لزوم تصریح به ادله اثبات بزه
خلاصهٔ رأی
پیام: دادگاه مکلف است در انشاء رأی محکومیت، ادله اثبات بزه را به طور دقیق و صریح اعلام نماید و استناد همزمان به علم قاضی و اقرار متهم به عنوان دلیل اثبات بزه، فاقد وجاهت قانونی است.
متن کامل
لزوم تصریح به ادله اثبات بزه Toggle navigation صفحه اصلی درباره ما درباره پژوهشگاه قوه قضائیه درباره پژوهشکده آرا تماس با ما دریافت نظرات و پیشنهادها عنوان: لزوم تصریح به ادله اثبات بزه پیام: دادگاه مکلف است در انشاء رأی محکومیت، ادله اثبات بزه را به طور دقیق و صریح اعلام نماید و استناد همزمان به علم قاضی و اقرار متهم به عنوان دلیل اثبات بزه، فاقد وجاهت قانونی است. عنوان: صدور حکم به اجرای علنی مجازات جرم حدی پیام: اصل بر اجرای مجازات به نحو غیرعلنی است و دادگاه نمی تواند با صرف استناد به عبرت متهم یا دیگران بدون ذکر علت و جهات موجه، ،حکم به اجرای مجازات حدی در علن صادر نماید. مستندات: ماده ۲۱۲ قانون مجازات اسلامی -ماده ۴۹۹ قانون آیین دادرسی کیفری - شماره دادنامه قطعی : 9409970906100364 تاریخ دادنامه قطعی : 1394/07/28 گروه رأی : کیفری آراء منتخب پرونده: شعبه دیوان عالی کشور مشخصات متن نتیجه تحلیلی کلید واژه ها نمایه قوانین مرتبط گردش پرونده عین عبارت چاپ متن متن تجمیعی پرونده قلم یکان ایران میترا ترافیک زر یاقوت تیتر رأی خلاصه جریان پرونده شرح محتویات پرونده محاکماتی همان است که در ذیل دادنامه شماره 366-۱۳۹۴/7/28 این شعبه منعکس میباشد و اینگونه دلالت دارد که حسب گزارش مورخ ۱۳۹۲/1/14 پلیس اطلاعات و امنیت ف. خطاب به دادستان محترم عمومی و انقلاب شهرستان مذکور در پی اعلام بیمارستان ق. در خصوص تولد نوزاد نامشروع عوامل این یگان به محل عزیمت پس از بررسی مشخص گردید که فردی مجرد به نام م. ز. باردار بوده پس از انتقال به بیمارستان یک نوزاد از وی متولد شده با تحقیق از فرد مذکور بیان داشته که من با آقای م. ک. اهل س. رابطه داشتهام حسب دستور دادستان در اجرای تبصره 3ماده 3 قانون اصلاح قانون تشکیل دادگاههای عمومی و انقلاب به دادگستری ارسال و به شعبه 101 دادگاه عمومی جزائی ارجاع شده است. دستوراتی در خصوص تحویل طفل به بهزیستی اعزام متهمه و نیز دستگیری شخص م. ک. صادر شده است. با معرفی متهمه دادگاه از نامبرده تحقیق و اتهام رابطه نامشروع تفهیم اظهار داشته است پارسال بابت رابطه نامشروع به شلاق محکوم شدم حکم اجرا شد. قبول دارم با م. ک. نزدیکی کردیم یک دوست داشتم گفت یک نفر هست بیا با او دوست بشو. قبول نکردم گفت پس بیا برویم با یکی از دوستانم میخواهم چیزی بگیرم از او من هم با او رفتم دختره چندتا عکس قبلاً از من گرفت و فرستاد برای آن پسره یعنی م. ک. رفتم خانه خواهر م. ک. خانه آنها ... است. خواهر م. هم در آن خانه بود دوستم گفت من تلفن دارم میروم بیرون صحبت کنم و میآیم هرچه ایستادم نیامد. خواستم بلند شوم بیایم یک پسره از اطاق بیرون آمد گفت وایسا این عکسها را میشناسی گفتم این عکس من میباشد. خیلی گریه کردم گفتم آنها را پاک کن گفت به شرطی که بیائی این کار را بکنیم. چرا در همان زمان شکایت نکردید خودم هم نمیدانستم که این اتفاق برایم افتاده است میترسیدم گفت عکسهایت را پخش میکنم دو سال پیش با م. ع پرونده داشتم که وی آدمربائی کرد و مرا برد و وی دست هم به من نزد نمیدانم چرا من را شلاق زدند با صدور قرار بازداشت موقت پرونده به لحاظ ادعای متهمه دائر بر تجاوز به عنف به محاکم کیفری استان با صدور قرار عدم صلاحیت ارسال شده است. در تاریخ ۱۳۹۳/1/18 متهم به نام م. ک. دستگیر میشود به دادگاه معرفی از نامبرده تحقیق اظهار داشته است همه من و خانوادهام را میشناسند خانم م. ز. را هم میشناسند معلومالحال است ادعای نامبرده را اصلاً و ابداً قبول ندارم و هیچگونه رابطه جنسی با این خانم نداشتهام. ارتباط ما در حد تماس تلفنی بوده است. حضوراً با او ملاقات کردهام ولی حتی دست به او نزدهام اصلاً هیچگونه رابطه در حد دخول یا غیر آن چه با اجبار و چه با رضایت با او نداشتهام و این فرزند که متولد شده مربوط به من نمیباشد. من در تاریخ ۱۳۹۳/1/13 تولد این نوزاد را از زبان مردم شنیدم اگر تقصیر داشتم فرار میکردم ... این خانم چون میداند وضع مالی ما خوب است اسم من را آورده است. از تاریخ چهارم فروردین 92 تماسهای جدید ما شروع شد فقط چند پیامک به همدیگر دادیم. قبل از آن هم با یکدیگر در ارتباط بودیم ولی ارتباط ما در حد پیامک و تماس بوده است. اظهارات نامبرده در خصوص رفتن به منزل خواهرم دروغ محض است. حاضرم آزمایش خون و ژنتیک انجام شود تا واقعیت برای دادگاه مشخص شود قرار تأمین از نوع وثیقه با وجه الوثاقه به مبلغ هفتصد میلیون ریال صادر و به زندان معرفی شده است. سپس پرونده با صدور قرار عدم صلاحیت به محاکم کیفری استان ارسال شده است. و دستور معرفی به پزشک قانونی و اعلام انتساب طفل به متهم م. ک. نیز صادر گردیده است. آقای ع.ن. ک. از جانب متهمه م. ز. با ولایت پدرش اعلام وکالت نموده است. پزشکی قانونی استان فارس با انجام آزمایش DNA رابطه پدر و فرزندی بین م. ک. و طفل متولد شده را تأیید کرده است. ص 52 با وصول نظریه مذکور وقت رسیدگی تعیین و طرفین جهت رسیدگی با توجه به تاریخ استعلام دعوت شدهاند. در تاریخ ۱۳۹۲/8/13 جلسه دادرسی با حضور متهمان و وکلاء آنان تشکیل گردیده است. متهمه م. ز. اظهار داشته اظهارات من به شرح سابق است. دختری که از من متولد شده است و از م. ک. که با عنف با من زنا کرده است میباشد. بقیه اظهاراتم به شرح لایحهای است که تقدیم داشتهام. خلاصه من فقط یک بار با م. ک. رابطه جنسی داشتهام. محل آن هم منزل خواهر م. ک. در پشت اداره بود من با هیچکس دیگر رابطه نامشروع نداشتهام. این حاملگی مربوط به ماه رمضان پارسال بود یعنی در ماه رمضان سال 91 ایشان با زور با من زنا کرد و من با همان یک بار زنا حامله شدم و دختری از من متولد شده است و الآن در بهزیستی است در هنگام زنا خواهر م. و بچههایش در منزل بودند. مرا به زور به منزل خواهرش برد. عکس در منزل ا.ر از من گرفته بود در عکسها لخت نبودهام و با پوشش بودهام و عکسها رسیده بود دست م. و او هم این عکسها را مستمسک قرار داده بود و مرا تهدید کرد و نهایتاً حدود ساعت 10 الی 11 روز بود مرا به منزل خواهرش برد و زنا کرد... چرا در زمان شروع حاملگی شکایت نکردید. من در هنگام زنا (خوانانیست) بودم و بعد فهمیدم که حامله شدهام. قبلاً م. ک. به من گفته بود... من یک روز قبل از تولد بچه متوجه حاملگی شدم. و به خاطر آن شکایت نکردم. وکیل نامبرده نیز اظهار داشته مدافعات به شرح لایحه تقدیمی است در لایحه با توجه به اظهارات موکلش نتیجه آزمایش و رد هرگونه کتمان توسط متهم به اتهام زنای به عنف درخواست مجازات برای متهم کرده است اتهام زنای به عنف به متهم م. ک. تفهیم شده است. اتهام را قبول ندارم. نتیجه آزمایش را قبول ندارم. هیچگونه رابطه با خانم م. ز. نداشتهام هرگز به منزل خواهرم با او نرفتهام و هیچگونه رابطهای با او نداشتهام فقط در حدود دو هفته در ارتباط بودیم ولی عمه یا خاله او هم همراه ما بود و فقط یک دور با هم زدیم چون فهمیدم دختر سالمی نیست رابطه را قطع کردم. وکیل متهم دفاعاً اظهار داشته صرف نظر از انکار اتهام و هرگونه رابطه از سوی موکل تقاضا دارم. باتوجه به لایحه وکیل م. ز. (شاکیه) دلایل تجاوز به عنف را بیان نمایند. وکیل نامبرده در پاسخ اعلام داشته است. دلایل آمده است. در تشخیص نسبت اصل بر رعایت قاعده فراش است. و چون آزمایش DNA پاسخ مثبت داد دلایل به شرح سابق است موکل تمام واقعیات را گفته موکل در جائی مورد تجاوز قرار گرفته که خالی بوده و از قبل تهیه شده است. و منزل خواهر م. بوده که سروصدای او به جائی نرسیده است. موکل من مدعی عنف است. وکیل م. ک. درخواست نموده خانم م. ز. تاریخ دقیق ادعای خود در مورد ورود به منزل خواهر موکل کی بوده و سوابق کیفری خود را بیان نماید. نامبرده اظهار داشته تاریخ دقیق رابطه را نمیدانم ولی میتوانم حساب کنم. من با م. ع مشکل داشتم سر یک قطعه عکس با او بحث داشتم. یک بار به اتهام رابطه نامشروع با م. شلاق خوردهام و غیر از یک بار شلاق رابطه و سابقه دیگری نداشتهام. وکیل متهم اظهار داشته مابقی مدافعات به شرح لایحه تقدیمی است. لایحه نامبرده ثبت و پیوست پرونده گردیده است. و مضموناً با توجه به اظهارات ضد و نقیض شاکیه و نیز سابقه کیفری نامبرده و اعتراض به نظریه پزشکی قانونی و استدعای مجدد آزمایش DNA در یکی از استانهای همجوار و سکوت چندین ماهه و عدم شکایت شاکیه و کتمان آن و ایراد به صلاحیت محکمه کیفری اتخاذ تصمیم شایسته را خواستار شده است. و وکیل م. ز. اظهار داشته که موکل در همان سابقه کیفری سابق به پزشکی قانونی معرفی و گواهی بر باکره بودن ایشان وجود دارد که تصویر آن ارائه میگردد. سپس هیأت دادگاه قرار بازداشت موقت متهمه را فک و تبدیل به قرار کفالت با وجهالکفاله مبلغ دویست میلیون ریال نموده است و با توجه به اعتراض وکیل متهم مرقوم داشته تا با هزینه نامبرده نسبت به تکرار آزمایش در پزشکی قانونی استان الف. اقدام گردد. با انجام مراتب پاسخ پزشکی قانونی استان الف. به شرح برگ شماره 124 پرونده آقای م. ک. پدر بیولوژیک طفل متولد شده اعلام گردیده است. با توجه به وصول پاسخ وقت رسیدگی به تاریخ ۱۳۹۴/2/14 تعیین شده است. جلسه دادرسی با حضور متهمان و وکلاء آنان تشکیل شده است. خانم م. ز. اظهار داشته است. اظهاراتم به شرح لایحه تقدیمی است م. ک. به بنده تجاوز کرد از وی شکایت تقاضای مجازات ایشان را دارم. خطاب به متهم م. ک. حسب محتویات پرونده، گزارش مأمورین و نظریههای پزشکی قانونی و تحقیقات معموله مندرج در پرونده متهمید به زنای به عنف و اکراه دفاعت چیست؟ نه به عنف و نه رضایت تجاوز را قبول ندارم. در مورد جواب آزمایشگاه پزشکی قانونی چه میگوئید؟ پزشک است، پیامبر که نیست، شاید اشتباه کرده است، پارتیبازی شده است. حقایقی وجود ندارد که بخواهم صحبتی کنم. در مقام آخرین دفاع بیان داشته مطالب را عرض کردم بیگناه هستم. سپس خانم م. ز. اظهار داشته من رفته بودم الف. آزمایش بدهم این پسره با دو نفر از دوستانش آمده بودند. حتی یکی از دوستانش را به جای خودش میخواست بفرستد داخل، که آنجا از بهزیستی اصفهان کمک کرده بودند. م. ک. را آورده بودند داخل و خود وی آمد داخل رفتم نزد دکتر گفتم سه نفرمان را جلوی هم خون بگیرید که جلوی هم از ما خون گرفتند. خود وی میداند که دروغ میگوید و مرا کتک زد آخر کار که به من تجاوز کرد گفت شما زن بودی و دختر نبودی، وکیل متهم م. ک. تقاضا نموده از نامبرده ( م. ز. ) سؤال شود با توجه به اینکه در جلسه مورخ ۱۳۹۲/8/13 مشارالیها اعلام نموده م. ک. مرا با زور به خانه خواهرش برد و در اوراق اولیه مدعی است توسط یکی از دوستان خودش به منزل مزبور برای گرفتن چیزی رفته است. کدامیک از موارد را تأیید میکند؟ و علت این تناقض را توضیح دهد. ج- من اصلاً نگفتهام که مرا به زور برده است به منزل خواهرش با یکی از دوستانم آمد دنبالم گفت میای میخواهم بروم خانه یکی از دوستانم لباس بگیرم. رفتیم منزل خواهر همین پسره و خواهرش لباسش را درآورد و دوستم انتخاب کرد و دوستم تلفن وی زنگ خورد و رفت بیرون گفتم برو باشد. ده دقیقه شد هرچه ایستادم نیامد آمدیم بیایم ببینم دوستم کجاست. م. از توی اطاق آمد بیرون و دست خود را به دیوار زد و گفت. به به م. خانم کجا میبینمت. دوستم اسمش ا.ر است و دیگر او را ندیدم. من اصلاً نفهمیدم کجا رفت و م. آنقدر مرا زد ... دیدم که دوستم نیست. ... در مقام آخرین دفاع بیان داشته است که م. ک. به من تجاوز کرده است. وکیل نامبرده نیز اظهار داشته است که اولاً حسب گواهی ژنتیکی که دو بار انجام شده است نسبت پدری متهم به فرزند متولد شده محرز است و هیچگونه جای شک و تردید در این خصوص وجود ندارد. ثانیاً در خصوص اینکه این تجاوز به عنف و اکراه بوده است. همانطور که قبلاً به استحضار رسیده و محتویات پرونده نیز ملاحظه مینمائید پس از ورود موکلهام به آن منزل عمل تجاوز که با انگیزه خرید و کرایه لباس همراه با دوستش به آنجا وارد شده بود. موکله مورد حمله با سیلی توسط متهم واقع میشود. موکل را به درون اطاق برده و آن را از پشت قفل مینماید و تمام فرصتهای کمک و مساعدت توسط دیگران از موکلهام میگیرد. و عمل ارتکابی خودشان را انجام میدهند آنچه مسلم است این عمل از ناحیه متهم با عنف و اکراه بوده است مستند به بند دال (د) ماده 82 قانون مجازات اسلامی تقاضای اعمال مجازات قانونی برای متهم را دارم. چنانچه هیأت دادگاه صلاح بدانند در مورد طفل مذکور هم تصمیم مقتضی اتخاذ نمایند. وکیل متهم م. ک. نیز دفاعاً بیان داشته است ادعای تجاوز به عنف و اکراه یک ادعای بلادلیل و اظهارات همکار محترم در این مورد تکرار ادعاهای واهی موکلهاش است. شایان ذکر است همکار محترم در طی این مدت حتی قرینهای برعنف و اکراه ابراز نداشته است. ولی خواهان مجازات این ادعای بلادلیل است. موکل منکر هرگونه نزدیکی به عنف و رضایت است. بقیه اظهاراتم به شرح لایحه تقدیم میگردد بعداً لایحهای تقدیم و پیوست شده است. سپس هیأت دادگاه با تشدید قرار تأمین متهم به بازداشت موقت نامبرده را به زندان معرفی نموده است در تاریخ ۱۳۹۳/2/14 با ختم رسیدگی به شرح دادنامه شماره 52-۱۳۹۴/3/11 اولاً حکم به برائت متهم م. ک. از اتهام زنای به عنف صادر مینماید. لکن با احراز اتهام متهمان در حد زنای غیرمحصنه ... حکم به محکومیت هرکدام به تحمل یکصد ضربه تازیانه حدی صادر علاوه آنکه جهت عبرت متهم و سایرین محل اجرای حکم متهم م. ک. را یکی از میادین شهر اعلام و به استناد ماده 23 قانون مجازات اسلامی مصوب سال 92 حکم به تبعید و اقامت اجباری نامبرده به مدت یک سال در شهرستان پ. (گاوبندی) استان ه. صادر و اعلام مینماید. با اعتراض فرجامخواهی وکلاء طرفین پرونده به دیوان عالی کشور ارسال و جهت رسیدگی به این