فوت مجنی علیه پس از اعلام رضایت وی نسبت به جراحت ارتکابی
خلاصهٔ رأی
آثار خون در روی زمین در محل درگیری کاملاً مشهود بوده است.
متن کامل
فوت مجنی علیه پس از اعلام رضایت وی نسبت به جراحت ارتکابی Toggle navigation صفحه اصلی درباره ما درباره پژوهشگاه قوه قضائیه درباره پژوهشکده آرا تماس با ما دریافت نظرات و پیشنهادها عنوان: فوت مجنی علیه پس از اعلام رضایت وی نسبت به جراحت ارتکابی پیام: چنانچه مجنی علیه نسبت به جراحت ارتکابی علیه خود اعلام گذشت نماید و سپس جراحت به نفس سرایت کرده و منجر به فوت وی گردد،در صورت عمدی بودن جنایت،رضایت پیشینی بزه دیده مانع از محکومیت متهم به قصاص نفس نیست. مستندات: شماره دادنامه قطعی : 9309982104000003 تاریخ دادنامه قطعی : 1394/02/20 گروه رأی : حقوقی آراء منتخب پرونده: شعبه دیوان عالی کشور مشخصات متن نتیجه تحلیلی کلید واژه ها نمایه قوانین مرتبط گردش پرونده عین عبارت چاپ متن متن تجمیعی پرونده قلم یکان ایران میترا ترافیک زر یاقوت تیتر رأی خلاصه جریان پرونده بر اساس محتویات پرونده در نیمه شب مورخه 90/4/26 یک فقره درگیری در تهرانپارس بلوار پروین نبش خیابان قره زاده نیا بوقوع پیوسته که مراتب به کلانتری 144 جوادیه تهرانپارس اعلام و عوامل کلانتری در محل وقوع درگیری حاضر شده، مطلع می شوند یکی از درگیرشوندگان بنام علی خ. مجروح شده و قبل از حضور مأمورین بوسیله عوامل اورژانس به بیمارستان فلکه سوم تهرانپارس منتقل می گردد سایر افراد درگیر و مظنونین با اتومبیل پراید به شماره انتظامی 466 ل18- ایران-66 و یک دستگاه موتور سیکلت که شماره انتظامی آن مشخص نگردیده از محل میگریزند. آثار خون در روی زمین در محل درگیری کاملاً مشهود بوده است. احد از مأمورین برای بررسی موضوع و تحقیق از فرد مجروح به بیمارستان مراجعه که مشاهده می نماید شخص مصدوم به شدت مجروح شده و طبق اعلام پزشک حاضر در بیمارستان با توجه به اینکه جرح وارده با چاقو به گردن وی شدید بوده احتمال زنده ماندن آن بسیار کم میباشد از سه نفر از همراهان مصدوم به نامهای علی نوروزی، م.ح. کشتی و علی رسولی تحقیق که اعلام می دارند بهمراه علی خ. در شب نیمه شعبان از هیئت بر می گشته اند که در چهارراه سیدالشهداء متوجه می شوند یک دستگاه موتور سیکلت با دو سرنشین و یک دستگاه اتومبیل سواری پراید با چهار سرنشین یک دستگاه اتومبیل ماتیز را متوقف نموده و برای دو نفر دختر که سرنشین آن بوده اند مزاحمت ایجاد مینمایند با اعتراض به عمل آنها یکی از سرنشینان با چاقو به ناحیه گردن دوست بزرگترمان (علی خ. ) وارد که نامبرده غرق در خون شد و ضارب و سایر سرنشینان پراید و موتور سیکلت متواری شدند و مصدوم را با خودروهای عبوری به بیمارستان منتقل کردند با توجه به اینکه شماره انتظامی پراید توسط دوستان مصدوم یادداشت شده بوده مأمورین کلانتری همان شب آدرس مالک اتومبیل پراید را شناسایی و اتومبیل را توقیف و از داخل آن یک قبضه چاقوی پوست کنی دسته چوبی کشف و سه نفر به اسامی آرش فرهادی- ادریس حسنی مشهور به حمید و کیوان عبادپور مشهور به میلاد را دستگیر و به مرجع انتظامی منتقل می نمایند در تحقیقات انجام شده مشخص می شود سه نفر مذکور سوار پراید بوده و الف. و داریوش سرنشین موتور سیکلت بوده که پس از کشیدن قلیان در قهوه خانه و رقصیدن در دو تجمع در پارک و معبر عمومی، هنگام برگشت با چند نفر درگیر شده و الف. با چاقو احد از افراد طرف مقابل را از ناحیه گردن مصدوم می نماید با راهنمایی و هدایت متهمین دستگیر شده ضارب اصلی بنام الف. شاه قاسمی فرزند م.ح. متولد 1375 در منزل خود شناسایی و دستگیر می گردد در تاریخ 90/4/28 از نامبرده در بازپرسی شعبه پنجم دادسرای ناحیه چهار تحقیق که اظهار می دارد «شب نیمه شعبان در حال دور زدن بودیم که از سید الشهدا پایین تر آقای خ. به ما دستور ایست داد بعد، از ماشین بچه ها پیاده شدند و من با داریوش با موتور بودیم ایستادیم بعد با آقای خ. در یک لحظه درگیر شدیم و من برای اینکه از خودم دفاع کنم از چاقو استفاده کردم... من هنگام درگیری، چاقو را به گردن مجروح زدم و بعد همگی فرار کردیم... من با داریوش با موتور فرار کردیم و آرش، ادریس و کیوان با ماشین فرار کردن. - سوال - آیا آنها (داریوش، آرش، ادریس و کیوان) هم در درگیری با شما شرکت داشته اند- جواب- بله شرکت داشتند. - سوال- نقش آنها در درگیری را بیان کنید- جواب- من با موتور بودم و زودتر از آنها پیاده شدم آنها هم به طرف آن حمله کردند و وقتی دیدند من مجروح را زخمی کردم آنها ترسیدند و فرار کردند- سوال...متهم هستید به ایراد جرح عمدی بوسیله چاقو نسبت به آقای خ. و ایجاد اخلال در نظم و آرامش عمومی چه دفاعی دارید- جواب- قبول دارم و بعد از درگیری در حال فرار بودیم که چاقوی خود را از ترس زیاد دور انداختیم...»; از متهم دیگر بنام آرش با تفهیم اتهام نگهداری یک قبضه چاقو و اخلال در نظم عمومی و مساعدت برای فرار متهم الف. شاه قاسمی از صحنه درگیری تحقیق اظهار نموده «ما در حال برگشت به خانه بودیم که پایین تر از چهارراه سیدالشهدا دوستان من با موتور ایستادن و من برای اینکه ببینم چرا ایستادن من هم ایستادم و سپس دیدم الف. سوار موتور شد و رفت و به من گفتند گردن برادر بسیجی را زده است (با چاقو) .. من ترسیده بودم و اصلاً حواسم به فرار کردن الف. نبود و قبضه چاقو برای من نیست نمی دانم چه کسی آن را در ماشین من گذاشته...- سوال- چه کسی آقای خ. را با چاقو مجروح نمود- جواب- الف. شاه قاسمی.»; متهم (داریوش آقایی) نیز اظهار داشته «من داشتم از چهارراه تیرانداز بر می گشتم خونه که آقای الف. شاه قاسمی را دیدم با یک ماشین پراید به من گفت که وایستا من حالم خوب نیست با موتور میام و من وایستادم که این جانب، الف. شاه قاسمی را به منزل برسانم... چند قدم جلوتر درگیر شد و فرد مورد نظر را با چاقو زد و خودش پشت فرمان موتور نشست و پا به فرار گذاشت. .. فقط آقای الف. شاه قاسمی پیدا (پیاده) شده و یک ضربه چاقو به آقای خ. زد و فرار کرد...»; افشین آقایی نیز اعلام داشته من بیگناهم فقط آن (داریوش آقایی) را به خانه رسانده و بعد آنرا به نیروی انتظامی تحویل دادم.»; از متهم کیوان عبادپور تحقیق اعلام داشته «..بعد از آمدن از سر کار با دوستم ادریس به آرایشگاه رفتم و بعد با دوستانم با ماشین آرش می چرخیدیم که داریوش را دیدم که الف. سوار موتور شد و می چرخیدیم که داریوش با موتور ایستاد که ما جلوتر وایسادیم وقتی پیاده شدیم دیدیم که الف. می گوید برید و ما هم سوار ماشین شدیم رفتیم....نمی دانستیم که او را با چاقو زده و بعد خودش به ما گفت... من از کاری که کردم پشیمان هستم.»; ادریس حسنی (متهم) نیز در تحقیق انجام شده اظهار نموده «من از سر کار آمدم خانه در خانه بودم آرش و الف. به دنبال من آمدند و رفتم بیرون در محل خودمان بودیم که داریوش آقایی را دیدیم و الف. با داریوش آقایی رفتن ما با ماشین بودیم هنگام برگشتن الف. درگیر شد و با آنها 50 متر فاصله داشتم... من اصلاً در نظم عمومی و فراری دادن متهم هیچ نقشی ندارم...»; در تاریخ 90/4/28 بازپرس در بیمارستان عرفان حاضر و چنین گزارش نموده «مصدوم شخصی بنام علی خ. ...بوده که حسب اظهارات سوپروایزر بخش مصدوم.. از ناحیه گردن سمت چپ دچار پارگی شریان کاروئید داخلی شده و در حال حاضر مصدوم قادر به تکلم نبوده ولی سطح هوشیاری وی در حد 12-11-15 میباشد. طبق دستور دادستان تهران احد از پزشکان قانونی بر بالین مصدوم در بیمارستان عرفان حاضر شده و با ملاحظه پرونده بالینی گزارشی به پزشکی قانونی اعلام که مدیر کل پزشکی قانونی تهران طی نامه شماره 43298- 90/5/1 چنین گزارش نموده «...نامبرده (علی خ. ) در ساعت 4:39 صبح مورخ 90/4/26 با کاهش سطح هوشیاری (5/15-4 = GCS) ، اینتوبه و در حالت شوک از بیمارستان تهرانپارس به بیمارستان عرفان منتقل و در ساعت 5:10 صبح در اتاق عمل تحت عمل جراحی قرار گرفته و بریدگی سمت راست گردن اکسپلور (بررسی تشخیصی) می گردد. بریدگی فوق عمیق بوده و باعث بریدگی شریان کاروتید داخلی چپ، ورید ژوگولار چپ و غده بزاقی پاروتید شده...(که) ناشی از اصابت جسم برنده و نوک تیز و بریدگی بخیه شده به طول 15 سانتی متر در سمت چپ گردن ناشی از عمل جراحی مشهود است نامبرده هوشیار بوده ولی قادر به تکلم نمی باشد همچنین فلج کامل اندام تحتانی راست و همی پارزی (ضعف شدید) اندام فوقانی راست دارد که احتمال آسیب مغزی ناشی از هیپوکسی (نرسیدن اکسیژن) را مطرح می سازد.»; در تاریخ 90/5/12 مجدداً در بازپرسی از الف. شاه قاسمی تحقیق شده که اظهار داشته «من با داریوش با موتور بودیم و آرش و حمید و میلاد با ماشین بودند که من با داریوش با موتور تک چرخ می زدیم که جلو ما رو گرفت و بعد درگیر شدیم و بعد من از موتور پیاده شدم و با آقای خ. درگیر شدم و بعد این اتفاق رخ داد- سوال- چاقوی که با آن مصدوم آقای خ. را زدید از کجا تهیه نمودید- جواب- چاقو را از قدیم برایم یادگاری آورده بودند و فقط همان شب پیشم بود»; پزشکی قانونی نتیجه معاینه مجدد از مصدوم را طی نامه شماره 75332- 90/7/30 چنین اعلام می دارد «...آقای علی خ. ...دچار ضایعات ذیل گردیده است-1- ایجاد جراحت عمیق در این ناحیه که منجر به پاره شدن یکی از شریانهای خونرسانی به مغز و آسیب به ورید ها و اعصاب ناحیه گردیده است ارش این ضایعه 5% دیه کامل انسان میباشد-2- پارگی نسبی لاله گوش (متلاحمه)-3- قطع عصب واگ که منجر به اختلال بلع و برگشت مواد غذایی بداخل راه هوایی شده است- 4- قطع عصب ری کارنت که منجر به فلج تار صوتی چپ بطور دائمی شده.. ارش آن چهارده درصد دیه کامل انسان تعیین می شود. 5- ضایعه در یکی از شاخه های عصب هفتم صورتی .. ارش آن 5 درصد دیه کامل...- 6- آسیب غده تروئید... ارش آن 3 درصد...-7- صدمات اعصاب مرکزی به علت اختلال در خونرسانی ...ارش آن مجموعاً 10 درصد ...- 8- تعبیه راه غذا از طریق شکم به روده.. ارش آن 6 درصد دیه کامل....-9- کاهش سطح هوشیاری عمیق که در حال حاضر التیام یافته و ارش آن ده درصد دیه کامل... 10- ارش قطع عصب واگ... ارش آن 10 درصد دیه کامل...»; پس از اتمام معاینات پزشکی متهم ( الف. شاه قاسمی) به بازپرسی احضار و در تاریخ 90/8/17 در مقام آخرین دفاع در قبال اتهامات ایراد جرح عمدی با چاقو نسبت به علی خ. ، ایجاد اخلال در نظم و آرامش عمومی و ایجاد مزاحمت برای نوامیس در معابر و اماکن عمومی اظهار می دارد «من اصلاً نمی دونستم آقای خ. روحانی هستند چون با لباس شخصی بودند و در دعوا من آقای خ. را با چاقو زدم و بعدش ترسیدم و فرار کردم و از شما طلب عفو و بخشش دارم.»; سایر متهمین به اسامی آرش فرهادی- کیوان عبادپور- داریوش آقایی و ادریس حسنی نیز در تاریخ 90/9/26 در بازپرسی حاضر و بازپرس محترم رسیدگی کننده پس از اخذ آخرین دفاع ختم رسیدگی مقدماتی را اعلام و با صدور قرار مجرمیت برای متهمین مذکور، پرونده را به انضمام کیفرخواست صادره بدادگاههای عمومی جزایی تهران ارسال که به شعبه 1033 مجتمع قضائی شهید قدوسی ارجاع میگردد. شعبه مرجوع الیه مزبور وقت رسیدگی تعیین، دادستان و طرفین را دعوت می نماید در تاریخ 90/12/17 نماینده دادستان، شاکی (آقای علی خ. ) وکیل وی آقای الف. اسکندری و متهمین در جلسه دادگاه حاضر شده، نماینده دادستان اظهار می دارد «تقاضای مجازات برای متهمین را دارند»; شاکی اعلام داشته عرایض به شرح شکایت تقدیمی در دادسرا است و وکیل شاکی اظهار نموده «عرایض به شرح لایحه ای است که حضوراً تقدیم می دارم و تقاضای رسیدگی دارم»; سپس اتهامات انتسابی مندرج در کیفرخواست به متهم ردیف اول بنام الف. شاه قاسمی تفهیم، اظهار داشته «قضیه از این قرار است که در نیمه شعبان با دوستانم در حال گشت بودیم مست بودیم و من با داریوش سوار موتور بودم و بقیه سوار ماشین بودند داشتیم برمی گشتیم سمت خونه و من خیلی حالم خوب نبود و داشتیم تک چرخ می زدیم و این آقا جلو ما را گرفت خواست امر به معروف کند و سر این قضیه درگیر شدیم و من با آقای خ. درگیر شدم و فقط یک لحظه یادم است که داشتیم فرار می کردیم و من قبول دارم که با چاقو که پیشم بود به گردن آقای خ. زدم و بعد درگیری انداختم ولی هیچ مزاحمتی به نوامیس نداشتم فقط خودمان به لحاظ مستی تک چرخ می زدیم.»; اتهامات متهمین ردیفهای دوم، سوم، چهارم و پنجم (آقایان کیوان عبادپور- ادریس حسنی- داریوش آقایی و آرش فرهادی) به شرح مندرج در کیفرخواست به نامبردگان تفهیم شده عبادپور اظهار داشته «...داخل ماشین بودیم داریوش و الف. روی موتور بودند یک دفعه دیدیم دعوا بین الف. و آقای خ. اتفاق افتاد و ما توی ماشین بودیم و ماشین جلوتر از موتور بود که دیدیم از پشت پیاده شدند و دعوا کردند و بعد الف. گفت مردی را با چاقو زدم اصلاً در ماجرا شرکت نکردیم و بعد از ماشین پیاده شدیم و بعد سوار ماشین شدیم رفتیم الف. خودش موتور را رانندگی کرد..»; حسنی نیز اعلام داشته «اتهام را قبول ندارم الف. درگیر شده بود ما دخالتی نداشتیم... مزاحمتی برای کسی ایجاد نکردیم.»; داریوش آقایی بیان داشته »;با الف. با هم بودیم که نزدیک چراغ قرمز ایستاده بودیم که آقای خ. آمدند و گفتند روال اینه که الف. پیاده شد و آقای خ. عینک را درآورد و با الف. درگیر شدند و الف. با چاقو زدند...»; آرش فرهادی نیز در دفاع از خود اظهار داشته «اتهام را قبول ندارم داشتیم برمی گشتیم که الف. و داریوش با موتور از کنار ما رد شدند و ما نگه داشتیم و اینها رد شدند و همان موقع نفهمیدم با چاقو زده است بعد قضیه را تعریف کردند»; دادگاه پس از اخذ آخرین دفاع ازمتهمین، ختم رسیدگی را اعلام و به شرح دادنامه شماره 1307- 90/12/20 ، بزهکاری متهمین را محرز دانسته، متهم ردیف اول ( الف. شاه قاسمی) را -1- در خصوص ایراد ضرب و جرح عمدی با چاقو به پرداخت دیه و از باب جنبه عمومی به سه سال حبس محکوم نموده -2- در مورد اخلال در نظم و آسایش عمومی به تحمل یک سال حبس