وجود شبهه در شرایط مسئولیت متهم به قتل عمدی
خلاصهٔ رأی
و علت حضور خود در صحنه قتل توضیح دهید؟ ج: متهم پاسخ سئوال های آقای بازپرس را به خط خودش نوشته است.
متن کامل
وجود شبهه در شرایط مسئولیت متهم به قتل عمدی Toggle navigation صفحه اصلی درباره ما درباره پژوهشگاه قوه قضائیه درباره پژوهشکده آرا تماس با ما دریافت نظرات و پیشنهادها عنوان: وجود شبهه در شرایط مسئولیت متهم به قتل عمدی پیام: در جرم قتل عمدی اگر متهم کمتر از ۱۸ سال سن داشته و در رشد یا کمال عقل او شبهه وجود داشته باشد دادگاه باید نظریه کارشناس را اخذ کند یا از طرق مقتضی دیگر اقدام نماید . مستندات: شماره دادنامه قطعی : 9309970906400002 تاریخ دادنامه قطعی : 1393/01/23 گروه رأی : کیفری آراء منتخب پرونده: شعبه دیوان عالی کشور مشخصات متن نتیجه تحلیلی کلید واژه ها نمایه قوانین مرتبط گردش پرونده عین عبارت چاپ متن متن تجمیعی پرونده قلم یکان ایران میترا ترافیک زر یاقوت تیتر رأی خلاصه جریان پرونده محتویات پرونده حاکی است: در ساعت 35/11 مورخ 3/12/1390 حسب گزارش مأمورین کلانتری 13 شهرستان ایلام یک فقره مجروحیت اعلام پس از حضور اکیپ نیروی انتظامی شخصی به نام ح.ت. فرزند ک.، متولد خرداد ماه 1373 در اثر درگیری مصدوم شده بود به اورژانس دلالت گردید از ناحیه گردن - پهلوی چپ بازو سر و صورت دچار مجروحیت شده بود قادر به تکلم نبوده هیچ کدام از بستگان حضور نیافته پرونده جهت کسب دستور قضایی به حضور قاضی محترم کشیک دادسرا تقدیم گردید. آقای دادیار محترم کشیک دادسرا دستور قضایی در مورد اخذ شکایت و تحقیق درمورد نحوه درگیری انجام مصدوم به پزشکی قانونی معرفی گواهی اخذ و ضم پرونده شده نسبت به شناسایی ضارب یا ضاربین اقدام و پرونده به نظر برسد. در اوراق ردیف 16 الی 27 از س.ک. فرزند ع. متولد 28/3/1373تحقیق شده، در محضر بازپرسی با تفهیم ماده و تبصره 129 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور کیفری، س: بدواً سوابق کیفری خود را بیان نمایید؟ ج: حدود یک سال پیش به جرم آتش سوزی سه روز به کانون اصلاح و تربیت رفتم. س- در خصوص نحوه قتل مرحوم ح.ت. و علت حضور خود در صحنه قتل توضیح دهید؟ ج: متهم پاسخ سئوال های آقای بازپرس را به خط خودش نوشته است. اینجانب (من) و ح.ت. 7 سال است که با هم دوست هستیم میانه دوستی ما با هم خوب بود و هر جا که می رفتیم با هم بودیم. ح.ت. با همه خوب نبود این قضیه می گذرد به چند روز پیش که با هم مشکلی نداشتیم یک روز ح. با دوستش آمد در خانه ما گفت س. تو پشت سرم حرف زدی گفتم ح. پیش کی گفتم، گفت پیش یکی این قضیه هم گذشت و با هم خوب بودیم می رفتیم گیم نت یکبار ح. به من گفت بیا بیرون رفتم بیرون گفت شرم باد که پشت سرم حرف زدی گفتم ح. حوصله این حرف ها را ندارم بگو کی گفته تا بریم پیشش گفت قسم داده نگو یک نصیحت برادرانه می کنم، س. بشنود بار سوم بد می بینی گفتم ح. اشتباه می کنی من درباره تو به کسی چیزی نگفتم بعد یک نفس عمیق کشیدم گفت داری برایم قیافه می گیری خندیدم، بهم گفت س. نگذار پیش بچه ها ضایعت کنم احترامت می کنم رودار می شوی این قضیه گذشت تا فردا آمدم برای گیم نت ساعت 30/10 کمک صاحب گیم نت کردم مغازه را با هم باز کردیم رفتم بازار یک چرخی بزنم که برگشتم ح. در گیم نت بود نرفته بود تو به ح. گفتم سلام خجالت نمی کشی پیش بچه ها بهم حرف می-زنی هر چه باشد نان و نمک هم دیگر را خوردیم گفت همین که هست من برای تو نان ونمک را گذاشتم کنار وگفت از اینجا برو گفتم همانطور که تو دوست داری بازی کنی منهم دوست دارم که دست به یقه شدیم گرفت جیب شلوارم را پاره کرد خیلی زور می کرد یک مرد آمد و میانجی گری کرد و ح. رفت تو گیم نت که کاپشنش را از تنش در بیاره و دوباره بیاد برای دعوا که آمد من با چاقو به بازوی او زدم و یکی دیگری هم انداختم او میایم برف من و من چاقو را جلوی خودم گرفتم که نیاید جلو بهم بزند و رفت زیر پاهایم که در این لحظه چاقو وارد شکم او شد و وی افتاد زمین از آمدن نزدم خودش آمد روی چاقو و افتاد زمین و از حال رفت که من او را گرفتم روی دوشم و به یک وانت گفتم بایست ایستاد و من ح. را در پشت وانت گذاشتم و بردم بیمارستان من خیلی هول شده بودم او را گذاشتم روی تخت و فرار کردم و رفتم خانه لباس هایم خونی شده بود رفتم لباس هایم را عوض کردم و رفتم بیرون و سراسر شهر را هم گشتم و می گفتم ای خدا پسره یک چیزی اش نشود و تا ساعت 30/7 دقیقه رفتم خانه دامادمان او خبر نداشت تا بهش گفتم سریع رفت بیمارستان که ببیند چی شده که در همان ساعت همکاران شما مرا توی خانه گرفتند. س: حسب شکایت اولیای دم مقتول گزارش مرجع انتظامی و سایر قرائن و محتویات پرونده اتهام شما دایر بر مباشرت در قتل عمدی مرحوم ح.ت. با چاقو تفهیم می گردد، دفاعت چیست؟ ج- من قبول دارم خودم وی را کشتم ولی از عمد نبوده چاقو را جلوی خودم گرفتم آمد هر دو تا پایم را بگیره چاقو رفت توی شکمش. س: در خصوص علت درگیری و نحوه قتل شفاف توضیح دهید؟ ج: من و ح. با هم خیلی خوب بودیم او دو سه روز با من حرف نزد و هی می گفت پشت سرم حرف زدی من می گفتم و دست به یقه شد با من و دست برد برای جیب شلوارم و آن را پاره کرد و من را به بالای سر خود برد و کوبید به پشت جدول و بعد که آمد بیرون رفت تو گیم نت و کاپشن خود را درآورد که دوباره دعوا کنیم که آمد جلو دو تا چاقو انداختم یکی به بازویش خورد دیگری نمی دانم او رفت عقب من چاقو را جلوی خودم گرفته بودم که او می خواست برو زیر پاهایم و ناگهان چاقو رفت به شکمش و افتاد زمین و بلافاصله او را بردم بیمارستان. بنده دو ضربه به سوی او زدم فکر کنم به بازو و زیر بغلش خورده به سمت من آمد و چاقو رفت توی شکمش و من چاقو را در شکمش فرو نکردم چون چاقو را که در دستم بوده روبروی خودم گرفتم و نوک چاقو به سمت مقتول که چاقو به شکم و اصابت کرد. س: آیا مقتول هم چاقو یا سلاح سرد و گرمی داشت یا نه؟ ج: خیر دست مقتول هیچ گونه چاقو و سلاح سرد یا گرمی نبود فقط من چاقو داشتم. س: زمان و مکان درگیری منجر به قتل را بیان نمایید؟ ج: دیروز مورخ 3/12/90 ساعت حدوداً 11 تا 30/11 صبح دم درب گیم نت واقع در خیابان (اسم خیابان را نمی دانم) کنار مسجد امیرالمومنین بوده اسم مغازه گیم نت ... می باشد. چاقو با دسته طرح چوب ولی از جنس شیشه بود و طول آن وقتی باز می کردی حدوداً 8 (هشت) سانتی متر بود چاقو متعلق به خودم بود ولی همیشه همراهم نبود من یک شلوار دیگر می پوشیدم که کثیف شد و آن را شستم دیگر شلواری نداشتم فقط یک شلوار یک جیب بود که چاقو در یک از جیب های آن بوده که من نمی دانستم تا وقتی آمدم به گیم نت در درگیری دو نفری بودیم و شخص دیگری دخالت نداشت. س: از شما سئوال می گردد آیا کسی شاهد عینی درگیری شما با مقتول بود؟ ج: بله دو نفر ناشناس در لحظه درگیری شاهد بودن که مقتول چگونه به قتل رسید ولی اسم و آدرسی از آن ها ندارم و آن ها را نمی شناسم و یکی از آن ها قبل از این که من با چاقو به مقتول حمله کنم موقعی که مقتول مرا به داخل جدول انداخت آمد میان ما میانجی گری کرد وگفت دعوا نکنید ولی موقعی که هر دوی ما بلند شدیم مقتول به داخل گیم نت رفت و کاپشن خود را درآورد و مجدداً به سمت من حمله کرد که من با چاقو به وی حمله کردم و دو ضربه چاقو به سمت وی پرتاب کردم که چاقوی سومی به داخل شکمش رفت آن دو نفر شاهد همان جا ایستاده بودند و تماشا می کردند و هیچ گونه میانجی گری نکردند. س: علت این که ابتدائاً با چاقو به مقتول حمله کردی و حسب اظهارات خود دو ضربه به وی زدی چه بوده است؟ ج: چون من از وی ترسیده بودم و از خودم دفاع کردم که به سمت من نیاید و قصد ترساندن وی را داشتم. س: چرا از محل درگیری فرار نکردی و از پلیس 110 یا مأمورین دیگر کمک نگرفتی؟ ج: من به پلیس 110 زنگ نزدم و به مأمورین هم اطلاع ندادم چون فرصتی نبود مقتول بلافاصله با من درگیر شد و علت این که فرار نکردم این بود فکر کردم یک بار من را داخل جوب انداخت بعداً می خواهد چکار کند ... قرار بازداشت موقت آقای س.ک. فرزند ع. به اتهام مباشرت در قتل عمدی مرحوم ح.ت. به وسیله چاقو به شرح مندرج در صفحه 27 پرونده صادر شده است. آقای معاون دادستان با قرار بازداشت موقت موافقت کرده است در صفحه 37 از آقای ک.ت. فرزند الف.، متولد 1333، شغل کارمند، جهاد کشاورزی به عنوان شاکی تحقیق شده، اظهار داشته: بنده از س.ک. به دلیل به قتل رساندن فرزندم شکایت دارم و تقاضای رسیدگی و اشد مجازات برای وی را دارم. در صفحه 38 خانم م.ح.، 53 ساله تحقیق شده، اظهار نموده: بنده از س.ک. به دلیل به قتل رساندن فرزندم ح. شکایت و تقاضای رسیدگی و اشد مجازات برای قاتل دارم. در گزارش معاینه جسد و کالبدگشایی که در صفحه 48 پرونده بایگانی است آمده مشخصات جسد: ح.ت. فرزند ک.، 16 سال، تاریخ فوت 3/12/90 جسد متعلق به مردی 16 ساله با قد 175 سانتیمتر در معاینه قفسه سینه و شکم و خلف تنه: یک بریدگی به طول 5/1 سانتی متر فاصله داشت هم چنین در امتداد بریدگی فوق جراحت بخیه شده به طول 25 سانتی متر و در سمت چپ قفسه سینه وجود داشت ضمناً یک عدد بریدگی سطحی به طول 5 سانتی متر در سمت چپ قفسه سینه در محاذات خط قدامی زیر بغل مشاهده شد که داخل فضای قفسه سینه راه ... بر اساس شرح معاینه جسد و بررسی پرونده بالینی علت فوت بریدگی عضله قلب و عوارض ناشی از آن متعاقب جسم برنده و نافذ تعیین می گردد جواز دفن صادر شد. در اوراق ردیف 42 الی 45 پرونده در بازسازی صحنه قتل مرحوم ح.ت. متهم اقرار به ایراد جرح و قتل عمدی نموده است. در اوراق ردیف 58 الی 60 در محضر بازپرسی از س.ک. به عنوان آخرین دفاع تحقیق شده ایشان مطالب قبلی خود را تکرار کرده است. آقای بازپرس در صفحات 63 الی 65 قرار مجرمیت آقای س.ک. را با ارتکاب مباشرت در قتل عمدی ح.ت. به وسیله ایراد جرح با چاقو به شرح مندرج در قرار صادر شده معاونت دادستان با قرار مجرمیت موافقت نموده و با تنظیم کیفرخواست شماره 9010430841800194 مورخ 27/12/90 به عنوان دادگاه کیفری استان ایلام پرونده به دادگاه کیفری استان ایلام ارجاع آقای م.غ. وکیل پایه یک دادگستری با تنظیم وکالت نامه از سوی آقای س.ک. به پرونده وارد و وکالت نامه ردیف 72 پرونده بایگانی شد. جلسه رسیدگی دادگاه کیفری استان در وقت مقرر مورخ 23/2/91 با حضور نماینده محترم دادستان و اولیای دم (1- ک.ت. 2- خانم م.ح.) و متهم س.ک. در معیت وکیل تعیینی وی آقای م.غ. تشکیل است. نماینده آقای دادستان در دفاع از کیفرخواست اظهار داشت. تقاضای مجازات متهم را دارم عرض ندارم دادگاه با تفهیم تبصره و ماده 129 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور کیفری خطاب به اولیای دم آقای ک.ت. و خانم م.ح. پدر و مادر مقتول اظهار داشتند: از س.ک. به اتهام قتل عمدی فرزند مشترکمان به نام ح.ت. شکایت و تقاضای قصاص وی را داریم فرزندتان مجرد بوده فرزندتان با متهم هیچ اختلافی نداشته. دادگاه خطاب به متهم: اتهام شما حسب کیفرخواست دادسرا و محتویات پرونده قتل عمدی مرحوم ح.ت. از طریق اصابت چاقو به قلب وی می باشد از خود دفاع کنید؟ ج: اتهام را قبول ندارم. من چاقو به وی نزدم. من با مرحوم حدود هفت سال دوست بودم این اواخر مرحوم با من بد شد به من می گفت پشت سرم حرف زدی گفتم چی گفتم گفت خودت می دانی گفتم کی گفته گفت قسم داده که نگویم بعد من برگشتم در گیم نت بلند گفت هر چی احترام مردم را می گیریم رودار می شوند دیگر من رفتم خانه تا روز بعد که ساعت 10 صبح رفتم گیم نت پیش مرحوم گلایه گردم که چرا نون و نمک هم را خوردیم با هم دعوی کنیم گفت همین است که می بینی دوستی من و تو تمام شده گفت الآن هم روداری کنی می زنمت بعد با من دست به یقه شد با من زور می کرد کاپشن من پاره شد دست کرد در جیب و جیبم را پاره کرد بعد من را داخل جوی و جدول انداخت مرحوم قوی هیکل بود هیچ چاقو و سلاحی در دست نداشت و فقط با دستان خود با من درگیر بود یک میانجی گر ما را جدا کرد بعد مرحوم رفت داخل گیم نت کاپشن خود را درآورد و بیرون آمد برای دعوی یکی از آن میانجی گرها رفت او را بگیرد که از دست آن ها در رفت و به سراغ من آمد من دست کردم در جیبم که خودم را بپوشانم (قسمت پارگی) که کسی مرا نبیند که دسته کلیدی که متصل به چاقو بود در دستم آمد که مال خودم بود وقتی که تیغه را باز می کردی طول تیغه 6 سانت و عرض آن دو سانت بود آن روز اتفاقی آن شلوار که چاقو درش بود پوشیده بودم چاقو را درآوردم تیغه آن را به طرف بالا گرفته بودم که نیاد جلو ولی او آمد چاقو را به نحو افقی پرتاب می کردم کلاً 2 چاقو انداختم که یکی بالای بازو چپ وی خورد دیگری زیر پستان چپ وی وقتی آمدم بیمارستان از مقتول در این دو قسمت که زدم خون نمی آمد. این ضربه سینه نمی دانم بیشتر به زیر بغل بوده یا جلو بعد از 2 ضربه یک لحظه مقتول ایستاد من هم ایستادم. در این هنگام همان 2 میانجی گر که دیدند مرحوم از دست آن ها در رفت هیچ اقدامی نمی کردند فقط نگاه می کردند و من در این هنگام به عقب می آمدم و چاقو را به افقی به چپ و راست پرتاب می کردم و او هم (مرحوم) جلو می آمد. بعد دستم را کنار پایم عمود گرفتم یک لحظه نگاه به میانجی گر کردم که به وی بگویم نگاه کن ببینی تقصیر این (مرحوم) است که این را نگفتم وقت نشد که مرحوم یک گام جلو گذاشت که کمرم را بگیرد و گرفت دوباره مرا برد آسمان و مرا به جدول انداخت ولی من ایستاده داخل جدول پایین آمدم و او یک پا این طرف جدول و یک پا آن طرف خم شد به طرفم و مرا رها کرد یک مرتبه نگاه کردم دیدم چاقو در سینه مقتول وسط خط سینه زیر سینه می باشد تیغه داخل و دسته آن بیرون می باشد و من فوراً چاقو را از سینه وی خارج کردم و چاقو را پرت کردم به فاصله دو متری خودمان بعد آمد به چاقو نگاه کرد که برود آن را بردارد و من ترسیدم که چاقو را بردارد و به من بزند رفتم چاقو را برداشتم و گذاشتم در جیب پیراهنم دیدم که ناگهان مرحوم روی زمین افتاد وقتی مرا بغل کرد که داخل جوی