مبدأ احتساب فوریت در خیار غبن
خلاصهٔ رأی
) فروخته و متعاقب آن خواندۀ ردیف اول با انعقاد قرارداد مورخ ۱۳۹1/3/4 ملک قرارداد اوّل را به موکل آنان یعنی خواهان منتقل کرده و ثمن معامله را تمام و کمال دریافت کرده و در حال حاضر ملک در تصرف مالکانه موکل است.
متن کامل
مبدأ احتساب فوریت در خیار غبن Toggle navigation صفحه اصلی درباره ما درباره پژوهشگاه قوه قضائیه درباره پژوهشکده آرا تماس با ما دریافت نظرات و پیشنهادها عنوان: مبدأ احتساب فوریت در خیار غبن پیام: در فرضی که تاریخ دقیق اطلاع وی از وجود غبن ثابت ومحرز نیست، می توان تاریخ ارسال اظهارنامه فسخ را ملاک تعیین زمان آگاهی وی دانست، مگر آنکه خلاف این امر ثابت شود. مستندات: شماره دادنامه قطعی : 9309982260400506 تاریخ دادنامه قطعی : 1394/05/27 گروه رأی : کیفری آراء منتخب پرونده: شعبه دیوان عالی کشور مشخصات متن نتیجه تحلیلی کلید واژه ها نمایه قوانین مرتبط گردش پرونده عین عبارت چاپ متن متن تجمیعی پرونده قلم یکان ایران میترا ترافیک زر یاقوت تیتر رأی خلاصه جریان پرونده آقای م. ی. با وکالت آقایان م.م. و س.م. دادخواستی به طرفیت آقایان م.ه. ی. و ع. ی. به خواستۀ 1- صدور حکم بر صحت و اصالت قرارداد (مقوم به بیست و یک میلیون ریال) 2- اثبات مالکیت مقوم به پنجاه میلیون و یکصد ریال به انضمام تصویر وکالتنامه، تصویر مصدق قرارداد مورخ ۱۳۹0/7/1 و تصویر قرارداد مورخ ۱۳۹1/3/4 و تصویر مصدق دادنامۀ شماره 1057 مورخ ۱۳۹1/7/30 صادره از شعبه 101 دادگاه جزایی ب... به دادگستری ب... تقدیم نموده و وکلای وی مضموناً مرقوم داشتهاند خواندۀ ردیف دوم (آقای ع. ی. ) برابر قرارداد مورخ ۱۳۹0/7/1 شش دانگ یک قطعه باغ متعلق به خود را واقع در جادۀ شاهرود ب... منطقه معروف به قلیان فروش را با حدود و مشخصات معلوم و معین به خواندۀ ردیف اوّل ( م.ه. ی. ) فروخته و متعاقب آن خواندۀ ردیف اول با انعقاد قرارداد مورخ ۱۳۹1/3/4 ملک قرارداد اوّل را به موکل آنان یعنی خواهان منتقل کرده و ثمن معامله را تمام و کمال دریافت کرده و در حال حاضر ملک در تصرف مالکانه موکل است. احد از خواندگان قصد تصرف مجدد ملک را داشته که موکل اقدام به شکایت نموده و پرونده در شعبۀ 101 دادگاه جزایی ب... مطرح بوده و به لحاظ نیاز به احراز مالکیت و اثبات قرارداد عادی قرار اناطه صادر گردیده است. نظر به اینکه خواندگان در پرونده مذکور اقرار به امضاء قرارداد نمودهاند لذا متقاضی صدور حکم طبق ستون خواسته هستند با احتساب خسارات قانونی از جمله حقالوکاله پرونده به شعبۀ اول دادگاه حقوقی ب... ارجاع شده بنا به درخواست خواهان گواهی طرح دعوی از طرف دادگاه صادر شده وقت رسیدگی تعیین و به طرفین ابلاغ گردیده و آقای م.ه. ی. خواندۀ ردیف اول لایحهای تقدیم داشته و اظهارات خواهان را تأیید کرده و مضموناً مرقوم داشته ملک مورد نزاع را در تاریخ ۱۳۹0/7/1 از پدرش آقای ع. ی. خریداری کرده و دخترش خانم پ.ی. کاتب قرارداد بوده و ثمن مورد معامله را از سهم الارث همسرش که از پدرش به ارث برده تأمین شده سپس طبق قرارداد مورخ ۱۳۹1/3/4 به فرزندش آقای م. ی. منتقل نموده است. متقابلاً آقای ع. ی. با وکالت آقای م. م.ز. دادخواستی به طرفیت آقایان 1- م.ه. ی. 2- م. ی. به خواستۀ دعوی تقابل در پروندۀ کلاسۀ 91047 شعبۀ اول به خواستۀ 1- صدور حکم بر بیاعتباری و فسخ بیعنامه عادی مورخ ۱۳۹0/7/1 2- صدور حکم بر ابطال عقد بیع عادی مورخ ۱۳۹1/3/4 و الزام خواندگان به پرداخت هزینۀ دادرسی تقدیم داشته و مضموناً مرقوم داشته که خواندۀ ردیف اول که فرزند وی است با حیله و نیرنگ و تحت عنوان اینکه میخواهد خواهان را تحت سرپرستی وکفالت خود بگیرد برگهای را بدین مضمون به امضاء خواهان رسانده تا به شرکت نفت (محل کار خواندۀ ردیف اول) ارائه نماید و چون خواهان یک شخص بیسواد و دارای کهولت سن و از عقل کافی برخوردار نیست برگه را امضاء کرده است و به خاطر نمیآورد که کاغذ موصوف سفید بوده است یا اینکه عباراتی در آن تحریر یافته بوده است و اخیراً خوانده ردیف دوّم که نوه خواهان است به وی مراجعه کرده که شماره ملک را به همراه آب چاه به نام ک. به پدرم فروختهاید و من نیز آن را از پدرم خریداری کردهام. بعد از آن خواهان متوجه میشود که برگهای که امضاء کرده به مبایعهنامه عادی مورخ ۱۳۹0/7/1 تبدیل شده است متعاقباً علیه وی شکایت کیفری نموده که پرونده تحت کلاسۀ 911403 در شعبه 101 دادگاه جزایی ب... در حال رسیدگی است و از طرفی خواندۀ ردیف دوّم مدعی گردیده که خواندۀ ردیف اول موضوع مبایعهنامه عادی مورخ ۱۳۹0/7/1 را طی بیعنامه عادی مورخ ۱۳۹1/3/4 به ایشان واگذار کرده و بر همین اساس دعوی صدور حکم برصحت و اصالت قرارداد موصوف را درخواست کرده است حال چون در خصوص اخذ امضاء ذیل مبایعهنامه عادی مورخ ۱۳۹0/7/1 شکایت کیفری شده و نتیجۀ آن در دعوی صحت و اصالت مؤثر است و به فرض که مبایعهنامه عادی مورخ ۱۳۹0/7/1 صحت داشته باشد چون موکل در بیع موصوف مغبون گردید، چون ملک موصوف به مبلغ یک میلیارد و دویست و پنجاه میلیون ریال فروخته شده است، لذا حق فسخ برای ایشان محفوظ بوده است و مراتب فسخ نیز از طریق اظهارنامه شمارۀ 91103400001 اعلام شده است لذا با تقدیم دعوی تقابل تقاضای صدور حکم بر بیاعتباری و اعلان فسخ بیعنامه عادی مورخ ۱۳۹0/7/1 را با توجه به استماع دلایل ذکر شده و ارجاع امر به کارشناسی و شهادت شهود و به تبع بیاعتباری و فسخ بیعنامه عادی مورخ ۱۳۹1/4/3 را دارد و به انضمام دادخواست تصویر استشهادیه و اظهارنامه و قراردادهای موصوف را ارائه کرده است. در تاریخ 91/11/4 جلسۀ دادگاه بلحاظ عدم ابلاغ نسخ ثانی دادخواست تقابل موجبات رسیدگی را فراهم ندیده لذا با اعلام ختم جلسه دستور داده دعوی تقابل لف پرونده جاری و هردو مقید به وقت نظارتی باشند و پرونده کلاسه 911403 از شعبۀ 101 مطالبه گردد در تاریخ 94/11/24 پس از وصول پرونده مطالبه شده به شماره 911403 مورد مطالعه واقع و بدین مضمون خلاصه نویسی شده که آقای م. م.ز. به وکالت از آقای ع. ی. علیه آقای م.ه. ی. شکایتی تحت عنوان خیانت در امانت وکلاهبرداری و تخریب ومزاحمت تقدیم واجمالاً منکر فروش مبیع موضوع مبایعه نامه عادی مورخ 90/7/1 به آقای م.ه. ی. شده و مدعی گردیده سند سفیدامضاء بوده و امضاء مقدم بر متن بوده است و موضوع به کارشناسی ارجاع گردیده و نظریۀ واصل شده لکن نتیجۀ ابلاغات اعاده نشده است ونظریه دلالت دارد که امکان تشخیص تقدم یا تأخر امضائات نسبت به تحریر متن وجود ندارد وپرونده حکایت دیگری ندارد. سپس بلحاظ تأثیر تصمیمات اتخاذ شده در آن پرونده در ماهیت دعوای مطروحه در پرونده جاری (910474) مقرر شده پرونده استنادی شعبۀ 101 اعاده شود و وقت نظارتی طولانی تاحصول نتیجه و اتخاذ تصمیم در پرونده 911403 تعیین شود. در ادامه وکیل خواهان با تقدیم لایحه ای اعلام کرده بنا به اعلام موکل باغ متنازع فیه در وضعیت فعلی شدیداً نیاز به رسیدگی و آبیاری دارد و بلحاظ وجود اختلافات حضور موکل در باغ احتمال تشدید اختلافات وحتی درگیری را سبب خواهد شد لذا تقاضا کرده دستور موقت را جهت حضور موکل برای انجام امور مربوط به باغ را صادر نماید و دادگاه دستور داده شرحی به نیروی انتظامی نوشته شود و رسیدگی به امور جاریه جهت حفظ باغ از طرف متصرف تا پایان دادرسی بدون ساخت و ساز یا تصرفات جدید بلا مانع است و موضوع به نیروی انتظامی منعکس شده است (سپس موضوع حفظ و نگهداری باغ در نیروی انتظامی به طرفین پرونده و نگهبان موتور آب چاه کوروش تفهیم و صورتجلسه شده است.) در تاریخ 92/10/3 بلحاظ عدم اتخاذ تصمیم در پرونده کیفری وقت نظارت تجدید شده است. سرانجام بنا به قرار صادره از شعبه 101 دادگاه جزایی بسطام دربارۀ اتهامات آقای م.ه. ی. دایر بر اخذ سفید امضاء و سوء استفاده از سفید امضاء قرار منع پیگرد صادر شده و در خصوص اتهام مزاحمت و تخریب نیز بلحاظ عدم احراز مالکیت شاکی قرار اناطه صادر گردید، و دادنامۀ موصوف به شمارۀ 1507-920 مورخ 1392/9/30 مورد اعتراض وکیل خواهان متقابل آقای م. م.ز. واقع شده و مطابق دادنامۀ شمارۀ 1093-920 مورخ 1392/12/11 صادره از شعبۀ چهارم دادگاه تجدیدنظر استان سمنان ضمن رد تجدیدنظرخواهی قرارهای معترض عنهم تأیید شده است و در ادامۀ دادرسی شعبه اول دادگاه حقوقی بخش بسطام بلحاظ اینکه سابقاً در پرونده کلاسه 1305-910 مطرح در شعبه 101 دادگاه جزایی در رابطه با دعاوی طرفین پرونده وعلیه همدیگر باعناوین اتهامی کلاهبرداری وخیانت در امانت و سوء استفاده از سفید امضاءبه عنوان دادرس علی البدل در مورد مبایعه نامه مورخ 1390/7/1 ماهیتاً رسیدگی نموده و منجر به اصدار دادنامۀ شماره 1507-920 گردیده که طبق دادنامۀ 1093-920 صادره از شعبۀ 4 دادگاه تجدیدنظر استان سمنان قطعی شده است لذا به استناد بند د ماده 91 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی وانقلاب درامور مدنی قرار امتناع از رسیدگی صادر می نماید. پرونده جهت ادامۀ رسیدگی به دادرس دیگری جناب آقای ابراهیمی ارجاع می شود. قاضی جدید بلحاظ اینکه هردو دعوا قابلیت رسیدگی جداگانه دارد و به اینکه مشخصات پلاک ثبتی ناقص است مقرر کرده به هردو وکیل خواهان اصلی و تقابل اخطار شود تا پس از رفع نقص به نظر برسد. خواهان اصلی در راستای این دستور در لایحۀ تقدیمی عنوان کرده باغ موضوع پرونده فاقد پلاک ثبتی است ولی بدون معارض است و حدود 50-40 سال است که پدر بزرگش آقای ع. ی. ملک را در تصرف دارد و باغ همجوار که بنام آقای محمدعلی ی. است ثبت شده و سند مالکیت بنام مالکش صادر شده است وکیل خواهان اصلی نیز درلایحۀ تقدیمی قید کرده که ملک فاقد پلاک ثبتی است و اظهارات خواهان اصلی را تأیید کرده است. وکیل خواهان تقابل نیز در لایحۀ تقدیمی قید کرده که قطعه زمین موصوف در محدودۀ پلاک ثبتی یک اصلی بخش 3 بسطام است لیکن پلاک فرعی برای آن منظور نشده است و موکل از قدیم الایام آنرا بصورت موروثی در تصرف دارد. سپس بنا به ضرورت قرار ارجاع امر به کارشناسی صادر شده و مقرر شده اولاً موضوع خواسته با مشخصات اعلامی تطبیق داده شود. ثانیاً معلوم شود ملک متنازع فیه در تصرف چه اشخاصی است. ثالثاً وضعیت ثبتی آن معلوم شود و النهایه اظهارنظر شود در ادامه پس از حضور کارشناس و تفهیم موضوع کارشناسی درشعبه به محل اعزام و پس از بررسی نظریۀ خود را درتاریخ 93/6/12 اعلام نموده است که مضموناً مطلب خاصی الّا بیان سرگذشت ملک و اقدامات طرفین نسبت به همدیگر وذکر دادنامه های صادره ندارد. اعلام شده است که بنا به اجرای دستور موقت ملک فعلاً در اختیار آقای ع. ی. است که مالک اولیه بوده است. و در پایان حدود اربعه ملک ذکر شده است وکیل خواهان اصلی در لایحۀ تقدیمی نسبت به نظریۀ کارشناسی مضموناً مرقوم داشته در قسمتی از دستور دادگاه مقرر شده بود کارشناس منشأ و مبنای تصرف و نحوۀ آنرا توضیح دهد که کارشناس در این خصوص اظهارنظر نکرده و در ادامه مطالب قبلی را در خصوص نحوه تصرف خواهان متقابل توضیح داده است. وکیل خواهان متقابل نیز در لایحۀ تقدیمی ضمن قبول نظریۀ کارشناسی درخصوص پروندۀ 911403 مربوط به شکایت جعل موکل وی از خواهان اصلی مضموناً عنوان کرده هرچند طبق نظریۀ کارشناسان رسمی دادگستری در پرونده موصوف درخصوص مبایعه نامه عادی مورخ 90/7/1 مبنی جعلی بودن آن بوده لکن قاضی رسیدگی کننده نظریۀ کارشناس را منطبق با واقع ندانسته و بنوعی صحت آنرا پذیرفته است چون قیمت واقعی مبیع حدود یک میلیارد ارزش داشته لذا موکل مغبون گردیده و چون اسقاط خیارغبن بعمل نیامده لذا دادخواست فسخ ارائه شده است و چون دراین خصوص موضوع به کارشناس ارجاع نشده است تقاضای ارجاع امر به کارشناس را دارد. پس از وصول پرونده های سابق تشکیل شده فی مابین آقای ع. ی. و م.ه. و م. ی. به کلاسۀ 911403 از شعبۀ 101 دادگاه جزایی بسطام مورد مطالعه و گزارش نویسی دادگاه واقع شده که مضمون آن عبارتست از اینکه آقای ع. ی. وخانم سکینه کردپور بر علیه آقای م. ی. به اتهام ورود به عنف، تهدید ، فحاشی و ایجاد رعب ووحشت شکایت کیفری نموده و در تحقیقات آقای ع. ی. مضموناً بیان کرده از بی سوادی وی سوء استفاده شده و با خودکار بر روی انگشت وی جوهر مالیده و برگه ای را با اخذ امضاء از وی جعل کرده اند به بهانۀ بازنشستگی فرزندش م.ه. ی. و اظهار داشته مرا به منزل خودشان بردند و سند مذکور را از من گرفتند من این قولنامه را قبول ندارم. من این زمین را به همسرم خانم سکینه کردپور بخشیده ام و او مالک آن است. من زمین را به کسی نفروخته ام خانم کردپور نیز مراتب فوق را تأیید کرده آقای م. ی. ضمن انکار اتهام اظهار داشته کاری انجام نداده ام باغ را پدربزرگم در تاریخ 90/7/1 به پدرم به مبلغ بیست وپنج میلیون تومان فروخته آقای م.ه. ی. نیز به عنوان متهم اظهار داشته خانم سکینه ی. دخترم و م. ی. پسرم وآقای محسن پور علی دامادم شاهدامضاء واثر انگشت پدرم در منزل بودند خانم سکینه ی. نیز مراتب راتأیید کرده اند پرونده جهت حل اختلاف به شورای حل اختلاف ارسال شده و بعلت عدم موفقیت اعاده شد. آقای محسن پور علی داماد آقای هاشم ی. نیز اظهار داشته در منزل پدرخانمش شاهد وقوع معامله بوده و مبلغ 25 میلیون تومان توسط آقای محمدرضا و صمدایلجاری تحویل آقای م.ه. ی. شده بود و ایشان به عنوان ثمن معامله به آقای ع. ی. دادند و آن مبلغ سهم الارث خانم آقای م.ه. ی. بوده و خانم رقیه الیجاری مادرزنش نیز حضور داشته است خانم سکینه ی. وآقای م. ی. و خانم رقیه ایلجاری همین مطالب را تکرار و تأیید کرده اند وآقای شمس به عنوان مسئول آب چاه کوروش بیان کرده هرکس زمین را بخرد قولنامه را باید مسئول چاه امضاء کند چون هزینه سالانه چاه را باید بپردازد تا این ساعت پول آب را از آقای ع. ی. اخذ کرده است. النهایه دادگاه انشاء رأی نموده و به لحاظ عدم تجدیدنظرخواهی رای قطعی شده، سپس آقای ع. ی. شکایتی برعلیه آقایان م.ه. و م. ی. تحت عنوان خیانت در امانت و کلاهبرداری و تخریب و مزاحمت طرح کرده که منجر به تشکیل پرونده 911403 شده که خلاصۀ آن عبارتست از اینکه مطالب قبلی تکرار شده ا