نحوه تعیین مجازات در بزه نگهداری شیشه و هروئین

خلاصهٔ رأی

) (ص36-37)فتوکپی نتیجه آزمایش مواد ارسال و ضم سابقه گردیده است.

متن کامل

نحوه تعیین مجازات در بزه نگهداری شیشه و هروئین Toggle navigation صفحه اصلی درباره ما درباره پژوهشگاه قوه قضائیه درباره پژوهشکده آرا تماس با ما دریافت نظرات و پیشنهادها عنوان: نحوه تعیین مجازات در بزه نگهداری شیشه و هروئین پیام: نگهداری شیشه و هروئین، از مصادیق اعمال متعددی است که در قانون عنوان مجرمانه خاص داشته و مشمول ماده 8 قانون اصلاح قانون مبارزه با مواد مخدرقرار می گیرد؛ بنابراین، مقررات تعدد مادی جرم در این خصوص اعمال نمی شود. مستندات: تبصره 2 ماده 134 قانون مجازات اسلامی 1392-ماده 8 قانون مبارزه با مواد مخدر - شماره دادنامه قطعی : 9409980925900288 تاریخ دادنامه قطعی : 1394/10/26 گروه رأی : کیفری آراء منتخب پرونده: شعبه دیوان عالی کشور مشخصات متن نتیجه تحلیلی کلید واژه ها نمایه قوانین مرتبط گردش پرونده عین عبارت چاپ متن متن تجمیعی پرونده قلم یکان ایران میترا ترافیک زر یاقوت تیتر رأی خلاصه جریان پرونده حسب اوراق و مندرجات پرونده و به شرح گزارش اولیه مورخ ۱۳۹۳/10/19 مأمورین برابر اخبار واصله مبنی بر اینکه فردی به هویت ح. م. در تنکابن اقدام به توزین مواد مخدر می نماید و در تحقیقات صورت گرفته از احدی از مخبرین غیررسمی مشخص گردید که نامبرده با یک‌دستگاه خودرو 206 نقره ای در تاریخ ۱۳۹۳/10/18 جهت تهیه و خرید مواد مخدر به استان البرز رفته است لذا با هماهنگی تلفنی با قاضی محترم کشیک در ساعات پایانی شب ... خودرو 206 متوقف که در حین توقف اتومبیل ح. م. با صدای بلند به راننده می گفت فرار کن.... و سپس درب جلو را قفل و از این فرصت استفاده و بسته حاوی مواد مخدر را از جیب داخل کاپشن سمت چپ بیرون آورد و به کف پا انداخته و نهایتاً درب خودرو باز و در بازرسی بدنی از مشارالیه موادی کشف نمی شود اما یک بسته پلاستیکی که حاوی مواد مخدر هروئین به وزن تقریبی 159 گرم و یک بسته شیشه به وزن 20 گرم با لفافه در کف خودرو زیر صندلی جلو کشف نموده و متهم به همراه راننده به مقر پلیس مبارزه با مواد مخدر هدایت می شوند (ص1)در تحقیقات اولیه ح. م. در نزد مأمورین اظهار نموده اند ((من از جریان خبر ندارم من مواد نداشتم به منزل یکی از آشنایان به کرج رفته بودم.... برای خرید گوشی به میدان کرج رفته بودم)) (ص4)صورتجلسه تحویل و آزمایش نوع مواد مخدر به انبار اخذ و ضم سابقه گردیده است و به‌موجب آن نوع مواد 1- هروئین به وزن 159 گرم 2- شیشه به وزن 20 گرم اعلام گردیده است)(ص22)از احد از مأمورین کاشف بنام آقای م.....در دادسرا تحقیق شده است (ص24-23)از متهم ح. م. در دادسرا تحقیق شده است و نامبرده در مقام دفاع ضمن انکار اتهام انتسابی اعلام نموده است (اتهام مطروحه را قبول ندارم مواد مکشوفه متعلق به من نیست)(ص25)از راننده 206 نیز در مقام متهم تحقیق شده و نامبرده اظهار داشته اند (...یک ماه قبل ازتاریخ دستگیری متهم، وی را داخل شهر تنکابن دیدم... از من پرسید آیا دربستی تهران می روی؟ من گفتم بله... بالاخره هماهنگی شد تا هفته بعد ببرمش.... من ایشان را دوبار بردم کرج بار اول ... وی رفت یک ساعت زنگ زد و می رفتم دنبال ایشان. بار دوم من مشکوک شدم که احتمالاً خلاف است با دوست دوران راهنمایی ام که مأمور مواد مخدر است تماس برقرار کردم و جریان را گفتم وی گفت این شخص مدتهاست تحت نظر است و بالاخره با طرح نقشه ای دقیق و با هماهنگی مراجع قضایی و مواد مخدر ... در آن روز برای بردن وی به کرج برگشتم.... قبل از آن محلی که از آن عبور می کردیم مشخص تا وقت برگشت در آن محل توقف کنم تا دستگیر شود... وقتی وارد کمربندی شدم... من با موبایل و پیامک به آقای ش. گزارش می دادم.... بالاخره با همکاری مأموران.... موفق شدیم در محل ذکر شده اورا دستگیر و به اداره مواد مخدر منتقل شد.... وقتی به محل ذکر شده رسیدم درب قفل بود تا من درب را باز کنم اظهار داشت که متواری شو (فرار کن) و با فریاد زدن می گفت فرار کن. دنده عقب بگیر در بریم ولی من ایستادم در همین حال وی مواد را که در جیب کاپشن چپ بود درآورد به زیر صندلی که روی آن نشسته بود انداخت.... و مأمور ش. وقتی در باز شد دید کامل به او داشت و دید که مواد را از جیب کاپشن درآورد و به زیر پای خود انداخت....) (ص36-37)فتوکپی نتیجه آزمایش مواد ارسال و ضم سابقه گردیده است. (ص43-42)پرونده با صدور قرار مجرمیت ح. م. اوچه به اتهام نگهداری 159 گرم هروئین و 20 گرم شیشه صادر و در مورد راننده خودرو ص. م. قرار منع پیگرد صادر و پرونده پس از موافقت معاون آقای دادستان با صدور کیفرخواست به دادگاه ارسال می گردد (ص51-46)اولین جلسه دادرسی دادگاه با حضور متهم و وکیل ایشان و نماینده آقای دادستان تشکیل و در این جلسه متهم در مقام دفاع از خود ضمن انکار اتهام انتسابی اظهار نموده اند (... من به صورت دربستی با ص. م. از تنکابن به کرج رفتم من برای خرید گوشی رفتم م. هم گفت من جایی کار دارم و برای نیم ساعت رفت... بعد ساعت 11 شب از کرج به طرف تنکابن برگشتیم .... من اظهارات وی را قبول ندارم...) (ص59-58)دادگاه جلسه دادرسی را به لحاظ انکار متهم و به‌منظور تحقیق از راننده تجدید می نمایند. جلسه دوم دادرسی در تاریخ ۱۳۹۴/3/10 با حضور متهم و وکیل ایشان و نماینده آقای دادستان و راننده خودرو ص. م. و مأمورین کاشف تشکیل مجدداً متهم اتهام انتسابی را انکار می نمایند. ص. م. راننده خودرو نیز اعلام داشته اند (.... قضیه از این قرار بوده من گهگاهی مسافر پیدا شود مسافر می برم (توضیحاً خط دادرس محترم دادگاه ناخوانا است و با زحمت کلمات خوانده می شود)... ح. م. اوچه به عنوان مسافر داشتم متوجه شدم که وی در کار مواد است و با توجه به همکاری که با مأمورین مواد مخدر خصوصاً ش. داشتم مراتب را به ایشان خبر دادم که ایشان به من گفت اگر به شما پیشنهاد رفتن به جایی را داد به من خبر بده چون من یک بار قبلاً نیز م. را به کرج برده بودم و همانجا شک کردم که وی در کار خرید و فروش مواد می کند تا آنکه این دفعه یک روز م. به من زنگ زد که دربستی وی را به کرج برسانم و برگردیم.... وی را به منطقه .. رساندم به من گفت مرا پیاده کن که پیاده شد گفت بیست دقیقه صبر کن بر می گردم من توقف کردم بعد از دقایقی که گذشت بیا فلان جا.... من رفتم آنجا که دیدم ایشان با یک آقا تقریباً 20 تا 22 ساله به همراه یک بچه می آید و یک بسته پلاستیکی نیز دست بچه بود و رسیدن به ماشین من و شیشه را آن آقا از بچه گرفت و به ح. م. داد و ایشان سوار ماشین من شد گفت حرکت کن ومن هم حرکت کردم چون با آقای ش. هماهنگ بودم به ایشان پیامک دادم که از کرج حرکت کردیم.... نزدیکی تنکابن که رسیدم به ایشان پیام دادم... مأمورین .. ماشین مرا محاصره کرد... به من می گفت فرار کن. فرار کن وحتی درب ماشین ... را قفل کرد من متوجه شدم که شیشه را زیر پا خود انداخته است که با باز کردن درب، متهم دستگیر و مواد کشف و ضبط شد...) (ص70-68)سه تن از مأمورین کاشف به اسامی آقایان ش. و م.ق. و م.س. نیز تحقیق که بدواً آقای ق. رئیس پلیس مبارزه با مواد مخدر اظهار داشته اند: (... از آنجائی که افرادی مثل ... (قابل خواندن نمی باشد) ... در کار مواد مخدر بودند تحقیقات حاکی از آن بود که فردی بنام ح. م. مواد را برای فروش و توزیع در اختیار آنان قرار می دهد حتی یک بار م. در خانه خانم ا. بود ولی موادی از دست ایشان پیدا نکرده بودیم... پرونده ایشان مختومه شده است در هر حال من ایشان را تحت نظر داشتم تا آنکه یکی از مخبرین ما آقای م. خبر داد که ح. م. یک بار وی را دربستی به کرج برد و رفتار وی مشکوک است و گروهبان یکم ش. هماهنگ کرده که این بابا نظارت این مأمور متهم با 206 م. به صورت دربست به کرج رفت و از آنجایی که هماهنگ بود وقتی از کرج به تنکابن آمدند و ش. که 206 را می‌شناخت به منطقه ورودی شهر رفت و به محض رویت ماشین پشت سر آن حرکت.... که به منطقه.... مقصد نهایی متهم بود رفتیم و منتظر شدیم که 206 آمد ما از جلو و ش.... از پشت سر 206 را محاصره کردیم رفتیم درب را باز کنیم دیدیم قفل است... ش. درب طرف راننده را با کمک راننده باز کرد بسته مواد مخدر را در کف صندلی شاگرد زیر پای م. کشف شده است وحتی موقع محاصره صدا می زد فرار کن من اطلاع دیگری ندارم...) (ص71-70) آقای ش. دیگر مأمور حاضر نیز بیان نموده است ما بعد از دستگیری م.ا. و افراد همدست او... و شناسایی عامل یا عاملین اصلی در تحقیق بودیم تا آنکه یک روز م. به من خبر داد که شخصی بنام م. را به کرج رسانده و حاضر شد سیصد هزار تومان کرایه بدهد.... به نظرم در کار مواد است که گفتم اگر باز.... برود به من خبر بده که یک روز زنگ زد و قضیه را گفت که مجدداً می خواهد به کرج برود. لذا با هماهنگی اینجانب.... و حتی رفتم برای ماشین 206 م. زنجیر چرخ تهیه کردم که به درخواست متهم به کرج رفتند که مواد خرید به تنکابن آمدند و من 206 را در ابتدای شهر رویت کردم پشت سر آن حرکت کردم که رسیدم... ماشین را از جلو و پشت سر محاصره کردیم من با چشم خودم دیدم م. بسته مواد مخدر را از جیب کاپشن مشکی خود درآورده و به زیر صندلی خود انداخت که با باز شدن درب طرف راننده وی را دستگیر و مواد ضبط شد که شامل هروئین و شیشه بوده است) (ص72-71)آقای س. دیگر مأمور حاضر در صحنه کشف مواد بیان داشته اند (من به کمک پلیس مبارزه با مواد رفته بودم و در کشف مواد و دستگیری متهم م. بودم که با هماهنگی قبلی او را مد نظر قرار دادیم تا متهم مواد را از بین نبرد یا فرار نکند ساعت سه صبح بود که با محاصره 206 ایشان سرنشین بود مواد از زیر صندلی شاگرد که متهم نشسته بود کشف و حتی متهم در کمر خود چاقویی داشت که کشف شده است اطلاع دیگری ندارم) (ص72)وکیل متهم در مقام دفاع از موکل خود بیان داشته اند (همانگونه که موکل بیان داشت مواد افیونی مکشوفه متعلق به وی نیست آنچه مسلم است اظهارات آقای ص.م. که همان مبنای گزارش مأمورین شده است نمی تواند منطبق با واقع باشد اقای م. در صورتجلسه مضبوط در صفحه 3 پرونده اشاره داشت که گذری وی در خیابان موکل را رویت کرده است و در صورتجلسه مضبوط در صفحه 36 پرونده نحوه آشنایی خویش با موکل را اینگونه بیان داشت که: در داخل شهر موکل را جهت رساندن به ... سوار کرد چون سابقاً یک بار وی را دربستی به کرج برد در آن روز نیز از وی خواسته شد که دربستی بروند که م... چنین کرده است اما در صورتجلسه فعلی مواجهه حضوری اضافه داشت جهت رفتن به کرج باهم هماهنگی کرده بودیم از تعارض اظهارات آقای م. استفاده می شود که تمام واقعیت را بیان نداشته است از سابقه و یا پرینت تلفن موکل باآقای م... می شود استفاده نمود که رفتن به کرج بنا به درخواست منتقمی بوده.... فرضاً اگر هم موکل در فعل تهیه مواد نقش داشته.... تحریک و تشویق م... بوده است... البته موکل بزه انتسابی به خویش را کلاً منکر است... از اظهارات آقای ق.. رئیس محترم پلیس مبارزه با مواد مخدر ... استفاده می گردد که ایشان ندیده که موکل مواد را در زیر صندلی خودرو جاسازی نمایند و در بازرسی بدنی موکل نیز موادی کشف نگردیده. چون موکل فاقد سابقه محکومیت کیفری است و با تحریک و تشویق افراد مرتکب تخلف شده باشند. ... به استناد ماده 38 قانون مبارزه با مواد مخدر درخواست تخفیف مجازات درباره وی دارم) (ص74-73)در این جلسه متهم در دادگاه در پاسخ سئوال دادگاه... اظهار داشته اند (من حرفهایی را که م... به من از قبل یاد داده بود که اگر دستگیر شدی این حرفها را بگوید به پلیس و دادسرا و در جلسه قبلی دادگاه گفتم ولی واقع این امر این است که م... خودش مواد را تهیه کرده بود... به درخواست م.. بود که مواد را زیر پای خودم قرار بدهم... من گناهی ندارم حرف دیگری ندارم.) (ص75-74)دادگاه پس از استماع اظهارات مدافعات متهم و وکیل ایشان با اعلام ختم دادرسی به شرح رأی شماره 400 مورخ ۱۳۹۴/3/11 ح. م. را به اتهام نگهداری 20 گرم شیشه به استناد بند 5 ماده 8 قانون اصلاح قانون مبارزه با مواد مخدر به پرداخت شصت میلیون ریال جزای نقدی و تحمل 74 ضربه شلاق و 15 سال حبس با احتساب ایام بازداشت قبلی و از باب نگهداری 159 گرم هروئین به استنادبند 6 ماده 8 قانون فوق الاشعار به مجازات اعدام محکوم و به استناد ماده 134 قانون مجازات اسلامی مجازات اشد را قابل اجرا دانسته اند )(ص79-76)دادنامه صادره در تاریخ ۱۳۹۴/3/21 به آقای دادستان ابلاغ گردیده اما در پرونده امر اوراقی که دلالت بر ابلاغ دادنامه به وکلای محکوم علیه و با شخص محکوم علیه نماید ضم و پیوست سابقه نگردیده است.اما در تاریخ ۱۳۹۴/3/24 آقای ج.ی. به عنوان وکیل محکوم علیه ضمن تقدیم فرم وکالتنامه درخواست مطالعه پرونده و ملاقات با محکوم علیه را از دادگاه می نمایند. (ص97)از سوی آقای ج.ی. فرد وکیل محکوم علیه لایحه ای بدون تاریخ در مقام اعتراض تسلیم دادگاه شده که تحت شماره 158 مورخ ۱۳۹۴/4/21 ثبت و به‌موجب دستور ریاست دادگاه پرونده به دیوان عالی کشور ارسال گردیده است وکیل محکوم علیه بطور اجمال بیان داشته اند (موکل جوانی است 28 ساله که در امر خرید و فروش تلفن همراه به کسب و کار مشغول است و برای خرید گوشی تلفن به کرج رفته بود که با راننده خودرو م.. آشنا شده و در کرج متوجه می شود که نامبرده معتاد به مواد افیونی می باشد در مقابل منزلی توقف کرده و اظهار داشته چند دقیقه ای صبر کن تا من خودم را بسازم و برگردم ملاحظه می نمایند که بسته ای پلاستیکی از شخصی که دختر بچه ای هم همراهش بوده گرفت و به داخل ماشین آمد و می گوید که مواد را برای استعمال خریدم... پس از رسیدن به تنکابن نامبرده بسته مواد مخدر را به زیر صندلی پرت می نماید. در بازرسی بدنی از موکل موادی کشف نشده. موکل در طول دوران تحقیق چه مقدماتی چه دادگاه، اقراری بر مالکیت مواد نداشته. هیچگونه تحقیقی هم در شهرستان کرج و اینکه فرو