لزوم رعایت تناسب دفاع
خلاصهٔ رأی
با چاقو در اول بازار میوه فروشان به آنان حمله ور شده و باعث مجروحیت آنان گردیده و با طرح شکایت تقاضای رسیدگی کرده است.
متن کامل
لزوم رعایت تناسب دفاع Toggle navigation صفحه اصلی درباره ما درباره پژوهشگاه قوه قضائیه درباره پژوهشکده آرا تماس با ما دریافت نظرات و پیشنهادها عنوان: لزوم رعایت تناسب دفاع پیام: بر فرض اینکه متهم بیش از حد کافی و لازم در دفاع اقدام نموده باشد، حداکثر از باب قتل شبه عمد ضامن دیه خواهد بود. مستندات: شماره دادنامه قطعی : 9109970907400860 تاریخ دادنامه قطعی : 1391/10/26 گروه رأی : کیفری آراء منتخب پرونده: شعبه دیوان عالی کشور مشخصات متن نتیجه تحلیلی کلید واژه ها نمایه قوانین مرتبط گردش پرونده عین عبارت چاپ متن متن تجمیعی پرونده قلم یکان ایران میترا ترافیک زر یاقوت تیتر رأی خلاصه جریان پرونده حسب صورت جلسه مورخه 22/12/88 تنظیمی مأمورین گشت نیروی انتظامی (صفحه یک پرونده)، در ساعت 13 تاریخ یادشده یک مورد چاقوخوردگی به پلیس 110 گزارش و مأمورین به بیمارستان مراجعه و در اطاق پانسمان مشاهده می کنند که شخصی به هویت س.س. فرزند م. 27 ساله از ناحیه گوش، گردن، صورت و سر مصدوم و سریعاً به اطاق عمل منتقل می شود و نفر دوم الف.س. فرزند م. 21 ساله نیز از ناحیه دست چپ با چاقو یا تیزبر که کاملاً بریده شده، مجروح و تحت مداوا قرار گرفته و اخیرالذکر به مأمورین اعلام نموده که شخصی به هویت الف.ع. با چاقو در اول بازار میوه فروشان به آنان حمله ور شده و باعث مجروحیت آنان گردیده و با طرح شکایت تقاضای رسیدگی کرده است.پرونده جهت انجام تحقیقات مقدماتی با دستورالعمل قضایی به کلانتری محل ارسال و خانم پ.ظ. طی شکایتی اعلام نموده که پسرم به نام س.س. توسط الف.ع. مورد حمله قرار گرفته و با چاقوکشی منجر به جرح از ناحیه گردن، صورت و غیره (فرزندم) گردیده که هم اکنون در بیمارستان اعزام گردیده و احتمال فوت می باشد و نام برده (ضارب) به قصد فریب و فرار از قانون خودزنی نموده و تقاضای صدور حکم جلب وی را نموده است. مجروح س.س. فرزند م. متولد 1362 در تحقیقات انجام شده از وی در منزل (در بستر) شکایت خود را اینگونه بیان نموده «بنده در مورخ 25/12/88 (تاریخ 22/12 صحیح است) در خیابان ... مشغول کاسبی بودم که شخصی به هویت الف.ع. به بنده مراجعه و اظهار داشت اینجا محل کاسبی بنده می باشد و باید از این مکان وسایلت را جمع کنی که به همین علت با یکدیگر درگیر شدیم؛ و آقای ع. با چاقو به سر و گردن بنده ضربه زد و باعث مصدومیت من گردید، به پزشکی قانونی مراجعت نموده ام.»; پزشکی قانونی به شرح صفحه 11 پرونده نتیجه معاینات مضروب س.س.؛ را این گونه اعلام کرده است «بریدگی لاله گوش چپ که تحت عمل جراحی قرار گرفته است. بریدگی (در حد ؟) سمت چپ گردن که منجر به آسیب فقرات گردن و نخاع گردنی شده و تحت عمل جراحی قرار گرفته است و در حال حاضر مبتلا به کاهش حس و حرکت در دست ها و پاها و بی اختیاری ادرار و مدفوع می باشد. صدمات فوق در اثر اصابت جسم برنده نوک تیز طی مورخ 25/12/88 حادث شده است. لازم است چهار ماه دیگر جهت معاینه مجدد مراجعه نماید.»; پرونده مقدماتی به دادسرا ارسال و دادیاری شعبه 2 ضمن اعاده پرونده، جهت احراز صحت و سقم شکایت شکات و تبیین واقعه، دستور انجام تحقیقات محلی را صادر و مأمورین از سه نفر شهود و کسبه محل تحقیقات مختصری به عمل آورده و یکی از آنان به نام س.ع. فرزند م. متولد 1366 کاسب درخصوص حادثه اظهار داشته «حدود ساعت 13 ظهر مورخ 22/12/88 درب مغازه ام بودم که مشاهده نمودم سه نفر با هم درگیر شدند، به خاطر گرفتن محل کاسبی؛ و ابتدا مقداری با هم لفظی بحث کردند. بعداً با مشت به هم زدند. ناگهان الف.ع. با یک قبضه کارد آشپزخانه، به آن دو نفر حمله و ابتداء یک ضربه به دست الف. زد. بعد چندین بار با چاقو به طرف س. انداخت که یک ضربه به گردن وی اصابت که س. با سر به زمین افتاد و بی هوش مردم او را به بیمارستان انتقال نمودند و حاضرم در دادسرا نیز شهادت دهم.»;. شاهد دوم به نام م.خ. متولد 1364 کاسب در بخشی از اظهاراتش بیان داشته «... ابتدا مقداری با مشت به هم زدند. بعداً با چاقو به طرف هم پرتاب که الف.س. از ناحیه دست مجروح، اما س. از ناحیه گردن توسط الف.ع. با چاقو مجروح و به زمین افتاد که مردم او را به بیمارستان انتقال نمودند. الف.ع. نیز مجروح شده بود که از محل متواری گردید»;. شاهد سوم به نام ش.ش. فرزند ح. متولد 1368 محصل، درخصوص حادثه اظهار نموده «در جلو بازار روز، در حال کاسبی بودم که مشاهده نمودم، س. در حال عبور بود که الف.ع. با چاقو به گردن وی زد و س. به زمین افتاد و قبلاً نیز در پایین تر با هم درگیر شده بودند که الف. نیز مجروح، اما از محل متواری شد و مردم در محل جمع شدند و یک نفر که کاسب بود کاپشن خود را به گردن س. بست»;. در دادسرا نزد دادیار به همین نحو به بیان شهادت و گواهی خود پرداخته و آقای س.ع. در بخشی از اظهاراتش صراحتاً عنوان نموده که «... هر دو چاقو در دست داشتند و به همدیگر چاقو می انداختند که یک مرتبه الف. چاقوی بلندی در دست داشت که به گردن س. زد و یک مرتبه س. افتاد ...»; اضافه نموده که «هر دو به یکدیگر چاقو می انداختند. حالا چون شلوغ بود، دقیق ندیدم یا متوجه نشدم که آیا س.س. هم با چاقو الف. را زد یا نه، ولی هر دو چاقو به هم می انداختند...»; گواه دیگر به نام م.خ. عیناً به همین نحو گواهی داده و بر اینکه هر دو چاقو می انداختند، تأکید کرده است. همزمان با احضار الف.ع.، نام برده با تقدیم شکایتی اعلام نموده که قبل از عید سال جاری، شخص س.س. بدون دلیل جلوی بنده را گرفته و به حمایت از برادرش به نام الف.س. بنای شرارت و هتک حرمت به بنده نهاده که شخص الف.س. بنده را مورد فحاشی قرار داد و بنده که به وی معترض بودم، ناگهان شخص س. با چاقو به بنده حمله ور و از ناحیه شانه بنده را مجروح نمود و بنده قصد فرار از دست آن ها را داشتم که از پشت هر دوی آن ها با چاقو بنده را از ناحیه دیگر نقاط، به شدت مجروح نمودند که توسط حاضرین بنده از دست آن ها نجات یافته و جهت درمان به بیمارستان برده اند و تحت عمل جراحی و بستری قرار گرفته ام و پس از آن، خانواده متشاکیان ... با تبر درب منزل ما را تخریب نموده اند و از نامبردگان شکایت دارم»; شکوائیه مزبور عیناً جهت انجام تحقیقات به کلانتری محل ارسال شده است، ر.ع. پدر الف.ع. نیز با تقدیم شکایتی، خواستار رسیدگی به شکایت وی نسبت به افرادی چون ب.س.، ش.س.، ف.س. و تعدادی دیگر که همراه آنان بوده اند. به دلیل حمله آنان با تبر به حیاط آنان و فحاشی وی و خانواده اش شده است. پزشکی قانونی به شرح صفحه 27 پرونده، با معاینه شاکی اخیر آقای الف.ع. اعلام نموده «بریدگی بخیه شده (در حد متلاحمه) زانوی راست، بریدگی بخیه شده (در حد دامیه) زانوی چپ و کتف چپ و شانه راست، سائیدگی (در حد حارصه) کف دست راست، سائیدگی (حارصه) فرق سر در اثر اصابت جسم برنده نامشخص، طی مورخه 23/12/88 (تاریخ پذیرش بیمارستان) حادث شده است. ارش بریدگی بخیه شده (در حد دامیه) کتف چپ به میزان یک درصد دیه کامله و ارش بریدگی بخیه شده (در حد دامیه) شانه راست به میزان یک درصد دیه کامله، تعیین می گردد. سایر صدمات دیه مقدر دارند»;. شاکی الف.ع. در نیروی انتظامی در توضیح شکایت خود اعلام نموده «... از آقایان س.س. و الف.س. به لحاظ ایراد ضرب و جرح عمدی و کتک کاری که منجر به مصدومیت اینجانب شده است، شاکی و تقاضای رسیدگی دارم.»; درخصوص اقامه شهود اظهار داشته «شهود دارم ولی از ترس طرفین، حاضر به اداء شهادت نیستند. لذا تحقیقات محلی را قبول دارم.»; نیروی انتظامی از دو نفر از شهود شاکی، تحقیقات به عمل آورده و فردی به نام ب.خ. فرزند م. متولد 1370 اظهار داشته «قبل از عید سال 89 بود که جلو بازار روز بالاتر از میدان ... من در حال فروش اجناس و کاسبی بودم و الف.ع. نزد ما آمد و س. پایین تر بود که الف.س. از میدان به طرف ما آمد و چندین بار فحاشی کرد. اما اسم کسی را نمی برد. معلوم بود که به الف. فحاشی می کند و الف.س. و الف.ع. با هم درگیر شدند و با چاقو چند ضربه به هم زدند که مردم آن ها را جدا کردند و الف. قصد رفتن را داشت که س.س. از پشت سر به او حمله و چند ضربه چاقو به پشت کتف او زد و الف. نیز از خودش دفاع کرد و یک ضربه چاقو به گردن س. زد که س. به زمین افتاد و الف. از محل دور شد و مردم س. را به بیمارستان بردند»;. شاهد دیگر آقای الف.الف. فرزند ع. متولد 1366 همانند شاهد قبلی، در بخشی از اظهاراتش اعلام نموده «س. و الف. فحاشی به ع. می کردند. با هم درگیر شدند که دست الف.س با چاقویی که دست الف.ع. بود، مجروح شد و س. و الف. نیز چند ضربه چاقو به الف. زدند و الف. نیز از خودش دفاع و یک ضربه چاقو به گردن س. زد که س. به زمین افتاد و مردم آن ها را به بیمارستان بردند...»;. در تعقیب شکایت الف.ع. و پدرش خ.، مأمورین تحقیقات محلی انجام و اهالی محل به مأمورین اعلام داشته اند که «تعداد چهار نفر مرد و یک زن را دیده اند که به درب منزل الف.ع. رفته اند و با چوب و تبر به درب منزل ایشان زده اند. ولی اسم و مشخصات آن ها را نمی دانیم. ولی در رابطه با چاقوکشی چیزی ندیده ایم و مشاهده گردیده که درب منزل الف. با جسم تیزی از 9 قسمت پاره شده و مدعی شده اند که توسط همین افراد صورت گرفته است.»; مشتکی عنه آقای س.س. فرزند م. در تاریخ 22/1/89 در دادیاری حاضر و درخصوص درگیری خود با الف.ع. اینگونه توضیح داده «چند روز قبل از عید بود که من بساط دست فروشی پهن کرده بودم که الف.ع. آمد و گفت این جای من است که من گفتم من وسایلم را پهن کرده ام که یک مرتبه به من چاقوی بلندی داشت، کشید که من هم چاقوی میوه خوری را جهت دفاع از خودم گرفتم که او چاقو به من انداخت. من هم چند ضربه چاقو به طرف او انداختم دیگر نمی دانم چاقو به او خورد یا نه که یک مرتبه بعد از اصابت چاقو به گردنم دیگر از هوش رفتم و نمی دانم چه شد»;. براساس شکایت شاکی و اظهارات گواهان و گواهی پزشکی قانونی، اتهام ایراد جراحت عمدی با چاقو به وی تفهیم و در مقام دفاع اظهار داشته «من از خودم دفاع کردم و او (الف.) ساعت دوازده به بیمارستان آمده است. در حالی که تا ساعت 5 بعد از ظهر دعوایمان شده است. معلوم نیست که خودزنی کرده باشد.»; نام برده با قرار کفالت و صدور قبولی آن آزاد شده است. گواهان الف.ع. در دادیاری حاضر و اظهارات خود را عیناً تکرار نموده اند که حاجتی به تکرار نیست. مشتکی عنه الف.ع. فرزند خ. متولد 1368 در دادیاری حاضر و براساس شکایت س.س. و اظهارات گواهان و تحقیقات محلی و گواهی پزشکی قانونی، اتهام ایراد جراحت عمدی با چاقو نسبت به س.س. به وی تفهیم و در مقام دفاع اظهار نموده «تقصیر خودش بود و قبل از درگیری، شب به سراغ من آمده بود و من در خانه نبودم و ظاهراً آمده بود که با من درگیر شود که صبح به بازار آمدم و به من گفت با الف. چکار داری، گفتم کاری ندارم و بعد از ظهر که آمدم دیدم که الف. شروع کرد به فحاشی که گفتم چرا دشنام می دهی که س. با چاقو به کفتم و پنج یا 6 جای بدنم زد که من هم یک ضربه زدم و اگر من چاقو نمی زدم، به خدا قسم آن ها مرا می کشتند.»; نام برده با قرار بازداشت راهی زندان شده است و به شرح دادنامه شماره 8900078ـ31/1/89 صادره از دادگاه، اعتراض وی نسبت به قرار صادره رد و قرار مزبور عیناً تأیید شده است. الف.س. برادر س.س.، بعد از عدم حضور با وصف ابلاغ مکرر احضاریه، به حکم مقام قضایی جلب و در دادیاری تحت بازجویی قرار گرفته و راجع به ادعای شاکی الف.ع. اظهار داشته «بنده اصلاً چاقو نکشیدم. من چاقو خوردم»; سپس اتهام قدرت نمایی با چاقو و توهین و فحاشی به وی تفهیم و در پاسخ اظهار داشته «الف. می خواست سر برادرم س. را ببرد و من رفتم و حتی یک الی دو ضربه هم به من زد و من چاقو همراهم نبود.»; در آخرین دفاع نیز اظهار داشته «من دفاع کردم که سر برادرم را نبرد و از برادرم دفاع کردم.»; نام برده نیز با قرار کفالت و سپس صدور قرار قبولی آن، آزاد شده است. قرار بازداشت متهم الف.ع. در تاریخ 22/3/89 تمدید شده است و اعتراض وی در دادگاه رد و قرار مزبور تأیید و استوار شده است. با حضور س.س. جهت انجام معاینه تکمیلی، به پزشکی قانونی معرفی و پزشکی قانونی در صفحه 84 پرونده و در تاریخ 11/5/89 اعلام داشته است که از آقای س.س. فرزند م. معاینه مجدد به عمل آمده: «صدمات نام برده در حال حاضر بهبودی کامل نیافته است و لازم است چهار ماه دیگر جهت معاینه مجدد مراجعه نمایند.»; سرانجام قرار بازداشت متهم الف.ع. فک و به قرار وثیقه تبدیل و با تودیع وثیقه و صدور قرار قبولی آن، از زندان آزاد شده است. والدین س.س. طی لوایح جداگانه، مستنداً به گواهی پزشکی قانونی ضمیمه در تاریخ 11/7/89 اعلام نموده اند که فرزندشان (س.س.) در تاریخ 9/7/89 در اثر صدمات وارده از ضربات چاقوی متهم الف.ع. فوت نموده است. در گزارش معاینه جسد مرکز پزشکی قانونی ، مرگ وی را مورخه 9/7/89 اعلام و پس از گزارش وضعیت جسد و عوارض وارده بر اجزاء وی در پایان اعلام شده که علت مرگ متعاقباً اعلام خواهد شد و جواز دفن صادر شده است (ص 132). اولیاءدم تحت عنوان قتل عمد از متهم الف.ع. شکایت نموده اند. با توجه به حادثه جدید و صلاحیت بازپرسی و متعاقب آن صلاحیت محاکم کیفری استان، آقای دادیار ادامه رسیدگی را متوقف و ادامه آن به بازپرسی شعبه اول محول شده است. به حکم مقام قضایی متهم الف.ع. در منزلش در تاریخ 20/7/89 دستگیر و در بازپرسی راجع به اتهام قتل عمد مرحوم س.س. اظهار داشته «قبول ندارم. درگیری ما مربوط به بیشتر از 7 ماه قبل می باشد. حتی مدتی حال وی کاملاً خوب بود و پزشکی قانونی علت فوت وی را سکته قلبی اعلام نموده است. چون که وی شخصی معتاد و تزریقی و دارای سوابق کیفری بسیار زیاد می باشد، لذا اتهام قتل را قبول ندارم. هرچند که حدود هفت ماه قبل با وی درگیر شدم و این را قبول دارم که در آن