میزان اعتبار نظریه کارشناس در رسیدگی به دعوی

خلاصهٔ رأی

را هم در معیت قیم خود جهت معرفی بپزشکی قانونی و کمیسیون های مربوطه دعوت نموده است.

متن کامل

میزان اعتبار نظریه کارشناس در رسیدگی به دعوی Toggle navigation صفحه اصلی درباره ما درباره پژوهشگاه قوه قضائیه درباره پژوهشکده آرا تماس با ما دریافت نظرات و پیشنهادها عنوان: میزان اعتبار نظریه کارشناس در رسیدگی به دعوی پیام: از آنجا که تشخیص اعتبار نظریه کارشناسی با دادگاه است، در صورتی که پزشکی قانونی با احراز سفاهت فرد، وی را محجور اعلام کند اما مفاد استشهادیه محلی و شهادت گواهان،او را از نظر روحی و روانی سالم بداند، دادگاه می تواند به دلیل مغایر بودن نظریه کارشناسی با اوضاع و احوال مسلم، از آن عدول کرده و برخلاف آن حکم دهد. عنوان: اصل حاکم بر شک در وضعیت دماغی شخص پیام: در دعوی اثبات حجر، در حالت شک در سلامت یا سفاهت شخصی که سلامت قبلی وی محرز است، سلامت قوای دماغی وی استصحاب می شود. مستندات: شماره دادنامه قطعی : 9009988410400368 تاریخ دادنامه قطعی : 1395/01/15 گروه رأی : حقوقی آراء منتخب پرونده: مشخصات متن نتیجه تحلیلی کلید واژه ها نمایه قوانین مرتبط گردش پرونده عین عبارت چاپ متن متن تجمیعی پرونده قلم یکان ایران میترا ترافیک زر یاقوت تیتر رأی خلاصه جریان پرونده در تاریخ 1389/3/26آقای ن.الف. ک. فرزند ج. دادخواستی بطرفیت آقای ک. م. فرزند م. بخواسته الزام خوانده به انتقال مبذر سیزده هکتار ملک زراعی واقع در پلاک ... روستای ز. بعنوان مورد رهن مستنداً به قرار داد رهنی مورخ 1388/6/16مقوم به پنجاه و پنج میلیون ریال با احتساب خسارات باستناد مدارک ضمیمه پرونده تسلیم دادگاه عمومی سر پل ذهاب نموده و چنین توضیح داده است که طبق برگ عادی مورخ 1388/6/16عقد رهن بعنوان مرتهن و راهن بین اینجانب و خوانده منعقد گردیده است مبذر سیزده هکتار ملک زراعی آبی واقع در پلاک ... شهرستان سرپل ذهاب که مالکیت خوانده (راهن) از حیث اعیان و منافع بر آن مبرهن است مورد رهن واقع شده یک باب ساختمان پلاک 434 فرعی از ... اصلی واقع در روستای ز. سر پل ذهاب بعنوان تامین وثیقه راهن مال الرهانه واقع گردیده است خوانده نسبت به فک رهن یا عدم رفع بازداشت از مال الرهانه اقدام ننموده و این مهم موجبات استحقاق انتقال مورد رهن به اینجانب (خواهان) را فراهم نموده الزام خوانده به انتقال مورد رهن با خسارات مورد استدعاست . پرونده در شعبه اول مطرح شده در تاریخ 89/4/13به شورای حل اختلاف ارسال سپس شعبه اول شورای حل اختلاف دادگستری سر پل ذهاب در تاریخ 89/9/21قرار عدم صلاحیت به اعتبار دادگستری شهرستان سرپل ذهاب صادرو اعلام گردیده پرونده به دادگستری ارسال به شعبه دوم حقوقی ارجاع و وقت رسیدگی تعیین و طرفین دعوت شده اند خواهان مدافعات و شرح درخواست خود را بیان داشته خوانده وکیل معرفی کرده و وکیل وی در جلسه مزبور اظهار داشته است که بوکالت مع الواسطه از آقای ک. م. وی را محجور اعلام و اضافه نموده هرگونه معامله با اشخاص محجور از درجه اعتبار ساقط می باشد و صدور حکم بر بی حقی خواهان را درخواست کرده است و اعلام داشته که حکم حجر و قیم نامه از سال 1386 صادر گردیده و قبل از عقد رهن بوده است . سپس مقرر شده که حکم حجر ابراز گردد خواهان آقای الف. ش. را بوکالت خود معرفی نموده و آقای ج. ع. نیز بوکالت مع الواسطه از خوانده حکم حجر شماره 154 ــ 89/1/30و شماره 1541 ــ 89/8/1مبنی بر شروع حجر از 1386/5/2خوانده ک. م. و قیمومت خانم پ. م. را ارائه کرده وکالتنامه مع الواسطه را نیز پیوست آن نموده است . آنگاه دادگاه باستناد ماده 423 از قانون آئین دادرسی مدنی قرار تاخیر در رسیدگی صادر و اعلام داشته و مقرر شده به دعوی اعتراض وکیل خواهان به حکم حجر پرونده ثبت کل شعبه دوم حقوقی شده و وقت رسیدگی به این موضوع (اعتراض ثالث طاری) تعیین و طرفین به دادرسی دعوت شوند سپس دادگاه در وقت رسیدگی 1391/2/24پس از استماع اظهارات حاضرین بشرح دادنامه شماره 9109978410400173 ــ 1391/2/26چنین رای صادر و اعلام کرده است : « الف. ش. به وکالت از ن.الف. ک. دعوایی علیه ک. م. با قیمومت پ. م. با وکالت ج. ع. مبنی بر اعتراض ثالث طاری نسبت به آراء 154 ــ 89/1/3و 1541 ــ 89/8/1شعبه 45 دادگاه عمومی تهران اقامه نموده است . وی در توضیح خواسته بیان نموده است ... آقای ک. م. شخصی است که دارای عقل و اراده و آگاهی تام می باشد ... مدارک و مستنداتی هست که دلالت بر عدم محجوریت وی دارد و کارها و اموری است که از انسانهای عاقل بر می آید از جمله مدارک وکالتنامه 79572 تنظیمی در دفتر ... اسناد رسمی کرمانشاه بین ک. و پ. م. است لوایح تنظیمی و به خط و امضای خطاب به شعبه دوم بازپرسی شعبه دوم حقوقی و .... است صورتجلسات و دفاعیات حضوری وی در دادسرای سرپل ذهاب که با خط و امضای ایشان است . تنظیم قراردادهای متعدد با اشخاص حقیقی و ... است ... وکیل خوانده ایراداتی چون تاریخ تنظیم اسناد و ... بیان نموده است قطع نظر از اینکه محل اقامت ک. م. غیر از دادگاهی بوده که آراء مذکور را صادر نموده و این اقدامات بر اساس ماده 11 قانون امور حسبی صحیح است لیکن از آنجا که مستند صدور رأی پاسخ استعلام شماره 1485/31/1 ــ 89/1/3پزشک قانونی تهران بوده است که طی آن بیان شده ک. م. به درجاتی از افت قوای عالیه مغزی ناشی از کبر سن و زوال عقل دچار شده است که قادر به اداره امور مالی و مهم زندگی خود نمی باشد و وضعیت روانی موصوف در این شرایط معادل سفاهت است حسب اینکه سفاهت نتیجه تکرار زیاد معاملات سفهی است و امری است بیرونی و از طریق بررسی جسمی قابل تشخیص نمی باشد و انعکاس این وضعیت روحی در اعمال فرد از طریق متعارف قابل تشخیص است و پزشک قانونی نیز به مانند دیگر افراد به واسطه بررسی رفتاری فرد بدین نتیجه رسیده است و نظریه مزبور نیز چنانچه با امارات و دلایل دیگر ضدیت یابد قابلیت استناد نخواهد داشت و از آنجا که اسناد اقامه شده از سوی معترض ثالث طاری بیانگر رشد وی و دغدغه ک. م. برای نگهداری اموالش می باشد که با سفاهت تناسبی ندارد لذا دادگاه دعوی معترض ثالث را وارد دانسته و مستند به ماده 425 قانون آئین دادرسی مدنی حکم به نقض دادنامه 154 ــ 89/1/30و 1541 ــ 89/8/1شعبه 45 دادگاه عمومی تهران صادر و اعلام میدارد .»; با ابلاغ این دادنامه وکیل مع الواسطه آقای ک. م. از آن تجدیدنظر خواهی نموده است و شعبه هشتم دادگاه تجدیدنظر استان کرمانشاه بشرح دادنامه شماره 9109978324800414 ــ1391/5/31با استدلالی که به عمل آورده رأی بر تایید و ابرام دادنامه تجدیدنظر خواسته صادر و اعلام نموده است . خانم پ. م. به قیمومت از ک. م. نسبت به دادنامه اخیر فرجامخواهی نموده است . دفتر دادگاه تبادل لوایح را انجام و پرونده را به دیوان عالی کشور ارسال داشته که در دستور کار این شعبه قرار گرفته است ماحصل فرجام خواهی اینستکه مواد 199 قانون آئین دادرسی مدنی و 14 و 54 قانون امور حسبی مراعات نشده دادگاه صالح دادگاهی بوده که حکم حجر و قیمومت را صادر کرده است در ثانی خواهان حق اعتراض ثالث عادی داشته است و میتوانسته بطریق عادی به حکم حجر و قیمومت اعتراض نماید ثالثاً دادگاه صلاحیت رسیدگی نداشته و در ماهیت هم تحقیقات لازم را انجام نداده است ونظریه کارشناسان را جلب ننموده لذا درخواست نقض نموده است سپس هیأت شعبه سوم دیوان عالی کشور با توجه به محتویات پرونده و با توجه به لوایح فرجامی طرفین چنین رأی صادر نموده است : «اولاً وکیل فرجامخوانده وکالتنامه تمبر شده برای مرحله فرجامی پیوست ننموده و اقدام وی در این مرحله قابل ترتیب اثر نیست . ثانیاً ـ بر دادنامه فرجام خواسته با توجه به نقص تحقیقات اشکالات زیر وارد است : 1ـ دادگاه در مقام رسیدگی به اعتراض ثالث طاری پرونده های مربوط به احکام مورد اعتراض را مطالبه ننموده و دلائل و مستندات آن را ملاحظه نکرده است . 2ـ به دلائل و مدارک و مستندات طرفین توجه نشده نظریه کارشناس یا کارشناسان پزشکی قانونی و متخصصین روان پزشکی در مورد حجر و شروع آن و نفی حجر کسب نگردیده است . 3ـ مواد 199 قانون آئین دادرسی مدنی و 57 و 58 قانون امور حسبی دادگاه را مکلف به هرگونه تحقیق یا اقدام برای کشف حقیقت علاوه بر رسیدگی به دلائل مورد استناد طرفین دعوی نموده که این مهم صورت نگرفته است بنابراین چون دادنامه فرجام خواسته با توجه به نقص تحقیقات صادر شده قابل تایید نیست مستنداً به شقوق 3 و 5 ماده 371 با رعایت به بندهای الف مواد 401 و 405 قانون آیین دادرسی مدنی با نقض آن رسیدگی مجدد به دادگاه صادر کننده آن ارجاع می شود تا با مطالبه سوابق امر و ملاحظه تحقیقات انجام شده در آن ها و عندالاقتضاء کسب نظر کارشناسان متخصص و با توجه به نتایج حاصله رأی مقتضی صادر و اعلام دارند »; دادگاه پس از اعاده پرونده طرفین را جهت رسیدگی مجدد دعوت نموده است و در جلسه مقرره برای روز بیست و هشتم خرداد ماه 1393 و استماع اظهارات و توضیحات وکلای طرفین و دو نفر از گواهان که در آن جلسه معرفی شده اند باسامی آقایان ح. ع. فرزند ح. متولد 1342 و ع. ر. فرزند خ. متولد 1352 حاکی از بی اطلاعی آنان از محجوریت در تاریخ استماع شهادت (93/3/28) و متعارف و معمولی بودن وضعیت سابق وی دادگاه مرجوع الیه پرونده های حجر و ملحقات آنرا مطالبه کرده و آقای ک. م. را هم در معیت قیم خود جهت معرفی بپزشکی قانونی و کمیسیون های مربوطه دعوت نموده است. در تاریخ 1393/6/5 دادگاه در وقت احتیاطی پرونده کلاسه 89 / 45 / 176 را ملاحظه نموده و ماحصل آنرا چنین نوشته است که آقای م. م. فرزند آقای ک. م. در تاریخ 89/1/29 از ریاست ناحیه 25 دادسرای عمومی و انقلاب تهران ( امور سرپرستی ) تقاضا میکند تا نسبت به حجر یا عدم حجر آقای ک. م. اقدام قانونی لازم بعمل آورند اداره امور سرپرستی در همان تاریخ آقای ک. م. را به مدیریت کل پزشکی قانونی معرفی میکند تا از نامبرده معاینه دقیق بعمل آورند و صریحاً اظهار نظر نمایند که آیا در حال حاضر دچار نوعی از جنون و اختلاس حواس می باشد یا نه و همچنین آیا قادر به اداره امور خود می باشد یا خیر ؟ و چنانچه وی مبتلا به بیماری روانی است در مورد نوع بیماری و تاریخ ابتلا و اینکه بیماری وی متصل به زمان صغر بوده یا خیر اظهار نظر نمایند اداره کل پزشکی قانونی در تاریخ 89/1/30 بشرح شماره 1285 / 31 / 1- 89/1/30 در پاسخ نامه شماره 580 - 89/1/29 از آقای ک. م. معاینه روانی بعمل آورده و با بررسی مدارک موجود اعلام داشته نامبرده مبتلا به درجاتی از افت قوای عالیه مغزی ناشی از کهولت سن و زوال عقل است و قادر به اداره امور مالی و مهم زندگی خود نمی باشد وضعیت موصوف در شرایط فعلی معادل با سفاهت است اعلام تاریخ شروع با توجه به ماهیت تدریجی این وضعیت و فقدان مدارک کافی مقدور نمی باشد ولی با توجه به شدت علائم فعلی می تواند از مدتها قبل باشد رئیس اداره سرپرستی و امور محجورین با ارسال پرونده 89 / 12 / 15 به شعبه 45 دادگاه عمومی تهران اعلام می دارد راجع به آقای ک. م. که اعلام جنون او شده و اداره پزشکی قانونی طی نامه شماره 1285 / 31 / 1- 89/1/30 نامبرده را مختل الحواس تشخیص داده است تقاضای رسیدگی و صدور حکم حجر وی را دارد رئیس شعبه 45 دادگاه عمومی تهران بموجب نامه شماره 4589 / 176 - 89/1/30 از اداره سرپرستی و محجورین دادسرای تهران درخواست معرفی نماینده ای جهت شرکت در جلسه دادگاه را می نماید که در همان تاریخ یعنی 89/1/30 خانم ح. الف. بعنوان نماینده امور سرپرستی معرفی میگردد مشارالیها با تقدیم لایحه که بشماره 235 - 89/1/30 ثبت و درج در پرونده گردیده از ریاست محترم شعبه 45 دادگاه عمومی تهران درخواست صدور حکم حجر آقای ک. م. را مینماید دادگاه با تشکیل جلسه و اخذ اظهارات آقای ک. م. وفرزندش آقای م. م. در نهایت با ختم دادرسی بشرح دادنامه شماره 154 - 89/1/30 موضوع پرونده های کلاسه 89 / 45 / 176 بدلیل اینکه آقای ک. م. مختل الحواس وافت قوای مغزی می باشد و قادر به اداره امور خود نیست با استناد به بند دوم ماده 1207 و ماده 1208 قانون مدنی حکم حجر نامبرده را صادر و اعلام میدارد و حجر مشارالیه متصل به زمان صغر نمی باشد ولکن تاریخ شروع حجر بیمار را اعلام نمی دارد و رأی دادگاه را حضوری اعلام می دارد ضمناً بلحاظ این که ظرف مدت مقرر قانونی دادنامه موصوف مصون از تعرض مانده قطعیت یافته است این بود ما حصل آنچه که در پرونده کلاسه 89 / 45 / 176 مندرج گردیده است و در پایان دستور داده پرونده به شعبه 45 دادگاه عمومی حقوقی تهران مجتمع شهید بهشتی تهران اعاده گردد 0 و پرونده 89 / 716 از همان شعبه مطالبه گردیده و به قیم هم اخطار شده آقای ک. م. را برای معرفی بپزشکی قانونی حاضر نماید که در تاریخ 93/8/6 پرونده 716/89 شعبه 45 دادگاه عمومی حقوقی تهران واصل و پیوست گردیده در پرونده مرقوم خانم پ. م. به قیمومت از ک. م. طی دادخواست از شعبه 45 دادگاه حقوقی تهران تعیین تاریخ حجر محجور ک. م. را درخواست نموده است دادگاه وقت رسیدگی تعیین و از قیم محجور و اداره سرپرستی دعوت نموده است نماینده سرپرستی طی لایحه ای که بشماره 2276 - 89/7/14 ثبت شده است به استناد نامه پزشکی قانونی تاریخ حجر را 86/5/2 اعلام نموده است قیم محجور هم در جلسه دادگاه موضوع را به درخواست ارجاع داده است و نظریه پزشکی قانونی را پذیرفته است بعد از آن دادگاه پایان رسیدگی را اعلام و بشرح دادنامه شماره 1541- 89/8/1 تاریخ 86/5/2 را تاریخ شروع حجر اعلام نموده است به این رأی اعتراض نشده و قطعی شده است در پایان دادگاه از صفحات 1 و 2 و 15 تصویر تهیه شده ضمیمه پرونده را خواستار شده است در تاریخ 93/9/15 آقای ر. پ. خود را بوکالت خانم پ. م. قیم ک. م. معرفی و وکالتنامه ارائه نموده است در برگ 185 پرونده نظریه شماره 17918 / م / 8 - 93/11/18 اداره کل پزشکی قانونی استان کرمانشاه پیوست گردیده که بشرح آن در همان تاریخ کمیسیون پزشکی مرکب از دو