نحوه احراز حجر به دلیل اختلال حواس
خلاصهٔ رأی
پیام: اختلال حواس اعم از شناختی و حافظه ای و نیز تعیین میزان توانایی ذهنی و هوشی افراد درحدی که به موجب آن بیمار مبتلا به جنون و سفاهت تلقی و حجر وی بر این اساس احراز شود، امری تخصصی بوده و اظهارنظر در خصوص آن در صلاحیت کارشناس است.
متن کامل
نحوه احراز حجر به دلیل اختلال حواس Toggle navigation صفحه اصلی درباره ما درباره پژوهشگاه قوه قضائیه درباره پژوهشکده آرا تماس با ما دریافت نظرات و پیشنهادها عنوان: نحوه احراز حجر به دلیل اختلال حواس پیام: اختلال حواس اعم از شناختی و حافظه ای و نیز تعیین میزان توانایی ذهنی و هوشی افراد درحدی که به موجب آن بیمار مبتلا به جنون و سفاهت تلقی و حجر وی بر این اساس احراز شود، امری تخصصی بوده و اظهارنظر در خصوص آن در صلاحیت کارشناس است. مستندات: شماره دادنامه قطعی : 9309970908300820 تاریخ دادنامه قطعی : 1393/12/11 گروه رأی : حقوقی آراء منتخب پرونده: شعبه دیوان عالی کشور مشخصات متن نتیجه تحلیلی کلید واژه ها نمایه قوانین مرتبط گردش پرونده عین عبارت چاپ متن متن تجمیعی پرونده قلم یکان ایران میترا ترافیک زر یاقوت تیتر رأی خلاصه جریان پرونده آقای الف. ق. ک. با وکالت آقای م. ک. دادخواستی به طرفیت خواندگان 1- ع. 2- م. 3- م. 4- ع. 5- م. 6- م. شهرت همگی ص. 7- ع.ف. (و.م.الف. ص. ) به خواسته اعتراض ثالث (طاری ) نسبت به دادنامه شماره 88/00765 موضوع پرونده کلاسه 880921 شعبه اول دادگاه تجدیدنظر استان خراسان شمالی و الغاء دادنامه موصوف تقدیم دادگاه تجدیدنظر استان خراسان شمالی نمودهاند وکیل خواهان در شرح دادخواست توضیح داده که در اثنای دادرسی پرونده کلاسه 920361 شعبه دوم دادگاه عمومی شهرستان ... استان گلستان با موضوع ابطال مبایعهنامه از ناحیه خواهان پرونده موصوف به دادنامه 88/765 صادره از شعبه اول دادگاه تجدیدنظر استان خراسان شمالی استناد گردیده که دادنامه موصوف در تأیید دادنامه 88/304 پرونده کلاسه 87/1630 شعبه دوم دادگاه عمومی شهرستان بجنورد صادر گردیده بود لذا با عنایت به اینکه دادنامه استنادی مشارالیه به حقوق موکل اینجانب که بهعنوان اصحاب دعوی شرکت نداشته خلل وارد نموده لذا به عنوان شخص ثالث اعتراض طاری نموده و با عنایت به اینکه درجه دادگاه رسیدگیکننده پایینتر از دادگاه محترم تجدیدنظر استان که صادرکننده رأی قطعی معترضعنه بوده میباشد دادخواست مربوطه به مرجع تجدیدنظر خراسان شمالی تقدیم گردید رسیدگی به شعبه اول دادگاه تجدیدنظر استان محول گردیده است در تاریخ 1393/02/17 با حضور وکیل معترض ثالث و دو نفر از خواندگان به اسامی م. و ع. ص. تشکیل گردیده است وکیل خواهان اظهار داشته اظهارات و دفاعیات اینجانب به شرح دادخواست تقدیمی است با این توضیح که موکلین اقدام به خرید مغازه و زمین از مورث خواندگان (مرحوم الف. ص. ) مینمایند و ثمن معاملات پرداخت میگردد و مبیع نیز توسط مرحوم الف. ص. به تصرف موکلین درآمده حالیه بعد از گذشت حدود 14 سال احدی از ورثه مرحوم الف. ص. دادخواستی در دادگاه عمومی ... به کلاسه 920361 شعبه دوم به خواسته ابطال مبایعهنامه به طرفیت موکلین مطرح رسیدگی نموده و درحین دادرسی نیز به دادنامههایی از دادگاه بدوی بجنورد و مرجع تجدیدنظر مبنی بر اثبات حجر مورث خویش استناد نموده است که اینجانب دادنامه اثبات حجر استنادی چون به حقوق موکلین خلل وارد نموده و موکلین طرف دعوی نبودهاند اعتراض طاری نموده و مراتب اعتراض به دادنامه استنادی خواندگان و نقض آن به شرح ذیل میباشد اولاً ادعای حجر مرحوم الف. ص. توسط همسر مرحوم خانم ع.ف. به نمایندگی از دیگر ورثه مطرح گردیده که با تحقیقات صورت پذیرفته و اخذ نظریه کمیسیون پزشکی و معاینات صورت گرفته ادعای حجر مطروحه بهموجب دادنامه استنادی رد گردیده که با اعتراض خانم ف. در مرجع محترم تجدیدنظر استان تأیید گردیده لذا رسیدگی مجدد به موجب دادنامه معترضعنه از موارد اعتبار امر مختومه بوده و مشمول بند 6ماده 84 ق آ د م میباشد ثانیاً بعد از انجام معاملات مورث خواندگان مرحوم الف. ص. مدعی غبن در معامله گردیده که با استخدام وکیل رسمی دادگستری تقاضای فسخ معاملات خویش را نموده که ادعای وی نیز به موجب احکام مستند دعوی رد گردیده که این اقدام مشارالیه نیز از موارد صحت عقلی وی میباشد چرا که شخصی که محجور بوده نمیتوانسته شخصاً اقدام به اعطای وکالت نماید ثالثاً مرحوم الف. ص. بهموجب احکام مستند دعوی با اثبات و صحت معاملات واقع شده محکوم به انتقال سند رسمی پلاک معاملات صورت گرفته شده است و به علاوه مرحوم الف. ص. خود حجر خود را قبول نداشته و اقدام به اعتراضات متعدد کرده است لذا با توجه به جمیع مراتب و با عنایت به اینکه تا سال 1386 قدر متیقن آن مرحوم دارای سلامت روحی و روانی بوده است نقض رأی صادر را خواستارم و اگر حجری هم صورت گرفته بعد از سال 86 بوده است سپس خوانده خانم م. ص. اظهار داشته مادرم در ... دادخواست داده و رد شد اما بعداً در بجنورد آمدیم ساکن شدیم و من در بجنورد دادخواست دادم و درخواست حجر پدرمان را کردم مدارک بیمارستانی وی را از ... جمع کردیم و آوردیم پزشکی قانونی معرفی شد پزشکی قانونی پس از معاینه وی او را محجور اعلام کرد و سال شروع حجر را هم سال 1372 اعلام نمود خواسته معترضین ثالث را قبول ندارم معترضین ثالث وجه مغازههای خریداری شده را از پدرم هم پرداخت نکردهاند خوانده دیگر بنام ع. ص. اظهار داشته اظهارات بنده هم به شرح دفاعیات خواهرم م. میباشد ادعای معترض ثالث را قبول ندارم سپس وکیل معترض ثالث اظهار داشته درخصوص معاملات همانگونه که احدی از خواندگان اعلام نمود اصل چک در ید آنها بوده باید به بانک مراجعه میکردند و نسبت به وصول آن اقدام میکردند به علاوه قولنامههای تنظیمی مابین موکلین و مرحوم مورث ایشان به امضاء مادر آنها خانم ع.ف. و برادرشان رسیده است که در زمان معامله صحت آن را تأیید کردهاند دادگاه طی تصمیم شماره 51 – 1393/02/20 با این استدلال که اعتراض ثالث نسبت به دادنامه 765 – 1388/06/03 این دادگاه که در تأیید دادنامه 304 – 88/02/31 شعبه دوم دادگاه عمومی (حقوقی) بجنورد صادر و طی آن حکم حجر مرحوم الف. ص. مورث خواندگان صادرگردیده و از آن فرجامخواهی شده و شعبه 23 محترم دیوان عالی کشور طی دادنامه 299 – 1389/07/05 دادنامه شعبه اول تجدیدنظر را تأیید نموده با عنایت به اینکه دادگاه صادرکننده رأی قطعی شعبه 23 دیوان عالی کشور میباشد و شعبه مذکور باید اجازه رسیدگی صادر کند لذا ضمن عدول از اقدامات انجام شده پرونده را به دیوان عالی کشور (شعبه 23 ) ارسال نموده است که شعبه بیست و سوم دیوان عالی کشور طی دادنامه 333 – 1392/06/16 با این استدلال که رسیدگی دیوان شکلی است و با ابرام دادنامه فرجامخواسته از سوی دیوان رأی صادره از سوی محاکم قطعیت پیدا میکند نه اینکه دیوان رأی قطعی صادر مینماید با توجه به مراتب صریح ق آد م در فصل دوم از باب پنجم اعتراض ثالث به دادگاه صادرکننده رأی قطعی تقدیم میشود و موضوع قابل طرح در دیوان عالی کشور نبوده و به شعبه اول دادگاه تجدیدنظر استان خراسان شمالی که اشتباهاً خراسان رضوی قیدشده است جهت ادامه رسیدگی اعاده نموده است دادگاه سپس رسیدگی ادامه داده است و نهایتاً طی دادنامه 960 – 1393/08/01 با این استدلال که اولاً ادعایی حجر مرحوم الف. ص. توسط همسر مرحوم خانم ع.ف. به نمایندگی از دیگر ورثه در پرونده 214 – 1385/508 شعبه اول دادگستری ... مطرح رسیدگی گردیده که با تحقیقات صورت گرفته و نظریه پزشکی قانونی و مصاحبات انجام شده ادعای حجر رد گردیده است که توسط مرجع تجدیدنظر استان گلستان تأیید شده است و موضوع اعتبار امر مختومه را پیدا کرده است و مرحوم الف. ص. پس از آن مدعی غبن در معامله گردیده که دعوی وی رد شده و این حکایت از سلامت وی در هنگام معامله دارد ونیز مرحوم ص. حجر خویش را قبول نداشته و اقدام به طرح دعاوی متعدد نموده است با بررسی محتویات پرونده اولاً سابقه حجر در دادگستری استان گلستان رد شده بنابراین رأی از جهت زمان و تاریخ حجر به نحوی تداخل با آن رأی قطعی باشد صحیح نمیباشد و اینکه حدوث شرایط حجر که جنون اعلام شده ممکن است در آن زمان وجود نداشته ولی بعداً حادث گردیده که گواهی کمیسیون پزشکی قانونی استان خراسان شمالی نیز مؤید همین موضوع است و جنون را در سال 1378 حداقل مربوط به یکسال قبل از آن دانسته است و لذا دعوی خواهانها را وارد دانسته و مستنداً به مواد 419 و 425 ق آ د م دادنامههای شمارههای 810304 شعبه سوم حقوقی بجنورد و دادنامه شماره 880765 شعبه اول تجدیدنظر خراسان شمالی که در مقام تأیید دادنامه بدوی صورت گرفته را بدین نحو نقض که چون در تاریخ 1387/02/03 کمیسیون پزشکی قانونی خراسان شمالی بیماری را مربوط به یکسال قبل از تاریخ معاینه دانسته و تاریخ جنون 1386/02/03 – اعلام میگردد و نهایت اینکه رأی صادره به شرحی که ذکر شد نقض میشود یعنی تاریخ حجر 1386/02/03 میباشد و رأی سابق از سال 1372 اعلام شده است نقض میشود که در این مرحله آقای ع. ص. و غیره از رأی صادره فرجامخواهی نمودهاند و عنوان داشتهاند که در رابطه با اعتبار امر مختومه با توجه به اینکه حجر از امور حسبی بوده و در امور حسبی مراجعه و دعوی به معنای اخص وجود نداشته و مفهوم مخالف ماده 40 و 41 قانون امور حسبی دلالت بر این امر داشته که امکان تغییر در تصمیم اخذ شده وجود خواهد داشت و... صرفنظر از اینکه این موضوع در رأی دیوان عالی کشور و دادنامه 299/89 – اشاره شده که در پرونده مطروحه در شهرستان ... و تشکیل کمیسیون 1387/02/03 مدارک بالینی موجود نبوده که منجر به رد حجر گردیده النهایه پس از ارسال مدارک از بیمارستان ... به کمیسیون پنج نفره تشخیص داده شده و اعتبار امر مختومه در مانحن فیه قابل استماع نمیباشد در رابطه با ایراد دیگر مبنی بر طرح دعوی فسخ نیز مسموع نیست زیرا بحث اثبات حجر از امور فنی و شخصی بوده که میبایست مرجع صالح که پزشکی قانونی است تعیین تکلیف نماید زیرا تنها اشاره به دعوی فسخ بیانگر صحت و سلامت مورث اینجانبان نمیباشد بلکه اگر به ثمن معامله توجه گردد غبن افحش صورت پذیرفته و تنها به دلیل عدم فوریت در اعمال خیار دعوی رد شده است لذا خود این موضوع نیز قرینهای بر عدم سلامت روحی و روانی مورث اینجانبان میباشد و ... که پس از تبادل لوایح و ارسال پرونده به دیوان عالی کشور جهت رسیدگی به این شعبه (23) ارجاع گردیده است. هیئت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید پس از قرائت گزارش آقای احمدی عضو ممیز و اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رأی میدهد: رأی شعبه دیوان عالی کشور دادنامه فرجامخواسته مخدوش و غیرقابل ابرام است زیرا دادنامه معترضعنه به شماره 00765 -1388 شعبه اول دادگاه تجدیدنظر استان خراسان شمالی براساس مدارک پرونده بالینی بیمارستان و نظریه کمیسیون پزشکی و مصاحبه و اختبار از بیمار اصدار یافته است و از طرفی اختلال حواس اعم از شناختی و حافظهای و تعیین میزان توانایی ذهنی افراد و میزان هوشی آنان در حدی که بیمار را مبتلا به جنون و سفاهت تلقی و حجر وی را بر این اساس توجیه کند امری است تخصصی و اظهارنظر درباره آن از عهده افراد عادی خارج است و توجیهات دادگاه در پذیرش اعتراض و نقض رأی معترض منطبق با موازین قانونی و مدارک مضبوط در پرونده نمیباشد و چنانچه نظریه پزشکی و مدارک بالینی بیمارستان برای دادگاه ابهام داشت میبایست از پزشکی قانونی استعلام و رفع ابهام میکرد یا با توجه به مدارک و سوابق، موضوع را به کمیسیون پزشکی ارجاع میداد و سپس با در نظر گرفتن پاسخ واصله مبادرت به صدور رأی مینمود ضمن اینکه اقتضای استدلال دیگر دادگاه در توجیه نقض رأی معترضعنه مبنی بر اینکه تقاضای حجر آقای الف. ص. قبلاً در دادگاههای استان گلستان رسیدگی و رد شده و موضوع دارای اعتبار امر مختوم است، نیز صدور قرار بدون ورود در ماهیت قضیه میباشد بنا به مراتب دادنامه صادره به جهات اشعاری قابلیت تأیید را ندارد و به علت نقص رسیدگی و مستدل نبودن نقض میگردد و رسیدگی مجدد به همان دادگاه صادرکننده رأی منقوض ارجاع میگردد. رئیس و مستشار شعبه 23 دیوان عالی کشور یعقوب انصاری - ذکرالله احمدی فهرست خلاصه جریان پرونده شعبه دیوان عالی کشور نقد رأی نقد رأی نام * : رایانامه * : توضیح: کدتصویری: تعدادموافق: 0 ـ تعدادمخالف: 0 نقدهای شما تماس با ما نشانی: تهران اتوبان چمران شمال ، اتوبان یادگار جنوب، بعد از خروجی اوین درکه، پشت مجتمع دشت بهشت، خیابان شهید قدوسی کد پستی : 1983846514 تلفــــن : 22376843 دورنگار : 22376840 سامانه پیام کوتاه:5000969900070 رایانامه : bijp@jri.ac.ir پیوندها پژوهشگاه قوه قضاییه قوه قضاییه جمهوری اسلامی ایران مرکز آمار و فناوری اطلاعات قوه قضاییه روزنامه رسمی کشور معاونت حقوقی قوه قضاییه مرکز مطبوعات و انتشارات قوه قضاییه نسخه کلیه حقوق برای پژوهشگاه قوه قضاییه محفوظ است