منتفی بودن قصاص به علت رابطه نسبی

خلاصهٔ رأی

متولد ۱۳۷۱ با کد ملی* در ساعت ۱۷ از منزل خارج شده و تاکنون مراجعتی نداشته است.

متن کامل

منتفی بودن قصاص به علت رابطه نسبی Toggle navigation صفحه اصلی درباره ما درباره پژوهشگاه قوه قضائیه درباره پژوهشکده آرا تماس با ما دریافت نظرات و پیشنهادها عنوان: منتفی بودن قصاص به علت رابطه نسبی پیام: بلحاظ رابطه نسبی بین متهم و مقتول ( رابطه ابوت و بنوت ) مجازات قصاص نفس منتفی بوده و حکم به تحمل حبس تعزیری صادر می شود مستندات: شماره دادنامه قطعی : 9409988714700023 تاریخ دادنامه قطعی : 1401/03/31 گروه رأی : کیفری آراء منتخب پرونده: دادگاه بدوی مشخصات متن نتیجه تحلیلی کلید واژه ها نمایه قوانین مرتبط گردش پرونده عین عبارت چاپ متن متن تجمیعی پرونده قلم یکان ایران میترا ترافیک زر یاقوت تیتر رأی دادگاه بدوی پرونده کلاسه ۹۴۰۹۹۸۸۷۱۴۷۰۰۰۲۳ شعبه ۱ دادگاه کیفری یک * تصمیم نهایی شماره ۱۴۰۱۴۸۳۹۰۰۰۱۰۵۱۸۸۳ شکات: ۱. خانم ا. ا. ن. فرزند ک. با وکالت اقای ف. ظ. فرزند ح. به نشانی * و اقای س. ا. فرزند ع. به نشانی * ۲. دادسرای عمومی و انقلاب شهرستان سنندج - دادستان متهمین: ۱. اقای ل. ا. م. فرزند ح. ا. ۲. اقای س. م. نوره فرزند ل. ا. با وکالت اقای ن. ا. س. فرزند ف. ا. به نشانی * - روبروی دادگستری- دفتر وکالت ن. ا. س. ز. اتهام ها: ۱. قتل عمدی مسلمان ۲. معاونت در قتل عمدی بسمه تعالی، گردشکار رای؛ به تاریخ ۱۴۰۱/۰۳/۳۱ در وقت فوق العاده جلسه شعبه اول دادگاه کیفری یک استان کردستان بتصدی امضا کنندگان ذیل تشکیل است، پرونده کلاسه ۰۰۰۰۱۰۴ شعبه اول دادگاه کیفری یک استان کردستان بتصدی امضا کنندگان ذیل تحت نظر قرار دارد.، در این پرونده حکایت بدین شرح می باشد. که: در مورخ ۱۳۹۰/۷/۲۶شخصی به هویت ل. ا. م. فرزند ح. ا. به * مراجعه و اعلام مینماید. در مورخه ۹۰/۰۷/۲۵ که فرزندش بنام ش. م. متولد ۱۳۷۱ با کد ملی* در ساعت ۱۷ از منزل خارج شده و تاکنون مراجعتی نداشته است. قاضی محترم کشیک دستوراتی را به اداره جنایی پلیس اگاهی صادرمی نمایند ( صفحه ۱ پرونده ) . اقدامات پلیسی و فنی و مخابراتی جهت پیدایش فقدانی در دستور کار مامورین پلیس اگاهی قرار می گیرد. در مورخه ۹۰/۰۸/۰۶ جسد نامبرده در اطراف * زنده یافت می شود. ( صورتجلسه صفحه ۶ پرونده ) . پس از کشف جسد دستورات قضایی توسط معاون محترم وقت دادسرای سنندج بشرح صفحه ۷ پرونده مبنی بر اعزام جسد به پزشکی قانونی، دعوت اولیادم و بررسی اینکه مقتول با چه اشخاصی در ارتباط بوده است.صادر می گردد.کروکی کشف جسد تنظیم و بشرح صفحات ۹ لغایت ۱۳ پیوست می باشد.اظهارات اشخاصی که با مقتول در ارتباط بوده اند اخذ میگردد. در تحقیقات مشخص می شود. که مقتول ارتباطات متعددی با نسوان داشته و به خاطر ایجاد مزاحمت با افراد زیادی درگیر شده است. جسد به پزشکی قانونی اعزام شده است، در نظریه ان پزشکی قانونی اعلام شده که حدودا ده روز از مرگ مقتول گذشته و دچار فساد نعشی شده و دارای شکستگی جمجمه و خونریزی مغزی شده است. ( صص ۴۷ و ۴۸ ) . پزشکی قانونی علت تامه فوت مقتول را ضمن منفی اعلام نمودن نتیجه ازمایشات سم شناسی شکستگی جمجمه وخونریزی مغزی در اثر اصابت جسم سخت و یا بالعکس و عوارض ناشی از ان تعیین نموده است. ( ص ۸۴ ) . نتیجه ازمایش سم شناسی منفی و پیوست پرونده می باشد. ( صفحه ۱۲۶ ) . گواهی انحصار وراثت اخذ شده است. ( ۳۰۷ پرونده ) در راستای ارایه تحقیقات جهت شناسایی قاتل یا قاتلین، اقدامات مخابراتی بر روی شماره تلفن * که متعلق به مقتول بوده صورت می گیرد و تماسها و پیامکهای مقتول و اخرین افرادی که با وی ارتباط داشته اند مشخص می شوند در تحقیقاتی که از پدر مقتول صورت گرفته، اقای ل. ا. م. اظهار داشته که در تاریخ ۱۳۹۰/۷/۲۵ساعت ۱۷ من در مغازه ام در * ایستاده بودم که دیدم پسرم ش. لنگان لنگان سوار یک دستگاه پیکان کرم رنگ که سه نفر سرنشین داشت شد و پس از ان خبری از پسرم نشد و سپس از مغازه داری بنام ص. ن. در خصوص موضوع پیکان سوال شد که وی اظهار داشت که راننده پیکان به داخل مغازه امد و ایستک خرید و با حضور در پلیس اگاهی و مشاهده البوم مجرمین حرفه ای موفق به شناسایی کسی نشد در ادامه تحقیقات از تعدادی از دوستان مقتول به اسامی ش. س. فرزند م. ص. – س. چ. ح. فرزند ط. – ش. خ. پ. فرزند م. تحقیقاتی صورت گرفت که همگی متفق القول بیان داشته اند که مقتول با دختران زیادی دوست بوده و به همین علت درگیریهای زیادی داشته و بیشتر از همه با خانمی بنام س. ح. فرزند ا. رابطه داشته و به دلیل مخالفت خانواده ها برای مدتی ارتباط انها قطع شده ولی مجددا رابطه برقرار شده و شخصی بنام س. که خود را نامزد خانم س. ح. معرفی کرده تلفنی مقتول را تهدید کرده است. از خانم س. ح. به عنوان مطلع تحقیق و بیان داشته که دو سال است.که مقتول را می شناسد و بخاطر مخالفت خانواده ارتباط ما قطع شد و در خیابان دو ماه قبل من را دید و جلوی راهم را گرفت و من به دامادمان اقای ب. ش. ن. گفتم که با شیرکوه حرف بزند تا دیگر مزاحم من نشود. و از اقای ش. ن. نیز تحقیق شد که نامبرده اظهار داشته که خواستم با خانواده شیرکوه صحبت کنم تا مزاحم نشود. ولی موفق به این کار نشدم. سپس از فردی بنام پ. ک. در خصوص موضوع تحقیق شد که وی اظهار داشت من چند ماهی با خانم ح. دوست بودم و او گفته بود که قبلا با پسر دیگری دوست بوده ولی نامی از مقتول نبرد و من تا کنون اقای ش. م. را ندیده ام. در بررسی پرینت تماسهای مقتول مشخص شده که اخرین تماس مقتول با شماره *۷ بنام خانم ا. ک. فرزند ا. بوده لذا از وی تحقیق و بیان داشت که یک سال قبل با شیرکوه اشنا شدم و بعد از مدتی جدا شدیم و تا روز مفقودیت ایشان بصورت پیامکی با هم در ارتباط بودیم و صبح روز بعد از طریق یکی از دوستانش بنام س. ر. از قضیه خبردار شدم در حین رسیدگی به پرونده خانواده مقتول پنج برگ نامه دست نویس ارایه کردند. و اعلام داشته که این نامه ها از داخل مدارک شخصی مقتول پیدا شده و مضمون ۴ نامه عاشقانه و یکی از نامه ها تهدید امیز بود و زیر یکی از نامه ها متعلق به خانم س. ح. است.و از وی شکایت داریم و در این خصوص و نامه تهدید امیز از خانم س. ح. تحقیق که وی منکر نوشتن نامه شد و اظهار داشته که به خط من نیست و سپس اداره تشخیص هویت و کارشناسان خط بیان داشتند که نامه ها به خط خانم س. ح. است.و بین نامه ها و اوراق امتحانی خانم ح. تشابه زیادی وجود دارد. در حین تحقیقات از افرادی بنامهای ع. ش. – ز. ح. – ح. ت. و ف. ه. تحقیق که همگی منکر قتل و اطلاع از قتل شدند این مرجع در راستای تکمیل تحقیقات طی دستوراتی به پلیس اگاهی جهت اقدامات مخابراتی و انتن دهی سیمکارتهای مقتول و سیم کارتهای مظنونین اقدام نمود که با توجه به گذشت زمان موفقیتی حاصل نشد. در ادامه تحقیقات با توجه به اینکه یکی از مظنونین اصلی که پدر مقتول نیز از وی شاکی بوده یعنی خانم س. ح. مجددا" بعنوان مطلع احضار و در خصوص اتهام نامه تهدید امیز به وی تحقیق شد که وی منکر نوشتن این نامه و اظهار داشته به خط من نیست و من اکنون ازدواج کرده و از قتل وی همان موقع متاسف شدم سپس برگ دست نویس به کارشناسی خط ارجاع که اظهار داشته متعلق به وی نیست لکن با ارسال نامه تهدید امیز و سایر اوراق امتحانی متعلق به خانم ح. به پلیس تشخیص هویت مرکزی ناجا، این مرجع اظهار داشته که نامه تهدید امیز با خط خانم س. ح. نوشته شده است. در حین رسیدگی به پرونده پدر و مادر مقتول به خاطر این قتل از هم جدا شده و پدر مقتول با حضور در مرجع قضایی تقاضای دیه از بیت المال کرده است.لکن مدتی بعد پدر مقتول با حضور در مرجع قضایی اظهار داشته که فرزندم بنام س. م. قاتل است.و نزد من به قتل اعتراف کرده است.لذا نسبت به جلب متهم س. م. اقدام نموده که متهم هنگام حضور در مرجع قضایی و مواجهه حضوری با پدرش با حالت تعجب خطاب به پدرش اظهار داشته که ایا من کشتم؟ و سپس با حالتی منقلب لب به اعتراف گشود. و اظهار داشته که نمی خواستم پدرم را لو دهم واقعیت این است.که پدرم * را کشت. در روز حادثه به من گفت تو فقط شیرکوه را به بهانه وجود مشروبات در * به انجا بیاور تا من کارش را تمام کنم و من و برادرم شیرکوه به کوه رفتیم و پدرم با چوب بزرگی که از قبل تهیه کرده بود چند ضربه به ناحیه سر و گیجگاهی برادرم زد و و او نقش بر زمین شد و من فقط نظاره گر بودم. سپس با توجه به اظهارات متهم پدر مقتول نیز ل. ا. م. نیز بازداشت و در اختیار اداره اگاهی قرار گرفتند و زمانی که متهمان برای بازسازی صحنه قتل به محل وقوع قتل اعزام شدند متهم ردیف دوم س. م. که به اتهام معاونت در قتل در بازداشت بوده اعترافات خود را انکار نموده و اظهار داشته که خواستم پدرم را اذیت کنم و او قاتل نیست. در ادامه تحقیقات مادر مقتول خانم ا. ا. ضمن حضور در مرجع قضایی اظهار داشته که قسم می خورم که قاتل همین اقای ل. ا. م. است.و از همان ابتدا می دانستم و دلیل و مدرکی نداشتم چرا که هر وقت با او جر و بحث پیش می امد به من گفت خوب کاری کردم که داغ شیرکوه را بر دلت گذاشتم تو می خواستی او را علیه من تحریک کنی شخصی مطلع بنام خانم ن. م. ی ضمن حضور در مرجع قضایی اظهار داشت که اقای ل. ا. م. پس از قتل فرزندش به من گفت که این قتل کار اطلاعات یا اگاهی است.و سپس ۸ ماه بعد از واقعه، من ایشان را در بازار * دیدم و چون ناراحت بودم و دلیل ناراحتیم را پرسید که من گفتم به خاطر فرزندم ناراحتم و سپس اقای ل. ا. م. اظهار داشته که من کار شیرکوه را تمام کردم و اگر کار او را تمام نمی کردم او کار من را تمام می کرد نهایتا" اخرین دفاع متهمان اخذ و نسبت به صدور قرار جلب به دادرسی و کیفرخواست در خصوص ل. ا. م. دایر بر قتل عمدی و در خصوص س. م. دایر بر معاونت در قتل عمدی صادر شده است.در خصوص سایر اشخاص قرار منع تعقیب صادر شده است. پرونده شخصیت متهمین تشکیل و لف پرونده می باشد.، پس از ارجاع پرونده به این دادگاه در راستای اعمال مواد ۳۸۷ و ۳۸۸ قانون ایین دادرسی کیفری اقدام و پس از اتمام مهلت ایرادات دادرسی نسبت به تنظیم گزارش جامع از پرونده و سپس نسبت به تعیین وقت رسیدگی و دعوت و احضار طرفین اقدام گردید، جلسات دادرسی با حضور طرفین تشکیل و النعایه در مورخه ی ۱۴۰۱/۰۳/۲۹ جلسه دادرسی مجدد تشکیل، نسبت به استماع نظر نماینده محترم دادستان ( بلحاظ قرایت کیفرخواست در جلسه دادرسی مورخه ی ۱۴۰۰/۰۴/۱۲ ) ، شکایت ولی دم و وکیل وی، اظهارات متهمین و وکیل ایشان و اخذ اخرین دفاع متهمین اقدام گردید، نظر به مراتب فوق اعضای دادگاه پس از شور ختم رسیدگی را اعلام و با استعانت از خداوند متعال و با تکیه بر شرف و وجدان مبادرت به صدور رای می نمایند. رای دادگاه به موجب کیفرخواست شماره ی۱۴۰۰۴۸۴۳۰۰۰۰۱۶۷۳۴ صادره از دادسرای عمومی وانقلاب شهرستان سنندج و شکایت خانم ا. ا. نوره ولی دم مقتول ش. م. در گواهی انحصار وراثت صادره از شعبه دوازدهم شورای حل اختلاف شهرستان سنندج مضبوط در صفحه ۳۰۷ پرونده، اقایان به اسامی ۱- ل. ا. م. فرزند ح. ا. به شماره ملی*، ا. با صدور قرار قبولی وثیقه و با وکالت اقای ن. ا. س. ۲- س. م. فرزند ل. ا. به شماره ملی*، ا. با صدور قرار قبولی وثیقه و با وکالت اقای ن. ا. س. ز. متهم هستند به: ردیف اول مباشرت در قتل عمدی مقتول ش. م. و متهم ردیف دوم معاونت در قتل عمدی مقتول موصوف از طریق تسهیل وقوع قتل، دادگاه با عنایت به دلایل مندرج در پرونده از جمله شکایت ولی دم، گواهی معاینه و تشریح جسد و نظریه پزشکی قانونی که حکایت از علت تامه فوت بلحاظ شکستگی جمجمه و خونریزی مغزی ناشی از اصابت جسم سخت یا بالعکس و عوارض ناشی از ان تعیین شده است، اقاریر صریح و مقرون به واقع متهم دوم س. م. نزد بازپرس و در مرجع انتظامی با این توضیح که متهمین با یکدیگر دچار اختلاف شده، ل. ا. م. به پلیس اگاهی مراجعه و اعلام می دارد. که به فرزند خویش س. م. مظنون بوده و از ایشان شکایت دارد.، س. با راهنمایی متهم ردیف اول جلب و در نزد بازپرسی اقرار می نماید. که اینجانب س. م. فرزند لطف الله قتل را قبول ندارم. پدرم یک روز به من گفت به من [و] برادرم توی ابیدر کارتن ابجو قایم کردند. با هم بریم بیاریم گفت باش رفتیم اونجا شیرکو پاش شکسته بود نشست زمین و پدرم از پشت بهش ضربه زد و نگاهش کرد و دوباره ضربه زد گفت بیا بریم خانه … بله با دو یا سه ضربه چوب به پشت سرش زد و با دومی ضربه افتاد و وقتی افتاد دوباره زد … من فقط پدرم را همراهی کردم چون اگر نمی رفتم مطمین نمی شد ( صفحات ۳۸۲و۳۸۳ ) همچنین س. م. در مرجع انتظامی ضمن تکرار مراتب فوق انگیزه اقای ل. ا. م. از ارتکاب قتل را بی اقراری و فحاشی از ناحیه مقتول به ایشان عنوان نموده و اظهار داشه است.حاضرند محل دقیق کشف جسد را به مامورین نشان می دهد ( صفحه۳۹۶ ) و در ادامه اظهار داشته است.که اقای ل. ا. م. که یک عدد چوب از قبل تهیه کرده بود و دو یا سه ضربه به پشت سر مقتول زد و چوب ( الت قتاله ) را در فاصله ۵۰تاصد متری جسد انداخته و محل درگیری با مقتول و محل کشف جسد را یکسان اعلام نموده اند، همچنین زمان وقوع قتل را ساعت ۵یا ۶ بعدازظهر فصل پاییز اعلام نموده اند با مداقه در محتویات پرونده علی الخصوص اظهارات مطلع خانم ا. م. دختر اقای ل. ا. م. و خواهر مقتول، متهمین و مقتول با یکدیگر دارای اختلاف بوده و مدام درگیری لفظی داشته اند که این امر موید اقاریر و اظهارات س. م. درخصوص انگیزه ای اقای ل. ا. م. در ارتکاب قتل می باشد.، همچنین اظهارات اقای س. م. مبنی بر وارد شدن ضربات متعدد به ناحیه پشت سر مقتول کاملا با گواهی معاینه و تشریح جسد که حکایت از شکستگی های متعدد در جمجمه مقتول دارد. مطابقت دارد.، ملاحظه می گردد. که متهم اقای س. م. بشرح صفحات ۳۹۷ و ۳۹۸ پرونده در مرجع انتظامی اظهار داشته است.که موضوع مشروب [وجود مشروب در ابیدر] دروغ بود پدرم این نقشه را طراحی کر