نحوه احراز رشد عقلی مرتکب (م 91 ق.م.ا)

خلاصهٔ رأی

ی مورد حمله پنج فرد ناشناس با چاقو و قمه قرار گرفته و پس از انتقال به بیمارستان ان فوت نموده است.

متن کامل

نحوه احراز رشد عقلی مرتکب (م 91 ق.م.ا) Toggle navigation صفحه اصلی درباره ما درباره پژوهشگاه قوه قضائیه درباره پژوهشکده آرا تماس با ما دریافت نظرات و پیشنهادها عنوان: نحوه احراز رشد عقلی مرتکب (م 91 ق.م.ا) پیام: با توجه به دسترسی سریع و آسان به اطلاعات در سن متهم و همسالان وی {بالغ زیر 18 سال} نمی توان مدعی عدم رشد و کمال عقلی و یا عدم درک ماهیت جرم و حرمت آن گردید. دیگر اینکه ادعا گردد، فرار از صحنه قتل دلالت بر عدم درک موضوع دارد نیز قابل قبول نبوده چه بسا در موارد مشابه و حتی ارتکاب قتل از ناحیه افراد بزرگسال نیز متهم بلافاصله جهت فرار از مجازات از محل متواری گردیده و در مانحن فیه متهم علاوه بر فرار نسبت به امحای ادله جرم نیز اقدام نموده ( چاقو را انداخته ) که این خود قرینه ای بر رشد عقلی بوده نه اینکه دلالت بر عدم رشد داشته باشد. مستندات: شماره دادنامه قطعی : 9909985172100422 تاریخ دادنامه قطعی : 1401/02/31 گروه رأی : کیفری آراء منتخب پرونده: دادگاه بدوی مشخصات متن نتیجه تحلیلی کلید واژه ها نمایه قوانین مرتبط گردش پرونده عین عبارت چاپ متن متن تجمیعی پرونده قلم یکان ایران میترا ترافیک زر یاقوت تیتر رأی دادگاه بدوی پرونده کلاسه ۹۹۰۹۹۸۵۱۷۲۱۰۰۴۲۲ شعبه ۴ دادگاه کیفری یک ( ویژه نوجوانان ) * تصمیم نهایی شماره ۱۴۰۱۲۵۳۹۰۰۰۲۱۰۲۸۴۲ شکات: ۱. اقای م. ز. ح. ا. فرزند غ. ۲. اقای د. خ. فرزند ک. ۳. خانم ن. ف. فرزند ق. متهم: اقای س. ص. فرزند ع. به نشانی * با ولایت اقای ع. ص. فرزند گل م. و با وکالت اقای ع. ع. ی. ا. فرزند غ. به نشانی * اتهام ها: ۱. ایراد ضرب و جرح عمدی با چاقو ۲. قتل عمدی مسلمان بنام خدا گردشکار: حسب گزارش اولیه مرجع انتظامی در مورخه ۱۳۹۹/۱۰/۵ پ. خ. ی مورد حمله پنج فرد ناشناس با چاقو و قمه قرار گرفته و پس از انتقال به بیمارستان ان فوت نموده است. ( ص۱ ) پس از عزیمت بازپرس محترم به محل حادثه محل مذکور روبروی درب ورودی * قبرستان اثار خون تازه مشهود از مطلعین حاضر در صحنه تحقیق اقای ج. ن. ا. بیان داشته در حال فاتحه خوانی به همراه دختر کوچکش بوده که دیده که چند نفر ان طرف نشسته اند و ناگهان بلند شده و درگیر شده اند ۲ نفر از یک طرف و سه نفر از طرف مقابل بودند، مقتول به همراه فرد دیگر هر دو چاقو داشته اند و طرف مقابل نیز چاقو داشته اند دقیقا متوجه نشده که ایا هر سه نفر چاقو داشته اند یا خیر ولی یک یا دو نفر از انان چاقو داشتند که با یکدیگر درگیر و درگیری انان به سمت چپ قبرستان کشیده شده و مجددا به سمت راست قبرستان همچنان درگیری ادامه نهایتا در محلی که خون ریخته شده مقتول افتاده و بقیه از محل فرار کرده اند در محل فردی که همراه مقتول بوده و فحاشی زیادی می کرده است.اقای ن. عنوان مطلع بیان نموده سه نفر یک طرف درگیری بود دو نفر طرف دیگر بودند، یکی از دو نفر چاقو را از داخل پاچه شلوار خود دراورد و به قاتل داد و قاتل با چاقو با مقتول درگیر شد اول ان ۳ نفر وارد قبرستان شدند و بعد دو نفر دیگر امدند یک نفر از انان تپل بود و درگیر شد خواستم جدا کنم یک نفر از ان سه نفر نیز می خواست جدا کند و نقشی در درگیری نداشت چاقو را نیز ان نفر دیگر قاتل داد و این شخص که می خواست جدا کند چاقو نداشت اول دو نفر قاتل را چاقو زدند به ان فردی که تپل بود چاقو زدند او چاقو را دوستش گرفت و با این دو نفر درگیر شد و حمله کرد متهم به قتل نیز بر اثر جراحات وارده به بیمارستان منتقل و تحت درمان می باشد. در معاینه اولیه از جسد مشخص گردیده مقتول جوان ۱۷ ساله با قدی متوسط اثار جراحت در پس سر حدود ۵ سانتی متر، خلف شانه چپ یک و نیم سانتی متر، قدام شانه راست حدودا یک و نیم سانتیمتر، کتف راست حدود یک و نیم سانتیمتر سطح قدامی انگشت اشاره چپ جراحت سطحی بند اول انگشت پنجم دست راست می باشد. ( صص۳تا۵ ) اظهارات اقای ط. ش. به عنوان مطلع بیان داشته حدود ساعت ۱۰ تا ۱۱ یوم جاری به اتفاق پدرم جهت زیارت اهل قبور داخل بهشت م. بودیم پ. خ. به اتفاق دوستش امد جای من که پ. کلاه فردی به نام س. ص. را برداشت و فحاشی کرد و با یکدیگر مشاجره لفظی داشتند ابتدا پ. خ. با چاقو به دست راست ص. زد و س. ص. هم با چاقوی حدود ۳۰ سانتیمتری به پ. خ. زد و به همراه پسر دایی اش م. ع. متواری شد پ. خ. بر زمین افتاد و به بیمارستان منتقل کردند. دوست پ. خ. ی نامش را نمی دانم با م. ع. به وسیله اجر و سنگ درگیر شده و فرار کرد ( ص۸ ) نامبرده مجدد بیان داشته بنده به همراه دوستانم م. ع. و س. ص. بهشت محمدیه رفتیم قبل از رسیدن یک قبضه چاقو که در دست صاحبی بود از او گرفتم و داخل جیب شلوارم گذاشتم با هم به داخل قبرستان رفتیم که در انجا نشسته بودیم که اقای پ. خ. با یک نفر دیگر که او را نمی شناختم به سمت ما امدند و حالت طبیعی نداشتند که پ. کلاه اقای ص. را از روی سرش برداشت با هم درگیری لفظی داشتند، من ترسیدم و مقداری عقب تر رفتم درگیری شدیدتر شد دوست پ. با چاقو به اقای ص. حمله کرد به او ضربه ای زد، چاقو را پ. از او گرفت و به سمت صاحبی حمله کرد و او هم ضربه ای به اقای س. ص. وارد نمود بنده چنین صحنه را دیدم ترسیدم به اقدام به فرار نمودم و در طول مسیر چاقو افتاد خواستم ان را بردارم. که به محض برداشتن از روی زمین اقای ص. از پشت سر من رسید و چاقو را از دستم گرفت و به سمت ان دو نفر حمله کرد و بنده فرار کردم و پشت سرم را نگاه نکردم نمی دانم چه اتفاقی افتاده است.با اقای ع. اصلا در نزاع شرکت نکردیم فاصله ما حدود ۱۰ متر بود این دو نفر با هم از قبل اختلافاتی داشتند ولی در زمان نزاع اقای پ. خ. با س. ص. درگیر شد بنده چون فرار می کردم ندیدم که اقای ص. چند ضربه و چگونه زد فقط از زبان اقای ص. شنیدم که می گوید زدم چاقو در ابتدا در اختیار اقای ص. بود بنده قبل از اینکه بهشت م. برویم چاقو را از او گرفتم ولی در زمان فرار چاقو افتاد و اقای ص. چاقو را از من همان لحظه گرفت و به سمت اقای خ. رفت چاقو دسته قهوه ای و چوبی بود که بسته نمی شد طول چاقو به حدود ۲۰ سانتی متر بود من چاقو را گرفته بودم که با فردی درگیر نشود. ( صص۱۱تا۱۳ ) م. ع. در اظهارات خود در مرجع انتظامی بیان داشته بنده امروز به همراه دوستانم س. ص. و ط. ش. * رفته بودیم که در انجا فردی به نام پ. خ. با یک نفر دیگر نزد ما امد و کلاه اقای ص. را از روی سرش برداشت که در این خصوص با هم درگیری داشتند سپس با هم درگیری فیزیکی داشتند در زمان درگیری فیزیکی بین اقایان ص. و خ. دوست اقای خ. با چاقو به اقای ص. حمله کرد و دیدم ضربه ای با چاقو به دست اقای ص. وارد نمود سپس اقای خ. چاقو را از دست دوستش گرفت و او هم ضربه ای به اقای ص. زد من ترسیده و از اونجا دور شدم و در حین فرار به پشت سرم نگاه کردم دیدم اقایان خ. ی و ص. با هم درگیر هستند و هرکدام چاقو دارند و از اینکه چه اتفاقی افتاده خبر ندارم. و هیچ گونه دخالتی در نزاع نداشتم اقایان س. ص. و پ. خ. با هم درگیری قبلی داشتند و در یوم جاری دلیل نزاع انها برداشتن کلاه اقای ص. توسط پ. خ. بود زمان شروع نزاع دیدم که دوست پ. خ. ی چاقو دارد. و با چاقو به اقای ص. ضربه ای زد و سپس همان چاقو را اقای خ. گرفته و او هم به صاحبی ضربه ای زد و در زمان فرار بنده دیدم که اقای خ. و صاحبی به هم نزدیک هستند و هرکدام چاقو در دست دارد. من قبل از درگیری چاقو در اختیار دوستانم ندیده بودم ندیدم اقای ص. با اقای خ. چاقو بزند بنده زمانی که نزد اقای ص. و ش. رسیدم چاقویی ندیدم فقط در اخر به اقایان ص. و خ. ی با هم درگیر بودند من هم فرار کردم دیدم هر دو نفرشان چاقو دارند ( صص ۱۴ تا ۱۶ ) متهم به قتل س. ص. در اظهارات خود در مرجع انتظامی بیان داشته امروز حدود ساعت ۱۰ صبح به همراه دوستانم م. ع. و ط. ش. * رفتیم داخل قبرستان نشسته بودیم که دیدم اقای پ. خ. با یک نفر دیگر نزد ما امدند حالت طبیعی نداشتند وی کلاهی را که روی سرم بود برداشت و به او گفتم کلاه را بدهد ولی اعتنایی نکرد که با هم در ابتدا درگیری لفظی داشته و سپس وی با مشت به من ضربه ای زد و من هم با مشت به صورت و با پا ضربه پای او زدم که در همین حین دوست پ. با چاقو به من حمله کرد ولی نفهمیدم ضربه به من زد یا خیر و در همان جا پ. چاقو را از دوستش گرفت و به من حمله کرد و با چاقو ضربه به دست من وارد نمود که من هم دست او را گرفته و پیچ دارم. و چاقو را گرفتم و بعد با همان چاقو به پایین گردن او یک ضربه زدم و دیدم خون زیادی امد ترسیده بودم که به همراه دوستانم اقدام به فرار نمودیم و هر کدام به سمتی فرار کردیم من به منزل خودمان رفتم و در منزل به همراه پدرم به * رفتیم که توسط مامورین دستگیر شدم دوستان من ترسیده بودند و از ما فاصله گرفتند، هیچگونه کمکی به من نکردند. قبول دارم. چاقو را از دوستم به نام ط. ش. گرفتم با همان چاقو به پ. خ. ضربه ای زدم اظهارات قبلی من مبنی بر گرفتن چاقو از دوست پ. کذب بود بنده چاقو را خودم بردم ولی دقیقا یاد ندارم. که چاقو را کجا انداختم از محل نزاع به صورت پیاده به سمت * امده و از انجا با یک دستگاه خودرو پراید به منزل رفتم راننده را نمی شناختم راننده با توجه به اینکه دست من خونی بود دلیل ان را از من پرسید که گفتم دعوا کرده ام بنده فقط یک ضربه به پایین گردن او زدم ضربه پشت گردن او بود و دوستانم هیچ گونه ضربه ای نزده و حتی وارد درگیری نشدند بعد از اینکه دو ضربه چاقو خوردم به سمت دوستم رفتم چاقو را از کمر دوستم در اورده و یک ضربه به اقای پ. خ. زدم چاقو دسته چوبی قهوه ای رنگ بود که بسته نمیشد و چاقو را امروز داخل اشپزخانه برداشته بودم نمی دانم به چه دلیلی چاقو را از اشپزخانه برداشتم بعد از اینکه اقای خ. و دوستش به من چاقو زدند اقدام فرار نمودند و بنده چون چاقو خورده بودم سمت اقای ش. رفته و چاقو را به زور از او گرفتم و دنبال اقایان خوافی و دوستش رفتم و به انها فحاشی کردم که اقای خ. برگشت و به سمت من امد قصد داشت با چاقو دوباره به من بزند ولی بنده زودتر اقدام کرده و با چاقویی که از روبرو به پشت گردن او ضربه زدم چون که وی از من کوتاه تر بود ضربه به پشت کردن به اصابت کرد و خون زیادی امد فقط یک ضربه پشت گردن وی زدم را به یاد دارم. و اگر ضربه ای دیگری به وی خورده را از یاد برده ام چاقوی دست اقای خ. چاقوی تاشوی نقره ای یا کرم رنگ بود و یک نوار زرد رنگ روی دسته ان مشاهده می شد، بنده چند ضربه به روی سر و پشت وی زدم ولی تعداد دقیق ان را نمیدانم ولی مطمین هستم چاقویی به شکم یا دست و پای وی نزدم ( صص۱۷تا۲۰ ) متهم س. ص. در خصوص اتهام خود دایر به ارتکاب یک فقره قتل عمدی مرد مسلمان پیمان خ. ی به وسیله چاقو، ایراد ضرب و جرح عمدی با چاقو نسبت به مرحوم خ. ، شرکت در منازعه دست جمعی منتهی به قتل عمدی و شرکت در اخلال در نظم و اسایس عمومی بیان داشته قبول دارم. با من با دوستانم * رفته بودیم نزدیک خانه ما می باشد. هر هفتته می رویم انتهای * با ش. و ع. نشسته بودیم دیدم پ. خوافی با شخصی به نام ا. ا. که تازه اسم او را گفتند سمت ما امدند و به من گفتند تیله داری گفتم خیر کلاهم را از روی سرم برداشت که گفتم کلاهم را به گفت بنشین سرجات گفتم کلاهم را بده گفت برو تیله بخر بیاور تا کلاهت را بدهم بعد با مشت به شکمم زد و من نیز با مشت به او زدم ا. ا. چاقو دراورد و یک ضربه به بازوی چپم زد جدا شدیم و پ. مجددا سمت او رفت و چاقو را گرفت من گفتم از شما شکایت می کنم پ. چاقو را بلند کرد که بزند رفتم سمت ش. و چاقو را از او گرفتم و سمت او حمله کردم او با چاقو می زد من نیز زدم یک ضربه به سر او زدم به یک ضربه زیر گردن ( پشت گردن ) او زدم چون قد او کوتاه تر بود یک ضربه به پشت سر او و یک ضربه پشت گردن او زدم دیدم خون می اید ترسیدم و فرار کردم، به خانه رفتم که پدرم زنگ زد به پسرعمویم را به بیمارستان بردند که داخل بیمارستان مامورین مرا بازداشت کردند. من فقط این ضربه ها را به خاطر دارم. اگر صدمه دیگری زده ام چیزی به خاطر ندارم. شاید هنگامی که چاقو را از دست دوستش گرفته انگشتش اسیب دیده است.با دست راست میزدم چون دست چپ من چاقو خورده بود چاقو از من بود چاقوی اشپزخانه بود چون می خواستم با دوستانم بیرون بروم قیافه بگیرم و با انها شوخی کنم چاقو را همراه خودم برداشته بودم نزدیک قبرستان که رسیدیم ش. چاقو را از من گرفت و گفت دست من باشد. ببینم چه جوری است.و دست او دادم و داخل جیب خود گذاشت وقتی دعوا شد انها چاقوکشیدند، ش. و ع. ترسیدند و فرار کردند. و خود را عقب کشیدند وقتی چاقو خوردم سمت ش. رفتم که چاقو افتاده بود خواست بردارد. و خم شد و برداشت من از دست او پیش کشیدم سمت پیمان حمله کردم حدود ۴ متر فاصله داشتم که حمله ور شدم ا. ا. وقتی چاقو را به پیمان داد با سنگ پای راست من زد ش. و ع. هیچ نقشی نداشتند و دخالتی نکرده اند مشروب نخورده بودم، ولی پ. و دوستش حال طبیعی نداشتند مشخص بود برای دعوا امده بودند داخل بلوار که بودند حدود ۵۰ متر فاصله داشتند که ما وارد قبرستان شدیم دیدم انها نیز امدند وقتی ما نشستیم انها امدم فکر کردم می خواهند دست بدهند که کلاهم را پیمان برداشت و این اتفاق افتاد دوستش خیلی به من فحاشی کرد و فحاشی های او را به خاطر ندارم. وقتی به خانه رسیدم ضعف کرده بودم از ا. ا. به خاطر صدماتی که با چاقو به سنگ زده و فحاشی کرده شکایت دارم.، پس از اخذ اظهارات متهم قرار نگهداری موقت صادر گردیده است. ( صص۳۰تا۳۲ ) متهم ط. ش. م. ا. در خصوص اتهام خود دایر به معاونت در یک فقره قتل عمدی مرد مسلمان از طریق تسهیل و در اختیار قرار دادن چاقو، شرکت در منازعه منتهی به قتل و اخلال در نظم و اسایش عمومی بیان داشته قبول ندارم. من در نزاع شرکتی نداشتم پدرم را می کشد که بخواهم چاقو را