مرجع احراز عدم توانایی محجور در اداره امور مالی خود

خلاصهٔ رأی

پیام: احراز عدم توانایی محجور در تصمیم گیری نسبت به امور مالی خود، امری قضایی و در صلاحیت دادگاه است.

متن کامل

مرجع احراز عدم توانایی محجور در اداره امور مالی خود Toggle navigation صفحه اصلی درباره ما درباره پژوهشگاه قوه قضائیه درباره پژوهشکده آرا تماس با ما دریافت نظرات و پیشنهادها عنوان: مرجع احراز عدم توانایی محجور در اداره امور مالی خود پیام: احراز عدم توانایی محجور در تصمیم گیری نسبت به امور مالی خود، امری قضایی و در صلاحیت دادگاه است. بنابراین پزشکی قانونی مرجع اظهارنظر نسبت به این امر نیست. مستندات: ماده 57 قانون امور حسبی - شماره دادنامه قطعی : 9109980229600253 تاریخ دادنامه قطعی : 1394/06/29 گروه رأی : حقوقی آراء منتخب پرونده: شعبه دیوان عالی کشور مشخصات متن نتیجه تحلیلی کلید واژه ها نمایه قوانین مرتبط گردش پرونده عین عبارت چاپ متن متن تجمیعی پرونده قلم یکان ایران میترا ترافیک زر یاقوت تیتر رأی خلاصه جریان پرونده در تاریخ 1389/11/2 آقای م. ف.ت. و خانم س. چ. به وکالت از فرجام‌خواهان با اختیار وکالت در مراحل بدوی و تجدیدنظر و فرجام‌خواهی دادخواستی به خواسته اعتراض ثالث در پرونده کلاسه 2457/87 شعبه 45 (عین عبارت مسطور در ستون خواسته دادخواست نخستین) به طرفیت فرجام‌خواندگان به نشانی تعیین شده تهران - جاده مخصوص کرج ... ، به دادگاه‌های عمومی تهران تقدیم و در شرح دادخواست توضیح داده با توجه به اینکه معترضی در پرونده کلاسه 2475/87 شعبه 45 دادگاه عمومی تهران وجود نداشته است، ظاهراً مراجعی نظیر پزشکی قانونی بدون بررسی، اقدام به تعیین تاریخ حجر طبق نظر درخواست‌کنندگان نموده‌اند که حداقل 15 سال شناخت از مرحوم ق. در ارتباط با دعاوی مطروحه داشته تا دو سال قبل از فوت صحیح و سالم و در محل مشغول کسب و کار معامله بوده است. دادنامه صادره در پرونده کلاسه 721/79 مورخ 1380/11/16 شعبه اول و دادنامه شماره 692 مورخ ۱۳۸5/8/17 در پرونده کلاسه 481/85 شعبه 4 که مرحوم ق. شخصاً در محضر دادگاه حضور یافته و دفاع نموده، همچنین قرارداد انتقال منافع به تاریخ 1384/3/31 موضوع پرونده کلاسه 850019 و 150/85 شعبه 31 که در گوشه سمت چپ قرارداد، با رنگ زرد مشخص نشده است، آقای الف. ق. پدر آقای ن. ق. به عنوان شاهد امضاء نموده و شهود دیگر نیز آن را امضاء نموده‌اند و پرونده کلاسه 48/87 حوزه 616 حل اختلاف که توسط خانم گ. مادر محجور به عنوان قیم تقدیم نموده و هیچ اشاره‌ای به حجر ن. ق. در زمان انعقاد قرارداد در سال 1384 ننموده است همگی حکایت از این دارد که در تاریخ تعیین شده در دادنامه فوق‌الذکر مرحوم ق. از سلامت کامل برخوردار بوده است. مرحوم ق. در سال 1381 ازدواج نموده و بر اساس عرف والدین زوجین به عنوان شاهد، وقوع عقد را امضاء می‌نمایند. پدر آقای ن. ق. عقدنامه را امضاء نموده که در صورت انکار تقاضای ارسال رونوشت عقدنامه از اداره ثبت احوال را دارد، حاکی از این مطلب است، محجور حداقل تا سال 1385 در سلامتی کامل بسر می‌برده و در محل مشغول کسب و کار بوده است و چون تنها مایملک مرحوم سرقفلی مغازه‌ای است که در تاریخ ۱۳۷5/7/16 از مورث موکلین اجاره کرده است تاریخ تعیین شده را طوری اعلام کرده‌اند که بعد از اجاره نامه فوق‌الذکر باشد و به آن خدشه‌ای وارد نیاید ولی انتقال بعدی او به ثالث که در پرونده کلاسه 850019 شعبه 31 در حال رسیدگی است باطل شود. چون تعیین تاریخ حجر به طور یک طرفه از طرف وراث محجور به قصد خدشه در معامله انجام شده بوده و چون معارضی نداشته کمیسیون پزشکی قانونی بدون هیچ مستندی تاریخ 1375 را به عنوان تاریخ شروع حجر اعلام نموده که به آن معترض بوده تقاضای نقض دادنامه و اصلاح تاریخ شروع حجر را می‌نماید و در خاتمه سایر خواندگان را آقایان ع.ر. و الف. ط. هر دو ق. با ولایت الف. ق. و خانم‌ها ل. الف. و ص. گ. معرفی می‌نماید. ذیل دادخواست را فقط آقای م. ف.ت. به عنوان احد از وکلای فرجام‌خواهان امضاء و با قید نام خانم س. چ. از امضاء نامبرده است و دلایل و منضمات و مدارک دادخواست در ستون دادخواست، پرونده کلاسه 721/79 شعبه اول و کلاسه 149/85 شعبه 31 و 850019 شعبه 31 و پرونده 48/87 حوزه 616 شورای حل اختلاف تعیین و اعلام می‌شود. آرای صادره از شعب 1 و 31 و 4 دادگاه‌های عمومی تهران صادره در پرونده‌های استنادی مصدق شده و از سوی وکیل تقدیم‌کننده دادخواست نخستین به ضمیمه ارایه گردیده است. دادخواست جهت رسیدگی به شعبه چهل و پنجم دادگاه عمومی تهران ارجاع که با دستور تعیین وقت رسیدگی و دعوت از طرفین و ارسال نسخه ثانی دادخواست برای خواندگان و مطالبه و ضمیمه نمودن پرونده 2475/45/87 از سوی دادگاه مرجوع‌الیه، وقت رسیدگی برای روز 1390/4/5 تعیین و با صدور ابلاغنامه‌ها، از طرفین به دادرسی دعوت به عمل می‌آید. ورقه اخطاریه به وکلای خواهان در تاریخ هشتم فروردین یک هزار و سیصد و نود بر طبق ماده 69 و به خواندگان به خانم ص. گ. به عنوان همسر آقای الف. ق. و مادربزرگ آقای ع.ر. ق. و الف. ط. و به عنوان مادر شوهر خانم ل. الف. به وسیله مامور ابلاغ بر طبق همان ماده از قانون آئین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی ابلاغ می‌شود. (برگه‌های 15 و 48) اوراق پرونده از حیث ترتیب وصول و ضبط آن و برگ‌شماری واجد ایراد و اشکال است به نحوی که بعد از صفحات برگ‌شماری 14 و 15 ، برگه 48 که به نظر می‌رسد 16 باشد، اوراق شماره‌گذاری شده است و برگه 49 نیز پیوست نیست و بعد از آن از عدد پنجاه شمارش و برگ‌شماری صورت پذیرفته است و بر فرض وجود اوراق (از 17 تا 47) ضمیمه پرونده ملاحظه نگردیده است. گزارش پرونده بر اساس وضعیت موجود و شماره‌گذاری صورت گرفته از سوی دفتر محکمه بدوی می‌باشد. دادگاه با اجلاس در وقت مقرر و با حضور آقای م. ف.ت. وکیل خواهان واحد از خواندگان به نام خانم ص. گ. ، وکیل خواهان خواسته را به شرح دادخواست عنوان داشته و خوانده حاضر پاسخ داده حکم صادره بر اساس نظریه پزشکی قانونی می‌باشد و تمام مدارک در پرونده سرپرستی کلاسه 96/85 موجود است. از خوانده موصوف لایحه ای نیز واصل شده که تحت شماره 974 در همان وقت مقرر ۱۳۹0/4/5 ثبت شده، توضیح داده پزشکی قانونی بعد از بستری شدن ن. ق. در زمان حیات وی و مدارک سال 75 ، تصادف کرده و منجر به خونریزی مغزی شده که در گواهی به صراحت نوشته دچار ضایعه مغزی شده و نمی‌تواند امور مالی خود را انجام دهد اسناد و مدارک تصادف در سال 75 و گواهی پزشکی قانونی و عکس و سیتی اسکن و نوار مغزی می‌باشد وقتی در سال 85 محجوریت نامبرده را به علت غیررشید بودن توسط پزشکی قانونی، گرفته همان اسناد و مدارک تاریخ سال 75 را داشته و ن. ق. تا سال 80 کم و بیش، همراه کسی به درب مغازه می‌رفت ولی بعد از سال 80 اصلاً نتوانسته سرکار برود گواهی کلانتری محل نیز موجود می‌باشد. (وصول این لایحه در صورت‌جلسه دادرسی محکمه انعکاسی ندارد - عضو ممیز). دادگاه با صدور دستور تعیین وقت احتیاطی پرونده‌های 1250/45/85 و 2475/45/87 و ۱۳۹6/1/85 را از شعبه سرپرستی مطالبه و با اجلاس در وقت احتیاطی ۱۳۹0/8/8 و ملاحظه پرونده 2475/45/87 و نظریه کمیسیون 3 نفره شماره 1/33/2124/88 - ۱۳۸8/12/18 قرار ارجاع امر به کمیسیون پنج نفره صادر تا دفتر از پزشکی قانونی با اشاره به شماره نظریه مذکور استعلام نماید که تاریخ شروع حجر مرحوم ن. ق. را با تشکیل کمیسیون پنج نفره و اخذ دلایل و مستندات خواهان و با هزینه آنان و بررسی سوابق و مدارک موجود، در خصوص تاریخ شروع اختلال حواس شدید به نحوی که قادر به اداره امور مهم مالی نباشد اعلام نظر نمایند. (برگ 64) لایحه‌ای متضمن دو صفحه از سوی خواندگان خانم ل. الف. گ. و آقای الف. ق. برای وقت مقرر ۱۳۹0/4/5 تقدیم که در تاریخ ۱۳۹0/6/8 تحت شماره 1159 به ثبت رسیده و ضمیمه پرونده گردیده است. (برگه‌های 56 و 57) در لایحه تقدیمی ایراد شده خواهان گواهی حصر وراثت مرحوم ن. ق. را به عنوان دلیل دادخواست ارایه نکرده و در پاسخ به ادعای وکیل خواهان که یکی از دلایلی که حجر و تاریخ حجر مرحوم ن. ق. را محمول بر صحت ندانسته، ازدواج آن مرحوم بیان شده است در مقام رد ادعای وکیل، به موجب دادنامه اصداری مرحوم ن. ق. غیررشید بوده و با استناد به مواد 1207 و 1214 (قانون مدنی) محجور غیررشید می‌تواند ازدواج کند و صرفاً راجع به معاملات و تصرفات غیررشید در اموال خود غیرنافذ می‌باشد. در بند سه لایحه مرقوم ذکر شده حجر و تاریخ حجر اشخاص توسط پزشکان ذی صلاح، حاذق و متعهد پزشکی قانونی تعیین می شود کمیسیون پزشکی قانونی با معاینه بیمار و مشاهده اسناد و مدارک زمان خونریزی مغزی در سال 1375 به درخواست شعبه 45 دادگاه در سال 1385 و پس از بستری شدن در قسمت روانپزشکی بیمارستان ... ، متقن حجر و تاریخ آن را معین نموده است و تاریخ حجر از طرف آنان (خواندگان) تعیین نشده است و شناخت شخص وکیل خواهان از مجرم را جزء ادله و مدارک محکمه پسند ندانسته و با توجه به دادنامه تعیین تاریخ حجر آثار حقوقی حجر اثر قهقرایی دارد و هر نوع معامله‌ای که توسط محجور پس از تاریخ حجر انجام شود باطل است. و با اشاره به رأی شورای حل اختلاف به شماره 10010 - ۱۳۸5/2/25 و رد ادعای وکیل خواهان، که رأی صادره غیابی و بدون حضور مرحوم بوده است. در بند 5 لایحه نظریه کمیسیون پزشکی را در مقام اثبات دلیل اعلام که دلالت دارد، مرحوم از سال 1375 محجور غیر رشید بوده است و از جمله دلیل غیر رشید بودن طرح دعوی در شورای حل اختلاف به طرفیت آقای د. ا. بوده است (رأی شورا مربوط به طرح دعوی در شورا به طرفیت آقای د. ا. پیوست دادخواست ارایه گردیده است عضو ممیز) از طرف وکیل خواهان نیز لایحه‌ای در برگه‌های 62 و 63 پرونده پیوست است که فاقد دستور قضایی و بدون شماره ثبت و ذکر تاریخ وصول می‌باشد و به موجب آن ضمن اذعان به دلایل ذکر شده در دادخواست در مورد عدم صحت تاریخ حجر از تاریخ ۱۳۷5/10/1 معروض گردیده تاریخ تصادف محجور 1375/10/16 است در برگ 9 پرونده کلاسه ۱۳۹6/1/85 شعبه اول دادیاری گزارش مشاوره پزشکی مورخ ۱۳۸3/12/13 قید شده (بیمار تقاضای کمک جهت ترک اعتیاد دارد و به زندگی امیدوار است و به مشکل خود بینش دارد) در برگ 13 پرونده آمده که (خانم) ص. گ. استشهاد نموده که فرزندش بر اثر تصادف دچار بیماری ادواری بوده هیچ مدرکی مبنی بر معاینه روانی در سال 75 وجود ندارد. در پروده کلاسه 2475/45/87 (‌برگ‌شماری نشده) پزشکی قانونی طی نامه شماره ... مورخ ۱۳۸۸8/12/18 اعلام نموده ... ( به استناد مدارک موجود تاریخ سفاهت به احتمال زیاد از زمان ضربه مغزی در دی ماه 75 می‌باشد و اظهارنظر قطعی مقدور نیست) در معاینه انجام شده در تاریخ ۱۳۸5/7/5 و ۱۳۸5/7/17 در برگ 11 پرونده کلاسه 1111/45/86 هیچ ذکری از بیماری روانی نشده است. در پرونده کلاسه 1250/45/85 که از محجور توسط ریاست دادگاه تحقیق شده و اشاره به برگ 6 آن نموده به همه سوال‌های دادگاه هوشمندانه و عاقلانه پاسخ داده است و با توجه به ادله ارائه شده ضمیمه دادخواست از قبیل امضاء پدر محجور در تاریخ ۱۳۸3/3/31 در ذیل قرارداد منعقده با آقای م.که قصد وراث مرحوم در واقع زیر سوال بردن این قرارداد است و اقامه دعاوی متعدد در دادگاه‌ها برای انجام کارها که دلیل محکمی بر آگاهی آقای ق. و تشخیص خیر و و صلاح خود دارد و ازدواج ایشان در سال 1381 بدون قید حالت محجور در آن زمان و سایر ادله ارایه شده دلیل بر سلامت ن. ق. دارد و با توجه به اطلاعی که شخصاً دارد ایشان در چند ماه آخر عمر خود به دلیل افراط در مصرف مواد مخدر اختیار خود را از دست داده بود و در محل دست به اعمال نامتعارف می‌زد که این مربوط به چند ماه آخر عمر مرحوم بوده است نه چند سال و کسبه محل مسلماً شهادت خواهند داد و در صورت لزوم تحقیق از سردفتر ازدواج مربوطه و شهود حین عقد می‌تواند در کشف حقیقت موثر باشد. دادگاه با دستور تقید پرونده به وقت احتیاطی تا وصول نظریه کمیسیون پزشکی قانونی در مورختان ۱۳۹0/8/8 و ۱۳۹0/11/10 و وصول نظریه شماره 1/33/2471/90 - ۱۳۹0/12/21 از اداره کل پزشکی قانونی استان تهران که با تشکیل جلسه با حضور متخصص جراحی مغز و اعصاب و متخصصان روانپزشکی و پزشکی قانونی و با استناد به مندرجات پرونده 1/33/2471/90 ن. ق. متولد 1353 که در مهر ماه 1387 مرحوم شده و در بهمن ماه سال 1375 در اثر تصادف دچار ضایعات مغزی شده و پس از آن و اختلال حواس وی به کمیسیون معرفی گردیده نتیجه را چنین اعلام می‌نماید :«به استناد مدارک پزشکی موجود تاریخ شروع اختلال روانی که سبب عدم توانایی تصمیم‌گیری وی در اداره امور مالی شده از زمان ضربه مغزی در دی ماه 1375 که منجر به بستری و عمل جراحی مغز و تخریب قسمت اعظمی از لوب فرونتال شده است در بیمارستان ر. تعیین می‌گردد و از آن زمان تا زمان فوت قادر به اداره امور مالی خود نبوده است» که این نظریه تحت شماره 23 - ۱۳۹1/1/16 ثبت دفتر دادگاه شده و در تاریخ ۱۳۹1/1/22 در وقت احتیاطی دستور ابلاغ وصول نظریه به طرفین صادر می‌گردد. (برگه‌های 76 و 79) احد خواندگان خانم ص. گ. با تقدیم مرقومه‌ای خطاب به دادگاه مرجوع‌الیه که تحت شماره 223 در تاریخ ۱۳۹1/2/24 ثبت دفتر دادگاه و ضمیمه پرونده شده اعلام کرده به نظریه کمیسیون پزشکی که در تاریخ ۱۳۹0/12/21 داده شده اعتراضی ندارد. وصول پاسخ اخطاریه سایر خواندگان در پرونده ملاحظه نمی‌شود. وکیل خواهان آقای م. ف.ت. با تقدیم لایحه‌ای که از سوی دادگاه در تاریخ ۱۳۹1/3/3 دستور ثبت و ضم آن را در پرونده صادر کرده و بدون ثبت ضمیمه برگه 84 پرونده شده در مورد نظریه مکتوب نموده در پرونده حاضر پزشکی قانونی صرفاً بر اساس حدس و گمان و نه قاطعانه اظهارنظر کرده و در نظریه مورخ ۱۳۸8/12/18 اعلام نموده که سفاهت به احتمال زیاد از تاریخ عمل جراحی در سال 75 می‌باشد و تقریباً با همین مضمون هیئت نظر داده است ولی مدارک ارایه شده در دادخواست اعتراض ثالث و لوایح تقدیمی حاکی از