطلاح مهریه که بشرح فوق در متن آن آمده است) حتی سود خرید سهام از شرکت نیز به حساب ایشان پرداخت شده است. و این اتفاقات بعد از تنظیم برگه مهریه فوق انجام شده است و برابر مفاد آن و ماده 806 قانون مدنی هر گاه طلبکار طلب خود را به بدهکار به بخشد وی حق رجوع از بخشش خود را ندارد و موکل بری الذمه شده است. متأسفانه دادگاه بدوی در این مسئله هیچ توجهی نداشته به منظور جلوگیری از تضییع حق موکل صدور رأی شایسته مورد درخواست است. زوجه در پاسخ به ادعای وکیل تجدیدنظرخواه گفته است وکیل تجدیدنظر خواه در لایحه ابرازی اصرار بر امر طلاق توافقی داشته و بر آن تأکید مینماید که قابل قبول نیست و غیر عاقلانه می باشد در سال 91 به صورت توافقی گواهی عدم امکان سازش از سوی شعبه 282 محاکم خانواده تهران صادر و در طی همان پروسه توافقاتی نسبت به مهریه انجام پذیرفت که در نهایت با انقضاء مدت گواهی از درجه اعتبار ساقط گردید. و آنچه محرز و مسلم است اینکه آن توافق در قبال طلاق بوده و چون طلاق انجام نشده پس توافق لاحق باطل و بی اثر است و این از الزامات ماده واحده مصوب مجمع تشخیص مصلحت نظام بوده است. رویه قضائی و عرف نیز بر این امر استوار می باشد. فی الحال با گذشت سه سال تجدیدنظر خواه با ارائه آن رسید که در قبال طلاق بوده و با تاریخ گواهی عدم امکان سازش تطابق کامل دارد اقدام به طرح دعوی طلاق از سوی زوج نموده است که دادگاه بدوی با درک صحیح و تیزهوشانه از این مطلب که قصد بر تضییع حق و حقوق اینجانب می باشد مدعای خواهان را رد و با پرداخت کل حقوق مالی مجاز به طلاق دانسته است. ادعای کذب خواهان در پرونده بدوی تسلسل دارد چرا که در صورت جلسه بدوی بعد از استعلام ریاست دادگاه محرز گردید که چک مورد ادعا به حساب شخص خواهان بدوی واریز شده و کذب سخن و ادعا برای دادگاه اثبات گردید النهایه مستند به بخشنامه مورخ 94/4/1 ریاست قوه قضائیه و ابلاغ آن در قسمت تذکر که به صراحت از بذل و بخشش مهریه با دست نوشته عادی به راحتی قابل اثبات نخواهد بود و مستلزم ثبت در دفاتر اسناد رسمی می باشد تقاضای رد تجدیدنظرخواهی ایشان را دارد. پرونده به شعبه 45 تجدیدنظر استان تهران ارجاع شده است. هیأت شعبه در وقت فوق العاده با بررسی اوراق پرونده و اعلام ختم دادرسی به شرح دادنامه 1235/94 در تاریخ 94/7/28 بدین شرح انشاء رأی نموده اند : «رأی دادگاه»; :درخصوص تجدیدنظرخواهی آقای م. طیلانی با وکالت خانم ش. نیک زهی به طرفیت خانم ف. الف. از دادنامه شماره 842/94 شعبه محترم 285 دادگاه خانواده تهران که به موجب آن با دادخواست زوج گواهی عدم امکان سازش صادر گردیده است با توجه به سند عادی مورخ 91/9/7 که به موجب آن تجدیدنظرخوانده اعلام داشته مهریه خود را دریافت نموده ام و ادعای دیگری ندارم نظر به اینکه نسبت به سند استنادی ادعای جعل و انکار نشده است و صرف اینکه به ثبت رسمی نرسیده موجب بی اعتباری آن نمی باشد و مضافاً اینکه تجدیدنظرخوانده اصل سند را مورد قبول قرار داده ولیکن مدعی است به ثبت رسمی نرسیده بنا به مراتب اعتراض نسبت به این قسمت از رأی وارد است و لذا با حذف پرداخت مهریه از دادنامه تجدیدنظرخواسته اعتراض نسبت به رأی با اصلاح فوق وارد نمی باشد. زیرا رأی بر اساس مقررات و موازین قانونی صادر شده و ایرادی از حیث ماهوی یا شکلی به آن وارد نیست و استدلال محکمه بدوی و نیز مستندات آن صحیح می باشد و تجدیدنظرخواه دلیل یا دلایلی که موجبات نقض ریالی اعتباری دادنامه را فراهم نماید ارائه ننموده لذا بنا به مراتب دادگاه مستنداً به قسمت اخیر ماده 351 و 358 قانون آئین دادرسی مدنی ضمن رد اعتراض معترض عنه آن