قلمرو رسیدگی دادگاه در دعوای اعترض ثالث
خلاصهٔ رأی
د از سوی متعهد قابلیت فسخ دارد چون از عقود جایز محسوب و در قالب عقد بیع باطل و غیرقابل استناد است زیرا موضوع قرارداد مال غیرمنقول بوده و می بایست با وصف معلوم و معین بودن مورد خریداری قرار می گرفت نه کلی مافی الذمه در نتیجه دعوا وارد تشخیص ضمن نقض دادنامه شماره 16 مستنداً به ماده 565 و 561 قانون مدنی و ماده 197 و 417 و 418 قانون آئین دادرسی مدنی حکم به رد دعوای خواهان پرونده کلاسه 465 صادر گردیده است.
متن کامل
قلمرو رسیدگی دادگاه در دعوای اعترض ثالث Toggle navigation صفحه اصلی درباره ما درباره پژوهشگاه قوه قضائیه درباره پژوهشکده آرا تماس با ما دریافت نظرات و پیشنهادها عنوان: قلمرو رسیدگی دادگاه در دعوای اعترض ثالث پیام: در فرآیند رسیدگی به اعتراض ثالث، دادگاه باید در حدود خواسته معترض ثالث، اسناد و مدارک ارائه شده از ناحیه وی را ارزیابی کرده و در صورتی که این اسناد حاکی از حقانیت او باشد رأی معترض عنه را نقض کند. بنابراین دادگاه نمی تواند مستند دعوی خواهان اصلی را باطل اعلام کند. عنوان: تغییر توصیف عمل حقوقی در مرحله اعتراض ثالث پیام: در صورتی که دادگاه نخستین در رسیدگی به دعوای اصلی که منجر به صدور دادنامه موضوع اعتراض ثالث شده است، قرارداد مستند دعوای خواهان اصلی را بیع نامه تشخیص داده باشد، تلقی آن در مرحله اعتراض ثالث به «عقد جعاله»; موجه نیست. مستندات: ماده 417 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب (در امور مدنی) - شماره دادنامه قطعی : 9309982164200021 تاریخ دادنامه قطعی : 1394/07/12 گروه رأی : حقوقی آراء منتخب پرونده: دادگاه تجدیدنظر استان دادگاه بدوی مشخصات متن نتیجه تحلیلی کلید واژه ها نمایه قوانین مرتبط گردش پرونده عین عبارت چاپ متن متن تجمیعی پرونده قلم یکان ایران میترا ترافیک زر یاقوت تیتر رأی دادگاه بدوی درخصوص دادخواست خواهان آقای ت. پ. فرزند ن. با وکالت آقای ح. ش. بطرفیت آقای م. د. فرزند م. با وکالت آقای ک. الف. 2- ق. م. فرزند ف. 3- شرکت تعاونی مسکن کارکنان آ. بخواسته اعتراض ثالث نسبت به بخشی از دادنامه شماره 16- 1391/1/30 در پرونده کلاسه 465 در شعبه 217 دادگاه عمومی حقوقی مبنی بر تحویل یک واحد آپارتمان متعلق به خواهان به احد از خواندگان بنام آقای م. د. بدین شرح که خواهان برابر دادخواست تقدیمی و صورتمجلس مورخ 1393/5/14 مدعی است یک واحد آپارتمان از خواندگان ردیف دوم و سوم خریداری و تصرف نموده است ولیکن بموجب دادنامه شماره 16-1391/1/30 دادگاه به نفع خوانده ردیف اول و علیه خواندگان ردیف دوم و سوم حکم به تحویل چهار واحد آپارتمان مسکونی دارد که در مرحله اجرای دادنامه دادورز آپارتمان خواهان را توقیف می نماید . دادگاه نظر به مراتب فوق با عنایت به مداقه در پرونده کلاسه 465مختومه شده در شعبه 217 و مورد استناد خواهان محرز گردید خواهان این پرونده که در حال حاضر خوانده ردیف یک پرونده اعتراض ثالث می باشد بموجب دادخواست تقدیمی علیه خواندگان ردیف دو و سه این پرونده الزام آنها را به تحویل چهار واحد آپارتمان بموجب قرارداد مورخه 1385/7/11 تقاضا می نماید . که منجر به صدور دادنامه 16 مبنی بر تحویل چهار واحد آپارتمان در حق خواهان ( آقای م. د. ) برابر قرارداد مورخه 1385/7/11 میگردد . و مضافاً نظر به اینکه قرارداد استنادی مورخه 1385/7/11 در پرونده کلاسه 465 عقد جعاله تلقی که با فرض عدم انجام تعهد از سوی متعهد قابلیت فسخ دارد چون از عقود جایز محسوب و در قالب عقد بیع باطل و غیر قابل استناد است و زیرا موضوع قرارداد مال غیر منقول بوده و می بایست با وصف معلوم و معین بودن مورد خریداری قرار می گرفت نه کلی ما فی الذمه در نتیجه دادگاه خواسته خواهان این پرونده را وارد تشخیص داده ضمن نقض دادنامه شماره 16 مستنداًبماده 565و 561 قانون مدنی و ماده 197 و 417 و 418 قانون آئین دادرسی مدنی حکم به رد دعوی خواهان پرونده کلاسه 465 صادر می نماید . رای دادگاه حضوری و ظرف بیست روز پس از ابلاغ قابل تجدیدنظر در محکمه تجدیدنظر استان تهران می باشد. رئیس شعبه 217 دادگاه حقوقی تهران- رضا حاجی آقایی خیابانی رأی دادگاه تجدیدنظر استان درخصوص تجدیدنظرخواهی آقای م. د. با وکالت آقایان ک. الف. و ع. م. به طرفیت آقایان 1- ت. پ. 2- ق. م. 3- شرکت تعاونی مسکن آ. نسبت به دادنامه نسبت به دادنامه شماره 930559 مورخ 1393/7/30 شعبه 217 دادگاه عمومی تهران که بر اساس دادنامه موصوف در مورد دعوای تجدیدنظرخوانده ردیف اول به خواسته اعتراض ثالث نسبت به بخشی از دادنامه شماره 16-1391/1/30 در پرونده کلاسه 465 شعبه 217 دادگاه مذکور مبنی بر تحویل یک واحد آپارتمان مورد ترافع به تجدیدنظرخواه اجمالاً با این استدلال که قرارداد استنادی مورخه 1385/7/11 در پرونده کلاسه 465 جعاله تلقی که با فرض عدم انجام تعهد از سوی متعهد قابلیت فسخ دارد چون از عقود جایز محسوب و در قالب عقد بیع باطل و غیرقابل استناد است زیرا موضوع قرارداد مال غیرمنقول بوده و می بایست با وصف معلوم و معین بودن مورد خریداری قرار می گرفت نه کلی مافی الذمه در نتیجه دعوا وارد تشخیص ضمن نقض دادنامه شماره 16 مستنداً به ماده 565 و 561 قانون مدنی و ماده 197 و 417 و 418 قانون آئین دادرسی مدنی حکم به رد دعوای خواهان پرونده کلاسه 465 صادر گردیده است. دادگاه با بررسی محتویات و مستندات پرونده و مطالعه لوایح ابرازی از ناحیه طرفین ، نظر به اینکه برابر مقررات ماده 417 و 415 قانون ائین دادرسی مدنی در دعوای اعتراض شخص ثالث ، چنانچه دادگاه احراز نماید رأی معترض عنه به حقوق شخص ثالث خلل وارد سازد آن قسمت از حکم که مورد اعتراض قرار گرفته نقض می نماید بنابراین در فرآیند رسیدگی به دعوای اعتراض ثالث دادگاه باید در حدود خواسته دعوا اسناد و مدارک ارائه شده از ناحیه معترض ثالث که با استناد به آنها خود را ذیحق می داند ارزیابی و مورد سنجش قرار دهد، در صورتی که این اسناد حاکی از حقانیت معترض ثالث باشد رأی معترض عنه را نقض نماید. از این رو دادگاه نمی تواند خارج از خواسته دعوا، قرارداد و مستند دعوای خواهان اصلی را به لحاظ اینکه عقد جعاله است و عقد مذکور جایز است و در قالب عقد بیع باطل است آن را باطل اعلام کند زیرا این امر نیازمند به اقامه دعوا از ناحیه ذینفع (طرف دیگر قراردادیعنی آقای ق. م. ) است و فسخ آن نیز فرع بر اقامه دعوا مبنی بر صدور حکم بر تأیید فسخ قراردادبه لحاظ رجوع از ناحیه ذینفع است . افزون بر آن دادگاه نخستین در رسیدگی به دعوای اصلی که منجر به صدور دادنامه معترض عنه گردیده قرارداد مستند دعوای خواهان اصلی را بیع نامه تشخیص داده است و بر این اساس حکم به الزام فروشنده به تحویل ملک صادر گردیده است. بنابراین تلقی آن در این مرحله از رسیدگی به «عقد جعاله» موجه نمی باشد. نظربه اینکه قرارداد مورخ 1385/7/11 حاکی از آن که آقای ق. م. در قبال اخذ ثمن معین یک واحد آپارتمان به مساحت 60/09 مترمربع واقع در طبقه چهارم واحد 10 به تجدیدنظرخواه واگذار کرده و ثمن معامله نیز اخذ کرده است بنابراین قرارداد مذکور واجد ویژگی عقد بیع است .نظر به اینکه قرارداد مذکور توسط شرکت تعاونی آ. امضاء و تایید گردیده است. نظر به اینکه معترض ثالث به عنوان قائم مقام یکی از اعضای تعاونی مسکن آ. می باشد و تعاونی متعهد شده است یک دستگاه آپارتمان به وی واگذار نماید و در قرارداد استنادی (مشارکت نامه) مشخصات آن قید نشده است بنابراین دادنامه معترض عنه به حقوق نامبرده خلل وارد نمی سازد و در هر حال رابطه حقوقی نامبرده با شرکت تعاونی پابرجاست و نامبرده می تواند از طریق اقامه دعوا علیه شرکت مذکور احقاق حق نماید. بنابه مراتب مذکور تجدیدنظرخواهی وارد تشخیص داده می شود و به تجویز ماده 358 قانون آئین دادرسی مدنی ضمن نقض دادنامه تجدیدنظرخواسته حکم به بطلان دعوای خواهان نخستین صادر و اعلام می گردد این رأی قطعی است. شعبه 61 دادگاه تجدیدنظر استان تهران - رئیس و مستشار مجتبی نورزاد - محمد متولی فهرست دادگاه بدوی دادگاه تجدیدنظر استان نقد رأی نقد رأی نام * : رایانامه * : توضیح: کدتصویری: تعدادموافق: 0 ـ تعدادمخالف: 0 نقدهای شما تماس با ما نشانی: تهران اتوبان چمران شمال ، اتوبان یادگار جنوب، بعد از خروجی اوین درکه، پشت مجتمع دشت بهشت، خیابان شهید قدوسی کد پستی : 1983846514 تلفــــن : 22376843 دورنگار : 22376840 سامانه پیام کوتاه:5000969900070 رایانامه : bijp@jri.ac.ir پیوندها پژوهشگاه قوه قضاییه قوه قضاییه جمهوری اسلامی ایران مرکز آمار و فناوری اطلاعات قوه قضاییه روزنامه رسمی کشور معاونت حقوقی قوه قضاییه مرکز مطبوعات و انتشارات قوه قضاییه نسخه کلیه حقوق برای پژوهشگاه قوه قضاییه محفوظ است