مصداق عمل نوعاً کشنده
خلاصهٔ رأی
مواد مصرف کرده نمی خواست که از او آزمایش بگیرد اظهارات دیگر شهود کذب محض است.
متن کامل
مصداق عمل نوعاً کشنده Toggle navigation صفحه اصلی درباره ما درباره پژوهشگاه قوه قضائیه درباره پژوهشکده آرا تماس با ما دریافت نظرات و پیشنهادها عنوان: مصداق عمل نوعاً کشنده پیام: ورود ضربات متعدد شلنگ و کابل و... بر مواضع حساس بدن عرفاً فعل نوعاً کشنده محسوب می گردد. مستندات: شماره دادنامه قطعی : 9309970909200284 تاریخ دادنامه قطعی : 1393/09/03 گروه رأی : کیفری آراء منتخب پرونده: شعبه دیوان عالی کشور مشخصات متن نتیجه تحلیلی کلید واژه ها نمایه قوانین مرتبط گردش پرونده عین عبارت چاپ متن متن تجمیعی پرونده قلم یکان ایران میترا ترافیک زر یاقوت تیتر رأی خلاصه جریان پرونده به موجب گزارش مورخ 24/04/90 شخصی به نام س. به نحو مشکوکی فوت شده که همسر متوفی به نام خانم ن. اظهار داشته اند که متوفی معتاد بوده که در کمپ مشغول مداوا شده و صحیح و سالم از کمپ خارج شده و به منزل آمده و شب را بیرون منزل با دوستانش سپری نموده و سپس مبادرت به استعمال مواد مخدر نموده و به کمپ برگشته که داخل کمپ فوت شده است (صفحه 23). در گزارش مورخ 24/04/90 پلیس آگاهی مربوط به بررسی صحنه قتل آمده است که جسد داخل حیاط کمپ ... بر روی یک برانکارد مشاهده شد (صفحه 8). در بدن متوفی جراحات متعددی همانند ضربات شلاق بر روی کمر و پاهای جسد مشاهده گردیده، به طوری که ایجاد کبودی های شدید نموده و تعداد اندکی خون از آلت تناسلی متوفی خارج شده است (صفحه 7). تصویر صدمات وارده بر بدن متوفی نیز ترسیم شده است (صفحه 5). در ناحیه باسن پشت ران و بازوها و دست ها آثار کبودی داشته است (صفحه 5). آقای بازپرس دستورات لازم جهت رسیدگی به موضوع را صادر کرده است (صفحه 10). خانم ن. (همسر متوفی)، اظهار داشته: من در منزل حضور داشتم که فرزندم ح. به وسیله تلفن به من گفت پدرم فوت کرده که بلافاصله این جانب به کمپ رفتم و مشاهده کردم همسرم س. فوت شده است. سؤال شده: آیا از کسی شکایت دارید؟ جواب داده: از کسی شکایت ندارم (ص 12). از آقای ه. تحقیق شده، گفته است: س. با وضعیتی آشفته به کمپ آمد که به پسرش اطلاع دادم که حال پدرش خراب است (صفحه23). تاریخ 25/04/90 در پزشکی قانونی از جسد مرحوم س. ، معاینه به عمل آمده و آثار صدمات وارده به بدن مرحوم نیز درج گردیده است و در پایان اعلام شده علت فوت تحت آزمایش است (صفحه 29). خانم ف. (مادر متوفی) اظهار داشته: من زن بی سوادی هستم می گویند فرزندم کشته شده است از مرتکب شکایت دارم و تقاضای رسیدگی دارم چنانچه فرزندم در اثر مصرف مواد مخدر فوت نموده باشد از کسی شکایت ندارم (صفحه 22). آقای م. (پدر متوفی) نیز اظهار داشته: مردم چیزهایی می گویند یکی می گوید به خاطر استعمال مواد مخدر فوت کرده و دیگری می گوید او را کشته اند نتیجه آسیب شناسی که بیاید و حکایت از کشتن داشته باشد شکایت دارم (صفحه 23). گواهی حصر وراثت مرحوم س. حاکی است که ورثه وی عبارت اند از: 1ـ ن. (همسر متوفی) 2ـ ف. (مادر متوفی) 3ـ م. (پدر متوفی) 4ـ ح. 5ـ ع. (فرزندان متوفی) (صفحه 30). در گزارش مأمورین آمده است که همسر متوفی اظهار داشته: خودم مشاهده نکردم که مسئولین کمپ ایشان را مورد ضرب و شتم قرار دهند ولی پسرم به نام ع. که در آن مکان بوده مشاهده نموده که پدرش توسط مسئولین کمپ مورد ضرب و شتم قرارگرفته است (صفحه 32). در تحقیق دیگر خانم ن. (همسر متوفی) اظهار داشته: پس از شنیدن این خبر که شوهرم حالش خراب است به کمپ رفتم داخل حیاط کمپ شوهرم لباس به تنش بود و لباس های مربوط به شخص دیگری بود به او پوشانده بودند وقتی رسیده بودیم پتو روی او کشیده بود پتو را که کنار زدیم دیدم که شوهرم فوت کرده و ه. رنگ از رخسارش پریده بود مدام می گفت ما فامیل هستیم خودش فوت نموده است از ه. شاکی هستم و قصاص را خواستارم (صفحه 35 به بعد). از آقای ع. (فرزند متوفی) تحقیق شده، اظهار داشته: حدود سه ماه پیش جهت ترک اعتیاد به کمپ ..... به نام ..... رفتم چون من به کراک اعتیاد داشتم خودم به عنوان خدمتگزار در آنجا بودم و حدود سه یا چهار روز یک بار به خانه می آمدم یک روز ظهر پدرم س. آمد غذا برایم بیاورد حتی داخل آمد و غذا خورش سبزی بود که صاحب کمپ به نام ه. به پدرم گیر داد و می گفت تو مواد مصرف کرده ای پدرم اصلاً اعتیاد نداشت و حدود سه یا چهار ماه بود که در همان کمپ ترک کرده بود و پاکی داشت پدرم قبول نمی کرد ولی گفت که مواد مصرف نکرده ام که صاحب کمپ آقای ه. قبول نمی کرد خلاصه با پدرم جروبحث می کرد و ه. مسئول کمپ با شیلنگ او را می زد و پدرم را لخت کرده بود و مدام او را با شیلنگ می زد و بعد آب سرد بر روی او می گرفت دوباره با شیلنگ او را می زد که متوجه شدم پدرم ساکت شد و از بچه های کمپ پرسیدم گفتند پدرت بی هوش شده و دست من به پدرم نمی رسید چون ن. درب را روی من قفل کرده بود و بعد از چند دقیقه فهمیدم که پدرم فوت کرده است و صدای ه. را می شنیدم که تلفن زد به برادرم و گفت پدرت حالش خراب بوده آمده کمپ و اینجا بی هوش شده وقتی برادرم رسید به او گفت یکی پدرت را آورده اینجا انداخته و پدرت مواد مصرف کرده و سکته کرده و فوت نموده. مأمورین نیز اصلاً از من بازجویی نکردند من قسم می خورم که عین واقعیت است و دیگر معتادان به نام ع. و ح.، س. و م. نیز آنجا بودند و دیده اند که پدرم را کتک زده اند، از ه. شاکی هستم (صفحه 37 به بعد). آقای م. (فرزند متوفی) تقاضای قصاص ه. را نموده است (صفحه 39). آقای ف. اظهار داشته: من به خاطر اعتیاد در کمپ .... بستری شدم مرحوم س. آدم ساکت و سربه زیری بود ... وی در ادامه اظهار داشته: آقای ه. یک لیوان یک بارمصرف به مرحوم داد که از او آزمایش بگیرد که ببیند مواد مصرف کرده یا خیر مرحوم می گفت نمی توانم ادرار کنم و جروبحث بالا گرفت و ه. می گفت تو مواد کشیده ای وگرنه ادرار می کردی. بعد آقای ه. به بچه های داخل حیاط گفت او را لخت کنید و شیلنگ آب را روی سر او بگیرید و آب هم بیاورید تا بخورد ادرار کند که خدمتگزاران به اسامی ب. ـ س. و ن. دستور آقای ه. را اجرا کردند و آقای ه. خودش شیلنگ آب را گذاشته بود روی سرش و به مرحوم می گفت باید ادرار کنی که مرحوم هم می گفت نمی توانم و آقای ه. هم آرام با شیلنگ به دست و شانه و کمر او می زد و مرحوم اگر درد هم می کشید اصلاً حرفی نمی زد و معلوم بود غرورش اجازه نمی داد حرفی بزند و چهره مرحوم برافروخته بود و خودم دیدم که آقای ه. او را می زد و حدود یک ساعت یا یک ساعت و نیم او را می زد و آقای ه. هم لج کرده بود و او را با شدت بیشتری می زد و می خواست حرف خود را به کرسی بنشاند بقیه خدمتگزاران فقط نگاه می کردند و آقای ه. با شیلنگ سبزرنگ او را می زد البته شیلنگ مشکی رنگی هم داشتیم که چون کوتاه بود آقای ه. میل به آن نداشت و آقای ه. پیراهنش را درآورده بود و با رکابی سفیدرنگی او را می زد مرحوم چون غرور داشت اصلاً حرفی نمی زد التماس هم نمی کرد و کسی هم به خود اجازه نمی داد به ه. بگوید دیگر بس است و مرحوم بی هوش شد و ساعت حدود 2 بعدازظهر بود که خدمتگزاران به او نفس مصنوعی می دادند و چون می خواستند او را به دکتر ببرند لباس های دیگری به او پوشاندند که ه. با شریکش د. پچ پچ کردند و قرار شد به ح. پسرش زنگ بزنند که به ح. زنگ زدند و گفتند پدرت حالش خراب است او را به بیمارستانم ببریم یا خیر که ح. گفت او را به بیمارستان نبرید که ح. بعد از 5 دقیقه با مادرش آمد به کمپ که مرحوم مشخص شد که فوت کرده بود. خودم دیدم که آقای ه. آن قدر او را زد تا فوت کرد (صفحه 45 به بعد). از آقای ح. ، تحقیق شده، گفته است: من به اتهام مواد شش یا هفت بار روانه زندان شده ام و من روز حادثه به عنوان شریک آقای ه. در کمپ .... حاضر بودم و موقعی که مرحوم آمد داخل کمپ حالش خیلی خراب بود و از حالت طبیعی خودش خارج بود ساعت حدود یازده تا دوازده صبح بود چون می دانستم حالش خراب است به آقای ه. شریکم زنگ زدم و به او گفتم س. آمده حالش خراب است که آقای ه. گفت خودم دارم می آیم آمد کمپ زنگ زد به پسر مرحوم گفت که حال پدرت خراب است بیا او را ببر که ح. گفت پدرم بیست سال است برایم مرده است بگذار بمیرد تا بیایم جنازه اش را ببرم و ساعت دوازده و ربع بود که اورژانس آمد و گفت مرحوم تمام کرده است و ندیدم کسی او را بزند (صفحه 48). از آقای م. ، به نام مطلع تحقیق شده، اظهار داشته است: مرحوم با وضع آشفته آمد داخل کمپ و تا جایی که می دانم مرحوم مواد مصرف کرده بود و شک نداشتم که آقای د. به آقای ه. زنگ زد و گفت مرحوم مواد مصرف کرده می خواهی چکار کنی می آیی یا نه که آقای ه. گفت خودم دارم می آیم و بعد از بیست دقیقه آمد و تا او را دید گفت س. مواد مصرف کرده نمی خواست که از او آزمایش بگیرد اظهارات دیگر شهود کذب محض است. آقای ه. نمی خواست از س. آزمایش بگیرد و تا جایی که می دانم براثر سوءمصرف مواد مخدر فوت کرده است و کسی را ندیدم که بخواهد او را کتک بزند (صفحه 50 به بعد). در تاریخ 17/09/90 متهم ه. در خیابان رؤیت و توسط مأمورین دستگیر می شود (صفحه 58). از ه. ، به نام متهم تحقیق شده و اظهارات شاهد به او تفهیم شده، اظهار داشته: آقای س. حدود سه ماه تحت نظر کمپ ....بود بدون هیچ گونه اعتیادی که با توافق خانواده ترخیص شد و 24 ساعت بعد برگشته بود که خدمتگزار کمپ با من تماس گرفتند و گفتند س. آمده کمپ و حالش خراب است من هم خودم را بعد از 20 تا 30 دقیقه بعد رساندم وقتی دیدم که حالش خراب است با پسرش تماس گرفتم و گفتم که پدرت خیلی حالش خراب است بیا ببرش بیمارستان او هم در جواب گفت پدر من خیلی وقت است مرده باز با او تماس گرفتم وقتی او نیامد با 115 چند بار تماس گرفتم که بعد از نیم ساعت 115 آمده و گفت 5 دقیقه است تمام کرده. خودم با 110 تماس گرفتم که آمدند جنازه او را به همراه خانواده اش بردند. در مورد اظهارات شاهد سؤال شده، گفته است که: اظهارات آقای م. را قبول ندارم چون انسان سالمی نیست و معتاد به مواد جدید توهم زا می باشد من اصلاً او را نزده ام (صفحه 60 به بعد). از آقای ن.، به نام مطلع تحقیق شده، اظهار داشته: داخل آشپزخانه بودم دیدم صدای آمبولانس آمد و سروصدای گریه شنیدم بیرون رفتم دیدم س. مرده بود و او را داخل آمبولانس گذاشتند بردند من هیچی ندیده ام (صفحه 70). نظریه کمیسیون پزشکی قانونی حاکی است علت فوت عوارض ناشی از سوءمصرف مواد مخدر تعیین شده و آثار کبودی در ناحیه سرین و اندام ها مشهود بود که نشانگر ضرب وجرح قبل از فوت می باشد (صفحه 73). آقای م. (پدر متوفی) نسبت به این نظریه اعتراض کرده است (صفحه 75). برگ حواله انبار به نام س. که در تاریخ 21/08/88 صادرشده حاکی است که برای س. به علت کانسر مغز و استخوان قرص متادون و آمپول مرفین تجویز شده است (صفحه 76). از آقای ب. ، به نام مطلع در مورد جریان امر تحقیق شده، گفته است: من در آشپزخانه بوده ام و هیچ چیز ندیده ام و نشنیده ام (صفحه 78). از آقای م.، به نام مطلع تحقیق شده، اظهار داشته: من برای دیدن دوستم ی. به کمپ رفتم دیدم آقای ه. تمام لباس های س. را پاره کرد و س. را با آب خیس نمود و سپس با شیلنگ او را کتک کاری نمود و یک ساعتی او را کتک کاری کرد که از حال رفت (صفحه 80). از آقای ی. ، به نام مطلع تحقیق شده، اظهار داشته: آقای س. برای پسرش ع. نهار آورد ع. برای ترک اعتیاد آنجا بود، مسئول کمپ آقای ه. به ایشان گیر داد و گفت شما هم مواد مصرف می کنید ... سپس با س. درگیر شد و آقای ه. لباس های س. را از تن ایشان درآورد و ابتدا آب روی بدن ایشان ریخت و با شیلنگ مبادرت به کتک کاری نمود و کتک کاری در حضور من و دیگر معتادان انجام گرفت. بعد از کتک کاری من و چند نفر از خدمتگزاران س. را که جان در بدن نداشت زیر کولر آوردیم و حتی نفس مصنوعی به او دادیم ولی جان نداشت و فوت کرد (صفحه 81). در بازپرسی نیز م. اظهار داشته: آقای ه. هم زمان آب به او می گرفت و او را با یک کابل شبیه شیلنگ می زد (صفحه 84 به بعد). آقای ی. نیز در بازپرسی به نام مطلع اظهار داشته: آقای ه لباس های مرحوم را پاره کرد و این قدر او را زد و هر چه مرحوم می گفت به قرآن اصلاً مواد مصرف نکرده ام (توجه نمی کرد) و من و د. و ع. آنجا بودیم گفتیم دیگر او را نزن که اصلاً اعتنایی به ما نکرد (صفحه 87). به تاریخ 04/05/91 جلسه کمیسیون پزشکی مجدداً تشکیل شده و نظریه این کمیسیون بدین شرح اعلام شده است: ( ... بعید به نظر می رسد مواد مخدر با توجه به مرفین +1 گزارش شده در گزارش سم شناسی عامل مرگ وی بوده باشد ولی با توجه به شدت ضربه های متعدد ایجادشده روی بدن متوفی به نظر می رسد که علت مرگ وی می تواند یک شوک عصبی (وازووگال) بوده باشد ...) (صفحه 93). عده ای ازجمله ر. ـ ح. ـ م.ع. طی استشهادیه ای اعلام نموده اند که م. و ی. در محل وقوع فوت حضور نداشته اند (صفحه 96). م. در بازپرسی اعلام داشته: شب اگر صدایت دربیاید همین آقای ه. دستور می دهد شب هنگام وقتی که هوا سرد است تو را خیس کنند و در حیاط بگذارند تا سرما بر تو فشار بیاورد به و الله قسم شش روز است که در کمپ همین آقای ه. هستم و به جز نان خالی چیزی به من نمی دهد و تا حرفی بزنم دستور می دهد تا نوکرهایش با چوب و گرز از خجالتم دربیایند به من گفت باید شهادت را پس بگیری من هم چون می ترسم آمده ام شهادتم را پس بگیرم من آدم بدبختی هستم برایم دردسر درست نکنید فقط بنویس من از چیزی خبر ندارم (صفحه 99). گواه مزبور در ادامه گفته است: اشتباه کرده ام شما مرا به کمپ نفرستید دو روز بعد می آیم حقیقت را می گویم مرا به زندان بدهید (صفحه 100). م.پ. ، نیز اظهار داشته: دیدم که آقای ه. داشت با چیزی شبیه شیلنگ او را می زد و دوروبر آقای ه. شلوغ بود و به قرآن قسم مرحوم لخت بود و آقای ه. داشت ایشان را می زد (صفحه 101). آقای و. فرزند ...، متولد 1364، شغل آزاد نیز به نام