محدوده اصل ملکیت در تردید میان ملکیت و وقفیت
خلاصهٔ رأی
فروخته که در حد شمال به اراضی قبرستان محدود نموده است.
متن کامل
محدوده اصل ملکیت در تردید میان ملکیت و وقفیت Toggle navigation صفحه اصلی درباره ما درباره پژوهشگاه قوه قضائیه درباره پژوهشکده آرا تماس با ما دریافت نظرات و پیشنهادها عنوان: محدوده اصل ملکیت در تردید میان ملکیت و وقفیت پیام: در تردید در ملکیت و یا وقفیت موقوفه، اصل بر عدم زیاده و بقای مالکیت ملک است مگر اینکه بینه شرعی بر وقوع وقف و قبض ان وجود داشته باشد مستندات: شماره دادنامه قطعی : 9809985634100880 , تاریخ دادنامه قطعی : 1400/01/29 گروه رأی : حقوقی آراء منتخب پرونده: دادگاه بدوی مشخصات متن نتیجه تحلیلی کلید واژه ها نمایه قوانین مرتبط گردش پرونده عین عبارت چاپ متن متن تجمیعی پرونده قلم یکان ایران میترا ترافیک زر یاقوت تیتر رأی دادگاه بدوی کلاسه پرونده: *تاریخ رسیدگی: ۱۴۰۰/۱/۲۹ شماره دادنامه: * فرجام خواه: سازمان *و امور خیریه شهرستان *ات با نمایندگی اقای ی. ک. فرجام خواندگان: ۱- م. ح. م. ۲- ع. م. فرزند غ. ۳- ع. م. فرزند م. ف. خواسته: دادنامه شماره **/۱۱/۱۳ صادره از شعبه * تاریخ ابلاغ دادنامه به فرجامخواه: ۹۹/۱۱/۱۴ تاریخ وصول دادخواست فرجامی: ۹۹/۱۲/۲ مرجع رسیدگی: شعبه * هییت شعبه اقایان: ج. رییس ، ح. مستشار خلاصه جریان پرونده: بدلالت محتویات پرونده محاکماتی واصله ، سازمان *و امور خیریه شهرستان *ات با نمایندگی حقوقی اقای ی. ک. دادخواستی بطرفیت اقایان م. ح. م. و ع. م. فرزند م. ح. و ع. م. فرزند غ. بخواسته های: ۱- قلع و قمع بنا و مستحدثات بر روی اراضی وقفی قبرستان مقوم به ۲۱ میلیون ریال. ۲- خلع ید خواندگان ردیف اول و سوم از اراضی زمین وقفی قبرستان به مساحت ۱۵۲۰ مترمربع مقوم به ۲۱ میلیون ریال. ۳- مطالبه ۵۰ درصد حق الوکاله بعنوان نماینده حقوقی باستناد رای وحدت رویه شماره *هیات عمومی دیوان عالی کشور ، تقدیم دادگاه عمومی شهرستان *نموده و در شرح دادخواست توضیح داده که برابر استشهادیه محلی ، جمعی از معتمدین محلی و ریش سفیدان و شورای اسلامی و دهیاری ع. ا. رشت تایید و گواهی نموده اند که در سال ۱۳۶۵ اقای م. ح. م. ، یک من اراضی مطابق عرف محل به مساحت ۱۵۲۰ مترمربع را وقف قبرستان ع. ا. *نموده و قبض و اقباض بعمل امده و چند نفر در ان محل دفن شده اند. متعاقب این موضوع چند سال بعد طی سند عادی مورخ ۶۹/۵/۲۴ واقف اراضی *که متصل به اراضی وقفی قبرستان مذکور میباشد. را به اقای ح. ب. فروخته که در حد شمال به اراضی قبرستان محدود نموده است. سازمان *جهت کشف واقع و بررسی دقیق موضوع در اجرای قرار تامین دلیل تقاضای کارشناسی نموده که کارشناس منتخب شورای حل اختلاف طی نظریه مورخ ۹۸/۱۰/۷ در پرونده کلاسه *( سده ) با معاینه محلی و بررسی اسناد و تحقیق از مطلعین وقفیت زمین را تایید نموده است.لذا بشرح ستون خواسته تقاضای رسیدگی و صدور حکم گردیده و فتوکپی های: ۱- سند عادی مورخ ۶۹/۵/۲۴ تنظیمی فیمابین م. ح. م. ( بعنوان فروشنده ) و ح. ب. ( بعنوان خریدار ) درخصوص یک قطعه زمین به مساحت ۳۰۰ مترمربع که در حد شمالی زمین مورد معامله به زمین قبرستان قید گردیده است. ۲- نظریه اقای م. خ. ( کارشناس رسمی دادگستری ) بعنوان قاضی شعبه *درخصوص زمین موضوع دعوی. ۳- استشهادیه محلی. ۴- دلیل سمت تقدیم کننده دادخواست ، ضمیمه دادخواست تقدیمی میگردند. دادخواست مذکور در تاریخ ۹۸/۱۱/۲۶ جهت رسیدگی به دادگاه عمومی حقوقی ( خانواده ) شهرستان *ارجاع شده و طرفین طبق دستور دادگاه دعوت به دادرسی میگردند. در تاریخ ۹۹/۲/۷ جلسه دادرسی شعبه *با حضور نماینده سازمان *و خوانده ردیف سوم و وکلای خواندگان ردیف اول و دوم تشکیل شده و نماینده سازمان *خواسته را بشرح دادخواست تقدیمی اعلام داشته و در قبال مدافعات وکلای خواندگان مذکور مطالبی را که مفادا تکرار مندرجات دادخواست میباشد. عنوان مینماید. و نماینده سازمان *در پایان جلسه دادرسی اظهار میدارد. که خواهان خواسته خود را از ۱۵۲۰ مترمربع به ۸۳۹ مترمربع تقلیل میدهد. وکیل خوانده ردیف اول نیز خلاصتا اظهار میدارد. که ادعای خواهان مورد قبول نمیباشد. و مساحت زمینی که موکل وی در سال ۱۳۶۵ وقف قبرستان نموده است.مساحت نیم من زمین یعنی حدود ۸۰۰ مترمربع بوده و مساحت ۱۵۲۰ متر نبوده و زمین موقوفه در همان زمان تحویل شورای محل شده و افرادی نیز دران دفن شده اند و موکل وی بعد از ان هرگز زمینی را مجددا وقف ننموده که بعدا انرا تصرف کرده باشد. و در قطعه زمین مورد ادعای اوقاف از حدود ۲۰ سال پیش توسط موکل وی ( م. ح. م. ) *احداث شده و با احداث دیوار زمین مزبور را از زمینی که قبلا وقف نموده بوده است.جدا نموده و تاکنون درتصرف وی ( خوانده ردیف نخست ) بوده و هیچکس ادعایی بر ان نداشته است.و شهادت دوگواه در تامین دلیل معموله توسط شعبه *نیز بر مبنای استماع از موکل وی بوده و دلیلی برای ادعای اوقاف نیست و شهادت شهود بر زاید بر نیم من ( ۸۰۰ مترمربع ) نافذ نیست و استشهادیه ای که موکل وی ( خوانده نخست ) تنظیم نموده است.دلیل بر وقفیت فقط نیم من زمین است.و استشهادیه را تقدیم میدارد. وکیل خوانده دوم نیز مدافعاتی را در قبال دعوی خواهان عنوان مینماید. خوانده ردیف سوم نیز اظهار میدارد. که در سال ۹۶ یک قطعه زمین *تراژ۴۵۰ مترمربع از ع. م. فرزند م. ح. خریداری نموده و در این قطعه زمین قبری وجود ندارد. و اگر قبری پیدا شد حاضر است.که زمین را به سازمان *تقدیم کند. دادگاه در جلسه فوق انجام معاینه و تحقیقات محلی را موثر در کشف حقیقت دانسته و قرار معاینه محلی صادر مینماید. تا از قطعه زمین موضوع دعوی و زمین های *بعمل امده و اظهارات افراد مطلع و اگاه بدون واسطه استماع گردد. در تاریخ ۹۹/۵/۹ قرار معاینه محلی و نیز تحقیقات محلی با حضور خواندگان و وکلای خواندگان ردیف اول و دوم انجام شده و قاضی مجری قرار مشاهدات خود را از محل مورد ترافع در صورتمجالس تنظیمی منعکس نموده و سپس از اقایان ح. ح. و ع. ف. ع. ا. و ع. م. بعنوان گواهان محلی تحقیق بعمل میاورد. بالاخره شعبه *در وقت فوق العاده *وجب دادنامه شماره **/۵/۱۹ درخصوص دعوی سازمان *و امور خیریه شهرستان *ات بطرفیت اقایان م. ح. م. و ع. م. فرزند م. و ع. م. فرزند غ. بخواسته اثبات وقفیت و قلع و قمع مستحدثات و خلع ید نسبت به یک قطعه زمین قبرستان *ساحت ۱۵۲۰ مترمربع و مطالبه حق الوکاله و خسارات دادرسی ، دادگاه ، پس از انعکاس مندرجات دادخواست خواهان و اظهارات نماینده خواهان مبنی بر تقلیل میزان خواسته به ۸۳۹ مترمربع زمین موضوع دعوی و نیز اظهارات خوانده ردیف سوم و وکلای خواندگان ردیف اول و دوم و جریان پرونده ، خلاصتا ، صرفنظر از اینکه خواهان خواسته خود را تنها بر مبنای یک استشهادیه محلی و یک نظریه کارشناسی تامین دلیل مطرح نموده است.و دلیلی برای اثبات ادعای خواهان در پرونده وجود ندارد. و صرفنظر از اینکه خواهان حتی از متراژ موضوع وقف بی اطلاع است.بصورتی که در برگ دادخواست ۱۵۲۰ مترمربع و در جلسه دادرسی انرا به ۸۳۹ متر کاهش داده است. با توجه به معاینه محلی انجام شده و تحقیقات محلی صورت گرفته دلالت بر این مهم دارد. که انچه که مورد نظر واقف بوده هم اکنون جزی قبرستان است.و واقف فردی مقید و نسبت به موضوع توجه داشته و بوسیله ایجاد دیوار زمین خود را از زمین قبرستان و زمین وقف شده قبرستان جدا نموده و سپس اقدام به بنا و فروش بخشی از ان نموده است.و شخصی که دیوار را بنا کرده نیز شهادت داده که واقف از وی درخواست کرده که با ایجاد دیوار ، زمین ایشان را از زمین وقف شده به قبرستان جدا کند و هدف ایشان از ایجاد دیوار جداسازی زمین خود از زمین وقف شده است.و اظهارات افراد دیگر ( مطلعین محلی ) نیز دلالت دارد. بر اینکه قسمتی از زمین قبرستان کنونی که امواتی از مومنین نیز در ان دفن شده اند در گذشته متعلق بخوانده ردیف اول بوده است.که وی پس از وقف ان ، انرا کنار گذاشته و بعد از ان مقدار ، دیوار را بنا نموده است.و با توجه باینکه برخلاف اظهارات خواهان و ادعای وکیل خوانده ردیف دوم ، بنا بر مشاهده و بازدید میدانی دادگاه ، هیچ قبری در قسمتی از زمین که مورد ادعای خواهان و در تصرف خوانده ردیف اول و سوم میباشد. ، وجود ندارد. لذا خواسته خواهان را بطرفیت خوانده ردیف اول و سوم با توجه به مراتبی که ذکر شد و با توجه باینکه دلیلی بر اینکه قطعه زمین موضوع تصرف دو خوانده مذکور وقف باشد. وجود ندارد. موجه تشخیص نداده و مستندا به ماده ۱۹۷ قانون ایین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی حکم بر بی حقی خواهان صادر مینماید. و خواسته خواهان را بطرفیت خوانده ردیف دوم متوجه ایشان ندانسته و با استناد به ماده ۸۹ ناظر به بند چهارم ماده ۸۴ قانون مذکور ، قرار رد دعوی را صادر مینماید. دادنامه مذکور مورد تجدیدنظر خواهی سازمان *و امور خیریه شهرستان *ات واقع شده و رسیدگی بدان در تاریخ ۹۹/۷/۲۷ به شعبه *ارجاع شده و شعبه مزبور در تاریخ ۹۹/۱۰/۷ بلحاظ اینکه اولا- سازمان *و امور خیریه مدعی است.که اقای م. ح. م. متعاقب وقف نمودن عرصه محل نزاع ، انرا به قبض وقف داده است.و در پرونده عنوان شده است.شخصی با نام خانوادگی جدی انرا قبض نموده است.و ثانیا- مدعی است.از گواهان ان اداره در جهت اثبات وقفیت تحقیق نشده است.و فقط از گواهان تجدیدنظر خوانده کسب گواهی شده است.و ثالثا – با لحاظ اینکه در اسناد عادی موضوع اوراق ۳۴ و ۳۵ و ۳۸ پرونده که حاکی از فروش قطعاتی از زمین توسط اقای م. ح. م. به اقایان ب. و م. است ، املاک مورد معامله از حدی به قبرستان تعریف شده است.که با لحاظ موقعیت ان املاک اخذ توضیح از اقای م. ح. م. ضرورت دارد. لذا قرار تحقیق از گواهان را صادر نموده و طرفین را دعوت برسیدگی مینماید. در تاریخ ۹۹/۱۱/۷ جلسه دادرسی شعبه *با حضور نماینده سازمان *و اقای م. ح. م. و وکیل وی و اقای ع. م. فرزند غ. تشکیل شده و نماینده سازمان *اظهار میدارد. که اقای جدی از معتمدین *بوده که مال وقفی را قبض کرده و فوت شده است.و صورتمجلس کتبی مبنی بر قبض وقف هم نداریم ولی دفن میت در محدوده مورد ادعا دلالت بر عمل وقف دارد. و برای اثبات وقف شدن عرصه محل نزاع و قبض ان شهودی باسامی ع. ف. ع. ا. و ح. ب. و ع. م. فرزند م. را حاضر نموده و تقاضای استماع گواهی انان را مینماید. و علت اینکه اقای م. فرزند غ. طرف دعوی قرار گرفته اینستکه اقای م. ح. م. بخشی از زمین محل نزاع به مساحت ۴۵۰ مترمربع را به فرزند ش ع. م. در قبال منزلی که از او گرفته است ، واگذار نموده و او مساحت مذکور را به اقای ع. م. فرزند غ. فروخته است. همچنین اظهارات حاضرین جلسه و پاسخ هریک باظهارات یکدیگر بطور مشروح در صورتمجلس دادگاه انعکاس یافته است.و از سه نفر گواه تعرفه شده نماینده سازمان *باسامی اقایان ع. ف. ع. ا. و ع. م. و ح. ب. نیز استماع شهادت بعمل میاید. شعبه *براساس دادنامه شماره **/۱۱/۱۳ درخصوص تجدیدنظر خواهی سازمان *و امور خیریه *از دادنامه شماره *صادره از شعبه *که در قسمتی مبنی بر بطلان دعوی مطروحه از جانب ان اداره و در قسمت دیگر مبنی بر رد دعوی مطروحه بلحاظ عدم توجه ان بخوانده ردیف دوم صادر شده است ، با مداقه در مجموع محتویات پرونده و بالاخص اظهارات طرفین و گواهان تعرفه شده در این مرحله دادرسی که برغم اینکه دو نفر از انان در جریان اجرای قرار تحقیق محل و معاینه محل انجام شده توسط محکمه بدوی استطلاع و کسب گواهی گردیده بود ولی چون بدون اتیان سوگند بود مجددا در این دادگاه از انان کسب گواهی گردید.نظر باینکه با این وصف که مبنای ادعای سازمان *و امور خیریه *( تجدیدنظر خواه ) اعلام وقف شفاهی یک قطعه زمین از ناحیه اقای م. م. است.و هیچ مدرک کتبی در این خصوص که میزان مساحت عرصه مال موقوفه که اصل وقف نمودن ان مورد قبول واقف مذکور اقای م. م. میباشد. وجود ندارد. و از گواهان تعرفه شده فقط یک نفر گواهی داده است.که بر بالین نامبرده حاضر بوده که یک من زمین را وقف کرده است.که گواهی مذکور کفایت براثبات وقفیت مساحت مازاد بر انچه که خود واقف اعلام میکند ، ندارد. مضافا باینکه در پرونده هیچ دلیلی که مثبت این امر باشد. که با وصف وقف عام بودن موقوفه ادعایی ، مطابق مقررات ماده ۶۲ قانون مدنی توسط حاکم یا نماینده او که در مانحن فیه اداره مذکور یا نماینده ان ، این مسئولیت را عهده دار هستند مساحت موضوع خواسته و مازاد بر انچه که با الحاق به قبرستان و دفن میت در ان عملا به قبض در امده است ، قبض شده باشد. ، وجود ندارد. ، مضافا باینکه اظهارات گواهان و تحقیقات معموله که دلالت بر رها بودن عرصه مذکور تا قبل از تصرف ان توسط اقای م. ( م. ح. ) و احداث بنادر ان و واگذاری ان به غیر وارد ، خود نیز دلیلی بر عدم قبض ان بعنوان موقوفه میباشد. و صرف اقدام یکنفر از اهالی محل که حسب ادعای ا. از گواهان عضو شورای وقت روستا و حسب اظهار گواه دیگر صرفا مساح بوده است.را نمیتوان دلیلی بر قبض ملک بعنوان موقوفه تلقی نمود و اینکه با لحاظ تردید در ملکیت و وقفیت با لحاظ مراتب مذکور اصل بر عدم زیاده و بقای مالکیت ملک است.مگر اینکه بینه شرعی بر وقوع وقف و قبض ان وجود داشته باشد. که در مانحن فیه این گونه نیست و اینکه با لحاظ مراتب مذکور دادنامه تجدیدنظر خواسته مطابق موازین قانونی صادر شده است.لذا ضمن رد تجدیدنظر خواهی ، مبادرت بتایید دادنامه دادنامه تجدیدنظر خواسته مینماید. دادنامه مرقوم طبق گزارش ابلاغ الکترونیکی مضبوط در پرونده در تاریخ ۹۹/۱۱/۱۴ جهت ابلاغ از طریق درج در سامانه ابلاغ برای سازمان *و امور خیریه شهرستان *ات ارسال شده و مورد مشاهده اداره مذکور قرار گرفته و اداره مزبور *وجب دادخواستی که در تاریخ ۹۹/۱۲/۲ تقدیم داشته است.اقدام به فرجام خواهی از ان نم