نحوه تعیین اقساط دیه در صورت پذیرش اعسار محکوم علیه
خلاصهٔ رأی
نحوه تعیین اقساط دیه در صورت پذیرش اعسار محکوم علیه Toggle navigation صفحه اصلی درباره ما درباره پژوهشگاه
متن کامل
نحوه تعیین اقساط دیه در صورت پذیرش اعسار محکوم علیه Toggle navigation صفحه اصلی درباره ما درباره پژوهشگاه قوه قضائیه درباره پژوهشکده آرا تماس با ما دریافت نظرات و پیشنهادها عنوان: نحوه تعیین اقساط دیه در صورت پذیرش اعسار محکوم علیه پیام: در صورت پذیرش اعسار محکوم علیه،اقساط پرداخت دیه به صورت درصد پرداخت در هر قسط تعیین می گردد مگر این که بر یک مبلغ قطعی توافق شده باشد. مستندات: شماره دادنامه قطعی : 8809982316400001 تاریخ دادنامه قطعی : 1395/04/26 گروه رأی : کیفری آراء منتخب پرونده: شعبه دیوان عالی کشور شعبه دیوان عالی کشور مشخصات متن نتیجه تحلیلی کلید واژه ها نمایه قوانین مرتبط گردش پرونده عین عبارت چاپ متن متن تجمیعی پرونده قلم یکان ایران میترا ترافیک زر یاقوت تیتر رأی خلاصه جریان پرونده پیروگزارش سابق حسب گزار ش کلانتری ... گرمسار درتاریخ 85/11/30اعلام شده کامیونتی دراثر واژگونی دچار آتش سوزی درتاریخ 85/1/29 شده است . درگزارش مذکور قید شد درمحور جلوی کامیون جسدی سوخته با هویت نامشخص قرار داشته که با بازبینی دردهان جسد چیزی شبیه طناب یا دستمال بوده است و ظرفی پلاستیکی و نیم سوخته درجلوی صورت جسد قرار داشته است ودر قسمت عقب ( بار بند ) مقداری خون خشک شده نیز ملاحظه گردیده وضعیت جسد بدین نحو بوده که پای آن جدا شده بوده ودر زیر کامیونت قرار داشته است . آقای ع.ص. با حضور در آگاهی اعلام نموده اتومبیل متعلق به او می باشد که به آقای ن. فروخته بوده است و با مشاهده جسد هویت او را ن. اعلام داشته است . همسر متوفی اعلام کرده به کسی درخصوص فوت شوهرش مظنون نمی باشد . مادر متوفی نیز همین اظهار را نموده است . شعبه اول بازپرسی دادسرای گرمسار عهده دار رسیدگی به پرونده شده است . همسر متوفی اعلام داشته از مقصر شاکی است و متوفی دارای یک فرزند 5 ساله دختر می باشد . مادر متوفی بنام ت.ب. نیز اعلام کرده از مقصر شاکی می باشد . ولی به کسی مظنون نیست باکنترل پرینت تلفن متوفی مشخص شده آخرین تماس متوفی از روستای ... بوده درجریان تحقیقات آخرین محلی که متوفی در آنجا بوده منزل خانم ج.ب. در روستای ... اعلام شده است .ازنامبرده پس از دستگیری تحقیق شده است .در جریان تحقیقات به قتل متوفی اقرار وانگیزه قتل را تجاوز متوفی به خود ش اعلام کرده است و چنین شرح داده متوفی از شمال به همراه برادر شوهرم بار می بردند . سپس آمدند منزل ما غذا خوردند . این دفعه ن. تلفن زد سراغ ر.الف. برادر شوهر م را گرفت گفتم نیست بعد ازحدود ده یا پانزده دقیقه آمد بدر منزل و آمد داخل من می دانستم برادر شوهرم و شوهرم می آیند . رفتم گوشت آوردم جلوی بخاری شروع به کار کردن شدم دیدم مسائل جنسی مطرح می کند از ترسم بلند شدم دستم کارد بود او هم کارد داشت بالاخره به زور به من تجاوز کرد کارش که تمام شد من سریع لباس پوشیدم او هم لباس پوشید من با کارد به قلبش زدم آمد داد بزند نتوانست وافتاد ومن هم خون را که دیدم غش کردم پسرم الف.( 6 ساله ) صحنه را دید واز ترس اکنون با هیچ کس حرف نمی زند .آقای بازپرس قراربازداشت متهمه را صادر کرده است . ر.الف. دستگیر شده است . تفهیم اتهام شرکت در آتش زدن عمدی خودروی مقتول باو شده است . اتهام را پذیرفته نیز اعلام داشته : باتفاق برادرش این کار را انجام داده است . سپس توضیح داده موضوع ناموسی بود زن برادرم او را کشت جسد راداخل ماشین خودش گذاشتیم . برادرم ع. پشت فرمان نشست می خواستیم او را به کلانتری بیاوریم دیدیم بی آبرویی است بین ... و ... دره ماشین را آتش زدیم. جسد را جلوی ماشین انداختیم . جهت وی قرار وثیقه صادر شده است . آقای بازپرس با توجه به اینکه قتل در روستای ... ازتوابع آرادان انجام شده قرار عدم صلاحیت بصلاحیت رسیدگی دادگاه بخش آرادان صادر نموده است . آقای دادستان اعلام داشته : با توجه به عدم وصول نظریه پزشکی قانونی و اینکه بدون اظهارنظر پزشک قانونی پیرامون علت اصلی قتل به قطع نمی توان محل وقوع جرم را تعیین کرد و به لحاظ وجود نقص د رتحقیقات معتقدم بازپرس محترم به تحقیقات ادامه دهند در جریان رسیدگی به اختلاف حاصله بین دادگاه عمومی گرمسار و دادگاه کیفری استان درخصوص رسیدگی به اعتراض متهمه نسبت به قرار بازداشت موقت پرونده به شعبه بیستم دیوان عالی کشور ارجاع شعبه صلاحیت دادگاه عمومی گرمسار را درخصوص رسیدگی به موضوع اعلام نموده است . سپس خانم ج.ب. طی لایحه ارسال شده از زندان چنین اعلام کرده است مقتول ابتداخواستگار خواهر شوهر او بوده واعلام می کرده که زن وبچه ندارد بعد که خلاف ادعای او ثابت شده شروع به مزاحمت برای خانواده همسر او نموده است که باشکایت همسرش مقتول دستگیر شده لاکن خانواده شوهرش برای حفظ آبرو رضایت داده اند . پس از آن وارد حریم منزل آنها شده است. او این مطلب را به شوهر وبرادر شوهرش گفته و آنها از تلفن تمام مطالب ناموسی که مقتول به او گفته است را شنیده اند وباو گفته اند که او می خواهد این کار را بکند بگذار وارد منزل شود واو که جهت تجاوز به منزل آنها آمده بوده بعد از درگیری با برادر شوهرش و شوهرش به قتل رسیده و آنها گفته اند چون آدم کثیفی است باید جنازه اش سوزانده شودومن بی خبر از قانون قتل را بگردن گرفته ام . سپس درتحقیقات مورخ 86/5/31 اعلام داشته : همانطور که گفتم مقتول یکبار با برادر شوهرم به منزل ما آمد از آن به بعد مزاحمت تلفنی او برایم شروع شد ابتدا تماس می گرفت وصحبت نمی کرد روزی که خواهر شوهرم به عقد دیگری در آمد مقتول با منزل ما تماس گرفت وخودش را معرفی کرد درتماس بعدی بمن گفت تو از شوهرت طلاق بگیر می خواهم با تو ازدواج کنم من موضوع را به شوهرم گفتم او گفت نگو ما در منزل هستیم با او صحبت کن شوهرم تمام مکالمات را شنید مقتول یکی دو بار آمد پشت درمنزل در را باز نکردم البته آن دفعات من تنها بودم شوهرم نبود در روز قتل شوهر وبرادر شوهرم درمنزل بودند مقتول در بعد از ظهر ابتدا تماس گرفت شوهرم گفت: بگو کسی درمنزل نیست من گفتم تنها هستم نیم ساعت بعد مقتول آمد یک زیر پیراهن رکابی داشت روی آن کت پوشیده بود آمد داخل پیشنهاد رابطه نامشروع داد و حرف های نا مربوط زد سپس شلوارش را تا نیمه پائین کشید و بمن حمله کرد من بصورتش تُف کردم و مقاومت کردم شوهر وبرادر شوهرم در اتاق دیگر بودند و نگاه می کردند مقتول شلوارم را به زور پائین کشید درحال انجام عمل بود که شوهرم داخل شد وبا او درگیر شد مقتول از ترس بلند شد شلوارش را بالاکشید اول شوهرم امد بعد برادرش دونفری او را به اتاق دیگر کشیدند من درهمان اتاق ماندم صدای آنها را می شنیدم اول برادر شوهرم گفت با 110 تماس بگیریم و دوبار تماس گرفت بعد شوهرم گفت آبرویمان می رود وهردوبار گوشی را قطع کرد البته یکبار قبل از قتل بود ویکبار بعداز آنکه فهمیدم اورا کشته اند از شوهرم پرسیدم چاقو که جلوی بخاری بود کجاست گفت نمی دانم ندیدم ومن ندیدم چه کسی او را با چاقو زد فقط صدای آنهارا می شنیدم بعد آنها بمن گفتند اول دست و پای او رابسته اند ولی چون زورش زیاد بوده طناب را باز کرده و حمله کرده است . نمی دانم چاقو چگونه به مقتول زده اند بعد وارد اتاق شدم دیدم مقتول افتاده دستش روی سینه اش درمحل جراحت بود مرده بود ولی من چاقو ندیدم ولی یادم می آید دست شوهرم با برادر شوهرم خونی بود و آنها هریک به دیگری می گفت تو کشتی آنها گفتند اگر من بگویم کشته ام زندانی نمی شوم . پزشکی قانونی علت مرگ را پارگی قلب وعوارض ناشی از آن در اثر اصابت جسم برنده نامشخص نظیر چاقو اعلام کرده است . آقای بازپرس قرار عدم صلاحیت رسیدگی بصلاحیت رسیدگی دادگاه عمومی بخش آرادان صادر نموده است . با قرار صادره موافقت شده است . درتاریخ 86/7/10 دادگا ه مذکور ازمتهمین علی و ر.الف. هر دو پرهاز تحقیق نموده علی پرهاز اعلام داشته : روز حادثه درمنزل نبوده است وبا برادرش جهت خرید گچ بیرون بوده اند حدود ساعت پنج یا شش بعد از ظهر آمدیم ماشین مقتول جلوی منزل بود من اصلاً او را ندیده بودم برادرم او را می شناخت وارد منزل شدیم پسرم داخل حیاط بود و گریه می کرد گفت مردی داخل خانه افتاده است وارد شدیم جنازه لخت بود یک شورت و یک زیر پیراهن رکابی تنش بود در دست راستش یک چاقو بود و سینه اش خونی بود همسرم نیز کنار بخاری غش کرده بود لباس وشلوارش پاره شده بود وقتی بهوش آمد گفت : مقتول قصد تجاوز باو داشته او هم در دفاع ازخود باچاقو او را کشته است پس از آن او را د اخل رو فرشی پیچیدیم عقب ماشین خودش گذاشتیم . او را به بن کوه بردیم ماشین گیر کرد پیاده شدیم جنازه را آوردیم جلوی ماشین، ماشین را آتش زدیم ولی جسد را آتش نزدیم به خانه آمدیم دیوار راکه خونی بوده و روفرشی را پاک کردیم من به همسرم افتخار می کنم . بوی تفهیم اتهام مشارکت در قتل وجنایت بر مرده شده است اتهام را نپذیرفته اظهار داشته : آتش زدن اتومبیل را قبول را دارم از ر.الف. تحقیق شده اظهار داشته : حدود دو روز بود که در گرمسار بودم روز حادثه برای حساب وکتاب پول گچ بیرون آمده بودیم از برادرم خواستم من را به راه آهن برساند تا به پل سفید بروم او مرا رساند چون از زن برادرم خداحافظی نکرده بودم زنگ زدم او گفت ر.الف. هر طور شده برگرد یک اتفاق مهم افتاده است . برگشتم برادرم را دیدم که درحال برگشت است با موتور ایشان به منزل آمدیم درجلوی منزل کامیون رادیدم وارد شدیم در باز بود در داخل حیاط یک کاپشن و یک گالن چهار لیتری آب دیدیم وارد خانه که شدیم دیدیم که جلوی در مقتول افتاده یک زیر پوش وشلوار لی به تن داشت یک چاقو هم جلوی دستش بود و جلوی قلبش خونی بود همسر برادرم داخل حیاط کنار درنشسته بود و گریه می کرد . لباسش پارگی داشت . گردنش هم خونی بود . دوبار با 110 تماس گرفتیم جواب داده نشد . من خواستم با موتور بروم مامور بیاورم برادرم گفت نمی خواهد برادرم جنازه را کشید انداخت عقب ماشین من کمک نکردم ساعت حدود 9 بود برادرم نشست پشت فرمان آمدیم جلوی پاسگاه آرادان گفتم همین جا جنازه را تحویل بده گفت نمی توانم بیرون بیندازم چون آبرویم می رود درجاده بن کوه ماشین گیر کرد من برای رفع حاجت رفتم پشت تپه دیدم ماشین آتش گرفت ع. کنار ماشین بود سپس پیاده آمدیم ایستگاه و شام خوردیم ساعت 1:30 قطار آمد سوار شدیم آمدیم گرمسار باو نیز تفهیم اتهام مشارکت در قتل عمدی وتخریب عمدی اتومبیل و حنایت بر مرده شده است . اتهام را نپذیرفته و اظهار داشته زن برادرم اور ا کشته است قرا ربازداشت متهمین صادر شده است . درتحقیقات بعدی نیز از خانم ب. همان اظهارات سابق راتکرار نموده است نیابتی درخصوص تحقیق از فرزند شش ساله متهمه به دادسرای شهرستان فیروز کوه صادر شده است .درتاریخ 86/12/20 جلسه مواجهه حضوری بین متهمین بر قرار شده است ج.ب. چنین توضیح داده است موضوع مزاحمت مقتول را به شوهرش گفته بوده است .شوهرش گفته باو زنگ بزن وصحبت کن مقتول تماس گرفته پیشنهاد داده از همسرش طلاق بگیرد شوهرش اظهارات مقتول را می شنیده ر.الف. نیز حضور داشته است ( شوهر و برادر شوهر ج.ب. این مطلب راتائید کرده اند ) سپس ادامه داده روز شنبه زنگ زد پرسید شوهرت کجاست گفتم نیست بعد از بیست دقیقه آمد درحیاط قفل ندارد آمد داخل خواهش کرده با من رابطه داشته باشد من را به زمین انداخت ولباس هایم را در آورد ولی موفق به انجام عمل نشد مرتبه اول شوهرم درحمام مخفی شده بود حمام داخل یکی از اتاق ها است عمداً مقتول را به آن اتاق برده بودم شوهرم به او حمله کرد بعد ر.الف. آمد من بلند شدم و دو سیلی بگوش مقتول زدم شوهرم وبرادر شوهرم او را بردند اتاق دیگر دست وپایش را بسته بودند بچه ام می رفت خبر می آورد مقتول تلاش برای فرار داشت دستهایش را هم باز کرده بود بعد از نیم ساعت فهمیدم او راکشته اند سپس ع.پ. اظهار داشته : تمامی مطالبی را که همسرم گفت قبول دارم چاقویی که دست خانمم بود و چاقوی آشپزخانه بود روی زمین نزدیک بخاری بود برداشتم حقیقتاً متوجه نشدم من چاقو زدم یا برادرم زد چون درحال خودم نبودم ر.الف. می خواست به 110 زنگ بزند من نگذاشتم ضربه به سمت چپ قفسه سینه او خورده بود خانم من در قتل نبود . سپس ر.الف. پ.اعلام کرده اظهارات خانم برادرم و برادرم را قبول دارم ولی به خدا قسم من چاقو نزدم . در جلسه مورخ 86/12/22 فرزند متهم در دادگاه حاضر بوده دادگاه از او درخصوص اینکه موضوع چه بوده تحقیق کرده اظهار داشته : نعمت گری را می شناسد دوبار بخانه آنها آمده بوده و برای مادرش مزاحمت ایجاد می کرده آن روز از ظهر گذشته بوده آمده منزل آنها مانتوی مادرش را در آورده می خواسته مادرش را بغل کند که پدرش که درحمام مخفی بوده باو حمله کرده است عمویش هم دراتاق دیگر مخفی بوده که بکمک پدرش آمده دست های اورا بسته اند با طناب وسیم برق چند دقیقه بعد که او آمده نگاه کرده دیده دستهایش باز است ودیده عمومیش ر.الف. با چاقو زده به پهلوی او سپس دیده که اورا داخل رو فرشی بسته بداخل کامیون برده اند . سپس اظهار داشته : پدرم هم چاقو داشت چاقوی عمو ر.الف. بزرگتر بود پدرم با چاقو زد بدست آن مرد و عمویم به سینه او زد . به متهمین تفهیم اتهام مشارکت در قتل شده است . خانم ج. اتهام را قبو ل نکرده است . ع. پ. اعلام کرده اظهارات قبلی خودم را قبول دارم ر.الف. پ. قسم خورده که مقتول را نزده است وگفته مقتول چاقو داشت شاید باچاقوی خودش کشته شده است . فرزند متهم دراظهارات مورخ 86/12/15 اظهار داشته : پدرش با چاقو مقتول را زده است بعد ادامه داده هم عمویم چاقو زد وهم پدرم همسر مقتول (خانم ت.ب.ب. ت. ) قیم نامه خود را نسبت به فرزندانش باسامی ر. متولد 81/7/9 و م. متولد 86/6/18 ارائه نموده است واظهار داشته : مادر مقتول در قید حیات است واز ع. و ر.الف. پ. باتهام قتل شوهرش شکایت و تقاضای قصاص نموده است . مادر مقتول بنام خانم م. پ. از ع.