نحوه محاسبه مهلت فرجام خواهی
خلاصهٔ رأی
خنج حوزه ثبت فارس به عقد ازدواج دائمی خوانده درآمده است.
متن کامل
نحوه محاسبه مهلت فرجام خواهی Toggle navigation صفحه اصلی درباره ما درباره پژوهشگاه قوه قضائیه درباره پژوهشکده آرا تماس با ما دریافت نظرات و پیشنهادها عنوان: نحوه محاسبه مهلت فرجام خواهی پیام: دادخواست فرجام خواهی باید به دادگاه صادرکننده رأی تقدیم شود و تقدیم به دادگاهی غیر از دادگاه صادرکننده رأی، دارای منشأ اثر قانونی نمیباشد. مستندات: ماده 379 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب (در امور مدنی) - شماره دادنامه قطعی : 9309970907201460 تاریخ دادنامه قطعی : 1393/12/26 گروه رأی : حقوقی آراء منتخب پرونده: شعبه دیوان عالی کشور مشخصات متن نتیجه تحلیلی کلید واژه ها نمایه قوانین مرتبط گردش پرونده عین عبارت چاپ متن متن تجمیعی پرونده قلم یکان ایران میترا ترافیک زر یاقوت تیتر رأی خلاصه جریان پرونده پیرو گزارش قبلی خانم ل.و. با وکالت آقای د.ر. دادخواستی به طرفیت آقای الف. ج. و به خواسته صدور حکم طلاق به لحاظ عسروحرج تقدیم کرده و با استناد به فتوکپی مصدق عقدنامه سوابق موجود در پرونده کیفری کلاسه 235-89 و دادنامه 272- 89/10/6 شعبه اول دادگاه عمومی شهرستان خنج و دادنامه شماره 1978- 89/12/19 شعبه 4 دادگاه تجدید استان فارس و شهادت شهود توضیح داده است موکل بهموجب سند رسمی به شماره ترتیب 2998 مورخ 1376/6/6 دفتر ثبت ازدواج شماره... خنج حوزه ثبت فارس به عقد ازدواج دائمی خوانده درآمده است. براساس اظهارات موکل، خوانده سوءرفتار شدید داشته و زندگی مشترک فیمابین زوجین غیرقابل تحمل است در این خصوص بهموجب دادنامههای صادره فوقالذکر زوج به اتهام تهدید و قدرتنمایی با چاقو محکوم شده و قطعی شده است لذا امکان بازگشت موکل به زندگی مشترک امکانپذیر نبوده و خوف جسمی موکل را داشته و عملاً جدایی بین زوجین صورت گرفته و قریب یکسال موکل از شوهر جدا بوده و در منزل پدری اقامت دارد لذا به استناد ماده 1130 قانون مدنی و به لحاظ عسر و حرج بدون بخشش مهریه درخواست صدور حکم طلاق را دارم. شعبه اول دادگاه عمومی حقوقی خنج با حضور زوجین و وکیل خواهان تشکیل شده است خواهان اظهار داشته تقاضای طلاق دارم زندگی با خوانده برایم مقدور نیست، ترس و وحشت دارم زیرا مرا تهدید با چاقو نموده است، وکیلم صحبت میکند، وکیل خواهان اظهار داشته ادامه زندگی موکل با توجه به تهدید وی با چاقو موجب مشقت و ناراحتی او، و غیرقابل تحمل است و وی در عسروحرج قرار گرفته و کراهت شدید از زوج دارد و به لحاظ خوف جسمی و ترس از شوهر حاضر به ترک فرزندان گردیده تا از همدیگر جدا شوند، شهود جهت ادای شهادت در صورت لزوم معرفی خواهند شد. خوانده اظهار داشته ادعای خواهان را قبول ندارم هر تضمین که بخواهد میدهم نامبرده مادر فرزندان میباشد و حاضر به طلاق نیستم. دادگاه قرار ارجاع امر به واحد داوری را صادر کرده است، دادگاه چند جلسه برای اجرای داوری تعیین نموده که به لحاظ عدم حضور داور زوج تجدید شده و در نهایت برای زوج داور تعیین کرده است داوران مذکور بهموجب نظریه مشترک اعلام کردهاند با توجه به اینکه عملاً جدایی بین زوجین اتفاق افتاده و در دادگاه نیز پروندههای متعدد کیفری علیه زوج تشکیل شده امکان بازگشت و ادامه زندگی برای زوجه غیرممکن شده و متفقاً اعلام میدارد تنها راه بین زوجین جدایی است که با توجه به شرایط آتی زیر نظر خود را مبنی بر طلاق اعلام مینمایم. 1-زوجه در قبال طلاق مهریه خود را بذل مینماید. 2- سرپرستی و حضانت فرزندان پ. 9 ساله و ت. 14 ساله بر عهده پدر میباشد و مادر ماهیانه دو بار حق ملاقات با فرزندانش را دارد. 3- زوجه خواستار استرداد جهیزیه خود در منزل شوهرش میباشد. خوانده طی لایحه 825- 90/10/28 فتوکپی دادنامه 774- 1390/12/10 شعبه اول دادگاه عمومی خنج که بهموجب آن زوجه محکوم به تمکین از زوج شده است را پیوست و تقدیم کرده است. شعبه اول دادگاه عمومی شهرستان خنج بهموجب رأی شماره 832- 1390/11/10 در خصوص دعوی خانم ل.و. با وکالت آقای د.ر. و به طرفیت آقای الف. ج. و به خواسته صدور حکم طلاق به لحاظ عسروحرج را با توجه به مجموع محتویات پرونده و به لحاظ اینکه عمده دلیل خواهان دادنامه شماره 89-163 شعبه اول دادگاه عمومی خنج که توسط شعبه چهارم دادگاه تجدیدنظر استان فارس قطعیت یافته که در پرونده مذکور خوانده به علت تهدید و قدرتنمایی با چاقو به تحمل حبس و شلاق محکوم شده که در نهایت حبس او به پرداخت مبلغ پنج میلیون ریال جزای نقدی تبدیل شده است لذا دادگاه با توجه به دفاع خوانده که اعلام نموده «هر تضمینی که خواهان بخواهد میدهم و نامبرده مادر فرزندان من میباشد و میخواهم با وی زندگی کنم و حاضر به طلاق نیستم» و با توجه به صورتجلسه پاسگاه انتظامی که حاکی از اخلاق و رفتار مطلوب و حسن سابقه وی در محل دارد و در پرونده موضوع دادنامه 90-774 خواهان محکوم به تمکین شده، هرچند رأی قطعی نشده است، به نظر دادگاه صرف یک حکم کیفری در درگیری خانوادگی نمیتواند دلیلی بر اجبار زوج به طلاق شود لذا به لحاظ فقد ادله مثبته و عدم اقناع وجدان حکم بر طلاق دعوی خواهان صادر و اعلام کرده است. خانم ل.و. با وکالت آقای د.ر. نسبت به دادنامه یادشده تجدیدنظرخواهی به عمل آورده است، شعبه 9 دادگاه تجدیدنظر استان فارس با توجه به امکان صلح و سازش زوجین وقت رسیدگی تعیین و طرفین را جهت رسیدگی دعوت کرده است شعبه نهم دادگاه تجدیدنظر استان فارس در وقت مقرر با حضور زوجین و وکیل تجدیدنظرخواه تشکیل شده است وکیل تجدیدنظرخواه اظهار داشته موکل به لحاظ تهدید و قدرتنمایی از ناحیه تجدیدنظرخوانده بنا به اظهار موکله چندینبار مورد ایراد ضرب و شتم قرار گرفته و با مراجعه به دادگاه در مورد تهدید و قدرتنمایی با چاقو زوج محکوم شده است و امکان ادامه زندگی وجود ندارد و در عسروحرج میباشد بهموجب دادنامه شماره 2 مورخ 1391/1/10 شعبه 11 دادگاه تجدیدنظر استان فارس با تجدیدنظرخواهی خانم ل.و. (موکل) نسبت به دادنامه شماره 90-774 شعبه اول دادگاه عمومی خنج که حکم بر تمکین وی از آقای الف. ج. صادر شده بود، دادگاه تجدیدنظر، تجدیدنظرخواهی را وارد دانسته و با توجه به محکومیت کیفری زوج از جنبه تهدید و قدرتنمایی نسبت به زوجه دفاع او را بر معذور بودن در تمکین به لحاظ خوف و ضرر جسمی مدلل تشخیص داده و لذا رأی مذکور را نقض و حکم بر بیحقی زوج صادر کرده است. (فتوکپی دادنامه پیوست شده است. عضو ممیز) لذا موکل با بذل کلیه حقوق قانونی و شرعی خود اعم از نفقه، مهریه در قبال طلاق و به لحاظ عسروحرج درخواست صدور حکم به الزام زوج به طلاق را دارد. زوجه نیز اظهار داشته: امکان زندگی مشترک وجود ندارد نامبرده یکبار با چاقو مرا تهدید کرده است ولی کتککاری زیاد نموده و به من فحاشی میکند، در مورد کتککاری شکایت نکردهام اما شاهد دارم من مجبور هستم طلاق بگیرم دو سال شده بچهها از من جدا هستند آنقدر به من فشار آورده که بچهها را فراموش کردهام فقط هر هفته یا ده روز به من سر میزنند تجدیدنظرخوانده اظهار داشته حاضر به طلاق نیستم. دادگاه تجدیدنظر قرار استماع شهادت شهود را صادر و پرونده را به دادگاه بدوی ارسال تا به نیابت و با تشکیل جلسه از شهود تجدیدنظرخواه در مورد عسروحرج زوجه در ادامه زوجیت، و شهود در معرض تحقیق، و با ارجاع به داوری نظریه داوران اخذ و پرونده را اعاده نماید. شعبه اول دادگاه عمومی حقوقی خنج با تعیین وقت رسیدگی و با حضور طرفین دعوی از گواهان معرفیشده به شرح اوراق جداگانه تحقیق کرده است و پرونده را اعاده نموده است، شعبه 9 دادگاه تجدیدنظر استان فارس در مورد ارجاع امر به داوری رأساً اقدام نموده و در وقت مقرر با حضور زوجین و وکیل زوجه و داوران زوجین تشکیل شده است، دادگاه از داوران خواسته در جهت صلح و سازش زوجین تشکیل جلسه داده و در صورت عدم توافق در خصوص فرزندان و جهیزیه و مهریه و سایر حقوق زوجه اقدام و نتیجه را اعلام دارند داوران متفقاً اظهار داشتهاند مدت سه سال است که زوجین باهم اختلاف دارند و ما در این مدت تلاش زیاد کردیم ولی نتوانستیم بین زوجین به توافق برسانیم اکنون هم امیدی به صلح و سازش نداریم چون مدت سه سال تلاش ما به نتیجه نرسیدهاست و به عقیده ما مصلحت طرفین در جدایی است و زوجه اصرار بر طلاق دارند فرزندان مشترک تاکنون نزد پدر زندگی میکردند و زوجین توافق دارند حضانت فرزندان مشترک با پدر (زوج باشد) زوجه اظهار داشته نظریه داوران را قبول دارد زوج اظهار داشته حاضر به طلاق نیستم، شعبه نهم دادگاه تجدیدنظر استان فارس بهموجب رأی شماره 1392/5/23-518 در خصوص تجدیدنظرخواهی خانم ل.و. با وکالت آقای م.م. و نسبت به دادنامه شماره 1390/11/10- 832 شعبه اول دادگاه عمومی خنج که بهموجب آن حکم بر بطلان دعوی تجدیدنظرخواه مبنی بر گواهی عدم امکان سازش به دلیل عسر و حرج از ادامه زوجیت صادر گردیده وارد ندانسته و رأی تجدیدنظرخواسته را تأیید کرده است. خانم ل.و. با وکالت آقای م.م. نسبت به دادنامه فوقالذکر فرجامخواهی نموده است که دادگاه تجدیدنظر در وقت فوقالعاده تشکیل و فرجامخواهی را در مهلت تشخیص داده (با توجه به نحوه ابلاغ دادنامه به وکیل مذکور) و پس از پاسخ فرجامخوانده به دیوانعالیکشور ارسال و به این شعبه ارجاع شده است. این شعبه بهموجب رأی شماره 1393/5/21-443 به شرح بینالهلالین زیر رأی فرجامخواسته را نقض کرده است. (فرجامخواهی وارد و پرونده دارای نقص تحقیقاتی است زیرا: 1- بهموجب دادنامه شماره 2 مورخ 1391/1/10 شعبه 11 دادگاه تجدیدنظر استان فارس در خصوص تجدیدنظرخواهی خانم ل.و. نسبت به دادنامه شماره 90-774 شعبه اول دادگاه عمومی خنج که حکم بر تمکین وی از آقای الف. ج. صادر شده، تجدیدنظرخواهی وارد تشخیص داده شده زیرا محکومیت کیفری زوج از جنبه تهدید و قدرتنمایی نسبت به زوجه دفاع مؤثر بر معذور بودن زوجه در تمکین به لحاظ خوف ضرر جسمی تشخیص داده شده است لذا حکم بر بیحقی زوج صادر گردیده است. 2- بهموجب دادنامه شماره 89-163- 89-235 شعبه اول دادگاه عمومی خنج و دادنامه شماره 1978- 1389/12/19 شعبه 4 دادگاه تجدیدنظر استان فارس آقای الف. ج. فرزند ت. به اتهام تهدید و قدرتنمایی با چاقو بهموجب شکایت خانم ل.و. (زوجه) به پرداخت جزای نقدی و شلاق محکوم شده است محکومیت فوق دلیل بارز بر سوءمعاشرت زوج با زوجه میباشد. 3- داوران در دادگاه نخستین و سپس در دادگاه تجدیدنظر و در خصوص زوجین و قضات دادگاه تجدیدنظر استان و بهصورت متفق بیان داشتهاند «مدت سه سال است که زوجین با هم اختلاف دارند و ما در این مدت تلاش زیاد کردیم ولی نتوانستیم زوجین را به توافق برسانیم و اکنون هم امیدی به صلح و سازش نداریم چون مدت سه سال تلاش ما به نتیجه نرسیدهاست و به عقیده ما مصلحت زوجین در جدایی است و زوجه اصرار به طلاق دارند و زوجین توافق دارند حضانت فرزندان مشترک با پدر باشند» با سؤال دادگاه داوران بر نظریه خود تأکید هم نمودهاند. دادگاه تجدیدنظر بهموجب ماده 27 قانون حمایت خانواده درصورتیکه نظریه داوران را نپذیرد باید با ذکر دلیل آن را رد نماید در رأی دادگاه استدلالی جز تأیید رأی بدوی با وجود اینهمه دلایل به نظر نمیرسد. 4- شهود تعرفه شده نیز بر سوءرفتار زوج نسبت به زوجه گواهی دادهاند بنابه مراتب فوق چنانچه برای دادگاه تجدیدنظر اقناع وجدانی حاصل نشده است ضرورت داشته با توجه به بذل مهریه از سوی زوجه محکومیت زوج در تهدید و قدرتنمایی با چاقو، در دعوی تمکین زوج بهموجب حکم قطعی و سایر موارد، با ارجاع امر به واحد مددکاری اجتماعی دادگستری و در غیاب آن مددکار اجتماعی سازمان بهزیستی نظریه مددکار اجتماعی را در مورد نحوه رفتار زوج با زوجه در ایام زندگی مشترک و اینکه از سال 1389که زوجین به لحاظ سوءرفتار شدید زوج (تهدید و قدرتنمایی با چاقو) جدای از هم زندگی مینمایند عملاً چه اقدامی در بازگشت زوجه بهعمل آورده است، سپس با وصول نظریه مذکور و با توجه به مجموع محتویات پرونده و مراتب فوقالذکر نسبت به صدور رأی مقتضی اقدام نماید. لذا مستنداً به بند الف ماده 401 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی رأی فرجامخواسته را نقض و رسیدگی مجدد به پرونده شعبه 9 دادگاه تجدیدنظر استان فارس ارجاع میگردد. شعبه نهم دادگاه تجدیدنظر استان فارس در اجرای رفع نواقص تحقیقاتی با تعیین وقت رسیدگی طرفین را جهت رسیدگی به لحاظ احتمال حصول سازش فیمابین و عندالاقتضاء معرفی زوجین نزد مشاور قضائی خانواده (مددکار اجتماعی) دعوت کرده است و قید شده به همراه داوران خود حاضر شوند و در وقت مقرر دادگاه تجدیدنظر با حضور تجدیدنظرخواه و وکیل او و در غیاب تجدیدنظرخوانده تشکیل شده است زوجه اظهار داشته چهار و نیم سال است که عملاً از یکدیگر جدا زندگی میکنیم و بههیچ وجه حاضر به بازگشت به زندگی نیستم و حاضرم در صورت جدایی مهریهام را به زوج ببخشم و از این زندگی رهایی یابم... در این مدت چهار و نیم سال در منزل پدرم هستم سراغ مرا نمیگیرد حتی یارانه مرا میگیرد و میخورد و یک ریال بابت نفقه ندادهاست مشاور و مددکار اجتماعی فایده ندارد حاضرم هیچ چیزی از زوج نگیرم تا نجاتم دهد... شعبه نهم دادگاه تجدیدنظر استان فارس بهموجب رأی شماره 1098- 1393/9/29 در خصوص تجدیدنظرخواهی خانم ل.و. با وکالت آقای م.م. و ک.س. و نسبت به دادنامه شماره 1390/11/10- 832 شعبه اول دادگاه عمومی خنج که بهموجب آن حکم بر بطلان دعوی طلاق نامبرده به لحاظ عسروحرج صادر شده است را وارد دانسته زیرا اولاً- بهموجب دادنامه شماره 1978- 1389/12/19 صادر شده از شعبه 4 دادگاه تجدیدنظر استان فارس زوج به اتهام تهدید و قدرتنمایی با چاقو نسبت به زوجه به پرداخت شلاق و جزای نقدی* محکوم شده و این امر حاکی از سوءرفتار و سوء معاشرت زوج