قتل با اعتقاد به مهدورالدم بودن مقتول

خلاصهٔ رأی

پیام: صرف اثبات اعتقاد متهم به مهدورالدم بودن مقتول در زمان قتل، برای غیر عمد تلقی شدن قتل، کافی است.

متن کامل

قتل با اعتقاد به مهدورالدم بودن مقتول Toggle navigation صفحه اصلی درباره ما درباره پژوهشگاه قوه قضائیه درباره پژوهشکده آرا تماس با ما دریافت نظرات و پیشنهادها عنوان: قتل با اعتقاد به مهدورالدم بودن مقتول پیام: صرف اثبات اعتقاد متهم به مهدورالدم بودن مقتول در زمان قتل، برای غیر عمد تلقی شدن قتل، کافی است. مستندات: شماره دادنامه قطعی : 9309970909200303 تاریخ دادنامه قطعی : 1393/09/15 گروه رأی : کیفری آراء منتخب پرونده: شعبه دیوان عالی کشور مشخصات متن نتیجه تحلیلی کلید واژه ها نمایه قوانین مرتبط گردش پرونده عین عبارت چاپ متن متن تجمیعی پرونده قلم یکان ایران میترا ترافیک زر یاقوت تیتر رأی خلاصه جریان پرونده به موجب گزارش مورخ 15/11/1389 نیروی انتظامی دو نفر به اسامی آقای ع. ، حدود 49 ساله و خانم ج. ، حدود 45 ساله درحالی که سر آن ها از ناحیه گردن بریده شده به قتل رسیده اند. جسد مرد در داخل پاسیو و جسد زن در داخل حمام بوده و هر دو جسد عریان بوده اند. در این مورد از شخصی به نام ب. حدود 78 ساله تحقیق شده، اظهار داشته: نامبردگان را با چاقو به قتل رسانده ام چون ع. در منزلت. نسبت به دخترم (ج.) مرتکب تجاوز به عنف گردیده بود و با همکاری آقایان ش.، حدود 60 ساله - الف. حدود 34 ساله - ت. حدود 39 ساله - ش.پ. حدود 48 ساله - ف. حدود 43 ساله در مرحله اول دست و پای آنان را با سیم برق بسته ایم و سپس من (ب.) با چاقو نامبردگان را به قتل رساندم (صفحه 1). آقای دادرس دادگاه در تاریخ 15/11/1389 به جانشینی بازپرس از محل وقوع قتل بازدید به عمل آورده و مشخصات محل و نیز وضعیت اجساد مقتولین را در صورت جلسه منعکس نموده است. خلاصه آن است که جسد مرد ع. .... به صورت و شکم رو به کف پاسیو افتاده بود و پاهایش به وسیله سیم برق و دست هایش از پشت به وسیله بند برزنتی بسته بوده و یک تخته چادر گل دار نمازی دور دهانش بسته شده بود که در حال بررسی محل ریاست محترم دادگستری ..... نیز در محل حاضر می شوند/ جسد آغشته به خون بوده و کبودی ناحیه ساق پای راست و ران پای راست و دو برش عمیق در قسمت راست زیر گردن وی مشاهده شده است. سپس از جسد زن (خانم ج.) که در داخل حمام افتاده بود بازدید شد که درب دهانش به وسیله دو عدد روسری بسته شده و هر دو دستش به وسیله روسری از پشت محکم بسته بوده است برش عمیق و با طول و عرض زیاد زیر گردن وی مشاهده شده است. لباس هایی نیز به تن داشته که در صورت جلسه منعکس شده است (صفحه6 تا 9). کروکی محل نیز ترسیم شده است (صفحه 9). از الف. فرزند ...، 34 ساله، شغل .... تحقیق شده، اظهار داشته: دامادم به نام ت. (شوهر مقتوله) قبلاً به ما گفت که از همسرم مشکوک هستم و یقین دارم با اجنبی رابطه نامشروع دارد من در منزل خودم خوابیده بودم که دامادم زنگ زد و گفت چند شب کمین کنیم تا موضوع روشن شود. من هم حدود ساعت 12 تا یک بامداد روز جاری با ماشین پرایدم به همراه برادرم ش. آمدیم داخل کوچه فرعی نزدیک منزل خواهرم دامادم ت. نیز داخل کوچه بود و ف. دامادمان نیز داخل کوچه ت. بود و چهارنفری درب منزل خواهرم را می پاییدیم. حدود ده دقیقه بود دیدیم که مقتول (ع.) با پژو پارس آمد و داخل زمین خالی روبروی منزل خواهرم پارک نمود .دوروبر خود را نگاه کرد و درب منزل ظاهراً باز بود فوراً وارد منزل شد. بعد از ده دقیقه ما هم پشت سر او وارد منزل شدیم به داخل هال رفتیم دیدیم به صورت لخت در داخل اتاق بودند برق اطاق روشن بود درب اطاق بسته بود با باز شدن درب مقتول بلند شد هر دو کاملاً لخت بودند و حتی مقتول شورت هم به پا نداشت و ... س. پسر کوچک خواهرم داخل هال خوابیده بود س. را به طبقه پایین منزل ش. فرستادیم به داخل هال برگشتیم مقتول داخل اتاق بود و مقتوله را داخل اطاق آخر هال قرار دادیم در حال مشورت بودیم دیدیم صدایی آمد البته در داخل اطاق احتمالاً توسط ت. از ناحیه بینی و دهان مضروب شده بود و خون روی دیوارهای اتاق مال مقتول است. مقتول از پنجره اتاق به پشت بام مغازه طبقه اول پرید و صدای افتادن وی را شنیدم بلافاصله خودم نیز از همان پنجره دنبال وی رفتم و او را دستگیر کردم. به لحاظ پریدن از پنجره که حدود دو متر بلندی دارد احتمالاً پای چپش شکسته بود و قادر به فرار نبود و از پنجره با همکاری ت. او را به داخل آوردیم. ش. هم قبل از فرار مقتول به طبقه بالا آمده بنده به اتفاق و مشارکت آقایان 1- ف. 2- ش. 3- ت. 4- ش. به وسیله روسری و بند کیف و چادر و سیم برق دست و پای مقتولین و نیز دهان آن ها را بستیم تا سروصدا نکنند به مشورت پرداختیم تصمیم گرفتیم که به نیروی انتظامی اطلاع بدهیم و من بعد از بستن دست و پای آنان با ماشین خودم به دنبال پدرم (ب.) رفتم و جریان را به پدرم گفتم ایشان را با خودم به منزل خواهرم آوردم و به اتفاق ت. - ش. و ف. جهت اطلاع به کلانتری از منزل خارج شدیم. پدرم و ش. در منزل ماندند چون هوا سرد بود ماشین ها را روشن کردیم پشت سر ما ش. ظاهراً برای بستن درب آمده بود گفت شما به پاسگاه بروید. ش. درب منزل را بست و به پیش پدرم رفت ما هنوز حرکت نکرده بودیم از طبقه بالا ما را صدا زد گفت آن ها را کشته برگردید (برگشتیم) دیدیم پدرم ابتدا مقتول را به قتل رسانده و پدرم چاقو در دست داشت و دخترش را نیز به قتل رسانده بود. س. نیز به منزل خاله اش رفت و چند دقیقه نشستیم و من به اتفاق ت. به کلانتری .... شهر آمدیم گزارش دادیم و بقیه در منزل ماندند. اتهام متهم مبنی بر مشارکت در قتل عمدی مقتولین و مشارکت در ایراد ضرب وجرح عمدی به ع. تفهیم شده، اظهار داشته: مشارکت در قتل عمدی را قبول ندارم فقط در بستن دست و پای مقتول (ع.) شرکت داشته و معاونت را قبول دارم، چند ضربه به صورت مقتول (ع.) زدم که حتی انگشت های دست راست من به علت ضربه ای که به وی زدم مصدوم گردیده است (صفحه5 تا 7). از ش. 48 ساله، بازنشسته، تحقیق شده، گفته است: برادر مقتوله ج. هستم، سپس توضیح داده است که: دامادم ت. اطلاع داد که به فردی مشکوک شده ام قصد رفتن به خانه ام را دارد بیا تا کمین کنیم و به شرح ماجرا آمدن شخصی با پژو پارس درب منزل خواهرش و رفتن داخل منزل پرداخته و اظهار داشته: چهارنفری داخل منزل شدیم س. خواهرزاده ام داخل هال خوابیده بود دیدیم داخل اطاق صدای صحبت کردن است ت. درب اطاق را باز کرد خواهرم با مقتول به صورت لخت در حال انجام عمل زنا بودند به طوری که خواهرم در زیر و مقتول در بالای وی قرار داشت. س. به دنبال ش. فرستاده شد ایشان هم آمد اصلاً درب منزل با ش. مواجه نشده ایم فقط ش. با اطلاع س. آمد داخل منزل. پدرم (ب.) در منزل خودش بود و همراه ما نبود جملگی (پنج نفر) به ایراد ضرب وجرح پرداختیم آن ها را داخل اطاق قرار دادیم. مقتول اظهار ندامت و پشیمانی می کرد گفت مرا ببخشید غلط کردم گفت خواهش می کنم حرف های دیگری هم زد که به علت تألمات روحی فعلاً قادر به بیان آن ها نیستم به داخل هال آمدیم دعوت به آرامش کردیم عده ای از حاضرین گفتند آن ها را بکشیم ازجمله شوهر مقتوله و سایرین البته به صورت جداگانه داخل دو اطاق مقتولین را قرار دادیم تا این که در حال مشورت بودیم مقتول به قصد فرار از پنجره اطاق خارج شد که توسط برادرم الف. به اتفاق ت. وی را از پنجره به داخل آوردند چون دادوفریاد می زد و قصد فرار داشت و در حال تصمیم گیری بودیم ناچار با چادرنماز و سیم برق و بند کیف دست و پای مقتولین درب دهان آن ها را به اتفاق سایرین بستیم. تصمیم گرفتیم پدرم (ب.) بیاید تا نظر بدهد که الف. رفت پدرم را آورد پدرم عصبانی شد با مشاهده جریان لخت ناراحت شد وی را آرام کردیم و به او آب دادیم تصمیم گرفتیم کشتن مسئله را پیچیده می کند فقط جریان را به کلانتری اطلاع دهیم من به اتفاق ت. - الف. و ف. به قصد اطلاع دادن موضوع به کلانتری از منزل خارج شدیم چنددقیقه ای دور ماشین بودیم در حال شک و تردید بودیم که آیا به کلانتری برویم یا خیر چنددقیقه ای طول کشید دیدیم ش. آمد گفت برگردید پدرت آن ها را کشت ما هم چهارنفری به داخل منزل برگشتیم دیدم پدرم مقتولین را با چاقو سربریده بود. اتهام وی مبنی بر مشارکت و معاونت در قتل عمدی و مشارکت در ایراد ضرب وجرح عمدی تفهیم شده، اظهار داشته: مشارکت در قتل عمدی را قبول ندارم، سایر اتهامات را قبول دارم (صفحه 9-10). از متهم ش. فرزند ...، 60 ساله، شغل ....، تحقیق شده، گفته است: رفتیم داخل خانه دیدم مقتولین لخت و عریان داخل اطاق بودند آن ها را داخل اطاق قرار دادیم به داخل هال آمدیم با هم مشورت کردیم سپس به شرح ماجرای آمدن ب. پرداخته و گفته است ش. و ت. و ف. با تکه روسری و بند برزنتی و چادرنماز دست و پای مقتولین و دهان آن ها را بستیم اصلاً من در ضرب وجرح مقتولین دخالتی نکردم. با آمدن ب. با هم مشورت کردیم گفتیم اول خبر دادگاه و قانون کنیم، الف. و ش. و ت. و ف. برای اطلاع دادن موضوع به کلانتری از منزل خارج شدند و بنده هم به دستور ب. رفتم درب منزل را ببندم دیدم درب بسته نشده است درب را بستم و برگشتم داخل منزل چهار نفر فوق درب منزل نبودند و رفته بودند، صدای خرخر آمد دیدم داخل حمام سروصدا می آید که ابتدا آقای ب. مقتول را سربریده و در حال سر بریدن دخترش بود کاری از دست من برنمی آمد بعد از حدود یک ربع چهار نفر فوق به داخل منزل برگشتند. دادگاه به متهم مزبور اتهامش مبنی بر مشارکت در دو فقره قتل عمد و معاونت در قتل عمدی و مشارکت در ایراد ضرب وجرح عمدی به مقتول تفهیم شده، اظهار داشته: در قتل عمدی مشارکتی و دخالتی نکردم ولی معاونت را قبول دارم. در ایراد ضرب وجرح عمدی دخالتی نکرده ام (صفحه12-13). از آقای ب. فرزند ...، 78 ساله، بیکار، تحقیق شده، اظهار داشته: حدود ساعت بین 11 تا 12 شب مورخه 14/11/1389 در منزل بودم که فرزندم الف. با وسیله نقلیه پراید خود به دنبالم آمد گفت ع. به خانه خواهرم آمده و جهت انجام عمل زنا آمده است بیایید ببینیم چکار کنیم من و الف. به منزل دامادمان رفتیم داخل منزل شدم دیدم ش. پدر دامادم و ت. دامادم و ش. پسر دیگرم و ف. برادرزاده ام و داماد دیگرم آنجا بودند و قبل از من دست وپا و دهان مقتول توسط افراد حاضر بسته شده بود چون جریان را دیدم خواستم سکته کنم بقیه گفتند راه چاره چیست گفتم کشتن آن ها است. دخترم (مقتوله) گفت (ع.) برای کار آمده است. ع. گفت: مرا اینجا نکشید بیرون از منزل و خارج از شهر مرا بکشید و زیر ماشین قرار دهید که بگویند تصادف کرده است. ماشین پژو پارس نیز که متعلق به مقتول بود داخل خیابان نزدیک منزل مقتول پارک شده بود. آقایان 1- ف. 2- ش. 3- الف. 4- ت. آمدند تا گزارش به کلانتری بدهند من و ش. در منزل بودیم سایر حاضرین با به قتل رساندن مقتولین مخالفتی نکردند به ش. گفتم برو درب پایین را ببند ایشان رفت طبقه پایین درب ورودی منزل را ببند و چون دست و پای مقتولین بسته شده بود من داخل آشپزخانه رفتم و کارد بلندی را برداشتم ابتدا به سراغ مقتول (ع.) رفتم چون توسط افراد فوق دست وپایش بسته شده بود و درب دهانش برای این که فریاد نزند بسته بودند و رو به صورت افتاده بود و حدوداً در سه ضربه از ناحیه گردن سر وی را بریدم و سپس به سراغ دخترم (مقتوله) که در داخل حمام بود رفتم ایشان نیز توسط افراد فوق دست وپایش بسته شده بود و درب دهانش نیز بسته شده بود با همان کارد سر دخترم(ج.) را بریدم (در همین حین رئیس کلانتری بیان داشته که دو نفر از متهمین به اسامی الف. و ت. شخصاً به کلانتری مراجعه و یک نفر نیز تلفنی تماس گرفته است ) و بعد از به قتل رساندن مقتولین کارد را بغل جسد دخترم قرار دادم و آمدم داخل هال روی مبل نشستم و ش. نیز گفت شما صاحب دختر هستید و پیش من نشست و هیچ یک از اعضای خانواده ش. که در طبقه پایین سکونت دارند از موضوع اطلاعی نداشتند. به متهم مزبور اتهامش مبنی بر مشارکت در قتل عمدی ع. و ج. تفهیم گردیده، اظهار داشته: قبول دارم هر دو نفر را به وسیله چاقو در منزل دامادم به لحاظ این که رابطه نامشروع داشتند به قتل رساندم (صفحه15-16). از آقای ت.، 39 ساله، شغل ...، تحقیق شده، اظهار داشته: در سال 1365 ..... بودم بعداً به ..... منتقل شدم به علت غیبت از خدمت دولتی مدتی حبس بودم و در سال 1374 اخراج شدم من امشب شیفت کاری داشتم و سرکار بودم و حدود بیست روز پیش از سرکار به منزل آمدم حدود 12 شب بود درب را باز کردم دیدم سروصدا می آید گفتند گرفتار شدیم دیدم از درب راه پله فردی در حال فرار از بالای بام است به خانمم گفتم این فرد کی بود گفت به تو مربوط نیست ما حدود بیست سال است با هم رفیق و دوست هستیم همیشه مشکوک به زنم بودم اما نماز می خواند من هم همان موقع جریان را به برادرهای خانمم گفتم آن ها گفتند بعید است خواهرمان اهل چنین کاری باشد و گفتند اگر مشاهده کردید به ما خبر دهید تا این که امشب شیفت کاری بود از ساعت 7 شب تا هفت صبح روز جاری البته شام به اتفاق اعضای خانواده در منزل ف. باجناقم بودیم پسر بزرگم بعد از خوردن شام آنجا ماند خودم به اتفاق همسرم (مقتوله) و پسر کوچکم به خانه آمدیم ... به سرکارم رفتم قصد تهیه تخم مرغ داشتم پول همراهم نبود تصمیم گرفتم به خانه برگردم تا پول بردارم چون همسرم پسر بزرگم را در منزل خواهرش جا گذاشت مشکوک شدم به وی گفتم ایام تعطیلی است احتمالاً با توجه به جریان قبلی بیست روز قبل مجدداً همسرم اجنبی امشب به خانه می آورد، لذا وارد منزل شدم ماشین را داخل کوچه پارک کردم به برادرهای خانمم به اسامی ش. و الف. و به باجناقم ف. تماس گرفتم و گفتم مقتوله (خانمم) نقشه ای دارد بیایید کمین کنیم آن ها آمدند از داخل کوچه نظاره گر درب منزل بودیم تا این که مقتول با یک دستگاه پژو پارس آمد و حدود ساعت 12 الی 1 بود ماشین را در داخل زمین خالی روبروی منزل پارک نمود به درب منزل رفت همسرم ظاهراً قبلاً درب را برایش باز گذاشت