موارد پرداخت ارش البکاره در زنا
خلاصهٔ رأی
پرده بکارت از نوع حلقوی قابل اتساع و دارای ساییدگی همراه با نسج التیامی در ناحیه ساعت 6 می باشد که مربوط به بیش از سه هفته اخیر است.
متن کامل
موارد پرداخت ارش البکاره در زنا Toggle navigation صفحه اصلی درباره ما درباره پژوهشگاه قوه قضائیه درباره پژوهشکده آرا تماس با ما دریافت نظرات و پیشنهادها عنوان: موارد پرداخت ارش البکاره در زنا پیام: در بزه زنا در صورتی که زانیه دختر بالغ و به انجام عمل زنا راضی بوده باشد و تقاضای مهرالمثل و ارش البکاره نماید، دادگاه باید زانی را به پرداخت مبلغ ارش البکاره (طبق نظر کارشناس) محکوم نماید. مستندات: شماره دادنامه قطعی : 9309970906400067 تاریخ دادنامه قطعی : 1393/03/24 گروه رأی : کیفری آراء منتخب پرونده: شعبه دیوان عالی کشور مشخصات متن نتیجه تحلیلی کلید واژه ها نمایه قوانین مرتبط گردش پرونده عین عبارت چاپ متن متن تجمیعی پرونده قلم یکان ایران میترا ترافیک زر یاقوت تیتر رأی خلاصه جریان پرونده به حکایت محتویات پرونده و شکایت خانم ز.ح. فرزند غ.، 21 ساله، اهل الف، که در نزد آقای دادیار تحقیق شده مبنی بر این که یکی از دوستان من با دایی فرد مزاحم من دوست است وقتی مدتی دایی اش با من صحبت کرد شماره ایرانسل مرا به پسر خواهرش داده بود که آن هم افغانی است و مدتی که با هم صحبت کردیم به من گفت من احتیاج به پول دارم به من گفت اگر طلا داری برای من بیاور من طلاهایم را بردم ولی نمی خواستم به او بدهم از من به کیفم را چنگ زد و من بعد از مدتی که یک عروسی داشتیم در نیمه شعبان و خانواده ام به تهران رفته بودند به من گفت بیا ببرمت بازار هر چقدر طلاهات بوده برایت بخرم که میان راه یک شربتی به من داد و مرا بی هوش کرده بود که من وقتی به هوش آمدم که صبح شده بود وقتی دست به پایم کشیدم چند قطره خون دیدم و دیدم که این آقا جلوی من خوابیده است که به من گفت برو زودی از این جا برو و بعد هم یک فردی آمد در خانه ما که ما نبودیم به همسایه ما گفته است و یک شماره داده است که با این تماس بگیرد که تماس گرفتم تهدید کردند که ما فیلم از شما داریم اگر بخواهی اقدام کنی برای شما بد می شود. من هنوز مطمئن نیستم که باکره هستم یا نه و ایشان امروز با من قرار گذاشته که بیاید پول بگیرد و این که فیلم مرا پخش می کنند. شاکیه توسط پزشکی قانونی استان الف معاینه شد. در خصوص ز.ح. فرزند غ. صاحب تصویر فوق از نامبرده در تاریخ 25/9/91 ساعت 5/9 صبح معاینه به عمل آمد. پرده بکارت از نوع حلقوی قابل اتساع و دارای ساییدگی همراه با نسج التیامی در ناحیه ساعت 6 می باشد که مربوط به بیش از سه هفته اخیر است. تعیین تاریخ دقیق ازاله بکارت مقدور نیست. آقای دادیار دادسرای ک در ظهر برگ 6 پرونده نوشته: بسمه تعالی دفتر محترم با توجه به این که موضوع از مواردی است که در صلاحیت مستقیم دادگاه می باشد عیناً به نظر ریاست محترم دادگستری برسد. امضاء دادیار دادسرای ک. شعبه محترم یکصد و دوم دادگاه عمومی جزایی رسیدگی فرمایید معاون قضایی دادگستری ک 26/9/91 در صفحه 7 در محضر شعبه 102 دادگاه عمومی ک از شاکیه تحقیق شده است، اظهار داشته: یک سال است با یک پسری به نام الف. که نام فامیل او را نمی دانم البته نام دیگر وی پ. است آشنا شدم و دائم با همدیگر به صورت ارسال پیام کوتاه مکالمه تلفنی در ارتباط بوده ام تا این که از من خواست تا طلاهایم را به او بدهم تا قرض خود را اداء کند که مدت زیادی گذشت طلاها را نمی داد تا این که یک روزی که من اصرار کردم گفت بیا فلان آدرس که واقع در خیابان ط بود بیا طلاهایت را بگیر من به دنبال این آدرس که یک منزل واقع در خیابان ط ... بود رفتم در عینی که ایستاده بود به من گفت طلاها را فروخته ام بیا با هم برویم بگیریم که با هم داخل آن خانه شدیم شب هنگام بود حدود نیم ساعت نشسته بودم تا فلان شخص که ادعا می کرد طلاها را بیاورد ایشان پیشنهاد کرد که چیزی بخوریم من قبول کردم یک رانی به من داد وقتی خوردیم دیگر چیزی نفهمیدم وقتی به هوش آمدم دست کشیدم دیدم پایم خونی است عصبانی شدم یادم نیست چکار کردم و با هم بیرون آمدیم و بعد از آن شکایت کردم و در این مدت دائماً تماس گرفته یا پیام داده که اگر شکایت خود را پیگیری کنی آبرویت را می برم چون عکس و فیلم گرفته ام و پخش خواهم کرد من به او گفتم اگر دختری زایل شده باشد چکار کنم گفت تو را به عقد خود درمی آورم و حتی تا امروز به من مزاحمت داده که چهار میلیون تومان به وی بدهم والا اقدام خواهد کرد که حال از وی شکایت تقاضای رسیدگی دارم چون با نیرنگ و حقه مرا داخل خانه کشاند و به من به عنف تجاوز کرد و بکارت مرا ازاله کرده است این پسر افغانی است و نشانی این خانه را داده ام که بیاید به مأمورین نشان بدهم و شماره تماس وی دادم که از آن طریق برای من پیغام های بسیاری فرستاده یا تماس تلفنی می گیرد الآن نیز اگر گوشی خود را روشن کنم مکرراً تماس می گیرد و تهدید می کند تقاضای عاجزانه دارم که به موضوع شکایت مرا پیگیری کنید تا حق از دست رفته ام ضایع نشود آبرویم رفته است و نزد خانواده خود جایگاهی ندارم و این قضیه ممکن است به قیمت جانم تمام شود. ضمناً طلاهایم را مسترد نکرده است عرض دیگری ندارم. ضمناً بعد از خاموش کردن گوشی الف. به دوستش به نام الف. تماس گرفتم که او نیز گفت الف. به من گفته که من قرص خواب آور به ز. داده ام و او را بی هوش کرده ام و دختری او را گرفته ام که شماره الف. را نیز دادم. دادگاه شعبه 102 کیفری عمومی در خصوص شکایت خانم ز.ح. علیه شخص ناشناس به نام الف. یا پ. دایر به ارتکاب زنای به عنف توجهاً به محتویات پرونده صرف نظر از صحت و سقم موضوع نظر به این که رسیدگی به آن از صلاحیت ذاتی این دادگاه خارج و در صلاحیت دادگاه کیفری استان می باشد قرار عدم صلاحیت به اعتبار تشکیل دادگاه کیفری استان مستقر در ک صادر و اعلام نموده است. در محضر دادگاه کیفری در صفحه 11 و 12 از ز.ح. فرزند غ.، متولد 25/4/1370 تبعه الف که به اتفاق پدر و مادر و دو برادرش زندگی می کند اظهار داشته: من شکایتم از فردی به نام الف. که خود را الف. و الف. معرفی می کرد و هم سن خودم است و افغانی می باشد از تلفن ... استفاده می کرد و آشنایی ما از پارسال است من با دائیش به نام وحید تماس تلفنی داشتم تلفن او ... بود. تلفن من ... بود که او تلفن مرا به الف. داده چند بار با تلفن با من تماس گرفت و با هم در فروشگاه سرکوچه ملاقات داشتیم در ملاقات او تقاضای ازدواج کرد که دو سه نوبت بعد هم ملاقات داشتیم در این ملاقات ها گفته بود وضع مالیش خوب نیست تقاضای کمک مالی می کرد. از من طلا می خواست در یکی از این ملاقات ها من طلاهایم را همراهم بود شامل گوشواره و آویز گردنی و یک حلقه که در کیفم بود حاضر نبودم آن ها را به او بدهم او کیفم را گرفت آن ها را برداشت من به او گفتم پدر و مادرم در جریان نیستند بارها برای عروسی نیاز به طلاها داشتم به او زنگ می زدم یک بار گفت بیا خیابان طالقانی برویم از دوستم پول بگیرم به تو بدهم من هم رفتم خیابان طالقانی نیمه شعبان بود ساعت حدود 6 تا 7 هنوز غروب نشده بود به خانه گفته بودم می روم منزل مادربزرگم وقتی او را دیدم به بهانه این که دوستش در خانه است مرا به خانه دعوت کرد من ابا داشتم او گفت مگر از من می ترسی به هر صورت وارد خانه شدم درب خانه باز بود او هم وارد شد به اطاقی رفتیم معلوم بود طبقه زیر کسی ساکن است صدای زنی می آمد من نگران بودم یک نوشیدنی آورد و من خوردم دیگر نفهمیدم چه اتفاقی افتاد حدوداً نیم ساعت بعد از این که وارد خانه شدیم شربت را آورد خوردم صبح که بیدار شدم خودم را برهنه و خونین دیدم او را هم برهنه دیدم وقتی بیدار شدم لباس زیر بتن داشتم و او هم همین طور و پایم در قسمت ران خونین بود در همین حال گیج و منگ بودم صدایی آمد او گفت برو بیرون از خانه لباسم را پوشیدم و رفتم او نیامد هر چه زنگ زدم نیامد رفتم خانه خودمان دوباره زنگ زدم حالت عادی نداشتم از موضوع بکارتم به این خاطر به هیچ کس حرفی نزدم عاقبت بعد از سه روز یک دختر گوشی او را جواب داد و گفت که زندانی شده است من به یکی از آشنایان او به نام الف. زنگ زدم شماره ... تماس گرفتم او گفت که الف. ماجرایی را از من به همه تعریف کرده و گفته که با من هم بستر بوده و دختری من را ازاله کرده دو سه هفته قبل باز تماس گرفت و طلب پول کرد و تهدید کرد که 500 عکس از تو دارم و فیلم هم بستری را گرفتم پخش می کنم آبرویت را می برم و یک بار تهدیدش را عملی کرد در خانه ما آمد ما به پلیس 110 زنگ زدیم او فرار کرد بعد پلیس آمد چون زنگ زد و فحش داد روی آیفن بود پلیس صدا و حرف هایش را شنید لذا شکایت کردم تقاضای رسیدگی دارم و تقاضای خسارت ارش البکاره و مهرالمثل را دارم. س: چرا دیر شکایت کردی؟ ج: خانواده ام بی خبر بودند تا این که در جریان تهدیدها و ماجرا را به مادرم گفتم و مادرم هم به پدرم گفت و این مصادف است با این که او به درب خانه ما آمده بود حاضرم با پلیس همکاری کنم تا او دستگیر شود اظهاراتم را امضاء می کنم .طی صورت جلسه 15 پرونده شاکیه به آگاهی ک ارسال تا با همکاری شاکیه و تلفن های اعلام شده در شناسایی و دستگیری متهم اقدام و با اخذ نشانی مشخصات منزلی داخل که شاکی را برده و شناسایی منزل و تطبیق مشخصات و نشانی با داخل منزل مراتب صورت جلسه شود با همکار شاکیه و تماس متهم با وی و قرار ملاقات حضوری بالاخره به موجب صورت جلسه ردیف 24 آقای م.الف. فرزند ع. در ابتدای مطهر کوچه جنب زندان با یک عملیات غافلگیرانه دستگیر و با کنترل و مهار آنان جهت جلوگیری از هر گونه فرار جلب و دو دستگاه گوشی موبایل (نوکیا مدل مشکی 128 به شماره ... و یک دستگاه موبایل طوسی مدل 5030 به سیم کارت ...) از داخل جیب شلوار متهم م.الف. فرزند ع. کشف گردید و فرد دیگری که راننده موتورسیکلت مذکور بود و سر و صورت خود را پوشانده بود و با متهم در این خصوص هماهنگ بوده و روز قبل نیز با وی بوده و شناسایی شده به نام ع.ک. و ب. دایی متهم شناسایی گردیده مراتب دستگیری آنان و توقیف موتورسیکلت مراتب صورت جلسه شد. در صفحه 25 مواجه حضوری بین دستگیرشدگان و خانم ز.ح. فرزند غ. در آگاهی ک انجام شد. خانم ح.ب ه محض رؤیت م.الف. فرزند ع. عنوان نمود که فردی که خود را الف. به بنده معرفی نمود همین شخص م.الف. فرزند ع. است که مراتب در حضور حاضرین صورت جلسه و به امضاء م.الف. نیز آن را تأیید نمود و پذیرفت رسید. به موجب صورت جلسات ردیف 27 و 28 پرونده در حضور متهمان دستگیر شده ضم بازرسی و معاینه و تطبیق محل وقوع جرم ارتکاب زنا با توجه به اظهارات شاکیه و نشانی و مشخصات که قبلاً در صفحات 19 و 20 پرونده اعلام شده بود منزل متعلق به آقای ز. که خود در طبقه پایین و افاغنه در طبقه بالا سکونت داشتند با 20 موردی که نشانی ها تطبیق داده شده با بررسی های به عمل آمده و معاینات انجام شده اظهارات شاکیه که در صورت جلسه قبلی 19 و 20 اخذ شده و پیوست پرونده می باشد با صحنه وقوع جرم و منزل بازدید شده مطابقت داشته که منزل مورد نظر طبقه دوم مادربزرگ و دایی های متهم م.الف. سکونت داشته اند از ع.ک. فرزند ع.، 22 ساله، کارگر افغانستان، در صفحه 29 پرونده تحقیق شده، س: شما همراه م.الف. بلوار ق چکار می کردی؟ ج: م. به من گفت بیا پول بگیریم که با او آمدم با م. رفیق بود من خبر داشتم. س: شما چند بار با یکدیگر دیده شده اید چه می گویید؟ ج: فکر م. بود همه کار را م. کرد. س: موتورسیکلت متعلق به کیست؟ ج: مال برادر م.، ع.الف. است. س: ارتباط خود را با خانم ز.ح. بیان کنید؟ ج: دختره به م.الف. زنگ زده بود و وقتی من تهران بودم او را آورده بود خانه ما و دو سری آورده اش توی خانه یک شب تا ساعت 2 نصف شب پیش من بوده است و گفت که من آوردمش باهاش حال کردم ولی با من رفیق نبوده است با و. برادرم رفیق بوده است دو سری م. دختره را آورد توی خانه ذیل اظهارات خود را انگشت می زنم. در اوراق ردیف 30 و 31 از م.الف. فرزند ع.، 20 ساله، کارگر افغانی، تحقیق شده است. س: دو دستگاه گوشی به شماره ... و ... از شما کشف گردیده متعلق به کیست؟ س: شماره اولی متعلق به خودم که 2 سال است آن را دارم و دومی متعلق به د. است که دو هفته است به عنوان امانت گرفته بودم و با آن به خانم ز. زنگ زدم به شماره .... س: شکایت شاکی برای شما قرائت می شود چه می گویی؟ ج: متهم به خط خودش پاسخ را نوشته است یا آخر سال 90 بود یا اول سال 91 خودش با من تماس گرفت و گفت می خواهم بیایم پیشت جا درست کن من هم که مادربزرگم رفته بود تهران همراه با دایی هایم کلید را از دایی ام گرفته بودم قبل از ساعت 7 شب او ساعت 8 آمد خیابان طالقانی و من رفتم دنبالش با هم رفتیم منزل مادربزرگم و تا صبح در کنارم بود. س: فیلم و CD و عکس های گرفته شده را چکار کردی؟ ج: من برای رسیدن به پول هایی که به خانم ز. داده بودم به دروغ به او گفتم که از آن شبی که پیش من بودی از تو عکس و فیلم دارم و او گفت اگر این حرف واقعیت داشته باشد من تمام پول هایی را که به من دادی به تو برمی گردانم و قرار شد مبلغ دو میلیون و پانصد هزار تومان بیاورد سر قرار. س: علت قرارهای مکرر با خانم ز.ح. جهت اخذ پول چه بوده؟ ج: من هر دفعه که سر قرار می آمدم او نبود و دیگر گوشی را جواب نمی داد. س: دایی شما ع.ک. و ع. برای چه همراه شما بود؟ ج: دائیم ع.ک. همراه من بود و با هم قرار بود پول بگیرم و در جریان کلیه تماس های من با ز. بود و این فکر من بود پول هایی که بابت لباس عروسی و کارت شارژ به او دادم از او بگیرم. س: ارتباط شما آن شب با هم چگونه بود؟ ج: خودش لباس هایش را درآورد. کلیه مطالب فوق را با خط خودم و در صحت و سلامت نوشتم و امضاء می کنم و انگشت می زنم. در جلسه تحقیقات مقدمات در محضر دادگاه کیفری استان صفحه 37 در تاریخ 29/9/91 از م.الف. فرزند ع.، متولد 1371، تحقیق شده است. س: برابر شکایت واصله متهم هستی به زنا با حیله و اکراه و عنف قبول داری یا نه؟ ج: ز.ح. با و.