مجرای اصل صحت
خلاصهٔ رأی
را داشته بنابراین تأکیداً حفظ حقوق موکل تکرار شده و حق هر گونه نقل و انتقال غیر از موارد مصرحه از اختیارات وکیل نبوده است از این منظر اخذ سند موقت به نام خویش ، خارج از حدود اختیارات وکیل بوده است و هر گونه نقل و انتقال بدون اذن و اجازۀ خواهان از مصادیق معاملۀ فضولی می باشد بر این بنیاد رابطۀ قراردادی و حتی صدور سند موقت درخصوص حصّۀ خواهان فاقد محمل قانونی و محکوم به بطلان
متن کامل
مجرای اصل صحت Toggle navigation صفحه اصلی درباره ما درباره پژوهشگاه قوه قضائیه درباره پژوهشکده آرا تماس با ما دریافت نظرات و پیشنهادها عنوان: مجرای اصل صحت پیام: اصل صحت مادامی جریان می بابد که قراردادی با تمامی اجزاء، شرایط و ارکان منعقد گردد. مستندات: شماره دادنامه قطعی : 9309982920500836 تاریخ دادنامه قطعی : 1394/08/11 گروه رأی : حقوقی آراء منتخب پرونده: دادگاه تجدیدنظر استان دادگاه بدوی مشخصات متن نتیجه تحلیلی کلید واژه ها نمایه قوانین مرتبط گردش پرونده عین عبارت چاپ متن متن تجمیعی پرونده قلم یکان ایران میترا ترافیک زر یاقوت تیتر رأی دادگاه بدوی سطور این دادنامه میزبان واژگانی است که تظلم خواهی خانم الف. ب.ق.س. فرزند الف. را حکایت میکند که در ستون خواسته ابطال معامله (یک واحد آپارتمان واقع در ...) فی ما بین خواندگان (1- شرکت تعاونی مسکن ص. ش. پ. و 2- آقای ق. پ.ق.ص. فرزند م.الف. ) به شرح متن دادخواست و الزام به صدور سند به میزان سهم الارث خواهان هر یک مقوم به 51،000،000 ریال را خواستار گردیده ایضاح خواسته که در تشریح دادخواست آمده و نیز آنچه به زبان وکیل مشارٌ الیها (خانم ا. ص.) به توضیحات مطروحه افزون گردیده بدین مضمون می باشد که : خواهان ورثۀ حین الوفات مرحوم ش. ج. پ.ق.ص. میباشد که در زمان حیات مالک یکی از واحدهای ساختمانی پروژۀ شرکت تعاونی مسکن ص. ش. پ. واقع در ... بوده است . خواندۀ نخست بدون اجازۀ اینجانب نسبت به انتقال آن به خواندۀ دوم اقدام نموده که مشمول معاملۀ فضولی محسوب می گردد و بلحاظ عدم لحوق اذن اجازه و رضایت بنده ، باطل و بلااثر می باشد بنابراین خواستار بطلان معامله به میزان سهم الارث خویش می باشم همچنین از آنجا که واحد مسکونی مطابق اسناد و مدارک بوده بر این اساس شرکت خوانده باید نسبت به تنظیم سند به نام ورثه اقدام نماید (به میزان حصۀ خواهان) . نمایندۀ شرکت خوانده دعوی را متوجه مرجع متبوع ندانسته و انتقال به خواندۀ دیگر را بر اساس وکالتنامۀ فی ما بین خواهان و خواندۀ دوم که مورد ایراد خواهان بوده است قلمداد نموده و مدافعات مطوّل وکیل خواندۀ دوم (آقای الف. خ. خ.) که با حق توکیل وارد دعوی شده بدین مخلص می باشد : 1- خواهان رابطۀ بین خواندگان را معامله دانسته و آنرا فضولی محسوب نموده در حالیکه این چنین نبوده بلکه شرکت خوانده اقدام به صدور سند موقت به نام موکل نموده است . که از ضوابط آن پرداخت وجوه و انجام اموری بوده و موکل به این امر همت گماشته و شرکت تعاونی نیز موکل را مالک شناخته ، و در سالیان اخیر اعتراضی از سوی خواهان واصل نشده است و نیز ملک در تصرف خواندۀ اخیر می باشد 2- مطابق وکالتنامۀ به شمارۀ ... دفتر اسناد رسمی شمارۀ ... ، خواهان اقدام به تفویض وکالت و اختیارات خود در خصوص آپارتمان موضوع دادخواست نموده که شواهد و قرائن می تواند گویای همین مطلب باشد و ملاحظۀ سطحی وکالتنامۀ مذکور و استماع گواهی گواهان ، این امر را به منصۀ اثبات خواهد رساند عزل وکیل نیز ادعایی است که پس از سالیان متمادی قابل پذیرش نیست . تفویض وکالت نیز در قبال توافق فی ما بین راجع به زمین پلور بوده که مورد اقرار خواهان در شعبۀ 259 محاکم حقوقی تهران بوده است دادگاه صرفنظر از ایراد وکیل خواهان به اصالت وکالتنامۀ ابرازی که وکیل خوانده از ارائۀ اصل آن عاجز مانده و بلحاظ اینکه خانم وکیل پیش از ایراد نمودن ، مفاد و ماهیت آنرا پذیرفته دادگاه ایراد را وارد نمی داند و نظر به اینکه مدافعات خواندگان وارد نمی باشد چه آنکه الف رابطۀ بین خواندگان معامله بوده چرا که صدور سند موقت در واقع پذیرش انتقال و تملیک و تملک و آنچنانکه آقای وکیل اظهار داشته وجوه ادعایی توسط خوانده دوم پرداخت گردیده و سند نیز توسط خواندۀ نخست تنظیم شده است و درصفحۀ 7 سند و دفترچۀ موقت واژۀ انتقال قید گردیده و مورد موافقت خواندۀ ردیف اول واقع شده است ب تطویل زمان ، سکونت خواهان ، تصرف خوانده که مورد اشارۀ آقای وکیل واقع شده نمی تواند دفاع مورد پذیرش محکمه باشد چرا که ایجاد حق مکتسبه ای که ناشی از وراثت در حصۀ خواهان واقع شده ، نمی تواند با ادعاها و دفاعیات مزبور سلب گردد حتی پرداخت وجوه مورد درخواست شرکت تعاونی توسط خواندۀ دوم سالب حق خواهان نمی گردد ج استصحاب بقاء مالکیت قهری ورّاث نیز ، استمرار داشته و مادام که به دلیل قطعی انتفاء مالکیت حاصل نگردد، بقاء آن محمول و محکوم و مسجّل در تبادر ذهنی است . د وکالتنامۀ ابرازی نیز علیرغم درج و قید واژگانی همچون فروش و یا فروش اقساطی ، به هیچ عنوان تفویض انتقال و فروش را ایفاد نمی کند زیرا از مجموعۀ متن وکالتنامه ، چنین مستفاد می گردد که موکل (آقای ق. پ.) صرفاً حق مراجعه به مؤسسات و ادارات و بانکهای مربوطه را داشته و نیز حق فروش به مؤسسات و بانکهای مورد اشاره را داشته و اختیاری به بیش از این مقدار نداشته و حتی حق انتقال به خواهان را نداشته است و مؤید این استدلال سطور آخر سند ابرازی می باشد که حق اخذ سند موقت آپارتمان موضوع پروژۀ مذکور از شرکت تعاونی حسب السهم موکل و .. را داشته بنابراین تأکیداً حفظ حقوق موکل تکرار شده و حق هر گونه نقل و انتقال غیر از موارد مصرحه از اختیارات وکیل نبوده است از این منظر اخذ سند موقت به نام خویش ، خارج از حدود اختیارات وکیل بوده است و هر گونه نقل و انتقال بدون اذن و اجازۀ خواهان از مصادیق معاملۀ فضولی می باشد بر این بنیاد رابطۀ قراردادی و حتی صدور سند موقت درخصوص حصّۀ خواهان فاقد محمل قانونی و محکوم به بطلان می باشد و خارج از اصل صحت بوده چرا که اصل صحت مادامی جریان می بابد که قراردادی با تمام اجزاء و شرایط و ارکان فراهم و منعقد گردد درحالیکه رضایت مالک که اساس قرارداد می باشد ملحق نشده است .حالیه و عنایتاً به موارد مطروحه و توجهاً به اقدامات خارج از حدود اختیار وکیل و فضولی تلقی شدن عملکرد وی دادگاه دعوی را وارد دانسته مستنداً به مواد220 ، 247 ، 663 و 1257 قانون مدنی حکم به ابطال معاملۀ فی ما بین خواندگان (آپارتمان صدرالاشعار )صادر و اعلام می دارد و از آنجا که ملک در شرف تنظیم سند می باشد خواندۀ ردیف نخست مکلف است تا با رعایت حصۀ خواهان و با هزینۀ مشارٌ الیها نسبت به انتقال سند به نام وی اقدام نماید رأی صادره حضوری محسوب و ظرف بیست روز پس از ابلاغ قابل تجدیدنظرخواهی در محاکم محترم تجدیدنظر استان تهران می باشد . رئیس شعبه پنجم حقوقی پاکدشت - سید رضا علوی رأی دادگاه تجدیدنظر استان درخصوص تجدیدنظرخواهی آقای ق. پ.ق.ص. بطرفیت خانم الف. ب.ق.س. بشرح دادخواست تجدیدنظر نسبت به دادنامه شماره146 مورخ 1394/3/2 صادره درپرونده کلاسه شعبه پنجم دادگاه عمومی (حقوقی) پاکدشت که متضمن صدور حکم به ابطال معامله فی مابین خواندگان یک واحد اپارتمان واقع در ... وصدور انتقال سند به نام تجدید نظر خوانده با رعایت حصه تجدیدنظرخوانده وباهزینه شخصی مشارالیها می باشد باعنایت به جمیع محتویات پرونده دادنامه بدوی مطابق با موازین قانونی و با رعایت اصول دادرسی صادرگردیده و اعتراض موجه و ایرادمؤثری که موجبات نقض و بی اعتباری آن را فراهم آورد دراین مرحله از دادرسی به عمل نیامده و موضوع تجدیدنظرخواهی با هیچیک از جهات مندرج در ماده 348 قانون آئین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امورمدنی مطابقت ندارد. لذا ضمن رد تجدیدنظرخواهی به استناد مقررات ماده358 قانون آئین دادرسی مارالذکربا اصلاح ابطال نسبت به حصه خواهان نخستین دادنامه تجدیدنظرخواسته را نتیجتاً تأیید و استوار می نماید رأی صادر قطعی است. شعبه 33 دادگاه تجدیدنظر استان تهران - رئیس و مستشار فرهادمرادی -محمدجوادخیری فهرست دادگاه بدوی دادگاه تجدیدنظر استان نقد رأی نقد رأی نام * : رایانامه * : توضیح: کدتصویری: تعدادموافق: 0 ـ تعدادمخالف: 0 نقدهای شما تماس با ما نشانی: تهران اتوبان چمران شمال ، اتوبان یادگار جنوب، بعد از خروجی اوین درکه، پشت مجتمع دشت بهشت، خیابان شهید قدوسی کد پستی : 1983846514 تلفــــن : 22376843 دورنگار : 22376840 سامانه پیام کوتاه:5000969900070 رایانامه : bijp@jri.ac.ir پیوندها پژوهشگاه قوه قضاییه قوه قضاییه جمهوری اسلامی ایران مرکز آمار و فناوری اطلاعات قوه قضاییه روزنامه رسمی کشور معاونت حقوقی قوه قضاییه مرکز مطبوعات و انتشارات قوه قضاییه نسخه کلیه حقوق برای پژوهشگاه قوه قضاییه محفوظ است