مرجع قضایی صالح در رسیدگی به جرایم نظامیان

خلاصهٔ رأی

ه به محتویات پرونده شکایت شکات، اقرار متهم بعضاً صریح و تلویحی، اسناد و مدارک ارائه شده و سایر قرائن و اظهارات موجود و منعکس در پرونده اتهامات انتسابی به وی محرز و مستنداً به ماده 1 قانون تشدید مجازات مرتکبین ارتشاء، اختلاس و کلاهبرداری و نیز ماده 674 قانون مجازات اسلامی و ماده 126 قانون مجازات جرایم نیروهای مسلح قرار مجرمیت صادر می شود و تاریخ وقوع بزه سال 1391 و محل وقوع بزه ارومیه اعلام گردیده است.

متن کامل

مرجع قضایی صالح در رسیدگی به جرایم نظامیان Toggle navigation صفحه اصلی درباره ما درباره پژوهشگاه قوه قضائیه درباره پژوهشکده آرا تماس با ما دریافت نظرات و پیشنهادها عنوان: مرجع قضایی صالح در رسیدگی به جرایم نظامیان پیام: دادگاه نظامی به تبع اتهامات نظامی، به جرم کلاهبرداری شخص نظامی نیز رسیدگی می نماید. مستندات: شماره دادنامه قطعی : 9309970909000046 تاریخ دادنامه قطعی : 1393/02/06 گروه رأی : کیفری آراء منتخب پرونده: شعبه دیوان عالی کشور مشخصات متن نتیجه تحلیلی کلید واژه ها نمایه قوانین مرتبط گردش پرونده عین عبارت چاپ متن متن تجمیعی پرونده قلم یکان ایران میترا ترافیک زر یاقوت تیتر رأی خلاصه جریان پرونده حسب محتویات پرونده آقایان 1- ف.الف. فرزند ع. 2- الف.الف. فرزند ج. 3- ر.م. فرزند الف. 4- ع.ب. فرزند ک. 5- پ.ل. فرزند ع. 6- الف.گ. فرزند ق. 7- ر.ج. فرزند م. 8- ب.ج. فرزند ج. 9- ن.م. فرزند ر. شکایتی علیه آقای ک.ث. فرزند ص.، متولد 1354، اهل و مقیم ارومیه، جمعی انتظامی شهرستان ارومیه به اتهام کلاهبرداری و خیانت در امانت تقدیم دادستان نظامی استان آذربایجان غربی نموده که پرونده به بازپرس محترم شعبه سوم دادسرای نظامی ارومیه ارجاع به شماره بایگانی شعبه 910238 ثبت پس از استماع اظهارات شکات و وکیل آقای ر.ج. به نام خانم س.م. وکیل پایه یک دادگستری و اظهارات و مدافعات متهم بازپرس محترم طی قرار نهایی شماره 91099799046500398-27/12/1391 با عنایت به گذشت آقای ب.ج. و ن.م. مستنداً به بند 2 ماده 6 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور کیفری در مورد جنبه خصوص بزه قرار موقوفی تعقیب و شاکی ردیف سوم نیز در مورد مبلغ یکصد میلیون ریال موضوع کلاهبرداری اعلام رضایت نموده، لذا در خصوص اتهام نامبرده دایر بر کلاهبرداری و ایجاد جو بدبینی نسبت به نیروهای مسلح با توجه به محتویات پرونده شکایت شکات، اقرار متهم بعضاً صریح و تلویحی، اسناد و مدارک ارائه شده و سایر قرائن و اظهارات موجود و منعکس در پرونده اتهامات انتسابی به وی محرز و مستنداً به ماده 1 قانون تشدید مجازات مرتکبین ارتشاء، اختلاس و کلاهبرداری و نیز ماده 674 قانون مجازات اسلامی و ماده 126 قانون مجازات جرایم نیروهای مسلح قرار مجرمیت صادر می شود و تاریخ وقوع بزه سال 1391 و محل وقوع بزه ارومیه اعلام گردیده است. که قرارهای صادره به موافقت معاون محترم دادستان نظامی استان آذربایجان غربی رسیده است (صفحات 146 الی 139). در مورد متهم نظامی سروان ک.ث. فرزند ص. کیفرخواست به اتهام کلاهبرداری و ایجاد جو بدبینی نسبت به نیروهای مسلح تنظیم و از ریاست محترم محاکم نظامی استان آذربایجان غربی مستنداً به ماده 1 قانون تشدید مجازات مرتکبین ارتشاء، اختلاس و کلاهبرداری و ماده 674 قانون مجازات اسلامی و ماده 126 قانون مجازات جرایم نیروهای مسلح با رعایت ماده 47 قانون مجازات اسلامی توسط معاون دادستان نظامی آذربایجان غربی تنظیم شده است (صفحات 160 الی 156) و آقای معاون محترم دادستان نظامی طی شرحی به فرماندهی محترم انتظامی شهرستان ارومیه (بازرسی) مرقوم و به لحاظ این که در مورد اتهام سروان ک.ث. دایر به کلاهبرداری و ایجاد جو بدبینی نسبت به نیروهای مسلح کیفرخواست صادر گردیده اعلام نموده است مشارالیه را در اجرای ماده 7 قانون تشدید مجازات مرتکبین ارتشا و اختلاس و کلاهبرداری از تاریخ مذکور (28/12/1391) از شغل خود تعلیق و نتیجه را به این مرجع اعلام نمایید (صفحه 161). پرونده به شعبه دوم دادگاه نظامی یک ارجاع شده است. ریاست محترم محکمه دستور تعیین وقت و دعوت طرفین را صادر که وقت رسیدگی به تاریخ 19/3/1392 تعیین شده، شعبه دوم دادگاه نظامی یک استان در وقت مقرر با حضور شکات و وکیل مدافع احراز شکایت تشکیل جلسه داده و ضمن قرائت و تفهیم کیفرخواست و اتهام انتسابی مبنی بر کلاهبرداری و ایجاد جو بدبینی نسبت به نیروهای مسلح به متهم سروان ناجا ک.ث. فرزند ص. اظهارات و مدافعات متهم را استماع نموده که اظهار داشته است: اتهامات انتسابی را قبول ندارم و از شاکی ف.الف. رضایت اخذ نموده ام. دادگاه اظهارات شکات را استماع آقای الف.الف. فرزند ج. اظهار داشته است: ک.ث. در سال 1391 به مقدار 259 گرم که ارزش آن در زمان خرید حدود 22 میلیون تومان بوده که در قبال آن چک به همان مبلغ از ایشان گرفتم که مدت چک حدود 2 ماه بود و در زمانش وصول نشد و موقع خرید دو بار به مغازه من مراجعه کرد به فاصله یک روز و بار اول در لباس نظامی بود و بار دوم با لباس شخصی و من بار اول قبول نکردم و با چک به ایشان طلا ندادم ولی در مرحله دوم با توجه به این که گفت من رئیس پاسگاه امام زاده هستم و به وام اقدام کرده ام و هم چنین از طریق نیروی انتظامی در تبریز یک زمین مرغوب به من دادند که قصد فروش آن را دارم و من قبول کردم و به مدت دو ماهه به ایشان دادم و به ایشان اعتماد کردم و اگر از نیروهای دیگر بود امکان نداشت به ایشان طلا بدهم. آقای ر.م. فرزند الف. نیز اظهار داشته است: یک بار توسط خواهر زاده ام به من معرفی شده بود از من طلا خرید و دو فقره چک به مدت دو ماه داد و در وقت مقرر چک ها وصول شدند و بعد از حدود 5 یا 6 ماه بعد دوباره به من مراجعه کرد و حدود 367 گرم طلا از من خرید که ارزش آن در آن زمان یعنی 12/6/91 حدود 35 میلیون تومان بود که چک مبلغ جمعاً 25 میلیون تومان از ایشان گرفتم و بنا بود بعد از 10 روز چک ها نقد شود که به بانک مراجعه و چک وصول نشد و برگشت زدم و خود را رئیس کلانتری 18 معرفی کرده بود به ایشان اعتماد کردم و موقع خرید در مرحله دوم با لباس نظامی بود. شاکی ردیف سوم آقای ع.ب. فرزند ک. اظهار داشته است: در یک مرحله در اواخر سال 90 از من مقداری طلا خریداری کرد و پول آن را در چند مرحله و مرا با دعوت کردن به کلانتری 19 و پاسگاه امام زاده از من گرفت و مقداری از وجه آن را به صورت نقد پرداخت کرد و باقی مانده پول را دو فقره چک دادند و علاوه بر آن دستبند به وزن حدود 160/15 گرم به صورت امانت تحویل گرفت که عودت نداد و مقداری طلا خواهرش خرید کرد بنا بود پول آن را ک. بدهد که هنوز آن را نداده است و چک ها به موقع وصول نشد لکن چک اول که دو میلیون تومان بود به صورت نقد بعداً پرداخت کرد و بعد من چکش را مستر کردم و مابقی وجه چک و خود طلاها در ذمه ایشان ماند و هنوز نداده است و با لباس نظامی به مغازه من مراجعه نکرده لکن با دعوت به کلانتری یا پاسگاه نشان داد نظامی است. شاکی ردیف چهارم پ.ل. فرزند ع. نیز از ک.ث. شکایت نموده و اظهار داشته است که: نامبرده از من چند مرحله طلا خریداری کرده است که حدود چهار یا پنج مرحله یا بیشتر می شود که هر مرحله طلا خریداری کرده بود در قبال آن چک داده بود به هر حال پول آن ها چک ها وصول نشده ولی در مرحله آخر طلا حدود به ارزش 14 میلیون یکصد هزار تومان از من طلا خریداری کرد و در قبال آن سه فقره چک به من داد و هنوز وصول نشده است و ایشان را رئیس شورای روستای الف. آقای چ.ع. به من معرفی کرد و من بنا به سفارش ایشان به وی اطمینان کردم و در مرحله اول با لباس نظامی به مغازه من مراجعه کرد. شاکی پنجم آقای الف.گ. فرزند ق. نیز اظهار داشته است: از ک.ث. شکایت دارم که در مرحله خرید فروش چندین مرحله انجام گردید در مرحله آخر حدود 12 یا 13 میلیون تومان بود که دو فقره چک به من داده بود که وصول نگردید تا به امروز هیچ پولی به من نداده و یکی از همکاران ر.ب. وی را به من معرفی کرد گفت نامبرده در نیروی انتظامی است. شاکی ششم آقای ر.ج. حضور ندارند ولی وکیل مدافع ایشان خانم س.الف. در جلسه حضور دارند اظهار می دارند: دفاعیات اینجانب طبق شکوائیه و لایحه دفاعیه می باشد آقای ک.ث. مدت ها پیش با مراجعه به زرگری موکل و با معرفی خویش به عنوان خادم ملت و سرباز دولت مأمور نیروی انتظامی مقداری طلاجات خریداری و پس از مدتی ثمن آن را به موکل تماماً و نقداً پرداخت می نماید سپس با معرفی خواهر خویش به عنوان مأمور اطلاعات اقدام به بردن مقداری طلا نموده در موعد مقرر وجه آن را پرداخت نمودند و سپس در تاریخ 30/7/91 مقداری از طلاها شامل 12 عدد النگو به وزن 11/144 یک سرویس گلستان به وزن 100/102 گرم، نیم ست با زنجیر به وزن 640/31 گرم، تک پوش به وزن 120/32 گرم، دستبند به وزن 970/51 گرم، انگشتر زنانه به وزن 500/8 گرم به صورت امانت دریافت نموده اند. ایشان به بهانه تصادف همسرشان و زمین گیر شدن ایشان آن ها را تحویل نداده و تاکنون نسبت به عودت اقدامی نکرده و پرداخت ثمن انتخاب شده ها اقدامی ننموده اند ولی استفاده ایشان از عنوان نظامی باعث زیر سئوال بردن مأمورین و خادمین دولت گردیده است. لازم به ذکر است کل طلاجات عودت شده 450/370 گرم می باشد و ایشان خویش را معاون کلانتری 20 معرفی نمودند. دادگاه خطاب به متهم شکایت شکات را شنیدید چه می گویید؟ متهم اتهام کلاهبرداری را قبول نکرده و اظهار داشته است: من با لباس نظامی به مغازه هیچ یک از شکات نرفتم و عمل من با هیچ یک از الفاظ جرم کلاهبرداری نمی باشد و قبول ندارم که کارم خرید و فروش طلا بود و با این حال معامله طلا داشتم چون ورشکسته شدم نتوانستم پول آن ها را بدهم و هر مقدرای که در شکایتشان مطرح کردند درست است و من بدهکار می باشم و قصد خوردن پول آن ها را ندارم و نداشته ام ولی چون وضعیت به خاطر برگشت چک ها امکان اخذ وام وجود ندارد تا چک آن ها را پرداخت نمایم و ضمناً مرا بعضی افراد به شکات معرفی کردند و دفاعیات خود را مفصلاً در دادسرا گفتم وکیل دارم از من دفاع خواهد کرد چون من با لباس نظامی نرفتم پس ایجاد جو بدبینی نسبت به نیروهای مسلح نکردم و اگر من قصد خراب کردن نیرو را داشتم با لباس این کار را می کردم. وکیل متهم نیز اظهار داشته است: اتهامات وارده به موکل هرگز وارد نبوده چرا که برابر تعاریف قانونی جرم کلاهبرداری و خیانت در امانت یا سوءاستفاده از موقعیت شغلی به موکل وارد نبوده و هر کدام دارای تعاریف خاص قانونی هستند و در کل موکل طبق اظهارات شکات بارها اقدام به خرید و فروش و پرداخت بدهی خود به آن ها نموده لیکن به دلیل تغییر فاحش قیمت طلا در بازار موکل دچار ورشکستگی شده و قادر به پرداخت بدهی خود نشده اند و از طرفی به هنگام مراجعه هر شخصی به مغازه هر یک از شکات به هنگامی که قصد دادن نسیه باشد حتماً اول شخصیت و شغل و جا و مکان و قدرت مالی ایشان توسط شکات بررسی می شود که در صورت احراز اعتبار اقدام به دادن نسیه خواهند نمود که در این مورد نیز موکل قبل از اخذ نسیه توسط شکات مورد شناسایی قرار گرفته و حتماً به نظامی بودن وی پی برده اند و این عمل نیز هرگز جرم تلقی نمی گردد، لذا هیچ یک از اتهامات به موکل وارد نبوده و صرفاً موکل به شکات بدهکار می باشند که تقاضای صدور حکم برائت و ممانعت از تضییع حقوق موکل را دارم و هم چنین نظر به این که پس از استماع اظهارات شکات و بررسی موضوع حقوقی بودن آن قابل احراز می باشند، لذا تبدیل قرار وثیقه مأخوذه به قرار کفالت مورد تقاضا است. آخرین دفاع متهم استماع شد و متهم اظهار داشته است: اتهامات وارده را قبول ندارم و کلاهبرداری نکردم و وکیلم از من دفاع خواهد نمود. وکیل متهم اظهار داشته است: با استماع اظهارات شکات و بررسی تمامی جوانب پرونده آن چه مسلم است موکل هرگز با سوءنیت اقدام به عمل ننموده و صرفاً به لحاظ دفعات خرید و فروش طلاجات اقدامات به مبادلات طلا می نموده است به لحاظ عدم وجود رکن مهم جوانب که همان رکن معنوی و سوءنیت می باشد تقاضای صدور رأی برائت را دارم (صفحات 184 الی 174). پس از ختم جلسه دادرسی آقای ف.الف. فرزند ع. رضایت بی قید و شرط خود را نسبت به آقای ک.ث. رضائیه اعلام نموده است (صفحه 189). سپس دادگاه محترم یاد شده طی مفاد دادنامه شماره 9209979045100099-29/3/1392 در پرونده بایگانی شعبه 920035 در مورد اتهام آقای ک.ث. دایر به کلاهبرداری نسبت به شکات و ایجاد جو بدبینی نسبت به نیروهای مسلح با عنایت به اظهارات شکات در تمامی مراحل تحقیق و جلسه دادگاه، که همه حاکی از انجام معامله مشتکی عنه با شکات به صورت نسیه و با تحویل چک در قبال باقی مانده وجه معامله می باشد و حتی متهم با بعضی از شکات چندین بار و یا با بعضی ها برای بار اول بوده که معامله انجام داده حکایت از شناخت شکات از متهم را داشته و به علت شاغل بودن در نیروی انتظامی و توصیه و توثیق بعضی از دوستان شکات به وی اعتماد کرده اند و از طرفی با امعان نظر و مفاد ماده کلاهبرداری قید شده در کیفرخواست هیچ گونه سنخیتی با عمل متهم و تعریف و مفاد ماده مذکور وجود ندارد رفتار متهم با هیچ یک از واژه ها و کلمات قید شده در ماده یاد شده منطبق نمی باشد و هیچ گونه تقلب و فریب و اعتمادسازی غیرواقعی و وعده های طمع کارانه از سوی متهم صورت نگرفته و اگر خود را مأمور نیروی انتظامی و یا شاغل در پاسگاه و کلانتری معرفی کرده واقعی بوده و دروغ و فریبی از این حیث نیز در میان نبوده است و از طرفی متهم ضمن تکذیب و رد موضوع اتهامات به انجام معامله و داشتن بدهی طبق معمول و عرف بازار نسبت به شکات اقرار نموده است به لحاظ عدم احراز وقوع بزه کلاهبرداری و این که متهم به طور معمول و نوعاً در لباس شخصی با شکات معامله طلا انجام و بنا به مشکلات مالی پیش آمده به متهم نتوانسته بدهی آن ها را به موقع پرداخت نماید که برای هر فرد اعم از نظامی یا غیرنظامی احتمال به وجود آمدن چنین وضعیتی متصور است و با دادن چک مسئولیت مدنی یا کیفری حسب مورد برای صادرکننده چک قانوناً پیش بینی شده بار نمودن عنوان جرمی ایجاد جو بدبینی مضافاً بر مسئولیت مذکور به فرد محمل قانونی نداشته، به علت عدم احراز وقوع بزه مذکور نیز مشارالیه را در مورد کلیه اتهامات انتسابی مستنداً به اصل کلی برائت تبرئه نموده است (صفحات 193 الی 19