مصادیق رفتار نوعا کشنده

خلاصهٔ رأی

پیام: به تصریح بند ب ماده ۲۹۰ قانون مجازات اسلامی چنانچه مرتکب اگاه و متوجه باشد که رفتار ارتکابی وی ( مسدود کردن مجاری تنفسی ) نوعا موجب وقوع جنایت واقع شده یا نظیر آن می گردد، به لحاظ اینکه از انجام چنین رفتاری، تبعا قصد حصول نتیجه را داشته، باز هم جنایت وی عمدی است.

متن کامل

مصادیق رفتار نوعا کشنده Toggle navigation صفحه اصلی درباره ما درباره پژوهشگاه قوه قضائیه درباره پژوهشکده آرا تماس با ما دریافت نظرات و پیشنهادها عنوان: مصادیق رفتار نوعا کشنده پیام: به تصریح بند ب ماده ۲۹۰ قانون مجازات اسلامی چنانچه مرتکب اگاه و متوجه باشد که رفتار ارتکابی وی ( مسدود کردن مجاری تنفسی ) نوعا موجب وقوع جنایت واقع شده یا نظیر آن می گردد، به لحاظ اینکه از انجام چنین رفتاری، تبعا قصد حصول نتیجه را داشته، باز هم جنایت وی عمدی است. این امر از بدیهیات است و همه افراد ( به استثنای اطفال و مجانین ) بدان آگاهی و اشراف دارند که مسدود کردن مجاری تنفسی، نتیجه ای جز سلب حیات را بدنبال نخواهد داشت و متهم نیز از این قاعده مستثنی نیست. مستندات: شماره دادنامه قطعی : تاریخ دادنامه قطعی : 1398/09/03 گروه رأی : کیفری آراء منتخب پرونده: شعبه دیوان عالی کشور مشخصات متن نتیجه تحلیلی کلید واژه ها نمایه قوانین مرتبط گردش پرونده عین عبارت چاپ متن متن تجمیعی پرونده قلم یکان ایران میترا ترافیک زر یاقوت تیتر رأی خلاصه جریان پرونده خلاصه جریان پرونده: حسب محتویات پرونده و مطابق کیفرخواست شماره *مورخه ۹۵/۱۰/۱۱ در خصوص اتهام ۱-اقای ز. ا. ش. فرزند ع. مشهور به س. ش. دائر بر ۱-مباشرت در قتل عمدی همسرش به نام خانم ا. ر. فرزند ح. ۲-معاونت در جعل سند غیر رسمی ۳-استفاده از غیر رسمی مجعول ۴-معاونت در جعل سند رسمی ۵-استفاده از سند رسمی مجعول ۶-کلاهبرداری ۷-انتقال مال غیر ۸-سرقت عابر بانک مقتول و برداشت مبلغ سه میلیون تومان از حساب بانکی ان با وکالت اقایان س. ح. ت. و س. م. ح. ت. موضوع شکایت و تقاضای قصاص خانم م. ر. مادر مقتول تنها اولیای دم طبق گواهی انحصار وراثت به شرح صفحه ۳۹۷ با وکالت اقای ح. ر. و اقای ا. ص. ز. و همچنین شکایت اقایان ح. ب. خ. م. ف. با وکالت اقای س. م. س. ش. به شرح صفحات ۲۶۸ الی ۲۷۲ موضوع فروش اپارتمان شعبه *پارس م. پ. با وکالت اقای ر. ک. و خانوم پ. ب. موضوع فروش ویلای شمال واقع در *به شرح صفحات ۵۲۸ و ۵۱۵ و شکایت اولیه ا. ل. م. عراقی که اعلام گذشت نموده است. ۲-م. ک. فرزند ا. دائر بر معاونت در جعل سند رسمی و معاونت در استفاده از سند مجعول رسمی و معاونت در انتقال مال غیر ۳-اقای ر. ش. فرزند ع. مساعدت به متهم ز. ا. ش. برای خلاصی از محاکمه و مخفی کردن ادله جرم موضوع ماده ۵۵۴ قانون مجازات اسلامی که در راستای ماده ۲۰۳ قانون ایین دادرسی کیفری برای متهم ردیف اول به شرح صفحات ۶۴۶ الی ۶۵۶ پرونده شخصیت تشکیل و گواهی پزشکی قانونی به شرح صفحه ۱۲۵ اخذ که روانپزشکی وی حاکی از عدم اختلال روانپزشکی در خصوص جرم مطروحه مسئول اعمال خود می باشد. با عنایت به گزارش مرجع انتظامی اظهارات و اعترافات صریح و مقرون به واقع متهمین خصوصا اظهارات متهم ردیف اول به شرح صفحه ۲۳۴ که جلوی دهان ا. ر. را گرفتم و افتاد سپس با شال خفه کردم گواهی پزشکی قانونی به شرح صفحات ۳۹۸ و ۴۵۳ و ۳۹۲ و ۲۴۶ و ۳۷۷ شکایت شکات بازسازی صحنه جرم به شرح صفحات ۲۹۳ ۳۰۵ گزارش اداره تشخیص هویت به شرح صفحات ۱۰۳الی ۱۰۸ تقاضای مجازات متهمان درخواست شده است.و پرونده جهت رسیدگی به شعبه *ارجاع دادگاه پس از انجام اقدامات مقتضی قضایی و دستور تهیه گزارش از پرونده به لحاظ وجود نقایصی پرونده را جهت رفع ان به دادسرا اعاده صفحه ۷۲۴ جلد پرونده بازپرسی پس از انجام اقداماتی پرونده را به دادگاه اعاده در تاریخ ۹۸/۳/۸ در وقت فوق العاده در جلسه مقدماتی ضمن قرار رسیدگی دستور تعیین وقت رسیدگی و دعوت از نماینده دادستان و متهمین و اولیای دم و شکات و وکلای صادر در تاریخ ۹۸/۵/۵ با تشکیل جلسه با این توضیح این دادگاه با امید به حضور دادستان محترم در جلسه رسیدگی و رفع نقص ابهامات و ایرادات دستور تعیین وقت رسیدگی صادر حالیه نماینده دادستان حضور ندارد. در نتیجه موجبات رسیدگی ماهوی و اتخاذ تصمیم نسبت به جرایم انتصابی اقای ز. ا. ش. و م. ک. به غیر از اتهام قتل به ز. ا. ش. وجود ندارد. در نتیجه جلسه رسیدگی حاضر صرفا محدود به رسیدگی به اتهام ز. ا. ش. دائر بر قتل عمدی محدود و منحصر می گردد. و حضور نماینده دادستان راجع به این اتهام از نظر دادگاه ضروری نیست به همین منظور با فراهم دانستن شرایط رسیدگی نسبت به اتهام قتل عمدی منتسب به متهم اقای ز. ا. ش. ضمن اعلام رسمیت از طرفین تحقیق اولیای دم تقاضای قصاص و اعلام نموده که حاضر به پرداخت فاضل دیه در حق متهم هستم. از متهم پس از تفهیم اتهام مباشرت در قتل عمدی مرحوم ا. ر. که اظهار داشته قتل عمدی نبوده من جلوی دهانش را گرفته چند لحظه نگه داشتم که افتاد پس از شرح ماجرا و حمل جسد و دفع ان اخرین دفاع اخذ و دفاعیات وکلا استماع و سپس مطابق دادنامه شماره *مورخه ۹۸/۵/۶ و با گزارش از محتویات پرونده به شرح ذیل: در خصوص اتهام ۱- اقای ز. ا. ش. فرزند ع. ( مشهور به س. ) با وکالت تعیینی اقایان س. ح. ت. و م. ح. ت. دائر بر مباشرت در قتل عمدی مرحومه ا. ر. مشهور به م. ( همسرش ) ۲- اقای ر. ش. فرزند ع. دائر بر مساعدت برای خلاصی متهم از محاکمه و مجازات و مخفی کردن ادله جرم ، موضوع کیفرخواست شماره *مورخه۹۵/۱۰/۱۱ دادسرای عمومی و انقلاب ناحیه ۲۷ شعبه *. اوراق و محتویات پرونده حکایت از ان دارد. که خانم م. ر. ( مادر مرحومه ) با تقدیم عرضحالی به مرجع انتظامی ، مدعی شده که فرزند ش با متهم مذکور چند سال پیش ازدواج کرده است.و حدود چندماهی است.که از وی اطلاعی ندارد. موضوع مفقودی فرزند شاکیه در دستور کار مرجع انتظامی ، تحت نظارت و دستورات بازپرس محترم واقع و متهم مذکور مورد تحقیق واقع که با ارائه تصویری از شناسنامه خود که واقعه طلاق در ان بتاریخ ۹۳/۳/۱۶ درج و انعکاس یافته ، مدعی می شود. پس از متارکه ، اطلاعی از همسرش ندارد. در بررسی مرجع انتظامی ، مشخص می شود. که در زمانی متاخر بر زمان ثبت واقعه طلاق مورد ادعای متهم ، سند خودروی مرحومه بنام متهم منتقل شده و مضافا وجوه حاصل از فروش سهم مرحومه از یکدستگاه اپارتمان را نیز متهم دریافت کرده است.که این امر موجب ظن مامورین و درخواست احضار و تحقیق بیشتر از متهم می گردد. بازپرس محترم نیز دستور جلب متهم را صادر و پس از دستگیری متهم ، مشارالیه در تحقیقات اولیه ، مدعی میشود. که همسرش را طلاق داده و وی سابقه خودکشی داشته و از وی اطلاعی ندارد. سپس در اظهارات بعدی ، اظهار میدارد. که در خرداد ماه سال ۹۳ شب هنگام که از مغازه به خانه امده ، دیده که همسرش در پذیرایی افتاد و فوت کرده است.و در نهایت ضمن اقرار به ارتکاب قتل همسرش ، نقل به مضمون چنین اظهار میدارد. که … در بعد از ظهر مورخه ۹۳/۳/۲۸ به اتفاق همسر و مادر و برادر همسرم جهت فروش اپارتمان مشترک همسر و مادر همسرم به بنگاه رفته بودیم که در انجا مشاجره ای بین همسر و مادر همسرم واقع گردید.و من بنگاه را ترک و به مغازه خودم رفتم. شب حدود ساعت ۹:۳۰ به خانه امدم و چون ناراحت بودم به اطاق خواب رفتم و دراز کشیدم. بعد از دقایقی همسرم مرا صدا کرد و خواست با هم صحبت کنیم. به پذیرایی رفتم و بعد از کمی صحبت ، مشاجره بین ما درگرفت و چون همسرم سر و صدا میکرد ، دستم را جلو دهان او گرفتم تا همسایگان متوجه سر و صدای او نشوند که بعد از چند لحظه ، یکدفعه روی زمین افتاد. من هم با خواهر زاده تماس گرفتم و از او کمک خواستم که امد و به اتفاق همسرم را به خودرو منتقل کردیم و بعد او را به روستایی در اطراف *بردم و با کمک پسر عمویم در خانه قدیمی که متعلق به پدرم بودم دفن کردم … با راهنمایی متهم محل دفن جسد مرحومه شناسایی و پس از حفر محل تعرفه شده ، باقیمانده جسد کشف و خارج می گردد. در ازمایش dna رابطه مادر و فرزند ی شاکیه و مرحومه گواهی شده است. پزشکی قانونی متعاقب معاینه باقیمانده جسد ، ضمن تشریح وضعیت جسد ، بعلت استقرار کامل فساد نعشی ، تعیین علت فوت را مقدور نمی داند و ملاحظه پرونده کیفری را درخواست می نماید. که پس از ملاحظه پرونده ، علت فوت را بدنبال فشار بر عناصر حیاتی گردن ، محتمل می داند. متهم در بخشی از اظهارات خود نزد بازپرس محترم ، اقرار می نماید. که علاوه بر انکه دستش را جلو دهان مرحومه گرفته ، شال را نیز دور گردن مرحومه انداخته و فشار داده است. متهم در محضر دادگاه نیز به ارتکاب رفتار منتهی به قتل مرحومه ( مسدود کردن مجاری تنفسی از طریق قرار دادن دست جلو دهان مرحومه ) اقرار صریح دارد. عمده دفاع متهم معطوف به فقدان قصد قتل می باشد. و ا. از وکلای محترم ایشان نیز در محضر دادگاه و با استناد به اظهارات موکل ، صرفا اقرار موکل به قرار دادن دست جلو دهان مرحومه را معتبر دانسته و برهمین اساس و با توجه به اینکه قصد موکل از ارتکاب این رفتار ، صرفا ایجاد مانع در شنیدن سر و صدای مرحومه از سوی همسایگان بوده ، عمل موکل خود را با قتل شبه عمدی منطبق دانسته است. دادگاه نظر به مراتب و با عنایت به محتویات پرونده و با لحاظ این امر که اولا: هرچند مطابق با نظریات پزشکی قانونی ، تعیین قطعی علت فوت مرحومه ، بدلیل فساد نعشی ، ممکن نگردیده است.و انچه بعنوان علت فوت اعلام گردیده ( فشار بر عناصر حیاتی گردن ) احتمالی است ، ولکن به عقیده دادگاه انچه مسلم است.انست که نظریه پزشکی قانونی در این خصوص و در جمیع موارد ، بعنوان یک نظریه کارشناسی اصدار می یابد و جایگاه ان در حد یک اماره قضایی است. در نتیجه اعتبار بخشیدن و به تبع استناد بدان از سوی محکمه ، در فرضی ممکن است.که دلیل نافی یا مغایر ان وجود نداشته باشد. بر این اساس دادگاه ، با پذیرش عذر اعلامی از سوی پزشکی قانونی در عدم امکان تعیین علت فوت مرحومه و فارغ از ان در ماهیت امر اظهار نظر می نماید. ثانیا: انچه مسلم است ، بنا بر اقرار صریح متهم در طول تحقیقات مقدماتی و دادرسی ، متعاقب مسدود کردن مجاری تنفسی مرحومه ، مشارالیه فوت نموده است.و این دلیل شرعی و قانونی تحصیل شده ، با واقع نیز منطبق است. چرا که الف ) : متعاقب سلب حیات مرحومه ، متهم بمنظور از بین بردن دلایل ارتکاب جرم ، اقدام به انتقال جسد و دفن ان نموده است.ب ) : محل دفن جسد با راهنمایی متهم شناسایی شده است.ج ) : جسد مرحومه از محل تعرفه شده کشف گردیده است.د ) : مطابق با اظهارات پسر عموی متهم ( اقای ر. ش. ) در شب دفن جسد ، مشارالیه متهم را در محل سکونت خود در حالی ملاقات کرده که خانمی که هیچ تحرکی نداشته است.در صندلی جلو خودرو دراز کشیده بوده است.ه ) : مطابق با نظریه پزشکی قانونی متعاقب معاینه باقیمانده جسد ، اثار و علایمی از شکستگی استخوان جمجمه یا سایر مواضع حساس بدن مشاهده نشده است. در نتیجه مجموع مراتب مذکور ، موید انست که انچه متهم راجع به چگونگی سلب حیات مرحومه بیان کرده مطابق با واقع می باشد. و خاصه انکه ، متهم زمانی موارد مذکور را بیان و اقر ار کرده است.که هنوز جسد مرحومه کشف نشده و پزشکی قانونی نیز انرا معاینه نکرده است. بعبارت دیگر ، قرائن و امارات مذکور ، متاخر بر اقرار متهم تحصیل و ارائه شده و این امر کاشف از صحت اقرار متهم و مطابقت ان با واقع دارد. ثالثا: اینکه متهم در بخشی از تحقیقات بعمل امده از سوی بازپرس محترم ، اظهار نموده که علاوه بر قرار دادن دست جلو دهان مرحومه ، شال وی را نیز به دور گردنش فشار داده است.و سپس از این بخش از اقرار عدول نموده و وکیل محترم ایشان نیز بر همین امر تاکید و اصرار ورزیده ، به عقیده دادگاه تاثیری در موضوع و ماهیت امر ندارد. ، چرا که هر دوی این مواضع ( دهان و بینی و نای و ریه ها ) در امتداد هم و توامان یک نقش حیاتی را ایفای می کنند. بعبارت دیگر ، بدیهی است.که دهان و بینی مجرای ورودی تنفس و نای که در ناحیه گردن قرار دارد. ، لوله تنفسی هستند که مجموعا با ریه ها ، دستگاه تنفسی را تشکیل می دهند و مسدود یا فشار یا اسیب بر هر یک از این اعضای موجب مسدود شدن مسیر تنفس و به تبع سلب حیات می گردند. در نتیجه چه متهم صرفا اقدام به مسدود کردن مجاری ورود و خروج تنفس ( دهان و بینی ) نموده باشد. و چه انکه مسیر و لوله تنفسی را با ایجاد فشار مسدود کرده باشد. و یا هر دو اقدام را انجام داده باشد. تاثیری در ماهیت ندارد. چرا که انجام یکی از این اقدامات و یا هر دو ان توسط یک نفر ( متهم ) واقع گردیده است.و همانطور که بیان شد ، مجموع این مواضع ، دستگاه تنفسی را تشکیل می دهد. رابعا: اما اینکه وکیل محترم متهم ، با مبنا قرار دادن علت قرار دادن دست توسط متهم در جلو دهان مرحوم ( ایجاد مانع در انتشار صدا ) ، رفتار ارتکابی موکلش را با قتل شبه عمدی منطبق دانسته است.به عقیده دادگاه دفاعی ناصواب است.چرا که الف ) : ادعای مذکور صرفا در حد ادعا باقی مانده و نه تنها دلیل اثباتی با اماره و قرینه ای بر صحت ان اقامه نشده است ، بلکه اقدامات متهم متعاقب ارتکاب جنایت بر مرحومه نظیر درج واقعه طلاق در شناسنامه خود ، تملیک خودروی مرحومه و سپس انتقال ان به غیر ، جعل اسناد عادی و رسمی و سپس انتقال املاک مرحومه به غیر و همچنین برداشت وجه از حساب بانکی مرحومه ، مجموعا قرائنی هستند که می تواند مثبت انگیزه ارتکاب جنایت و عمدی بودن ان باشد. ب ) : با فرض انکه ادعای متهم و دفاع وکیل ایشان را صحیح بدانیم ، باز هم این امر موجب زوال وصف عمدی بودن جنایت نمی گردد. چرا که ، برای اطلاق وصف عمدی بودن بر جنایت ، احراز عمد در رفتار و وجود قصد نتیجه شرط می باشد. که در مانحن فیه هر دو شرط محقق است.و ان اینکه متهم عامدا و در شرایطی که خالی از موانع مسئولیت کیفری بوده ( نظیر اجبار و اکراه و خواب و مستی و … ) اقدام به قرار دادن دست جلو دهان و بینی مرحومه و مسدود کردن مجاری تنفسی وی نموده است. در نتیجه عمد در رفتار و فعل وی ، محرز می باشد. از سوی دیگر برای اطلاق وصف عمدی بودن جنایت ، تنها قصد مستقیم شرط نیست. بلکه به تصریح قا