نحوه رسیدگی به اعتراض نسبت به حکم بسیط و غیرقابل تفکیک

خلاصهٔ رأی

پیام: دعوی اثبات نسب به طرفیت وراث متوفی، یک دعوی بسیط و غیرقابل تجزیه است.

متن کامل

نحوه رسیدگی به اعتراض نسبت به حکم بسیط و غیرقابل تفکیک Toggle navigation صفحه اصلی درباره ما درباره پژوهشگاه قوه قضائیه درباره پژوهشکده آرا تماس با ما دریافت نظرات و پیشنهادها عنوان: نحوه رسیدگی به اعتراض نسبت به حکم بسیط و غیرقابل تفکیک پیام: دعوی اثبات نسب به طرفیت وراث متوفی، یک دعوی بسیط و غیرقابل تجزیه است. بنابراین در صورتی که رأی صادره نسبت به برخی از خواندگان حضوری و نسبت به برخی غیابی باشد و هم از آن تجدیدنظرخواهی و هم واخواهی شود؛ رسیدگی به فرجام خواهی از رأی صادره در مرحله واخواهی، منوط به اتمام رسیدگی به تجدیدنظرخواهی است. مستندات: شماره دادنامه قطعی : 9509970925600236 تاریخ دادنامه قطعی : 1395/05/06 گروه رأی : حقوقی آراء منتخب پرونده: شعبه دیوان عالی کشور مشخصات متن نتیجه تحلیلی کلید واژه ها نمایه قوانین مرتبط گردش پرونده عین عبارت چاپ متن متن تجمیعی پرونده قلم یکان ایران میترا ترافیک زر یاقوت تیتر رأی شعبه دیوان عالی کشور شماره پرونده : 9009983410700916 شماره دادنامه : 9409970925600332 شعبه : شعبه چهل و یکم دیوان عالی کشور تاریخ : 1394/04/22-11:41 قاضی : محسن یکتن خدائی قاضی : علی رازینی قاضی : عبدالعلی ناصح قاضی : حمید درخشان نیا خلاصه جریان پرونده در تاریخ 90/8/9 خانم ف. م.گ. دادخواستی به طرفیت خانم ز.د. ک. فرزند ی. به دادگستری کرمان تقدیم می کند و درشرح دادخواست اعلام می کند که مادرش به نام سکینه م. ی فرزند م. با پدر خوانده به نام ی. ک. ازدواج موقت نموده اند و وی حاصل این ازدواج است لکن به دلیل عدم ثبت ازدواج مادرش مجبور می شود که شناسنامه با نام خانوادگی خود و بدون نام پدر برای وی اخذ نماید و ایشان تا الان که متجاوز از پنجاه سال سن دارد با این شناسنامه زندگی و حتی ازدواج نموده است لکن اخیراً مشکلاتی از قبیل عدم امکان صدور کارت ملی و عدم امکان صدور سند مالکیت برای وی به دلیل مشخص نبودن نام پدر پیش آمده است لذا طی دادخواستی علیه خوانده که در واقع خواهر ناتنی وی می باشد و اداره ثبت احوال کرمان تقاضای اثبات زوجیت مادرش با پدر خوانده و اصلاح شناسنامه اش با درج نام پدر نموده است. پرونده جهت رسیدگی به شعبه هفتم دادگاه حقوقی کرمان ارجاع می شودو مدتی علی رغم احضار خوانده به دادگاه به دلیل عدم حضور وی جلسه رسیدگی آغاز نمی شود تا اینکه در تاریخ 91/4/7 خانم ل. الف.ن. بعنوان وکیل خوانده وارد پرونده شده و طی لایحه ای اعلام می نماید با توجه به اینکه وراث مرحوم ی. ک. هفت نفر می باشند چنانچه نامبرده ادعائی دارد باید علیه همه آنان اقامه دعوا نماید. مدتی بعد مشخص می شود که خواهان دادخواست دیگری علیه همه وراث تنظیم و به دادگستری کرمان تقدیم نموده که به شعبه دهم ارجاع شده است لکن به دلیل اینکه سبق ارجاع با این پرونده بوده است پرونده شعبه دهم نیز منضم بر پرونده شعبه هفتم می گردد. علیهذا پس از انضمام دو پرونده چون برخی از خواندگان مجهول المکان بوده اند به دستور دادگاه وقت دادرسی از طریق آگهی ابلاغ می شود به شرح در زیر در روزنامه حسبان نشر می شود:خواهان / خواهان ها ف. م.گ. دادخواستی به طرفیت خوانده / خواندگان ز.د. ک. و علی ک. و م. ک. و م. ک. و ز. ک. و ز. ک. و ف. ک. به خواسته اثبات نسب تقدیم دادگاه های عمومی شهرستان کرمان نموده که جهت رسیدگی به شعبه هفتم دادگاه عمومی حقوقی دادگستری شهرستان کرمان واقع در کرمان - چهار راه ارگ - دادگستری کل استان ارجاع و به کلاسه 9009983410700916 ثبت گردیده که وقت رسیدگی آن 1391/08/15 و ساعت 11/00 تعیین شده است. به علت مجهول المکان بودن خوانده و درخواست خواهان و به تجویز ماده 73 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی و دستور دادگاه مراتب یک نوبت در یکی از جراید کثیر الانتشار آگهی می شود تا خوانده پس از نشر آگهی و اطلاع از مفاد آن به دادگاه مراجعه و ضمن اعلام نشانی کامل خود نسخه دوم دادخواست و ضمائم را دریافت و در وقت مقرر فوق جهت رسیدگی حاضر گردد. در تاریخ 91/8/15 جلسه دادگاه با حضور خواهان و وکیل خوانده ردیف اول ز.د. ک. به نام ل. ابراهیمی تشکیل می شود نامبرده اظهار می دارد. خواهان ابتدا علیه موکل دادخواست داده و سپس در دادخواست دیگری سایر ورثه را نیز مورد ادعا قرار داده درحالیکه وی هیچکدام از آنها را نمی شناسد و ادعای ایشان واهی است زیرا پدر موکل در سال 74 یعنی 17 سال قبل فوت نموده چرا خواهان در این مدت اقدامی نکرده و الان که حدود 67 سال سن دارد به یاد اصلاح نسب افتاده است موکل من حاضر به انجام آزمایش DNA به خاطر این ادعای واهی نیست. مادر موکل در سال 1355 فوت کرده و پدر ایشان پس از وی نیز همسری انتخاب نکرده چرا خواهان در آن زمان به پدر واقعی خود مراجعه ننموده است. بین خواهان و خوانده 15 سال فاصله سنی می باشد لذا من از طرف موکل تقاضای ردّ این خواسته واهی را دارم. خود خوانده ز.د. ک. نیز در تاریخ 91/8/29 با تقدیم لایحه ای مطالب فوق را کتباً اعلام نموده است ( صفحه 64 و 65 پرونده ) دادگاه خوانده را جهت معرفی به پزشکی قانونی دعوت می نماید لکن حاضر نمی شود. در تاریخ 92/1/28 پرونده در دادگاه مطرح می شود و به جهت عدم حضور هیچکدام از خواندگان رسیدگی میسر نمی شود و مجدداً در تاریخ 92/2/22 از طریق روزنامه حسبان آگهی اعلام وقت دادرسی به تاریخ 92/4/24 درج و نشر می شود. در تاریخ مزبور یکی از خواندگان به نام م. ک. و وکیل خوانده ردیف اول ز.د. ک. حاضر می شوند لکن به دلیل عدم حضور سایر خواندگان آقایان م. و علی و خانم ها ف. و ز. و ز. رسیدگی میسر نمی شود و خواهان در پایان جلسه اعلام می دارد که من تقاضای رسیدگی دارم و شهودی دارم که در صورت موافقت دادگاه معرفی می کنم برای تاریخ 92/7/2 وقت دادگاه تجدید شده و وقت رسیدگی به دو خوانده حاضر در دادگاه ز.د. و م. از طریق ابلاغ کتبی و به سایرین از طریق آگهی در روزنامه مورخه 92/3/30 ابلاغ می گردد. در تاریخ مزبور دادگاه تشکیل و شهادت چهار نفر از شهود به شرح زیر استماع می شود:1-رضا م. ی فرزند احمد 54 ساله بازنشسته اعلام می نماید: من آن زمان بچه بودم ولی از بزرگترها شنیده ام که خانم ف. م. ی فرزند مرحوم ی. ک. است مادر این خانم عمه من می باشد به صورت موقت با آقای ی. ک. ازدواج نموده که همین فرزند متولد می شود در آن زمان چون همه چیز تحت نفوذ آنان بوده نتوانستند شناسنامه به نام پدر واقعی اش بگیرند و با نام خانوادگی مادر شناسنامه گرفته است 2- طاهره قاسمی گوکی 74 ساله خانه دار اهل گلباف مقیم کرمان من از مادر خواهان سکینه م. ی پرسیدم که این فرزندت شباهت به ی. خان دارد. چطور این فرزند را داری گفت من داشتم میرفتم منزل مادرم که آقای ک. جلو مرا گرفت و گفت من تو را می خواهم حاضری با من ازدواج کنی بعد خودش صیغه را خوانده و این فرزند حاصل همان ازدواج است. و دو ماه به زائیدنم گفتم بیا این عقد را رسمی کن حاضر نشد و رفت لذا مادر خواهان شناسنامه با خانم خانوادگی خودش گرفت. ی. خان هم به من گفت کاری کن که این خانم یعنی خواهان ازدواج کند و کارت نباشد که این فرزند کی است من هم واسطه شدم و ایشان ازدواج کرد 3- صدیقه م.گ. فرزند احمد 63 ساله خانه دار با سواد اهل گلباف مقیم کرمان: از همان زمان بچگی یادم هست که بزرگترها می گفتند ازن خانم فرزند ی. خان ک. است و مادر ایشان عمه من هستند و با ی. ک. صیغه بوده که این بچه متولد شده است. 4- فاطمه نیک پور فرزند رمضان 54 ساله خانه دار با سواد اهل گلباف مقیم کرمان: من خواهر خانم ف. م. ی هستم چون از مادر با هم نسبت داریم ولی از جهت پدر با هم یکی نیستیم و کاملاً اطلاع دارم و می دانم چون مادرم به من تعریف کردند و توضیح دادند که از شوهرش طلاق گرفته و زن جوانی بودم که در نزدیکی منزل آقای ی. ک. زندگی می کرده و با ایشان برخورد می کند و آقای ی. ک. پیشنهاد ازدواج به ایشان می دهند و عقد موقت می خوانند و به عقد هم درآمده اند که نتیجه ازدواج هم حامله شدن و تولد همین فرزند که خواهان هستند می شود آقای ی. خان می آید کرمان و منزلی در خیابان مادر اجاره می کند و مادرم همان جا وضع حمل می کند و قرار بود عقد را دائم نماید که این کار را نکرده و تمام وسایل زندگی را هم برای مادرم فراهم می کند بعد خانواده آقای ک. مخالفت می کنند و عقد دائم و ثبت نمی شود و مادر به نام خانوادگی خودش شناسنامه برای ایشان می گیرد و در طول این سال ها هم مرحوم ک. چند بار به خواهرم گفته بودند نزدش برود ولی خواهرم نرفته بودند و الان هم با آزمایش می شود ثابت کرد علاوه بر آن شباهت زیادی به فرزندان مرحوم ی. ک. دارند.دادگاه پس از استماع شهادت شهود با توجه به اینکه تنها خوانده حاضر در جلسه آقای م. ک. حاضر به معرفی جهت آزمایش DNA نمی شود و سایر خواندگان نیز علی رغم ابلاغ وقت رسیدگی از طریق آگهی مکرر روزنامه ای حاضر نمی شوند و خواهان نیز مصر بر خواسته خود بوده و اعلام می نماید به دلیل نداشتن نام پدر در شناسنامه در روند عادی رسیدگی دچار مشکل شده است و تاکنون که مشکل نداشته بهمان شناسنامه که مادرش گرفته اکتفا کرده لکن الان می خواهد شناسنامه اش بر طبق واقعیت موجود اصلاح شود و تقاضا صدور حکم در این مورد را مورد تأکید قرار داده است دادگاه ختم رسیدگی را اعلام و در تاریخ 1392/7/6 طی دادنامه شماره 9309973410700939 به شرح زیر مبادرت به صدور رأی نموده است:در خصوص دادخواست خانم ف. م.گ. به طرفیت 1- خانم ز.د. ک. فرزند ی. با وکالت خانم ل. الف.ن. 2- خانم ف. ک. فرزند ی. 3-خانم ز. ک. فرزند ی. 4-خانم ز. ک. فرزند ی. 5- آقای م. ک. فرزند ی. 6- آقای علی ک. فرزند ی. 7- م. ک. فرزند ی. به خواسته صدور حکم بر اثبات نسب خواهان به مورث خواندگان مرحوم ی. ک. ، خواهان اجمالا" در دادخواست تقدیمی اظهار داشته است : من فرزند مرحوم ی. ک. می باشم ومادرم خانم سکینه م. ی به عقد موقت آقای ی. ک. در آمده است ومن هم متولد از همین ازدواج هستم وچون عقد موقت بوده مادرم شناسنامه با نام خودش ونام فامیلی خود برای من اخذ می نماید ودر شناسنامه نام پدر ثبت نمی شود حال پس از گذشت سالها ، عدم ثبت نام پدر باعث بروز مشکلات گردیده است واز محضر دادگاه تقاضای رسیدگی وصدور حکم بر اثبات نسب خویش نسبت به مورث خواندگان را دارد ودر جلسات دادرسی نیز با پافشاری بر خواسته خود اعلام واظهار داشته است تا زمانی که از نظر امور اداری وحقوقی خود با مشکل مواجه نشده بودم دنبال اثبات نسب نبودم در حال حاضر در انجام امور اداری خود از جمله ثبت اسناد واخذ کارت ملی ودریافت یارانه با مشکل جدی مواجه شده ام ودر جهت اثبات اداعای خود بدوا" در خواست انجام آزمایش دی ان ای DNA را دارم خوانده ردیف اول با معرفی وکیل در هیچیک از جلسات دادرسی حضور نیافته است ووکیل وی اظهار داشته موکلش خواهان را نمی شناسد وقبلا" هم خواهان ادعای خود را نسبت به موکل داشته وادعا می کرده که خواهر موکل می باشد اما پس از مدتی دادخواست دیگری را در شعبه دهم مطرح نمودند که مابقی خواندگان را نیز مورد ادعا قرار داده اند در حالیکه خواهان هیچکدام را نمی شناسد وادعایی را که ایشان مطرح نمودند یک ادعای واهی می باشد چراکه پدر موکل در سال 1374 فوت نموده است واز آن زمان تاکنون حدود 17 سال می گذرد وایشان در طی این 17 سال کجا بوده است وچطور در طی این سالها به دنبال پدر خود واثبات نسب نبوده است ؟ خواهان هم اکنون 67 سال سن دارد وبا توجه به اظهارات وی باید وقتی پدر موکل 20 ساله بوده این خانم به دنیا آمده باشد وخواهان هیچگونه سند ومدرک ودلیلی مبنی بر اثبات« مالکیت!»; خود ندارد وتنها حربه وی آزمایش می باشد که آن را مطرح می نماید وموکل من تا زمانی که خواهان مدرک مستدل به دادگاه ارائه ندهد برای آزمایش DNAحاضر نمی شود و خوانده ردیف هفتم 7 آقای م. ک. نیز در جلسه رسیدگی مورخ 1392/4/24 اظهار داشته دفاعیات به شرح لایحه تقدیمی می باشد وحاضر به انجام آزمایش DNA نمی باشم وسایر خواندگان به لحاظ مجهول المکان بودن وعلیرغم ابلاغ وقت دادرسی از طریق نشر آگهی در روزنامه کثیر الانتشار در دادرسی حضور نیافته اند ودفاع وایرادی معمول نداشته اند النهایه خواهان در جهت اثبات ادعای خویش گواهانی به دادگاه معرفی نموده است که دادگاه از آنان استطلاع نموده وقدر جامع مودای گواهی آنان دلالت بر صحت ادعای خواهان دارد ودفاعیات وکیل خوانده ردیف اول مبنی بر اینکه چرا خواهان پس از مدت زمان طولانی اقدام به طرح دعوی خویش نموده ؟ بنظر می رسد مردود وبلااثر باشد زیرا خواهان تا زمانی که به مشکل در روند امور حقوقی وهویتی خود برخورد ننموده نیازی به طرح دعوی نمی دیده است وخود خواهان هم به این امر اذعان نموده است مضافا" اینکه استنکاف خواندگان ردیف اول وهفتم از انجام آزمایش DNA که از نظر علمی امری کاملا" مورد پذیرش وقبول عرف خاص می باشد وبراساس اصول علمی غیر قابل خدشه است خود قرینه ای بر صحت ادعای خواهان می باشد لذا دادگاه خواسته خواهان را محمول به صحت دانسته وبا موجه تشخیص دادن خواسته مشارالیها وبه استناد مواد1158، 1159، 1312، 1321و1316قانون مدنی ومواد198و199 قانون آئین دادرسی مدنی حکم بر اثبات نسب خواهان بعنوان فرزند مرحوم ی. ک. ( مورث خواندگان) را صادر واعلام می نماید این رای نسبت به خواندگان ردیف اول وهفتم حضوری ونسبت به سایر خواندگان غیابی محسوب می گردد وظرف مدت 20روز پس از ابلاغ قابل واخواهی ازناحیه آنان در همین دادگاه وپس از آن ظرف مدت 20روز قابل اعتراض ورسیدگی در دادگاه محترم تجدید نظر استان کرمان می باشد .دادنامه صادره در تاریخ 92/9/7 از طریق انتشار در روزنامه حمایت و در تاریخ 92/8/25 نسبت به خانم ف. م. ی خواهان و در تاریخ 92/9/19 نسبت به وکیل خوانده ردیف اول ابلاغ می شود که در تاریخ 92/10/5 از