مقررات مرورزمان درخصوص جنبه عمومی مجازات جرایم عمدی مستوجب دیه و قصاص

خلاصهٔ رأی

مقررات مرورزمان درخصوص جنبه عمومی مجازات جرایم عمدی مستوجب دیه و قصاص Toggle navigation صفحه اصلی درباره ما

متن کامل

مقررات مرورزمان درخصوص جنبه عمومی مجازات جرایم عمدی مستوجب دیه و قصاص Toggle navigation صفحه اصلی درباره ما درباره پژوهشگاه قوه قضائیه درباره پژوهشکده آرا تماس با ما دریافت نظرات و پیشنهادها عنوان: مقررات مرورزمان درخصوص جنبه عمومی مجازات جرایم عمدی مستوجب دیه و قصاص پیام: جنبه عمومی مجازات جرایم عمدی مستوجب دیه وقصاص، مشمول مقررات مرور زمان می گردد. مستندات: شماره دادنامه قطعی : 9209987280200434 تاریخ دادنامه قطعی : 1395/01/24 گروه رأی : کیفری آراء منتخب پرونده: شعبه دیوان عالی کشور مشخصات متن نتیجه تحلیلی کلید واژه ها نمایه قوانین مرتبط گردش پرونده عین عبارت چاپ متن متن تجمیعی پرونده قلم یکان ایران میترا ترافیک زر یاقوت تیتر رأی شعبه دیوان عالی کشور در این پرونده در تاریخ ۱۳۹۲/3/28 شکایتی توسط آقای م. ق. ن فرزند الف. علیه آقای ع.الف. م. فرزند م. به دادسرای عمومی و انقلاب شهرستان مرودشت تقدیم و به موجب آن اعلام کرده است که در تاریخ ۱۳۷۳/3/29 که حدوداً سیزده ساله بوده است توسط متهم. چشم چپ اینجانب با سرنگ مجروح شده است که مبتلا به نابینایی کل از این چشم شده ام پس از صدور دستور تحقیق توسط دادستان عمومی و انقلاب شهرستان مذکور به شرح صفحه 4 پرونده تحقیقات توسط پاسگاه انتظامی ا... انجام و گزارش طی صفحه 16 پرونده تنظیم و تقدیم دادستان مذکور کرده است که به شعبه سوم بازپرسی دادسرای فوق ارجاع شده است ، به موجب صفحه 17 پرونده از شاکی تحقیق : عمل آمده است که نامبرده اعلام نموده در سال 1373 که سیزده ساله بوده است توسط پسرخاله اش که وی متولد 1358 می باشد به وسیله سرنگ مورد اصابت قرار گرفته و چشم چپ وی مجروح و در حال حاضر کاملاً نابینا شده است و متقاضی رسیدگی شده است ، متهم احضار و از وی به شرح صورت جلسه مورخ ۱۳۹۲/4/11 برگ 18 پرونده تحقیق که به طور کامل موضوع را منکر شده است بازپرس شعبه دستور تحقیقات محلی صادر کرده است که توسط پاسگاه انتظامی ا... انجام و به شرح برگ 41 پرونده نتیجه را به مرجع قضائی اعلام کرده است و هم زمان شاکی نسبت به تهیه استشهادیه محلی اقدام که شهود موضوع شکایت وی را تأیید کرده اند ، در تاریخ ۱۳۹۲/4/17 به متهم تفهیم اتهام و قرار تأمین از نوع وثیقه; در موردش صادر و به زندان اعزام و در تاریخ ۱۳۹۲/4/18 با صدور قرار قبولی وثیقه آزاد شده است ، از پدر به موجب برگ 69 پرونده تحقیق و اعلام کرده است که حدوداً نوزده; سال قبل در حالی که در منزل حضور نداشتم خبرش داده اند که چشم فرزندش به وسیله پسرخاله وی مورد صدمه قرار گرفته که چون حوصله و هزینه پیگیری نداشته است و به خاطر مادر متهم و خدا رضایت داده است ولکن نامبرده با حضور در دفتر اسناد رسمی شماره 197 مرودشت اعلام نموده است که بابت صدمه وارده به چشم چپ فرزند که در تاریخ ۱۳۷۳/3/29 واقع شده است هیچگونه اعلام رضایتی نکرده است ;برگ 76; در این مرحله از رسیدگی بازپرس محترم به موجب قرار شماره 200442 . ; ۱۳۹۲/4/19 با توجه اینکه پدر شاکی به شرح صورت جلسه مورخ ۱۳۹۲/4/19 اعلام نموده است که در زمان وقوع رضایت داده است مبادرت به صدور قرار موقوفی تعقیب کرده است که آقای الف. ع. به وکالت از شاکی ، قرار مزبور طی لایحه ای به شرح صفحات 77 الی 80 پرونده به قرار صادره اعتراض کرده است و پرونده برای رسیدگی به اعتراض به شعبه 103 دادگاه عمومی مرودشت ارجاع و این شعبه به موجب رأی شماره 700689 . ; ۱۳۹۲/6/6 قرار صادره از ناحیه بازپرسی را نقض کرده است و بر این اساس شعبه دوم بازپرسی دادسرای عمومی و انقلاب مرودشت به شرح برگ 84 پرونده قرار مجرمیت صادر و پس از موافقت دادستان با صدور کیفرخواست پرونده امر به دادگاه کیفری استان فارس ارسال و به شعبه دوم آن محاکم ارجاع و این شعبه به موجب رأی شماره 600120 -۱۳۹۲/8/8 با توجه به اینکه سن متهم در زمان وقوع جرم کمتر از پانزده سال بوده است ضمن نفی صلاحیت خویش به دلیل نامعلوم به صلاحیت دادگاه اطفال شهرستان جهرم اعلام نظر کرده است و پرونده به آن مرجع ارسال که به شعبه 102 دادگاه عمومی جزائی جهرم ارجاع و این شعبه به موجب قرار شماره 500170 . ۱۳۹۲/10/1 به شرح صفحه 87 پرونده پرونده را به شعبه دوم دادگاه کیفری استان اعاده نموده و این شعبه مجدداً به موجب شماره 600820 . ; ۱۳۹۲/10/15 قرار عدم صلاحیت به صلاحیت دادگاه اطفال مرودشت اعلام و پرونده را به آن مرجع ارسال می نماید پس از ثبت در شعبه 101 دادگاه عمومی جزائی مرودشت این مرجع به موجب رأی شماره 501780 . ; ۱۳۹۲/10/24 صلاحیت خود را نپذیرفته و با حدوث اختلاف در صلاحیت پرونده به دیوان عالی کشور ارسال می شود که شعبه 37 دیوان عالی به موجب رأی شماره 201058 . ; ۱۳۹۲/12/17 با اعلام صلاحیت دادگاه کیفری استان فارس حل اختلاف کرده است ، پس از ثبت مجدد پرونده در شعبه دوم دادگاه تجدیدنظر استان فارس و انجام تحقیقات از طرفین و شهود النهایه به موجب دادنامه شماره 600159-۱۳۹۳/10/7 با استناد به ماده 91 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 و با عنایت به سن متهم درزمان وقوع جرم و متفی دانستن موضوع قصاص و مستنداً به مواد 92 و 93 و بند پ ماده 89 و 587 مارالذکر و ماده 614 قانون مجازات اسلامی کتاب تعزیرات مشارالیه را به پرداخت یک دوم دیه یک انسان در حق شاکی خصوصی و تحمل شش ماه حبس محکوم کرده است ، پس از ابلاغ رأی به محکوم علیه و وکیل مشارالیه آقای ع.الف. ی. به موجب یک فقره لایحه در چهار برگ (صفحات 182 الی 185 به رأی صادره اعتراض و تقاضای تجدیدنظر کرده است که پرونده به دیوان عالی کشور ارسال و به این شعبه ارجاع و تحت نظر است ، مشارالیه در لایحه تقدیمی خود اعلام نمود که اولاً محکوم علیه منکر انجام عمل ادعای شاکی است ثانیاً حسب ماده 757 قانون مدنی صلح انکار دعوی نیز جایز است بنابراین درخواست صلح اقرار محسوب نمی شود و متأسفانه دادگاه بدوی در رأی خود رسید عادی مبنی بر دریافت مبلغی توسط پدر شاکی در زمان وقوع حادثه و اعلام رضایت را اقرار ضمنی تلقی نموده است و به علاوه شاکی در صفحه 53 الی 54 پرونده صراحتاً اعلام نموده که قبلاً شکایت کرده و سپس اعلام رضایت نموده است به علاوه اینکه نقض از شهود نیز اعلام نموده اند که پدر شاکی پس از وقوع حادثه اعلام شکایت کرده و سپس اعلام رضایت نموده است و با توجه به اینکه مجنی علیه صغیر بوده است پدر وی به عنوان ولی قهری مبادرت به رضایت کرده است مضافاً اینکه جنبه عمومی جرم با توجه به زمان وقوع آن; و گذشت بیست سال از آن تاریخ مشمول مرور زمان شده است و با عنایت به اینکه رعایت جنبه عمومی جرم به لحاظ بیم تجری جانی می باشد در مانحن فیه منتفی می باشد و با ذکر یک سری مطالب دیگر تقاضای تجدیدنظر کرده است که مفاد آن حین المشاوره قرائت خواهد شد . هیأت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید . پس از قرائت گزارش آقای غلامحسین حیدری عضوممیز و ملاحظه اوراق پرونده و نظریه کتبی آقای فریبرز لشکری دادیار دیوان عالی کشور اجمالاً مبنی در وضع فعلی با توجه به نقص تحقیقاتی راجع به بلوغ شرعی مرتکب در زمان وقوع جرم در راستای احراز مسئولیت جزائی و مسئول پرداخت دیه حکم تجدیدنظرخواسته را درخور تأیید نمی دانم و عقیده بر نقص و رسیدگی مجدد در دادگاه هم عرض دارم . در خصوص دادنامه شماره 600159 . ; ۱۳۹۳/10/7 تجدیدنظرخواسته مشاوره نموده چنین رأی می دهد : رأی شعبه دیوان عالی کشور درخصوص تجدیدنظرخواهی آقای الف. ی. به وکالت از آقای ع.الف. م. نسبت به دادنامه شماره 600159 . ; ۱۳۹۳/10/7 صادر شده از شعبه دوم دادگاه کیفری استان فارس که تحت نظر قرار گرفت و به موجب دادنامه مذکور آقای ع.الف. م. به اتهام ایراد صدمه بدنی عمدی منتهی به نابینا شدن چشم چپ آقای م. ن در تاریخ ۱۳۷۳/3/29 حدود بیست سال قبل تحت تعقیب قرار گرفته و با توجه به محتویات پرونده به شرح منعکس در دادنامه مذکور و با ذکر مستندات قانونی به پرداخت یک دوم دیه کامل و هم چنین به لحاظ اینکه موضوع قصاص با توجه به وضعیت خاص متهم که در زمان وقوع جرم حدوداً پانزده ساله بوده است میسر و ممکن نیست با استناد به ماده 91 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 به تحمل شش ماه حبس محکوم شده است قطع نظر از اینکه حسب محتویات پرونده ، در زمان وقوع جرم پدر مصدوم به سبب صغیر بودن وی به ولایت از نامبرده اعلام شکایت کرده و سپس به لحاظ قرابت فیما بین صرف نظر کرده است و هم چنین صرف نظر از اینکه دادگاه در خصوص سن متهم در زمان وقوع حادثه هیچگونه تحقیقی معمول نداشته که ضروری بوده نظریه کارشناس مربوط در این مورد اخذ تا دقیقاً مبرهن و معلوم شود که آیا وی در آن زمان به حد بلوغ شرعی رسیده بوده است یا خیر ، مضافاً عمدی و یا خطایی بودن حادثه نیز روشن و مبرهن نیست و چنانچه هر یک از موارد مزبور محرز شود قانوناً حکم قضیه نیز خصوصاً پرداخت دیه توسط متهم یا عاقله او متفاوت می شود و از طرفی محکوم علیه در تمامی مراحل دادرسی منکر اتهام انتسابی شده است و با توجه به اینکه از زمان وقوع حادثه بیش از بیست سال سپری شده است و جنبه عمومی جرم بر فرض عمدی بودن از مصادیق بارز مشمول مرور زمان شده است و صدور رأی بر محکومیت آقای ع.الف. م. از این حیث فاقد مستند قانونی است و در مجموع رأی صادره بدون توجه به دلایل و مدافعات محکوم علیه صادر شده است و مستنداً به بند ب ماده 265 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور کیفری رأی مزبور نقض و با توجه به بند 4 ذیل بند ب ماده فوق الذکر رسیدگی مجدد را به شعبه هم عرض دادگاه صادر کننده رأی مذکور محول می کند . شعبه سی و هفتم دیوان عالی کشور - رئیس و عضو معاون سید عباس بلادی - غلامحسین حیدری فهرست شعبه دیوان عالی کشور شعبه دیوان عالی کشور نقد رأی نقد رأی نام * : رایانامه * : توضیح: کدتصویری: تعدادموافق: 0 ـ تعدادمخالف: 0 نقدهای شما تماس با ما نشانی: تهران اتوبان چمران شمال ، اتوبان یادگار جنوب، بعد از خروجی اوین درکه، پشت مجتمع دشت بهشت، خیابان شهید قدوسی کد پستی : 1983846514 تلفــــن : 22376843 دورنگار : 22376840 سامانه پیام کوتاه:5000969900070 رایانامه : bijp@jri.ac.ir پیوندها پژوهشگاه قوه قضاییه قوه قضاییه جمهوری اسلامی ایران مرکز آمار و فناوری اطلاعات قوه قضاییه روزنامه رسمی کشور معاونت حقوقی قوه قضاییه مرکز مطبوعات و انتشارات قوه قضاییه نسخه کلیه حقوق برای پژوهشگاه قوه قضاییه محفوظ است