مفهوم شرط بنایی و شرط تبانی

خلاصهٔ رأی

یه پنجاه عدد سکه بهار آزادی و هزینه عمره مفرده با خوانده ازدواج نموده‌اند، بعد از مدتی متوجه شده‌اند موهای سر خوانده طبیعی نبوده بلکه مصنوعی می‌باشد که قبل از عقد این عیب را از موکل پنهان نموده بود و موکل از عیب مشارالیها مطلع نبوده، لذا اجمالاً درخواست صدور حکم به محکومیت خوانده به استناد ماده 1128 قانون مدنی، تقاضای صدور حکم بر فسخ نکاح با احتساب کلیه خسارات دادرسی مورد استدعاست، خواستار گردیده است.

متن کامل

مفهوم شرط بنایی و شرط تبانی Toggle navigation صفحه اصلی درباره ما درباره پژوهشگاه قوه قضائیه درباره پژوهشکده آرا تماس با ما دریافت نظرات و پیشنهادها عنوان: مفهوم شرط بنایی و شرط تبانی پیام: شرط بنائی ناظر بر عدم نقصان است به طوری که عقد بدون تصریح هم، منصرف به آن باشد و به منزله ذکر در عقد است اماشرط تبانی ناظر بر شرط کمال است ؛ صفت خاصی شرط شده که در زمره شروط قبل از عقد است که اغلب فقهای امامیه آن را ذیل و یا جزء شروط ضمن عقد مقرر داشته اند. مستندات: ماده 232ماده 1128 قانون مدنی - شماره دادنامه قطعی : 9309970908100181 تاریخ دادنامه قطعی : 1393/12/18 گروه رأی : حقوقی آراء منتخب پرونده: شعبه دیوان عالی کشور مشخصات متن نتیجه تحلیلی کلید واژه ها نمایه قوانین مرتبط گردش پرونده عین عبارت چاپ متن متن تجمیعی پرونده قلم یکان ایران میترا ترافیک زر یاقوت تیتر رأی خلاصه جریان پرونده به حکایت دادخواست آقای ح.د. با وکالت آقای م.ر. و خانم خ.ق. به طرفیت خانم ع.ر. با وکالت بعدی آقای ن.ش. (ص 38) و متعاقباً آقایان ن.ش. و الف. ج. (ص 42) به خواسته صدور حکم بر فسخ نکاح به لحاظ تدلیس در ازدواج با احتساب کلیه خسارات دادرسی؛ در مشروحه دادخواست ابراز شده اجمالاً؛ موکل اینجانبان به‌موجب عقد دائم مورخ 1390/11/7 با مهریه پنجاه عدد سکه بهار آزادی و هزینه عمره مفرده با خوانده ازدواج نموده‌اند، بعد از مدتی متوجه شده‌اند موهای سر خوانده طبیعی نبوده بلکه مصنوعی می‌باشد که قبل از عقد این عیب را از موکل پنهان نموده بود و موکل از عیب مشارالیها مطلع نبوده، لذا اجمالاً درخواست صدور حکم به محکومیت خوانده به استناد ماده 1128 قانون مدنی، تقاضای صدور حکم بر فسخ نکاح با احتساب کلیه خسارات دادرسی مورد استدعاست، خواستار گردیده است. این دادخواست (ص 5) فاقد شماره و تاریخ ثبت و به شعبه بیستم محاکم خانواده تبریز در مورخ 1391/2/3 ارجاع گردیده است، دادرس محترم پرونده ظهر ورقه دادخواست دستور تعیین وقت دادرسی داده است، وقت دادرسی به وکلای خواهان ظهر دادخواست حضوراً (ص 5) و به خوانده خانم ع.ر. (ص 6) ابلاغ گردیده است. وکلای خواهان آقای م.ر. و خانم خ.ق. ضمن دادخواست و در تاریخ 1391/7/22 (ص 38) وکیل خوانده آقای ن.ش. (ص 38) و متعاقباً آقایان ن.ش. و الف. ج. (ص 42) در تاریخ 1391/8/14 مقارن اجلاس 1391/8/15 دادرسی (ص 43) اعلام وکالت نموده‌اند در حدود اختیارات وکالت‌نامه شماره 997113 سری ص وکلای خواهان با ابراز پایه پروانه اول حق دادخواهی بدوی- تجدیدنظرخواهی- فرجام‌خواهی مقرر شده است وکلای خوانده آقای ن.ش. (ص 38) بدواً مطالعه پرونده و متعاقباً (ص 42) در حدود اختیارات وکالت‌نامه شماره ... سری ص حق دادخواهی بدوی- تجدیدنظرخواهی-فرجام‌خواهی مقرر شده است، در مورخ 1391/8/14 اعلام وکالت نموده‌اند. اجلاس اول دادرسی در مورخ 1391/3/6 (ص 13) منعقد با عدم حضور خواهان آقای ح.د. و با عدم حضور وکلای خواهان آقای م.ر. و خانم خ.ق. لکن تقدیم لایحه و حضور خوانده خانم ع.ر. و با تقدیم لایحه از گزارش مطالب تکرار مکررات طرفین پرونده در طول دادرسی خودداری می‌شود. وکیل خواهان آقای م.ر. طی لایحه وکیل خواهان (ص 7 و 8) اجمالاً خواسته به شرح دادخواست است، دلایل در دادخواست ابراز و تقاضای صدور حکم به شرح خواسته مورد استدعا است، حسب ادعای موکل متوجه گردیده که در نکاح تدلیس وجود داشته و از دید خواهان مخفی مانده است، به استناد ماده 1128 قانون مدنی با توجه به اشتراط صفت توسط احد زوجین فروض ذیل ممکن است در ضمن عقد به‌طور صریح شرط شود و یا به‌طور صریح شرط نشود و یا قبل از عقد مقرر شود حسب اظهار موکل نامبرده در هنگام خواستگاری خوانده را با روسری و موی به ظاهر طبیعی مشاهده نموده بعداً خلاف این امر روشن شده است. خوانده خانم ع.ر. در لایحه (ص 10 و 11) و در اجلاس اول دادرسی درمجموع نسبت به خواسته دعوی خواهان دفاع نموده؛ در تاریخ 1390/11/7 به عقد دائم خواهان یادشده درآمده که پس از حدود دو هفته زندگی مشترک بدون علت و بدون هیچ‌گونه عذر و بهانه زندگی مشترک را ترک نموده است، زوج سال‌های سال با خانواده اینجانب آشنایی از نزدیک داشته لذا هیچ‌گونه ریا و پنهان‌کاری در بین نبوده و از وضعیت خانوادگی و شخصی اینجانبه نیز اطلاع کامل داشته است، همان‌طورکه در ماده 1123 قانون مدنی در شش بند مقرر است هیچ‌یک از موارد عیوب مورد فسخ نکاح در اینجانبه وجود نداشته و ندارد، اینجانبه دادخواست مطالبه مهریه داده و در این مدت مخارج و نفقه مرا نداده است، تقاضای رد دعوی خواهان را دارم، در جریان خواستگاری خواهرش و مادرش بوده و سرباز پیش آن‌ها بودم و آن‌ها مرا می‌دیدند اصلاً موی مصنوعی صحت ندارد فقط موهایم پرپشت نیست و تدلیسی نبوده است، موی مصنوعی استفاده نکرده و کم‌مو بودن را هم مخفی نکرده‌ام، سؤال دادرس پرونده آیا بر اساس سند عادی ازدواج کردید؟، جواب: بلی بنا بود بعد از دو ماه ثبت شود. در اخیر اجلاس دادرسی دادرس محترم پرونده در مورخ 1391/3/6 (ص 13) ختم دادرسی را ابراز نموده‌اند و طی دادنامه شماره 00341-1391مورخ 1391/3/8 در شکل دعوی اعلام رأی نمودند بدین اشعار (ص 14) که ثبت نکاح دائمی صورت نگرفته و علقه زوجیت به‌صورت عادی ثبت و صیغه جاری شده است از آنجایی‌که ازدواج ادعایی فاقد سند رسمی ازدواج بوده و هرگونه فسخ مستلزم ثبت رسمی وفق ضوابط قانونی می‌باشد و از حیث مقررات جاریه ورود به ماهیت خواسته بدون طی مراحل موصوف فاقد وجاهت بوده قرار عدم استماع دعوی صادر می‌نماید. دادخواست تجدیدنظرخواهی (ص 18) در مقام اعتراض از رأی بدوی از سوی وکیل خواهان بدوی آقای م.ر. به وکالت از آقای ح.د. تقدیم شده است، اجمالاً درخواست صدور حکم به نقض دادنامه بدوی را خواستار گردیده است این دادخواست به شماره 59-1391/4/3 ثبت و متعاقب ابلاغ تبادل لوایح به محاکم تجدیدنظر استان آذربایجان شرقی ارسال و به شعبه سیزدهم تجدیدنظر استان ارجاع گردیده است. شعبه سیزدهم تجدیدنظر استان آذربایجان شرقی در وقت فوق‌العاده ختم دادرسی اعلام نمودند در وقت فوق‌العاده دادرسان محترم پرونده در مورخ 1391/5/4 (ص 22) ختم دادرسی را ابراز نموده‌اند و طی دادنامه شماره 00547-1391مورخ 1391/5/5 (ص 22) اعلام رأی نمودند اجمالاً: نظر به اینکه ثبت ازدواج برای طرح دعوی فسخ‌ آن و رسیدگی به دعوی مذکور ضرورت ندارد اعتراض به رأی بدوی از سوی معترض را موجه تشخیص داده با نقض قرار به دادگاه بدوی جهت رسیدگی ماهوی اعاده داده‌اند. دادرس محترم پرونده در شعبه بیستم محاکم خانواده تبریز در مورخ 1391/5/17 (ص 23) اتخاذ تصمیم به ‌اجلاس دادرسی اعلام نموده است وقت دادرسی به وکلای خواهان آقای م.ر. و خانم خ.ق. (ص 25 و 26) و به خوانده خانم ع.ر. (ص 24) ابلاغ گردیده است. اجلاس دوم دادرسی در مورخ 1391/6/19 (ص 28) منعقد، با عدم حضور خواهان آقای ح.د. و با عدم حضور وکلای خواهان آقای م.ر. و خانم خ.ق. لکن تقدیم لایحه (ص 27) و حضور خوانده خانم ع.ر. وکیل خواهان طی لایحه (ص 27) ابراز داشته است؛ از اطاله کلام خودداری خواهان جهت اثبات ادعای خود شهودی را می‌تواند به دادگاه معرفی کند، خوانده اجلاس دوم دادرسی نسبت به اظهارات خواهان دفاع نموده: موهایم کم پشت است، عکسم را به همسرم نشان دادم و به خودش سرم را نشان دادم ولی اینکه مخفی کرده باشم خیر چنین چیزی نیست. در این لحظه وکیل خواهان دعوی وارد شد و ابراز داشت: عرایض به شرح لایحه تقدیمی و دفاعیات قبلی است. دادرس پرونده در ظهر ورقه (ص 28) مورخ 1391/6/19 اتخاذ تصمیم به قرار اعدادی استماع شهادت شهود گرفته است. وقت دادرسی به وکلای خواهان آقای م.ر. و خانم خ.ق. (ص 29 و 30) و به خوانده خانم ع.ر. (ص 31) ابلاغ گردیده است (صرفاً در اوراق ابلاغیه وکلای خواهان مرقوم شده شهود ادعایی خود را حاضر نمایید). اجلاس سوم دادرسی در مورخ 1391/7/17 (ص 34) منعقد با حضور خواهان آقای ح.د. و با حضور وکیل خواهان آقای م.ر. و حضور خوانده خانم ع.ر. دستور اجلاس استماع شهادت شهود است. وکیل خواهان ابراز داشت (ص 34) (شهود در محضر آماده‌اند احد از شهود از امضاءکنندگان ذیل عقدنامه که بر موضوع ادعایی خواهان و اینکه پس از عقد و در قبال ادعای زوج، زوجه چگونه جواب داده و همچنین همسر اول خواهان در خصوص ادعای زوج آماده شهادت هستند) دادرس پرونده خطاب به وکیل خواهان آقای م.ر. شهادت بر چه امری واقع می‌شود؟ جواب: احد از شهود الف. ن. با توجه به آشنایی از نزدیک با زوجین پس از وقوع عقد اطلاع موکل از اینکه تدلیس در نکاح شده و مذاکره با برادر زوجه که حسب اظهار شاهد از برادر زوجه کاشت مو انجام شده است و این خود قرینه به عدم اطلاع زوج از عدم وجود مو در سر خوانده است و همسر اول خواهان با توجه به اینکه از موارد شهادت خاص زنان است در خصوص مورد ادعا عدم وجود مو در سر خوانده آماده شهادت هستند. دادرس پرونده خطاب به خوانده خانم ع.ر. شما چه می‌گویید؟ جواب خوانده: مادرش دو بار آمده و سر مرا دیده‌اند. دادرس محترم پرونده به شرح اوراق تعرفه گواه از شهود تحقیق نموده است اظهارات شهود- اظهارات شاهد خانم ف.الف. (ص 32) مشعر بر: (من همسر اول زوج هستم چون نازا هستم اجازه ازدواج دادم یک زن گرفت به نام ع.ر. شام مهمان دعوت کردیم و ع. با دخترش آمد همان روز دیدیم که موهای سرش کم است خبر نداشت عکس دادن را من قبول دارم ولی عکس روباز نبود یا عکس باحجاب داده بود مهمان که آمد و سرش را آن‌گونه که دید برد گذاشت منزل پدری و همسرم برگشت به منزل دیدم ناراحت است تا صبح نخوابید، گفتم چرا ناراحتی گفت سرش را ندیده بودم من هم بعد از ازدواج دیدم.) اظهارات شهود- اظهارات شاهد آقای الف. ن. (ص 33) مشعر بر: (اینجانب شاهد ازدواج آقای ح.د. و خانم ع.ر. بودم، بعد از عقد آقای ح.د. به بنده گفت که خانم ر. موهای سرش ریخته و بنده موضوع را با برادر خانم ر. در میان گذاشتم او گفت مسئله‌ای نیست ما با دکتر صحبت کردیم و موهایش درست خواهد شد.) دادرس پرونده خطاب به شاهد آقای الف. ن.: آیا از اینکه خانم ع.ر. موی سرش کم بوده است به اطلاع ح.د. رسیده بود؟ جواب: خیر طبق اظهار دوستمان آقای ح.د. وقتی به خواستگاری رفته بودند چون قبلاً با برادرشان دوست بودند و خانم در سرش هدبند داشتند و مقید شده بودند که بگوید سرشان را باز کنید و بعد از عقد دو روز نگذشته بود که آقای د. آمد با ناراحتی گفت که خانم ر. موهای سرش خیلی کم است. دادرس پرونده خطاب به خوانده خانم ع.ر. (ص 35) اظهارات شهود را شنیدید شما چه میگویید؟ جواب خوانده: خواهر و مادر ایشان بنده را قبلاً دیده‌اند با لباس و سرلخت دیده بودند و خواستگاری کرده بودند. دادرس پرونده در ظهر ورقه (ص 35) مورخ 1391/7/17 اتخاذ تصمیم به قرار اعدادی (استماع شهادت شهود گفته است وکیل خوانده آقای ن.ش. (ص 38) و متعاقباً آقایان ن.ش. و الف. ج. (ص 42) در تاریخ 91/8/14 مقارن اجلاس 1391/8/15 دادرسی (ص 43) اعلام وکالت نموده‌اند وقت دادرسی به وکلای خواهان آقای م.ر. و خانم خ.ق. (ص 39 و 40) و به خوانده خانم ع.ر. (ص 41) ابلاغ گردیده است. (صرفاً در اوراق ابلاغیه وکلای خواهان مرقوم شده شهود ادعایی خود را حاضر نمایید) اجلاس چهارم دادرسی در مورخ 1391/8/15 (ص 44) منعقد با حضور متداعیین (خواهان آقای ح.د.- خوانده خانم ع.ر.) و وکلای متداعیین (ظاهراً وکیل خواهان آقای م.ر. و ظاهراً وکیل خوانده آقای الف. ج.) وکیل خواهان دعوی اظهارات مسبوق خود را تکرار نموده ابراز داشت (ص 44) (خوانده در خصوص موهای سرش اقدام به تدلیس نموده و از موکل پنهان نموده و در ناحیه جلوی سرش مو نداشته در جلسه حاضر از خواهر زوج که در حین خواستگاری بوده نحوه مشاهدات او برای دادگاه تشریح شود، شاهد دیگر که در حین خواستگاری بوده آماده شهادت است، استدعای صدور حکم به شرح خواسته را دارم) دادرس محترم پرونده به شرح اوراق تعرفه گواه از شهود دیگر تحقیق نموده است. اظهارات شهود- اظهارات شاهد خانم م.د. (ص 49) اجمالاً مشعر بر: (ما رفتیم قبل از ازدواج دیدن خانم ع.ر. اول سری رفتیم موی سرش باز بود وقتی با برادرم رفتیم روسری داشت، آن‌موقع که رفتیم دفعه اول سرش مو داشت ولی نفهمیدیم مصنوعی است یا طبیعی بعد از آن ندیده‌ام.) اظهارات شهود- اظهارات شاهد آقای الف. ر. (ص 48) اجمالاً مشعر بر: (سه روز بعد از ازدواج ح.د. آمد گفت این خانم را دوست ندارم ایراد سرش را گفت و من هم با برادر خانم ع.ر. که آقای م.ر. باشد دوست هستم، گفتم که برادرش گفت با دکتر صحبت کرده‌ایم تا کشت مو داشته باشند.) دادرس پرونده خطاب به وکیل خوانده (ص 50) شما چه می‌گویید؟ جواب وکیل خوانده که وی ابراز داشت: طی سه برگ لایحه تقدیمی است. لایحه وکیل خوانده آقای الف. ج. (ص 45 لغایت 47) اجمالاً مشعر بر: (استناد طرف به ماده 1128 قانون مدنی است در پاسخ اولاً صفت موصوفه در گواهی عقد دائم تصریح و شرط نشده است ثانیاً عقد متبانیاً بر کم بودن موی سر جاری و ساری نگردیده است، طبق ماده 1123 قانون مدنی موارد فسخ نکاح در قانون احصاء شده و کم بودن موی سر از موارد احصایی نمی‌باشد لذا ادعای خواهان مقرون به صحت نبوده و محکوم به رد است، قبل از جاری شدن عقد زن اول خواهان با مادر خواهان سر موکله را در یک مجلس زنانه دیده‌اند که موی سرش کم است ثانیاً- حسب گواهی ص 33 همسر اول خواهان در یک مهمانی موی سر موکله اینجانب را دیده که کم است، بر اساس نظریه متخصصان پزشکی استرس‌ها و فشارهای روحی و عصبی دخالت مستقیم در ریزش مو دارد موکله از سوی خانواده‌اش تحت فشار روحی و عصبی قرار گرفته موجب گردیده موهایش کم پشت گردد و این امر قابل درمان است، اظهارات شاهد آقای الف. ن. چون موکله را ندیده برخلاف ماده 1315 قانون مدنی و از روی شک و تردید شهادت داده است که موی م