مخفی کردن جسد توسط قاتل
خلاصهٔ رأی
املاکی بوده است از حدود 12 سال قبل مفقود شده است و کارمند آموزش و پرورش شهریار بوده و دارای انحرافات اخلاقی شدید بوده است.
متن کامل
مخفی کردن جسد توسط قاتل Toggle navigation صفحه اصلی درباره ما درباره پژوهشگاه قوه قضائیه درباره پژوهشکده آرا تماس با ما دریافت نظرات و پیشنهادها عنوان: مخفی کردن جسد توسط قاتل پیام: مخفی کردن جسد توسط قاتل،جرم مستقل محسوب نمی شود. مستندات: ماده 636 قانون مجازات اسلامی 1375- شماره دادنامه قطعی : 9409970908000074 تاریخ دادنامه قطعی : 1394/06/30 گروه رأی : کیفری آراء منتخب پرونده: شعبه دیوان عالی کشور مشخصات متن نتیجه تحلیلی کلید واژه ها نمایه قوانین مرتبط گردش پرونده عین عبارت چاپ متن متن تجمیعی پرونده قلم یکان ایران میترا ترافیک زر یاقوت تیتر رأی خلاصه جریان پرونده آقای ت. پ. به اتهام قتل عمدی مرحوم ج.ن. تحت تعقیب دادسرای عمومی و انقلاب شهریار قرار گرفته و پس از صدور کیفرخواست به موجب دادنامه شماره 00205 مورخ ۱۳۹3/11/25 صادره از شعبه 113 دادگاه کیفری استان تهران از نظر قتل عمدی به قصاص نفس و از نظر مخفی کردن جسد ... به تحمل یکسال حبس تعزیری محکوم شده است و اجمال موضوع به این شرح است که در تاریخ ۱۳۹2/1/23 خانمی به نام م. با تماس تلفنی به پلیس اعلام میکند حدود 12 سال قبل همسرش فردی به نام ج. یا ج. را به قتل رسانده و او را در منزل مسکونی خود دفن کرده است (برگ 1) و پس از شناسایی خانم مذکور به شرح برگهای 2 و 3 در تکمیل گزارش تلفنی خود اظهار میدارد حدود 20 سال است با فردی به نام ت. پ. ( متهم ) ازدواج کردهام و در حال حاضر هشت ماه است از او طلاق گرفتهام و همسرم که مشاور املاک بود با فردی به نام ج.م. به ج. کار میکرده است و حدود 12 سال قبل جواد به خاطر مسائل ناموسی میخواست فردی را به قتل برساند و این قتل را با همکاری همسرم انجام داد اما من هویت ... را نمیدانم و همسرم برایم تعریف کرده است و من به علت تهدیدهای همسرم جرائت نکردم به پلیس اطلاع بدهم و از همسرم پرسیدم اگر جواد دستگیر شود و تو را لو دهد چکار میکنی همسرم به من گفت فقط به تو میگویم میخواهم جواد را به قتل برسانم تا تنها سرنخ و شاهد ماجرا را نیز از بین ببرم و به طور مداوم به من میگفت به منزل خواهرت برو تا من جواد را به قتل برسانم و من قبول نمیکردم تا اینکه یک روز خواهرم مرا دعوت کرد فردا صبح که برگشتم روی دیوار لکههای فراوان خون مشاهده کردم و کف اتاق خون زیادی وجود داشت و فرش نیز کاملاً خونی شده بود و پس از آن به درب مغازه همسرم رفتم به من گفت ناراحت نشو مجبور شدم جواد را به قتل برسانم و پس از مدتی خانواده جواد به درب منزل ما آمدند و سراغ جواد را میگرفتند که همسرم میگفت از او خبر ندارد و در آن زمان ما در خیابان ... پلاک ... سکونت داشتیم و پلاک ... نیز متعلق به ما بود و نیمهکاره بوده است و همسرم جسد ج. را در داخل چاه فاضلاب پلاک ... انداخته و روی آن را با سیمان پوشانده و پر کرده است تا به گفته خودش بوی جسد خارج نگردد. پس از گزارش موضوع به دادسرای عمومی و انقلاب شهریار ارجاع پرونده به شعبه دوم بازپرسی، دستورات قضایی لازم صادر میشود و متهم ت. پ. دستگیر میشود و به شرح برگ 9 اظهار میدارد در حال حاضر خرید و فروش اتومبیل انجام میدهم ولی قبلاً در کار مشاور املاک بودم و یک بار به اتهام خرید و فروش اشیاء عتیقه و مواد مخدر به زندان رفتم و در حال حاضر شیشه و تریاک مصرف میکنم و 2 بار جهت ترک به کمپ رفتم ولی ترک نکردم و در ادامه تحقیقات پلیس مشخص شده است (برگ 10 تا 12 ) فردی به نام ج. معروف به ج. که اسم وی ج.ن. میباشد و معروف به ج. املاکی بوده است از حدود 12 سال قبل مفقود شده است و کارمند آموزش و پرورش شهریار بوده و دارای انحرافات اخلاقی شدید بوده است. خانم م.پ. دختر متهم به شرح برگهای 24 و 25 ضمن تایید اظهارات مادرش اظهار داشته در زمان قتل من کوچک بودم ولی پدرم چون با مادرم به مشکل برخورده بودند پارسال به من گفت دو نفر را به قتل رساندهام و کسی خبر ندارد و مادرت را نیز به قتل میرسانم و حدود یک ماه قبل من و پدرم و زن پدرم از کنار محل چاه میگذشتیم که پدرم گفت این منزل را یادت میآید که چه کارهایی کردیم و ظاهراً قضیه را برای همسرش به نام م. نیز تعریف کرده بود. خانم م.ح. به شرح برگهای 26 تا 28 ضمن تکرار مطالب قبلی اظهار داشته همسرم بعد از انداختن جسد به داخل چاه تا چند روز شن و ماسه و سیمان درست میکرد و داخل چاه میریخت و میگفت این کار را میکنم تا بوی جسد خارج نگردد. خانم ق.ت. همسر ج.ن. ... به شرح برگهای 38 تا 40 اظهار داشته همسرم کارمند آموزش و پرورش بود و در امر مشاور املاک نیز فعالیت داشت و با فردی به نام ت. پ. کار میکرد تا اینکه در تاریخ 1379/8/5 مفقود شد و تا کنون از ایشان خبری نیست و در آن زمان از افرادی به نام ف.ا. ، م.ا. و ب.ا. شکایت کردیم و اسم کامل همسرم ج.ن. معروف به ج. بوده است متهم ت. پ. به شرح برگهای 41 تا 45 اظهار داشته ج.ن. (ج.) را میشناسم و حدود 13 الی 14 سال قبل با ایشان در امر مشاور املاک فعالیت میکردیم و قبول دارم که اقدام به قتل ج. کردهام و حدود 10 روز بود که با ج. شروع به کار کرده بودیم یک روز حدود ساعت 7 الی 8 شب ج. به من گفت در مغازه بنشین تا من یک مشتری را برای نشان دادن یک منزل به بیرون ببرم و ایشان با اتومبیل خودش از مغازه بیرون رفت و حدود 2 ساعت از این مطلب گذشته بوده که من مغازه را بستم و به منزل رفتم و مشاهده کردم اتومبیل جواد نزدیک منزل ما پارک شده بود و من درب منزل را زدم و کمی طول کشید تا همسرم به نام م.ح. درب را باز کرد و من به داخل منزل رفتم و در حیاط منزل جواد را دیدم که من کمی شک کردم و به ج. گفتم شما اینجا چکار میکنید که ج. به من گفت من برای نشان دادن یک منزل به مشتری اینجا آمده بودم و همسر شما را در کوچه دیدم و ایشان گفت ما منزل را میخواهیم بفروشیم و به همین خاطر آمده بودم منزل را ببینم و من از ج. خواستم به داخل منزل بیاید و پس از صرف چای و شام از منزل خارج شود و ایشان را به منزل آوردم و در این حین که جواد به دستشویی رفته بود از وی سوال کردم قضیه چیست که همسرم گفت ج. میخواست به من تعرض کند که من پس از صرف شام کمی تریاک تهیه کردم و ج. را داخل هال طوری نشاندم که ایشان پشت به آشپزخانه باشد و با هم شروع کردیم به مصرف تریاک و در همین حین یک دفعه همسرم به ج. از پشت حمله کرد و با یک جسم آهنی که یادم نیست چه بوده است یک ضربه به سر ج. زد و ج. به روی زمین افتاد و سرش را گرفته بود و من بلافاصله شروع کردم اول ایشان را با مشت و لگد زدم و بعد به داخل حیاط رفتم و یک جسم لوله مانند آهنی آوردم و شروع کردم جواد را کتک زدم و ضربات متعددی به گردن و سر و سینه وی زدم تا اینکه خون زیادی از وی رفته بود و ایشان به روی زمین افتاد و فکر کنم هنوز زنده بود تا اینکه حدود یک ساعت ایشان را در منزل نگه داشتیم و پس از آن حدود ساعت 12/5 الی 1 شب ایشان را به داخل ساختمان نیمهکاره و نیمهسازی که متعلق به خودم بود و در مجاورت ساختمان محل سکونت (محل قتل) خودم میباشد بروم و در حیاط آن ساختمان نیمهکاره دو حلقه چاه کنده بودم که یکی برای فاضلاب و دیگری برای چاه آب آشپزخانه بوده است که جسد را به داخل چاه آشپزخانه که حدود 10 متر ارتفاع داشته است انداختم و با صدای انداختن جسد یکی از همسایهها که در پشت ساختمان محل سکونت ما بود بیرون به داخل کوچه آمد و به من گفت صدای چی بود که من گفتم نمیدانم و چیزی اطلاع ندارم و ایشان رفت و من و همسرم شروع کردیم به داخل چاه خاک ریختیم و روی چاه را پوشاندم و یک نایلون کشیدم و کمی وسایل روی آن قرار دادم و من به همراه همسرم اتومبیل جواد را که یک پیکان سفید رنگ بوده است به میدان آزادی بردیم و آنجا رها کردیم و سپس به منزل برگشتیم و من تا مدت حدود یک هفته کاملاً چاه را پر از خاک کردم و کاملاً پر شده و غیر قابل استفاده شده و پس از حدود یک ماه منزل را فروختیم و از آنجا رفتیم و دیگر اطلاع ندارم و یک بار در خیابان برادر و پدرش مرا دیدند و سراغ ج. را گرفتند که من گفتم خبر ندارم و در پاسخ به این سوال که شما به اتفاق ج. اقدام به قتل یک فرد دیگر کردهاید اظهار داشته خیر قبول ندارم و قتل دیگری مرتکب نشدم. متهم ت. پ. به شرح برگهای 47 و 48 در محضر بازپرسی نیز به شرح توضیحات فوق البته به صورت مختصر صریحاً به قتل اقرار کرده است و اظهار داشته همسرم با یک گوشت کوب به سر ... زد بعد من حمله کردم و با چند ضربه به سر او ،او را گیج کردم و بعد به حیاط خانه رفتم یک تکه آهن آوردم و با آن به سر و گردن (گلو) و قلب ... زدم البته آهن تیز و برنده نبود و فقط با آن ضربه محکم میزدم که ایشان بیهوش شده. متهم ت. پ. مجدداً به شرح برگهای 50 تا 52 در اداره آگاهی اظهارات سابق خود را تکرار کرده و به قتل مرحوم ج. (ج.) ن. با مشارکت همسرش اقرار کرده است اما ارتکاب قتل دیگر به اتفاق جواد را منکر شده است و علت قتل را چنین بیان کرده است که به خاطر اینکه ایشان به همسرم تعرض و تجاوز کرده بود با همسرم وی را به قتل رساندیم. خانم م.ح. همسر سابق متهم ت. پ. به شرح برگهای 57 و 58 ضمن تکرار اظهارات قبلی خود منکر مشارکت در قتل مرحوم ج. ن. شده است و به شرح برگهای 62 تا 64 در محضر بازپرسی نیز اظهارات قبلی را تکرار کرده و منکر مشارکت در قتل شده است و بازپرس در تاریخ ۱۳۹2/2/9 در مورد وی نیز به اتهام مشارکت در قتل قرار بازداشت موقت صادر کرده است. مامورین به شرح برگ 66 به همراه متهم به آدرس منزل سابق متهم که ادعا شده محل دفن جسد بوده است مراجعه کردهاند و متهم اظهار داشته محل دقیق را نمیدانم و محلی را به صورت تقریبی اعلام کرده است خانم ق.ت. همسر ... ج.ن. به شرح برگ 67 اظهار داشته پدر و مادر همسرم فوت کردهاند و سه فرزند به اسامی ن. ن. 22 ساله و م. ن. 18 ساله و م. ن. 16 ساله دارم. به شرح برگهای 68 و 69 بین آقای ت. پ. و همسر سابق وی خانم م.ح. در اداره آگاهی مواجهه حضوری انجام شده است که آقای پ. اظهارات قبلی خود مبنی بر مشارکت در قتل آقای ج.ن. به همراه همسرش را تکرار کرده است اما خانم ح. اظهار داشته اظهارات ایشان را قبول ندارم و من در قتل نقشی نداشتم ولی از نحوه و چگونگی قتل اطلاع دارم و جنازه را پنهان کردیم و روی آن خاک ریختیم. به شرح برگهای 70 و 71 آقای ج. مالک منزلی که ادعا شده جسد در آنجا دفن شده است شناسایی شده و اظهار داشته سال 1379 این ملک را از آقای ت. پ. خریداری کردم و محل دستشویی (توالت) ملک تغییری نکرده است و آقای پ. به من گفت کف حیاط چون گود بود یک کامیون خاک ریختیم و پر کردم بالا آوردم و دهانه چاه را ندیدم و خودم هم پس از خرید چون بازم کف حیاط گود و ناهموار بوده است یک کامیون خاک دیگر هم خودم روی کف حیاط ریختم و حتی دهانه چاه فاضلاب را ندیدم و نمیدانم کجاست و متهم ت. پ. نیز اظهارات او را تایید کرده است و تصویر مبایعهنامه مورخ ۱۳۷9/8/14 که آقای ت. پ. ملک را به آقایان ج. و ا. فروخته است نیز به شرح برگ 72 ضمیمه پرونده شده است . به شرح برگ 76 اتهام مشارکت در مخفی کردن جسد نیز علاوه بر اتهام مشارکت در قتل عمدی به آقای ت. پ. تفهیم شده است که اظهار داشته قبول دارم به اتفاق همسرم متوفی آقای ن. را کشتیم و هنوز جان داشت که داخل چاه انداختیم هنوز چاه خالی بود. فرزندان مرحوم ج.ن. به اسامی م. و ن. و م. که به ترتیب متولد 1373، 1369 و 1376 هستند به شرح برگهای 79 تا 81 شکایت خود از قاتل یا قاتلین پدرشان ( ت. پ. و همسرش م.ح. ) را اعلام کردهاند و تصویر مدارک شناسایی ... و همسر و فرزندانش نیز به شرح برگهای 82 تا 101 ضمیمه پرونده شده است. با توجه به ادعای آقای ت. پ. مبنی بر اینکه در زمان انداختن جسد به داخل چاه یکی از همسایگان متوجه صدا شده و از او سوال کرده است به شرح برگهای 106 و 107 از آقای ا.گ. تحقیق شده است که اظهار داشته آقای ت. پ. قبلاً همسایه ما بوده است و کلاً یک ماه بیشتر آنجا سکونت نداشته و منزلشان را فروختند و رفتند اما به علت گذشت زمان در مورد ادعای آقای پ. چیزی به خاطر ندارم. پس از دستور بازپرس برای حفر چاه به منظور کشف بقایای جسد ... به شرح برگ 113 اعلام شده است که در محل مورد ادعای متهم حدود 13 متر حفر شده است اما چیزی کشف نشده است و متهم اعلام کرده آن زمان عمق چاه 8 الی 10 متر بوده است. به شرح برگ 126 خانم ق. ت. همسر ... ج. ن. از قاتلین همسرش شکایت و تقاضای قصاص کرده است . آقای ق.الف. ق.م. به شرح برگهای 134 و 135 در تاریخ ۱۳۹2/4/9 به عنوان وکیل آقای ت. پ. اعلام وکالت کرده است آقای ت. پ. به شرح برگهای 142 تا 144 در تحقیقات مورخ ۱۳۹2/6/15 در اداره آگاهی به کلی منکر ارتکاب قتل مرحوم ج. ن. شده است و اظهار داشته چیزی به یاد نمیآورم و نمیدانم که چه گفتهام و قتلی نکردهام و نمیدانم کدام منزل را به عنوان محل دفن جسد نشان دادهام و نمیدانم چرا اسم همسایه به نام م.گ. را بردهام و چیزی از اعترافات قبلی خودم نیز به خاطر نمیآورم. در ادامه بازپرس دستور قضایی لازم از جمله در مورد کشف جسد ... صادر کرده است خانم ق. ت. همسر ... در برگهای 148 و 149 اظهار داشته خانمی به نام ف.ا. حدود یک سال قبل از فقدان همسرم با او رابطه نامشروع داشته است و حتی یک بار با هم دستگیر شده بودند و در تاریخ ۱۳۷9/8/3 یعنی دو روز قبل از فقدان همسرم ، برادر این خانم به نام ح. ا. به قتل رسیده بود و وقتی برای پیگیری موضوع مفقودی شوهرم به آگاهی اسلام شهر رفتیم متوجه شدیم خانواده ا. از شوهرم ج. شکایت کردهاند و ما نیز متقابلاً در خصوص فقدان ج. از آنها شکایت کردیم و پرونده قتل ح. ا. کماکان مفتوح است و به این دلیل به شرح برگهای 150 تا 152 در اداره آگاهی بین آقای ت. پ. و خانم م.ح. مواجهه انجام شده است که خانم ح. اظهار