نحوه احراز علم به فسخ نکاح و فوریت آن
خلاصهٔ رأی
نحوه احراز علم به فسخ نکاح و فوریت آن Toggle navigation صفحه اصلی درباره ما درباره پژوهشگاه قوه قضائیه
متن کامل
نحوه احراز علم به فسخ نکاح و فوریت آن Toggle navigation صفحه اصلی درباره ما درباره پژوهشگاه قوه قضائیه درباره پژوهشکده آرا تماس با ما دریافت نظرات و پیشنهادها عنوان: نحوه احراز علم به فسخ نکاح و فوریت آن پیام: در فسخ نکاح، اصل بر عدم علم ذوالخیار به حق فسخ و فوریت آن است؛ بنابراین تا زمانی که علم ذوالخیار به اثبات نرسد، اصل مذکور جاری بوده و در صورتی که شخص در زمره افرادی باشد که نوعاً و معمولاً آگاه و مطلع ازحکم قانونی درخصوص مورد نیست، ضرورت دارد دادگاه با اخذ توضیح، علم وی به حق فسخ و فوریت آن را بررسی کند. مستندات: ماده 1131 قانون مدنی - شماره دادنامه قطعی : 9009980351801859 تاریخ دادنامه قطعی : 1394/03/30 گروه رأی : حقوقی آراء منتخب پرونده: شعبه دیوان عالی کشور مشخصات متن نتیجه تحلیلی کلید واژه ها نمایه قوانین مرتبط گردش پرونده عین عبارت چاپ متن متن تجمیعی پرونده قلم یکان ایران میترا ترافیک زر یاقوت تیتر رأی خلاصه جریان پرونده برابر مندرجات پرونده بدوی بکلاسه 901917 یا 1859-/90 شعبه 18 دادگاه عمومی خانواده اصفهان خانم ن. ج. متولد 1365 با ارائه دادخواست بطرفیت 1: پدرش (آقای ع.الف. ج. ) به نشانی مجهول المکان و 2: آقای ع. ف.ز. بخواسته صدور اجازه ازدواج با پیوست کردن تصویر مصدق سند طلاق والدینش به شماره ترتیب ...... تاریخ وقوع و ثبت طلاق 1385/12/26 تنظیمی در دفتر رسمی ثبت طلاق ..... اصفهان اعلام نمود والدینش برابر دادنامه صادره از شعبه 23 دادگاه عمومی خانواده اصفهان از یکدیگر جدا شدند و با مادرش زندگی می کند و به سن قانونی رسیده قصد ازدواج (با خوانده ردیف دوم) دارد پدرش مجهول المکان است درخواست رسیدگی و صدور حکم بخواسته را دارد . مراتب از طریق درج آگهی در یکی از جراید کثیر الانتشار جهت اطلاع خوانده ردیف اول منتشر گردید. در جلسه مقرر رسیدگی 1391/1/22 خوانده ردیف اول حاضر نگردید لایحه ای از او پیوست پرونده نمی باشد خواهان و مادرش بنام خانم م. س. و برادرش آقای ا. ج. 24 ساله و خوانده ردیف دوم حاضر شدند بعد از اینکه خواهان دعوی و خواسته را بشرح مفاد دادخواست تقدیمی تکرار نمود و مادر و برادر موصوف اش گفته ازدواج مشارالیها با خوانده ردیف دوم به مصلحت می باشد و پس از ارائه اصل مهرنامه (صداق نامه) عادی مورخه 1391/1/29 که پیوست شد با اعلام ختم رسیدگی برابر دادنامه شماره 192- /91 مورخ 1391/2/11 حکم به ازدواج خواهان با آقای ع. ف.ز. بر اساس مهر نامه مذکور باستناد مادتین 1043 و 1044 قانون مدنی صادر و اعلام گردید نسبت به خوانده ردیف اول غیابی و ظرف مهلت مقرر قانونی قابل واخواهی . . . در آن دادگاه می باشد مفاد رأی صادره جهت ابلاغ به خوانده موصوف در جریده کثیر الانتشار منتشر گردید. سپس دادگاه در تاریخ 1391/3/9 در ذیل لایحه خواهان دستور صدور گواهی را به دفتر رسمی ثبت ازدواج وفق (تبصره ذیل) ماده 1044 قانون مدنی صادر نمود. و ازدواج مشارالیها با خوانده ردیف دوم تحت شماره ترتیب ..... مورخ 1391/3/28 در دفتر رسمی ثبت ازدواج شماره ... اصفهان ثبت گردید.دوم: اگر چه واخواهی آقای ع.الف. ج. در تاریخ 1391/12/27 به دادگاه مذکور ارجاع و تحت کلاسه قبلی مورد رسیدگی قرار گرفت ولی واخواه موصوف بعداً طی لایحه ثبت شده به شماره .... مورخ 1393/2/13 دادخواست خود را مسترد نمود و برابر دادنامه ای که متعاقباً درج خواهد شد قرار رد واخواهی اش صادر گردید . سوم:آقای ع. ف.ز. در تاریخ 1392/4/9 با ارائه دادخواست بطرفیت خانم ن. ج. بخواسته صدور حکم به فسخ نکاح بجهت تدلیس ضمن پیوست نمودن تصاویر مصدق از شناسنامه اش و از رو نوشت سند ازدواج شان به شماره ترتیب و دیگر مشخصات فوق الاشعار و از گواهی مورخ 1392/3/12 خانم دکتر م. ق.متخصص پزشکی قانونی ((خطاب به عنوان دادیار شعبه 27 مبنی بر اینکه گواهی صادر شده مربوط به خانم ن. ج. در مورخ 1390/7/9 که توسط پزشکان این مرکز صادر شده است و پرده بکارت از نوع حلقوی قابل اتساع (ارتجاعی) متسع و مدخوله اعلام شده است مورد تایید می باشد مهر و امضا)) توضیح داد: برابر سند نکاحیه استنادی با خوانده که اظهار میداشته پدرش مجهول المکان میباشد و از محل اقامت پدرش اطلاعی ندارد و برابر حکم صادره از شعبه 18 دادگاه عمومی حقوقی ازدواج کردم چند ماهی بعد از عقد متوجه شدم که نه تنها پدر زوجه مجهول المکان نمیباشد زیرا نامبرده طبق دادنامه شماره 279 مورخ 1390/2/31 شعبه 4 شورای حل اختلاف از پدرش نفقه دریافت مینموده و از محل اقامت پدرش اطلاع کامل داشته طبق گواهی پزشک که در مورخه 1390/7/9 توسط خانم دکتر م. ق. صادر گردید خوانده مدخوله و غیر باکره بوده و این موضوع مهم را از من و خانواده ام مخفی نمود و عقد ازدواج بر مبنای باکره و دوشیزه بودن این خانم واقع گردید بعلاوه مشارالیها که دو سال نامزد فردی بنام ع. ع. بود را از من و خانواده ام پنهان نمود که در این خصوص شکایت من در شعبه 27 دادیاری تحت عنوان تدلیس در ازدواج و رابطه نامشروع در جریان رسیدگی است و بلحاظ اغفال و فریب در امر ازدواج و سوء رفتار و اینکه مواقعه ای صورت نگرفته باستناد مواد 1120 و 1128 و 1139 قانون مدنی تقاضای صدور حکم بر فسخ نکاح را بلحاظ تدلیس دارم حسب الارجاع پرونده تحت کلاسه 920592 ثبت شعبه 18 دادگاه عمومی خانواده اصفهان گردید و ضمیمه کلاسه 901917 شد . در اولین جلسه مقرر رسیدگی 1392/4/30 هر دو پرونده مذکور (واخواهی آقای ع. ج. و دعوی آقای ع. ف.ز. ) توامان مورد رسیدگی قرار گرفت خانم الف. ن. با ارائه وکالتنامه از خانم ن. ج. علاوه بر اصحاب دعوی حضور یافت (بعد از استماع اظهارات واخواه موصوف ) آقای ع. ف.ز. (خواهان پرونده کلاسه اخیر الذکر اظهار نمود: تقاضای فسخ نکاح را بلحاظ ارتباط نامشروع دارد و دلیل او پرونده جزائی در جریان رسیدگی در شعبه 27 دادیاری می باشد درخواست مطالبه پرونده استنادی را دارد. خانم الف. ن. بوکالت از خوانده موصوف پاسخ داد: موکله اش در تاریخ 1390/7/11 نزد خانم دکتر م. رفته و در آن قید شده است که زوجه باکره است و این برگه را دکتر آ. ق. تایید نموده است که این برگه صحت داشته و زوجه باکره بوده است و برگه ارائه شده ازدواج مبنی بر مدخوله بودن زوجه کپی بوده و موکله مدعی است در اصل آن برگه کلمه احتمالاً مدخوله است ذکر شده است و در برگه پزشکی قانونی که موکله در خرداد 1392 رفته است صراحتاً ذکر شده است در ناحیه3و9و6و8 صورت متعدد و پارگی وجود دارد و این نشانگر رابطه یکساله موکله با زوج است و موکله در اسفند 1391 در بیمارستان .... تست حاملگی داده است که قابل استعلام است زوج با زوجه 9 ماه نزدیکی و دخول داشته و باعث مدخوله شدن زوجه شده است و برگه ارائه شده از زوج (نظریه خانم س. ) کپی بوده و اصل آن باید ارائه شود در اصل آن کلمه احتمالاً ذکر شده است تقاضا دارد خانم دکتر ق. بعنوان کارشناس جهت پاره ای توضیحات احضار شود خواهر زوج وکیل دادگستری می باشد حسب اظهار موکله تحت مشاوره ایشان درخواست طلاق را مسترد و دادخواست فسخ نکاح داد تقاضای رد دعوی خواهان را دارد نتیجه و خلاصه پرونده کلاسه 920394 از شعبه 27 دادیاری اصفهان مطالبه شد. آقای ق. ش. بوکالت از آقای ع. ف.ز. (خواهان) وکالتنامه ارائه نمود و وارد جریان دادرسی گردید اما بعداً با ارائه لایحه دیگری استعفا نمود در جلسه مقرر رسیدگی بعدی در تاریخ 1392/7/2 که با حضور زوجین موصوف و خانم وکیل خوانده تشکیل شد سپس از تکرار دعوی و خواسته توسط خواهان وقتی دادگاه از او سئوال کرد چگونه با خبر شد که خوانده باکره نمی باشد پاسخ داد : در زمان عقد قبل از آمیزش باخبر شدم که بادیگران رابطه نامشروع دارد و بر این اساس با خبر شدم که باکره نمی باشد و الان در پرونده کیفری قرار مجرمیت صادر و در شعبه 102 دادگاه جزائی برای 1392/7/2 وقت رسیدگی دارد . خانم وکیل خوانده (ضمن پاسخ به واخواهی پدر موکله اش ) اظهار نمود در خصوص پرونده همسر موکله تقاضای صدور قرار اناطه تا تعیین نتیجه پرونده شعبه 102 جزائی دارد . متعاقباً به ضمیمه لایحه ای خانم وکیل خوانده تصویر مصدق دادنامه شماره 1174- /92 مورخ 1392/8/1 در پرونده کلاسه 920652 شعبه 102 دادگاه عمومی جزائی اصفهان ارائه شد بشرح برگه 59 پیوست می باشد که با استدلال به انکار متهمه خانم ن. ج. و اعلام شکایت زوج حدود یکسال پس از ازدواج و مفاد اظهار نظر خانم دکتر س. س. در تاریخ 1389/10/18و گواهی مورخه 1392/3/7 پزشکی قانونی مضبوط در پرونده با کافی ندانستن دلیل شاکی و آقای ق. ش. بوکالت ازاو رای بر برائت مشارٌالیها صادروظرف مهلت قانونی قابل تجدید نظر اعلام شد اقای ش. آ.بوکالت از آقای ع. ف.ز. وکالتنامه ارائه کرد و بعداً با پیوست نمودن تصاویر مصدق مستنداتش منجمله از قرار منع تعقیب صادره توسط شعبه 27 دادیاری دادسرای عمومی و انقلاب اصفهان به تاریخ صدور 1393/3/5 در مورد موکل اش آقای ع. ف.ز. از اتهام ترک انفاق موضوع شکایت خانم ن. ج. و نیز آرایی مبنی بر محکومیت قطعی خانم ر.ج. به جرم کلاهبرداری به کیفر حبس و . . . طی لایحه تقدیمی علاوه بر تکرار مدافعات موکل خویش در خصوص فریب در ازدواج و تدلیس و اینکه ر. نام قبلی خانم ن. می باشد و با استناد به مندرجات پرونده مختومه به کلاسه 920652 شعبه 102 دادگاه جزایی اصفهان از جمله اظهارات مورخه 1393/3/29 آقای م. ا. مبنی بر بار ها مشاهده نمودن خانم ن. پشت فرمان اتومبیل پراید سفید با ع. ا. ونیز دیدن ع. ا. در داخل منزل ن. و اظهارات مورخه1392/3/3 آقای ب. افسر تحقیق مبنی بر بازبینی فیلم موجود در موبایل خانم ن. که اعتراف داشته با کسی دیگر ارتباط داشته . . . و نیز اظهارات آقای ا. ق. مبنی بر رفت و آمد داشتن ن. با آقای م. خواه و مدخوله بودن مشارالیها حدود هشت ماه قبل از ازدواج موکل او در تایخ 1390/7/9 حسب گواهی دکتر م. ق. متخصص پزشکی قانونی که به تاریخ 1392/3/12 به شعبه 27 دادیاری ارسال و در پرونده موجود است لذا با بی اعتبار دانستن گواهی دکتر ق.که شخصاً زوجه را معاینه نکرد ولی اعلام داشت در معاینه مورخه 1390/7/11 علائمی دال بر دخول نزد وی مشاهده نشده اصل مدرک معاینه 1390/7/11 را در این پرونده ارائه نکرد و با وجود اینکه خانم ن. در بازجویی مورخه 1392/3/8 در پرونده استنادی دادیاری موصوف گفته پارگی بکارت در ارتباط با همسرم است اما 22 روز بعد در تاریخ 1392/4/1 دکتر ق. طبق گواهی شماره ... خانم ن. را به دروغ غیر مدخوله اعلام کرده است ومشارٌالیهابا مخفی نگه داشتن موضوع مدخوله بودن اش و ازدواج قبلی اش و مجهول المکان معرفی کردن پدرش و گرفتن اذن ازدواج از دادگاه و پنهان کردن سابقه محکومیت کیفری با سابقه حبس بجرم کلاهبرداری موضوع دادنامه شماره 871555 شعبه 113 دادگاه جزائی اصفهان و رأی قطعی شماره 881096 شعبه 14 دادگاه تجدید نظر که آراء مزبور را پیوست نموده و شهادت آقایان م. ا.و ا. ق. و ارتباط داشتن با فردی بنام ع. ا. و نیز بنا به اظهار خانم ا.م. همسر آقای ق. ارتباط خانم ج. با مح. م. خواه که دندانساز بوده منجر به ازاله بکارت مشارالیها شده که بنا به اظهار خانم م. بعداً آنرا ترمیم کرده که با توجه به گواهی مرکز مشاور و شهادت شهود و پرونده استنادی کیفری و رابطه نامبرده با ع. ا. و م. و نامزدی دو ساله اش با ع. ع. تقاضای صدور حکم شایسته را کرد و در جلسه مقرر رسیدگی 1393/5/19 که با حضور طرفین و وکلای آنان تشکیل شد به تقاضای آقای وکیل خواهان با صدور قرار استماع گواهی گواهان از آقای ا. ق. و خانم ا. م.استماع گواهی شد خانم ا. گفته در ایام بازداشت در زندان با خانم ن. ج. آشنا شد اظهارات گواهان موصوف اجمالاً مبنی است بر اینکه خانم ن. ج. با آقای م. بعنوان نامزد مشارالیها به منزل آنان آمدند آقای ا. ق. افزود بعد من یک برگه پزشکی پیدا کردم که عکس خانم ج. بالای آن بود و در آن نوشته بود که خانم باکره نمیباشد و چند مرتبه آمیزش داشتند و در نواحی مختلف پرده بکارت پارگی دارد . . . و خانم ا. م. نیز در ادامه اظهاراتش گفت : خانم ج. یکمرتبه به من گفت من دیشب تا صبح با آقای م. در مطب او بودیم و با هم ارتباط فیزیکی و رابطه نامشروع داشتیم و برگه پزشکی قانونی را در دست داشت و خودش می گفت در نامه پزشکی آمده که پرده بکارت پارگی متعدد داشت و دفعات نزدیکی زیاد بود و می گفت قصد ترمیم دارد ولی پزشک میگفت قابل ترمیم نیست . . . گواهی پزشکی حدود یک ماه پیش من بود وبعد خانم ج. آمد و برد . و آقای ش. الف. بوکالت از خواهان با استناد به شهادت شهود مبنی بر رابطه نامشروع و مدخوله بودن زوجه قبل از ازدواج و نظریات پزشکی قانونی دکتر م.ق. دکتر ق. تقاضای صدور حکم شایسته نمود و خانم الف. ن. بوکالت از زوجه با اعلام تبرئه شدن موکله اش در پرونده کلاسه 920652 شعبه 102 دادگاه جزائی که قطعیت یافته است ضمن ایراد گرفتن به عدم صدور قرار استماع شهادت شهود قبل از جلسه دادرسی و داشتن پرونده های کیفری گواهان حسب شکایت موکله اش از آنان و ایراد جرح شهود مدعی کذب بودن شهادت آنان شد با تکرار مدافعات قبلی اش و رد شدن شهادت آقای م. اح. در پرونده کیفری استنادی و ادعای ارتباط یکساله زوج با زوجه و بعد از آن طرح دعوی بخواسته طلاق و بعد مسترد کردن دعوی مزبور و سپس تقدیم دادخواست فسخ نکاح تقاضای بطلان و رد دعوی را کرد .دادگاه با اعلام ختم رسیدگی طی دادنامه شماره 995-/93 مورخ 1392/6/12 (پس از شرح دعاوی و خواسته ها ضمن صدور قرار رد واخواهی آقای ع.الف. ج. ) در خصوص دعوی آقای ع. ف.ز. بطرفیت خانم ن. ج. بخواسته فسخ نکاح بجهت تدلیس با توجه به محتویات پرونده و اظهارات و مدافعات او و آقای ش. آ. بوکالت از او و مؤدای گواهی گواهان مبنی بر ارتباط خوانده قبل از ازدواج با خواهان با فردی بنام م.و مشاهده گواهی پزشکی مبنی بر عدم بکارت مشارالیها توسط شهود و تصویر مصدق گ