ماهیت رجوع به مابذل

خلاصهٔ رأی

- 92/10/28 از طرف زوجه کاملاٌ بذل شده است درخصوص نفقه پرونده جداگانه توسط همسرم تقدیم دادگاه شده است.

متن کامل

ماهیت رجوع به مابذل Toggle navigation صفحه اصلی درباره ما درباره پژوهشگاه قوه قضائیه درباره پژوهشکده آرا تماس با ما دریافت نظرات و پیشنهادها عنوان: ماهیت رجوع به مابذل پیام: طلاق خلع و مبارات معوض است چرا كه زوجه مهريه خود را مي دهد و در قبال آن طلاق مي گيرد و آنچه در قانون تصريح گرديده رجوع به عوض مي باشد و نه رجوع به مابذل. عنوان: اثر بذل مهریه توسط زوجه پیام: درصورتی که مهریه، دین بوده و زوجه آن را ببخشد، مشمول مقررات ابراء شده و پس از آن دیگر مهریه ای وجود ندارد تا رجوع نسبت به آن امکان پذیر باشد. مستندات: ماده 806بند 3 ماده 1145 قانون مدنی - شماره دادنامه قطعی : 9409980216500566 تاریخ دادنامه قطعی : 1395/03/22 گروه رأی : حقوقی آراء منتخب پرونده: شعبه دیوان عالی کشور شعبه دیوان عالی کشور مشخصات متن نتیجه تحلیلی کلید واژه ها نمایه قوانین مرتبط گردش پرونده عین عبارت چاپ متن متن تجمیعی پرونده قلم یکان ایران میترا ترافیک زر یاقوت تیتر رأی خلاصه جریان پرونده در تاریخ 1394/5/21 آقای ش. خ. به استناد رونوشت سند ازدواج شماره ...- 91/7/13 شناسنامه، اقرارنامه دادخواستی بخواسته صدور گواهی عدم امکان سازش به طرفیت خانم الف. ش.ز. تقدیم و چنین توضیح می دهد: اینجانب خواهان در تاریخ 1391/7/13 با خوانده ازدواج نمودم ولی متأسفانه بلافاصله پس از عقد و قبل از شروع زندگی زناشوئی اختلاف زیادی بین ما ایجاد شد و با وجود تلاش طرفین پس از گذشت حدود 5 ماه هیچگونه تفاهمی حاصل نگردید و هرگونه ارتباط خانوادگی ما نیز قطع شد و تا این تاریخ نیز من همچنان بلاتکلیف هستم. لذا با توجه به اینکه اینجانبان زندگی مشترک را آغاز نکرده ایم و خانم خوانده به موجب سند شماره ...مورخ 1392/10/28 دفترخانه اسناد رسمی شماره ... اهواز به شناسه 139291251647000054 ثبت اسناد و املاک کشور مهریه مندرج در عقدنامه و هرگونه حق و حقوق قانونی خود را بذل نموده و قبول بذل نیز انجام شده است تقاضای صدور حکم طلاق و گواهی عدم امکان سازش را دارم. ضمناٌ اینجانب اصل سند بذل مهریه را در اختیار ندارم. و با درخواست تأمین دلیل از شورای حل اختلاف مجتمع شماره 5 تهران مراتب از ثبت اسناد و املاک کشور استعلام و در پاسخ به آن شورا اعلام و ارسال گردیده است . پرونده برای رسیدگی به شعبه 265 دادگاه خانواده 2 ونک تهران ارجاع می گردد. شعبه مذکور در تاریخ 1394/7/4 با حضور خواهان در غیاب خوانده تشکیل جلسه می دهد خواهان اظهار داشت خواسته به شرح دادخواست تقدیمی است به لحاظ عدم تفاهم اخلاقی درخواست صدور طلاق را خواستارم. دادگاه قرار ارجاع امر به داوری را صادر می کند. داور زوج طی نظریه ثبت شده شماره ...- 94/8/5 نظر می دهد، متإسفانه به لحاظ اکراهی که نسبت به برقراری ارتباط با یکدیگر در طرفین مشاهده می شود از نظر اینجانب سازش تشکیل خانواده و ادامه زوجیت برای آنها امکان پذیر نمی باشد، داور زوجه طی نظریه ثبت شده شماره ...مورخ 94/8/23 نظریه خود را به دادگاه تقدیم نموده اند. خانم ر. ق.و. با تقدیم وکالتنامه ای خود را به عنوان وکیل زوج معرفی می کند. دادگاه در تاریخ 1394/10/22 با حضور طرفین و وکیل خواهان تشکیل جلسه می دهد، خواهان اظهار داشت در تاریخ 91/7/13 به عقد یکدیگر در آمده ایم. رابطه زناشوئی نداشته ایم. بعد از چند ماه کاملاٌ از یکدیگر جدا بودیم زندگی مشترک نداشته ایم. مهریه ایشان تعداد 600 عدد سکه تمام بهار آزادی بوده است که طبق سند شماره ...- 92/10/28 از طرف زوجه کاملاٌ بذل شده است درخصوص نفقه پرونده جداگانه توسط همسرم تقدیم دادگاه شده است. جهیزیه ای نیز ایشان به دلیل عدم تشکیل زندگی مشترک نیاورده است. و اجرت المثل نیز با توجه به اینکه با یکدیگر زندگی نداشته ایم به ایشان تعلق نمی گیرد. سپس خوانده در پاسخ اظهار داشت درخصوص مهریه ام قرار بود ایشان خسارت مالی به اینجانب پرداخت کند که من زودتر مهریه را بذل کردم اما ایشان خسارت را ندادند و طی سند بعدی به شماره ...- 94/7/16 به دفترخانه مراجعه کردیم. اینجانب و وکیل همسرم و چون طلاق واقع نشده بود به آنچه که بذل کرده بودم رجوع کردم و وکیل ایشان نیز مراتب را تأیید نموده اند بقیه اظهارات خواهان مورد تأیید اینجانب است و با طلاق موافقتی ندارم، دادگاه ختم رسیدگی را اعلام و طی دادنامه شماره 1400 مورخ 1394/10/22 ضمن شرح دعوای خواهان و انعکاس اظهارات خواهان و احراز رابطه زوجیت و نظرات داوران دعوی خواهان را وارد تشخیص و به استناد مواد 1139 و 1133 و 1143 از قانون مدنی و مواد 34 و 28 و 27 و 24 و 35 از قانون حمایت خانواده گواهی عدم امکان سازش صادر نموده به زوج اجاره می دهد با حضور در یکی از محاضر رسمی ثبت طلاق با رعایت شرایط زیر نسبت به اجرای صیغه طلاق اقدام نماید. نوع طلاق نیز با توجه به عدم رابطه زناشوئی بائن می باشد. و درخصوص حقوق مالی زوجه نیز 1- مهریه با توجه به سند اقرارنامه شماره 1392/10/28 از ناحیه زوجه به زوج بذل گردیده است. 2- زوجه درخصوص نفقه به صورت جداگانه تقدیم دادخواست کرده است. 3- زوجه جهیزیه ای به دلیل عدم زندگی مشترک به منزل زوج نیاورده و ادعایی ندارد. 4- اجرت المثل نیز با توجه به اینکه زیر سقف زندگی مشترک نداشته اند به زوجه تعلق نمی گیرد. مدت اعتبار گواهی عدم امکان سازش برای تسلیم به دفتر رسمی ثبت ازدواج و طلاق سه ماه پس از تاریخ ابلاغ رأی قطعی یا قطعی شدن رأی است، پس از ابلاغ رأی خانم الف. ش. با وکالت آقای ع.ر. ک. نسبت به آن اعتراض و تقاضای تجدیدنظرخواهی می کند. شعبه 47 دادگاه تجدیدنظر استان تهران نسبت به موضوع رسیدگی و طی رأی شماره 2171 - 1394/12/12 چنین استدلال می کند. تجدیدنظرخواهی خانم الف. ش.ز. با وکالت آقای ع.ر. ک. نسبت به دادنامه شماره 1400 - مورخ 94/10/22 صادره از شعبه 265 دادگاه عمومی خانواده وارد نیست. زیرا زوجه در کمال صحت و سلامت در دفترخانه شماره ... اهواز بدون قیدو شرطی اقرارنامه شماره ... مورخ 1392/10/28 مهریه خود را به زوج بخشیده است و به صراحت ماده 806 قانون مدنی مبنی بر اینکه هرگاه داین طلب خود را به مدیون ببخشد حق رجوع ندارد مؤید این امر است زیرا چنانچه مهریه دین باشد و مورد بخشش قرار گیرد مشمول مقررات ابراء خواهد بود اقرارنامه شماره 122مورخ 1394/10/9 مبنی بر رجوع از مابذل با عنایت به اینکه مهریه ای وجود نداشته که زوجه از بذل رجوع و وکیل زوج قبول بذل نماید. مؤثر در مقام نیست و درخصوص بذل مهریه در طلاق خلع و مبارات لازم به ذکر است که طلاق های مذکور از قواعد آمره تبعیت می شود یعنی زوجه می بایست چیزی در حد مهریه یا کمتر یا بیشتر را به زوج بدهد. (نه ببخشد) تا بتواند طلاق بگیرد به عبارتی طلاق خلعی و مبارات معوض است زوجه مهریه خود را می دهد و در قبال آن طلاق می گیرد در بند 3 ماده 1145 قانون مدنی نیز رجوع به عوض تصریح گردیده است نه به بذل و در ما نحن فیه رجوع به مابذل مصداق ندارد بنابراین این بخشش از رأی که صحیحاً و موجهاً اصدار یافته است تأیید می گردد اعتراض تجدیدنظرخواه به آن قسمت از رأی که بر صدور گواهی عدم امکان سازش اشعار دارد نیز وارد نیست زیرا رأی تجدیدنظرخواسته موافق موازین قانونی و با رعایت اصول و قواعد توجهی عنوان نکرده لذا به استناد ماده 358 قانون آئین دادرسی مدنی رأی تجدیدنظرخواسته تأیید می گردد. این رأی در تاریخ 1394/12/26 ابلاغ و خانم الف. ش.ز. با وکالت آقای ع.ر. ک. در تاریخ 1395/1/17 نسبت به آن اعتراض و تقاضای فرجامخواهی می کند. پرونده جهت رسیدگی پس از تبادل لوایح به دیوان عالی کشور ارسال که به این شعبه ارجاع می گردد. مشروح مفاد لوایح وکلای طرفین به هنگام ملاحظه گزارش قرائت خواهد شد.هیأت شعبه در تاریخ بالا تشکیل جلسه داده پس از قرائت گزارش آقای حیدرعلی عضو ممیز و اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رأی میدهد: رأی شعبه دیوان عالی کشور اعتراض فرجام خواه خانم الف. ش.ز. با وکالت آقای ع.ر. ک. نسبت به رأی شماره 2171 - 1394/12/12 صادره از شعبه 47 دادگاه تجدیدنظر استان تهران با توجه به مندرجات پرونده و رسیدگی های به عمل آمده وارد نیست رأی دادگاه بنا به جهات و دلائل منعکس در آن و مفاد وکالتنامه مربوط به م. ک. و خاتمه یافتن مورد وکالت و عدم تأثیر اقدامات بعدی وی و رعایت تشریفات دادرسی مخالف قانون نمی باشد. فلذا مستنداً به ماده 370 قانون آئین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی مصوب سال 1379 دادنامه فرجام خواسته نتیجتاً ابرام و پرونده عیناً اعاده می گردد. شعبه دوازدهم دیوان عالی کشوررئیس: سید قدرت اله طیبی مستشار: حیدرعلی حیدری فهرست خلاصه جریان پرونده شعبه دیوان عالی کشور نقد رأی نقد رأی نام * : رایانامه * : توضیح: کدتصویری: تعدادموافق: 0 ـ تعدادمخالف: 0 نقدهای شما تماس با ما نشانی: تهران اتوبان چمران شمال ، اتوبان یادگار جنوب، بعد از خروجی اوین درکه، پشت مجتمع دشت بهشت، خیابان شهید قدوسی کد پستی : 1983846514 تلفــــن : 22376843 دورنگار : 22376840 سامانه پیام کوتاه:5000969900070 رایانامه : bijp@jri.ac.ir پیوندها پژوهشگاه قوه قضاییه قوه قضاییه جمهوری اسلامی ایران مرکز آمار و فناوری اطلاعات قوه قضاییه روزنامه رسمی کشور معاونت حقوقی قوه قضاییه مرکز مطبوعات و انتشارات قوه قضاییه نسخه کلیه حقوق برای پژوهشگاه قوه قضاییه محفوظ است