قابلیت فرجام‌خواهی از دعاوی متعدد مندرج در یک دادخواست

خلاصهٔ رأی

پیام: چنانچه در ضمن یک دادخواست سه دعوا مطرح شده باشد ، در این صورت جهت تعیین قابلیت فرجامخواهی از این دعاوی مبلغ تقویمی در دادخواست، تقسیم بر سه خواهد شد و اگر هر کدام کمتر از حد نصاب قانونی باشد، دعوا غیر قابل فرجام است.

متن کامل

قابلیت فرجام‌خواهی از دعاوی متعدد مندرج در یک دادخواست Toggle navigation صفحه اصلی درباره ما درباره پژوهشگاه قوه قضائیه درباره پژوهشکده آرا تماس با ما دریافت نظرات و پیشنهادها عنوان: قابلیت فرجام‌خواهی از دعاوی متعدد مندرج در یک دادخواست پیام: چنانچه در ضمن یک دادخواست سه دعوا مطرح شده باشد ، در این صورت جهت تعیین قابلیت فرجامخواهی از این دعاوی مبلغ تقویمی در دادخواست، تقسیم بر سه خواهد شد و اگر هر کدام کمتر از حد نصاب قانونی باشد، دعوا غیر قابل فرجام است. مستندات: شماره دادنامه قطعی : 9309970907800492 تاریخ دادنامه قطعی : 1393/11/26 گروه رأی : حقوقی آراء منتخب پرونده: شعبه دیوان عالی کشور مشخصات متن نتیجه تحلیلی کلید واژه ها نمایه قوانین مرتبط گردش پرونده عین عبارت چاپ متن متن تجمیعی پرونده قلم یکان ایران میترا ترافیک زر یاقوت تیتر رأی خلاصه جریان پرونده در پرونده پیوست 1- شهرداری دادخواستی به طرفیت آقای ع.الف. به خواسته صدور حکم بر ابطال آراء هیئت رسیدگی به اسناد عادی به شماره‌های 1284 الی 1290 و سند قطعی به شماره 3004 الی 3010 و نهایتاً خلع ید و قلع‌وقمع مستحدثات موجود در شارع و ملکی شهرداری فعلاً مقوم به 51/000/000 ریال با این توضیح که «قسمتی از پلاک فرعی از ... اصلی بخش 2 ساوه در طرح تعریض بلوار و میدان الف. قرار داشته به مقدار 6189 مترمربع طی سند قطعی شماره ... – 1355/7/12 دفترخانه شماره ... ساوه به شهرداری واگذار و ثمن آن پرداخت گردیده که پلاک فوق در اجرای ماده 45 قانون ثبت به 2 قطعه شمالی و جنوبی تفکیک و در هنگام ساخت‌وساز مالک به‌واسطه اجرای شارع 8 متری پیش‌بینی شده در نقشه تفکیکی منطقه ع. به طرف غرب که به بلوار 45 متری الف. منتهی شده محدوده قطعه شمالی در محل واقعی خود اجراء شده و هم‌اکنون به‌صورت گاراژ و چند دهنه مغازه می‌باشد و مقدار 630 مترمربع به‌صورت مثلثی بوده که جزو مالکیت شهرداری است که مورد تصرف خوانده است و متعاقب آن منجر به صدور سند مالکیت شش‌دانگ تجمیعی تحت پلاک ... الی ... فرعی از ... اصلی بخش 2 ساوه به نام ع.الف. از طریق ماده 147 قانون رسیدگی به اسناد عادی ثبت گردیده است. حالیه از آنجائی که در زمان رسیدگی و اقدامات ثبتی سند فوق‌الاشاره به موضوع جابجایی و شارع شهرداری توجه نشده و آن مقدار جزو سند صادره می‌باشد، لذا در راستای صیانت از حقوق بیت‌المال و به استناد ماده 7 قانون شهرداری‌ها تقاضای رسیدگی و صدور حکم بر ابطال آراء شماره 1284 الی 1290 و سند صادره تحت شماره‌های 3004 الی 3010 و نهایتاً خلع ید و قلع‌وقمع ابنیه و مستحدثات موجود بر ملکی شهرداری ساوه مورد استدعاست.» به دادگستری ساوه تقدیم که پس از ثبت در تاریخ 1391/1/12 جهت رسیدگی به شعبه اوّل حقوقی ارجاع شده است. 2- شعبه مرجوعٌ‌الیه پس از جری تشریفات، اوّل: صدور دستور ابلاغ نسخه ثانی و تعیین وقت رسیدگی؛ دوّم: تشکیل جلسه دادرسی در مورخ 1391/3/6 با حضور نماینده شهرداری، خوانده و آقای ج. وکیل ایشان؛ وکیل خوانده اظهار داشته: «با توجه به دادخواست تقدیمی تقابل استدعای رسیدگی توأمان هر دو پرونده را دارد. ادعای خواهان دعوی اصلی مغایر اسناد صادره توسط شهرداری ساوه است. زیرا شهرداری با صدور پروانه ساختمانی و گواهی عدم خلاف و پایان‌کار احداث بنا توسط موکل در ملک خود را به کرّات مورد تأیید قرار داده است. با استناد به پرونده موجود در شهرداری را دارد که حاکی است موکل به‌هیچ‌وجه در ملک دیگری (علی‌الخصوص شهرداری) تصرفاتی نداشته...» سوم: صدور قرار رسیدگی توأم به اعتبار خواسته هر دو دعوی و تأثیری که درنتیجه رسیدگی به یک پرونده در پرونده دیگری دارد. چهارم: وصول دادخواست تقابل به خواسته خلع ید خوانده (شهرداری ساوه) از قسمتی از شمال پلاک ثبتی ... فرعی از ... اصلی متعلق به موکل که در تصرف شهرداری بوده و از آن به‌صورت کوچه استفاده می‌نماید به مساحت 615 مترمربع به‌علاوه خسارات دادرسی و حق‌الوکاله وکیل مقوم به 51/000/000 ریال، پس از ثبت در تاریخ 1391/3/3 جهت رسیدگی به شعبه اوّل حقوقی ارجاع شده است. پنجم: تشکیل جلسه دادرسی در مورخه 1391/7/4 آقای ج. اظهار داشته: «شهرداری در خصوص پلاک‌های ... الی ... فرعی از ... اصلی از ... اصلی بخش 2 ساوه مبادرت به صدور پروانه تجاری برای موکل نموده، شهرداری موکل را به جهت انجام تخلفات ساختمانی در سال 1371 به کمیسیون ماده 100 شهرداری معرفی و مبلغ 22 میلیون ریال بابت جریمه از موکل اخذ نموده است، از شهرداری مجوز ساخت، پایان‌کار در موارد متعدد اخذ شده که مدارک آن پیوست است...» در این جلسه نماینده شهرداری خواهان دعوی اصلی حضور پیدا نکرده است. هفتم: تشکیل جلسه دادرسی در تاریخ 1391/9/28 نماینده حقوقی شهرداری آقای س. اظهار داشته: «در سال 1355 شهرداری 6189 مترمربع را از پلاک ... فرعی از ... اصلی تملک نموده است. کل این پلاک به مساحت ده هزار متر مربع بوده است که از این مقدار مالکیت شهرداری، آقای خوانده مساحت 630 مترمربع را تصرف نموده است و ظاهراً خوانده بر اساس سندهای قطعی به شماره پلاک‌های ... الی ... نسبت به این قسمت مورد تصرف از طریق مواد 147 و 148 قانون ثبت سند گرفته است. ما تقاضا داریم ابتدا تجاوز خوانده به میزان مالکیت شهرداری مشخص گردد و ثانیاً: اگر وی برای این میزان سند گرفته است، تقاضای ابطال سند مربوطه را بر اساس دادخواست داریم. البته به نظر ما تجاوز خوانده به مالکیت شهرداری قطعی است.» وکیل خوانده آقای ج. اظهار داشته: «اولاً: موکل اینجانب اظهار می‌دارد دادخواست و دعوی خود را به طرفیت شهرداری مبنی بر دعوی تقابل به خواسته خلع ید از قسمتی از شمال پلاک ثبتی ... فرعی از ... اصلی متعلق به موکل که در تصرف شهرداری بوده و از آن به‌صورت کوچه استفاده می‌نماید به مساحت 615 مترمربع و مطالبه خسارات دادرسی و حق‌الوکاله را مسترد می‌نماید و تقاضای مختومه شدن این پرونده به کلاسه 910090 را دارد.» در این لحظه آقای ع.الف. بیان داشت: «اظهارات وکیل را قبول دارم و حرفی ندارم.» در ادامه وکیل خوانده اظهار داشت: «دفاعیات اینجانب در قبال دعوی شهرداری این است: با عنایت به اینکه خواهان دعوی سند مالکیت خود را ارائه نکرده است و پاسخ واصله از اداره ثبت حکایت از مالکیت شهرداری ندارد، لذا تقاضای ردّ دعوی شهرداری را دارم و بقیه مطالب نیز در جلسات قبلی مطرح شده است و فعلاً حرف دیگری ندارم.» در ادامه نماینده خواهان اظهار داشت: «مالکیت شهرداری نسبت به مورد دعوی در سال 1355 محرز بوده است و با طی تشریفات قانونی تملکات با پرداخت بهای ملک صورت پذیرفته است و سند قطعی صادر شده است که بررسی می‌کنیم و ارائه خواهیم کرد و تقاضای کارشناسی نیز داریم و فعلاً حرف دیگری نداریم.» دادگاه در انتهای جلسه نسبت به پرونده کلاسه 910090 ختم رسیدگی را اعلام و مطابق دادنامه شماره 00310 مورخه 1391/9/29 در خصوص دعوی آقای ع.الف. با وکالت آقای ج. قرار رد دعوی صادر نموده است. هشتم: دادگاه در مورد پرونده اصلی دستور استعلام ثبتی و مهلت یک هفته‌ای جهت ارائه اسناد و مدارک از سوی شهرداری را صادر کرده است. نهم: پاسخ استعلام از ثبت به شرح صفحات 75 - 74 حاکی است «بر اساس نامه شماره 5218 - 1355/5/17 شهرداری ساوه و نقشه پیوستی قسمت‌هایی از پلاک‌های ... و ... فرعی از ... اصلی جزء طرح میدان الف. ساوه جمعاً به مساحت 7013 مترمربع در تصرف شهرداری قرار گرفته است که شهرداری جهت اعمال ماده 45 آیین‌نامه قانون ثبت به اداره ثبت ارسال نموده که به موجب صورت‌جلسه اجراء ماده 45 آیین‌نامه قانون ثبت که به تأیید مالک رسیده است به شماره 10837 - 1355/6/13 پس از کسر قسمت‌های الحاقی به شوارع به ترتیب باقیمانده هر یک از پلاک‌های ... و ... فرعی بدین شرح ثبت و تأیید و منجر به صدور سند مالکیت به نام مالکین شده است: 1- قطعه زمین باقیمانده پلاک ... اصلی به مساحت 91745 مترمربع 2- باقیمانده ... اصلی در دو قطعه تعریف شده یک قطعه آن در شمال میدان الف. به مساحت 575 مترمربع که برابر نقشه ترسیمی میزان 826 مترمربع از پلاک ... فرعی در مسیر تعریض میدان قرار گرفته است و میزان 6189 مترمربع از پلاک ... فرعی در مسیر تعریض میدان قرار گرفته است که به موجب سند ... – 1355/7/12 دفترخانه شماره ... ساوه قسمت مفروز شده از پلاک‌های ... و ... فرعی از ... اصلی که در مسیر میدان واقع شده از طرف مالکین به شهرداری ساوه انتقال قطعی داده شده است. لذا به شرحی که تقدیم شده به موجب سند رسمی فوق‌الذکر شهرداری مالک 6189 مترمربع از پلاک ... فرعی که جزء طرح میدان الف. شهر ساوه است، می‌باشد و این میزان ارتباطی با قطعه باقیمانده 575 مترمربع که در ضلع جنوبی میدان الف. قرار گرفته است، ندارد و شهرداری نسبت به آن مالکیت ندارد و جهت مالکیت پلاک ... فرعی به‌عنوان یک قطعه باقیمانده لحاظ شده است. ضمناً در خصوص جابجایی پلاک ... اصلی ساختمان و مغازه‌های آقای الف. که در ضلع شمالی میدان الف. مستقر می‌باشد.» دهم: صدور قرار ارجاع امر به کارشناسی و صورت‌جلسه اجرای قرار کارشناسی در مورخه 921392 یازدهم: وصول نظریه کارشناسی که شماره 00230 - 1392/7/17 ثبت گردیده. دوازدهم: اعتراض وکیل خوانده به نظریه کارشناسی و درخواست ارجاع امر به هیئت سه‌نفره کارشناسی که حداقل یک نفر از آن‌ها نقشه‌بردار ثبتی باشند. سیزدهم: توضیح تکمیلی کارشناس در پاسخ به استعلام از دادگاه به شرح صفحه 146 پرونده. چهاردهم: دادگاه با این توضیح که مطالب وکیل خوانده در واقع اعتراض به نظریه کارشناسی نمی‌باشد، بلکه دفاع در ماهیت دعوی می‌باشد؛ ضرورتی برای ارجاع امر به هیئت کارشناسی ندیده است. 3- دادگاه ختم رسیدگی را اعلام و برابر دادنامه شماره 00020 مورخه 1393/2/13 با این استدلال که «...با توجه به اینکه صدور حکم به نفع خوانده توسط هیأت حل اختلاف ثبتی و صدور سند مالکیت برای خوانده نسبت به مساحت 215/448 مترمربع از محدوده شهرداری به نفع خوانده به‌عنوان قسمتی از پلاک‌های ... تا ... در راستای مواد 147 و 148 قانون ثبت، بدون در نظر گرفتن مالکیت شهرداری بر این مقدار از اراضی که در اثر تملک و اجرای طرح و اعمال ماده 45 آیین‌نامه قانون ثبت املاک در مالکیت شهرداری قرار گرفته است و صورت‌مجلس اجرای ماده 45 مذکور در پرونده ثبتی موجود است؛ موجب تضییع حقوق شهرداری و از بین رفتن مالکیت شهرداری بر این اراضی شده است و با توجّه به اینکه طبق بند و تبصره اصلاحی مورخ 1376/5/26 ماده 148 قانون ثبت اسناد و املاک کشور، اعمال مواد 147 و 148 مذکور در خصوص اراضی دولتی و یا متعلق به شهرداری‌ها، مستلزم موافقت دستگاه صاحب زمین می‌باشد و با توجه به اینکه طبق ذیل بند 6 ماده 147 مذکور صدور سند مالکیت جدید، مانع مراجعه متضرر به دادگاه نخواهد بود و با توجّه به اینکه نظریه مشورتی شماره 2634/7 مورخ 1378/5/20 اداره حقوقی قوه قضائیه نیز رسیدگی و صدور حکم در این موارد را توسط محاکم مورد تأیید قرار داده است و با توجّه به اینکه خوانده و وکیل ایشان در جلسات دادرسی و لوایح تقدیمی دفاعیات موجهی مطرح ننمودند خصوصاً که صرف صدور پروانه ساختمانی و یا پایان‌کار در خصوص یک ملک، دلیلی بر اقرار و تأیید شهرداری مبنی بر مالکیت متقاضی پروانه یا پایان‌کار نیست. چون اقدامات شهرداری در این راستا به‌عنوان مسئول قانونی صدور پروانه ساختمانی و نظارت بر ساخت‌وسازها و در راستای انجام وظایف قانونی صورت می‌گیرد و از طرفی اینکه کوچه احداثی در تصرف شهرداری باشد و یا اینکه خوانده کمتر از میزان مالکیت خود در تصرف داشته باشد و یا اینکه پلاک ... محدود به میدان جدیدالاحداث باشد، نمی‌تواند دلیل کافی بر صحت ادعای خوانده و قانونی بودن تصرفات وی باشد. لذا با توجه به جمیع مراتب فوق، دادگاه دعوی خواهان را (هر سه خواسته مطرح شده در دادخواست) نسبت به میزان 215/448 مترمربع را ثابت تشخیص داده، به استناد مواد 198 و 257 قانون آیین دادرسی مدنی و مواد فوق‌الذکر و مواد 30 و 31 و 307(بند 1) و 308 و 311 قانون مدنی حکم بر ابطال آراء هیأت حل اختلاف قانون اصلاح مواد 1 و 2 و 3 قانون اصلاح و حذف موادی از قانون ثبت به شماره‌های 1284، 1285، 1288، 1289 و 1290 هر پنج رأی به تاریخ 1373/6/16 که بر اساس آن‌ها اسناد مالکیت پلاک‌های ... ، ...، ... ، ... و ... همگی فرعی از ... اصلی بخش 2 ساوه صادر شده است و به تبع ابطال این آراء حکم به ابطال اسناد مالکیت این پلاک‌ها تجمیعی پلاک‌های ... ، ... ، ... ، ... و ... مذکور به شماره ثبت ملک ... و شماره صفحه 306 و شماره دفتر املاک ... که به نام خوانده صادر شده است؛ صادر می‌نماید و علاوه بر آن رأی بر محکومیت خوانده به خلع ید و قلع‌وقمع بنای احداثی در میزان 215/448 مترمربع از پلاک‌های مذکور و طبق نظریه کارشناسی و کروکی ترسیم‌شده که در صفحه 145 و 146 پرونده ضمیمه می‌باشد، صادر می‌نماید. البته خوانده می‌تواند پس از ابطال این اسناد وفق مقررات قانونی نسبت به اخذ سند مالکیت جدید با رعایت حق شهرداری و با اصلاح حدود، اقدام نماید. در ضمن به طرفین پرونده پیشنهاد می‌شود با توجه به مذاکرات اصلاحی صورت گرفته در زمان رسیدگی و جلسات تشکیل شده متعدد در این راستا و احتمال حصول سازش و اینکه حل‌وفصل موضوع از طریق توافق می‌تواند از مشکلات احتمالی بعدی و تشکیل پرونده‌های دیگر، جلوگیری نماید، نسبت به انجام توافق، اهتمام بیشتری نمایند. رأی صادره حضوری و ظرف بیست روز از تاریخ ابلاغ، قابل تجدیدنظر در دادگاه محترم تجدیدنظر استان مرکزی است.» 4- دادنامه در تاریخ 1393/3/4 به آقای ج. وکیل محکوم‌علیه ابلاغ شده، مشارٌالیه با تقدیم دادخواست که به شماره 00009 - 1393/4/8 ثبت گردیده، از رأی صادره ضمن اعتراض فرجام‌خواهی نموده. عمده دلایل فرجام‌خواهی عبارت است از: