قتل با شلیک گلوله به کشاله ران
خلاصهٔ رأی
به قصاص نفس و تحمل سه سال حبس محکومیت یافته است؛ بدین شرح که بین متهم و متوفی بدواً مشاجره لفظی رخ داده است و متهم با اسلحه شکاری که در اختیار داشته به سمت متوفی شلیک و متواری شده است و متوفی نیز پس از اعزام به بیمارستان فوت نموده است.
متن کامل
قتل با شلیک گلوله به کشاله ران Toggle navigation صفحه اصلی درباره ما درباره پژوهشگاه قوه قضائیه درباره پژوهشکده آرا تماس با ما دریافت نظرات و پیشنهادها عنوان: قتل با شلیک گلوله به کشاله ران پیام: قتل با شلیک گلوله به کشاله ران که کشنده بودن آن عرفاً شناخته شده نیست، از مصادیق بزه قتل عمد محسوب نمی شود. مستندات: بند ب ماده 290 قانون مجازات اسلامی 1392- شماره دادنامه قطعی : 9309970910500474 تاریخ دادنامه قطعی : 1393/12/06 گروه رأی : کیفری آراء منتخب پرونده: شعبه دیوان عالی کشور مشخصات متن نتیجه تحلیلی کلید واژه ها نمایه قوانین مرتبط گردش پرونده عین عبارت چاپ متن متن تجمیعی پرونده قلم یکان ایران میترا ترافیک زر یاقوت تیتر رأی خلاصه جریان پرونده آقای ف. به اتهام قتل عمدی مرحوم س. با اسلحه شکاری و حمل غیرمجاز اسلحه شکاری، حسب شکایت اولیایدم متوفی تحت تعقیب دادسرای عمومی و انقلاب ... واقع و بهموجب دادنامه صادره از شعبه 17 دادگاه کیفری استان ... به قصاص نفس و تحمل سه سال حبس محکومیت یافته است؛ بدین شرح که بین متهم و متوفی بدواً مشاجره لفظی رخ داده است و متهم با اسلحه شکاری که در اختیار داشته به سمت متوفی شلیک و متواری شده است و متوفی نیز پس از اعزام به بیمارستان فوت نموده است. اولیایدم متوفی آقای ح. پدر متوفی و خانم ه. مادر متوفی از ابتدای تحقیق تا دادگاه ضمن اعلام شکایت تقاضای قصاص متهم را نمودهاند. پزشکی قانونی علت فوت را شوک هیپوولمیک ناشی از خونریزی شدید داخلی و خارجی در اثر آسیب عروق اصلی اندام تحتانی چپ به دنبال اصابت پرتابهای نافذ شتابدار تعیین نموده است(صفحه71) و در جسد آثاری از ضربهمغزی یا آسیب سایر قسمتها وجود نداشته و علت فوت خونریزی ناشی از اصابت گلوله به کشاله ران بوده است(صفحه102). آقای ب.، 22 ساله بهعنوان گواه اظهار داشته است: من چوپان گله خودم هستم و متهم چوپان ن. بود و غروب حادثه من به اتاق خودم رفتم و س. کمک من کرده بود و باهم شام خوردیم. مقتول به من گفت بیا برویم سراغ گله و بعضی شبها میرفتیم. متهم صدا زد هر وقت میروید مرا خبر کن وقتیکه میخواستیم برویم سراغ متهم رفتیم که در اتاق نبود و دنبال وی میگشتیم و متوجه شدیم رفته تلفن بزند و بعد از چند دقیقه متهم آمد و بیرون اتاق با مقتول نیم ساعت باهم صحبت کردند و بعد داخل اتاق آمدند و من با گوشی خود بازی میکردم. متهم به مقتول گفت تو حرف زدهای و او انکار کرد و متهم به سمت مقتول اسلحه کشید و صدای تیر شنیدم نگاه کردم دیدم مقتول به سمت متهم جهت گرفتن اسلحه رفت و هر دو روی زمین افتادند و هنگام شلیک متهم ایستاده بود و س. نشسته بود و هنگام اسلحه کشیدن مقتول ایستاد و متهم شلیک کرد و تیر به مقتول خورد و اسلحه را از دست یکدیگر میکشیدند که من اسلحه را گرفتم و متهم فرار کرد. من موضوع را به ح. که در اتاق دیگر بود اطلاع دادم و با ماشین وی را به بیمارستان رساندیم و البته برادرم او را برد(صفحه81). آقای ح. اظهار داشته است: ساعت 19:30 من در اتاقی که 500 متر با آغل الف. فاصله داشت خواب بودم که ب. آمد داخل و با صدای بلند گفت بلند شو که ف. با تیر س. را زد و الآن میمیرد و من هم با سرعت بهطرف ماشین خودم رفتم و وقتیکه رسیدم ف. رفته بود و س. دراز کشیده بود و وی را داخل ماشین گذاشته به بیمارستان بردم(صفحه21). آقای ن. نیز اظهار داشته است: چوپان بنده ف. با اسلحه تک تیر بنده که جواز داشتم و ف. میدانسته که آن را کجا نگهداری میکنم برداشته و به س. تیراندازی کرده(صفحه22). نظریه اداره تشخیص هویت و آزمایشگاه جنایی در خصوص سلاح و پوکه اخذ شده که اظهار شده است با تفنگ شکاری تک لول شماره ... سالم و بدون نقص و آمادهبهکار بوده و فشنگ متعلق به یک عدد پوکه جنایی GAUGE12 از سلاح مذکور شلیک شده است(صفحه141). از متهم ف.، 22 ساله، چوپان، تحقیق شده است که در مرجع انتظامی اظهار داشته است: دارای سه فقره سابقه نگهداری و مصرف مواد مخدر و سرقت و نگهداری اسلحه غیرمجاز جنگی هستم و(در تاریخ 1392/02/15) به همراه س. و ب. در اتاقک الف. بودیم و با هم صحبت میکردیم و س. حرفی را پشت سر بنده زده بود باعث شد که خیلی عصبانی شوم و یکدفعه از س. پرسیدم آیا شما این حرف را زدهای؟ س. انکار میکرد که بنده در همان حالت عصبانیت اسلحه تک لول آقای ن. که همیشه دست خودم بود و قبلاً فشنگ درون آن گذاشته بودم را به سمت س. گرفتم و میخواستم تیر را جلوی پایش بزنم که س. به من خیز برداشت و تیر به پای وی برخورد کرد و اسلحه را به ب. دادم و گفتم با کمک برادرت ح. را به بیمارستان برسان. از قبل برنامهریزی کرده بودم که با تیر او را بترسانم و قصد کشتن نداشتم(صفحه42). در حضور بازپرس نیز ضمن تکرار اظهارات، اضافه نموده است: من اسلحه شکاری که متعلق به ن. بوده جهت ترساندن وی به سمت س. گرفتم و س. از جای خود بلند شد بهطرف من هجوم آورد تا اسلحه را از من بگیرد و ب. هم از سمت دیگر آمد که اسلحه را از من بگیرد که در همین حین اسلحه شلیک شد گلوله به مقتول اصابت کرد(صفحه50). در تحقیقات بعدی اظهار داشته است: اسلحه داخل اتاق بود و من آن را با خود به بیابان میبردم و ب. به من گفت که اسلحه را بکش من میآیم و ضامن میشوم و زمانی که ب. به همراه مقتول به سمت من آمدند تا اسلحه را بگیرند، اسلحه شلیک کرد و در خصوص قتل باهم صحبت نکرده و هماهنگ نشده بودیم(صفحه85). پرونده پس از پایان تحقیقات با صدور قرار مجرمیت و کیفرخواست به دادگاه ارسال شده است و شعبه 17 کیفری استان ... عهدهدار رسیدگی شده است و در جلسه مورخ 1393/07/07 دادگاه که با حضور اولیایدم متوفی و وکلای آنان و متهم و وکیل وی و نیز نماینده دادستان تشکیل شده است. متهم اظهار داشته است: اتهام را قبول ندارم و من آن شب دستم روی ماشه نرفته است. میخواستیم او را بترسانیم و ن. گفت برو او را بترسان. ب. گفت اسلحه را بکش و بگو میزنمت من هم میآیم و اسلحه را از دست تو میگیرم که من هم همین کار را کردم اما وقتیکه میخواست اسلحه را از دست من دربیاورد. اسلحه چکید و س. گفت زدی توی پایم و من فکر کردم دروغ میگوید. من اسلحه را ول کردم و رفتم. بهجز من و س. و ب. در آن محل کس دیگری نبود. ن. گفت برو او را بترسان. اظهارات قبلی خود در پرونده را قبول دارم ولی چون قرار بود که ن. با من به آگاهی بیاید و در ادامه و در پاسخ سؤالات دادگاه اظهار داشته است: شاید انگشتم روی ماشه رفته باشد. ن. گفت اسلحه را رویش بکش تا بترسد و هر جا نرود این حرفها را بزند و آبروی من و دخترم را ببرد. من مجوز سلاح نداشتم. اسلحه مدتی در دست من بود و از همان روز گلوله گذاشته بودم. س. اول، آخر اتاق بود و بعد جلو آمد و زمان شلیک حدود یک متر فاصله داشت. من امیدوار بودم که ن. پیگیر کارهای من باشد. پس از اظهارات طرفین و وکلاء دادگاه بهمنظور انجام مشورت قضایی جلسه را قطع و اعلام تنفس نموده و پس از پایان مجدداً به دادگاه فراخوانده است. اخذ آخرین دفاعیات متهم در خصوص قتل عمدی و حمل سلاح غیرمجاز، با اعلام ختم دادرسی مبادرت به انشاء رأی نموده است. در خصوص اتهامات انتسابی به استناد مواد 160، 164، 211، بند ب ماده 290، 301، 351، 381 قانون مجازات اسلامی و بند پ ماده 6 قانون مجازات قاچاق اسلحه و مهمات و دارندگان سلاح و مهمات غیرمجاز 1390 و ماده 18 قانون مذکور در مورد اتهام قتل عمدی حکم به قصاص نفس و در مورد اتهام حمل اسلحه غیرمجاز به تحمل سه سال صادر و رأی صادره پس از ابلاغ در موعد مقرر از سوی محکومٌعلیه و وکیل وی مورد تجدیدنظرخواهی واقع شده و پرونده نیز پس از وصول به دیوان عالی کشور به این شعبه ارجاع شده است. رأی شعبه دیوان عالی کشور اعتراض آقای ف. با وکالت الف. نسبت به دادنامه صادره که حکم به محکومیت وی به قصاص نفس به اتهام قتل عمدی و تحمل سه سال حبس به اتهام حمل اسلحه غیرمجاز صادر شده است وارد است؛ زیرا اظهارات و مدافعات متهم و گواه حاضر در صحنه مؤید عدم قتل بوده و پایینتنه و بهویژه ران منطقه یا موضع حساس نبوده تا دلالت بر عمدی بودن قتل نماید و با فرض که نقطه معینی از آن حساس باشد در عرف مردم شناخته شده نیست و اظهارات وی بهقصد ترساندن یا تنبیه مقتول هم آن را از مصادیق قتل شبه عمد قرار میدهد. در خصوص اتهام حمل سلاح نیز با توجه به نوع اسلحه به کار گرفته شده اتهام با بند الف ماده 6 قانون مجازات قاچاق اسلحه و مهمات و دارندگان سلاح و مهمات غیرمجاز 1390 تطبیق داشته و چون در تعیین مجازات نیز اشتباه شده است، لهذا رأی دادگاه به استناد مواد 265 و 266 قانون آئین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور کیفری نقض و رسیدگی به آن به دادگاه همعرض ارجاع میگردد. شعبه 32 دیوان عالی کشور - رئیس و عضو معاون رضا فرج اللهی - عبدالحمید مرتضوی فهرست خلاصه جریان پرونده شعبه دیوان عالی کشور نقد رأی نقد رأی نام * : رایانامه * : توضیح: کدتصویری: تعدادموافق: 0 ـ تعدادمخالف: 0 نقدهای شما تماس با ما نشانی: تهران اتوبان چمران شمال ، اتوبان یادگار جنوب، بعد از خروجی اوین درکه، پشت مجتمع دشت بهشت، خیابان شهید قدوسی کد پستی : 1983846514 تلفــــن : 22376843 دورنگار : 22376840 سامانه پیام کوتاه:5000969900070 رایانامه : bijp@jri.ac.ir پیوندها پژوهشگاه قوه قضاییه قوه قضاییه جمهوری اسلامی ایران مرکز آمار و فناوری اطلاعات قوه قضاییه روزنامه رسمی کشور معاونت حقوقی قوه قضاییه مرکز مطبوعات و انتشارات قوه قضاییه نسخه کلیه حقوق برای پژوهشگاه قوه قضاییه محفوظ است