فوت فرجام خوانده قبل از ابلاغ دادخواست فرجامی

خلاصهٔ رأی

ن اعلام موقوفه عام دانستن عرصه و اعیانی یاد شده که تولیت آن با اداره اوقاف و امور خیریه به نمایندگی از ولی‌فقیه است و با شرح اقدامات خوانده جهت تصرف محل متنازعٌ‌فیه با ادعای مالکیت به لحاظ دفن اجدادش در آنجا و ایجاد مزاحمت و اخلال برای زوّار و طرح دعاوی متعدد قبلی در مراجع قضائی ذیربط که منتهی به صدور حکم قطعی مارالذکر شده است، در پایان با تکرار خواسته احتساب کلیه خسارات قانونی را نیز استدعا کرده است.

متن کامل

فوت فرجام خوانده قبل از ابلاغ دادخواست فرجامی Toggle navigation صفحه اصلی درباره ما درباره پژوهشگاه قوه قضائیه درباره پژوهشکده آرا تماس با ما دریافت نظرات و پیشنهادها عنوان: فوت فرجام خوانده قبل از ابلاغ دادخواست فرجامی پیام: چنانچه هنگام ابلاغ دادخواست فرجامی مشخص شود که فرجام خوانده فوت کرده است، پرونده تا پیش از تعیین جانشینان قابل طرح در دیوان عالی کشور نیست و دادگاه باید جانشینان را مشخص و ابلاغ دادخواست به آنها صورت گیرد و سپس پرونده را به دیوان عالی ارسال دارد. مستندات: ماده 105 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب (در امور مدنی) - شماره دادنامه قطعی : 9309970908100161 تاریخ دادنامه قطعی : 1393/11/11 گروه رأی : حقوقی آراء منتخب پرونده: شعبه دیوان عالی کشور مشخصات متن نتیجه تحلیلی کلید واژه ها نمایه قوانین مرتبط گردش پرونده عین عبارت چاپ متن متن تجمیعی پرونده قلم یکان ایران میترا ترافیک زر یاقوت تیتر رأی خلاصه جریان پرونده یکم: برابر مندرجات پرونده بدوی به کلاسه 880764 یا 745ـــ/88 شعبه پنجم دادگاه عمومی حقوقی قائم‌شهر 1- در تاریخ 1388/11/29 آقای ف.س. رئیس اداره اوقاف و امور خیریه ق. با ارائه دادخواست به سمت نمایندگی قانونی بقعه متبرکه د. با تصدّی و تولیت اداره اوقاف مذکور به طرفیت آقای م.ب. به خواسته خلع ید از شش‌دانگ عرصه و اعیان بقعه متبرکه د. واقع در روستای ف. مقوّم به مبلغ بیست میلیون و یکصد هزار ریال با پیوست نمودن تصاویری مصدق از سمتش یا انتصاب خویش توسط مدیر کل اداره اوقاف و امور خیریه استان مازندران به سمت سرپرست اداره اوقاف و امور خیریه شهرستان قائم‌شهر با اختیارات مقید به شماره نامه (4686 - 1388/2/21) و نیز از نامه رئیس کل دادگستری استان مازندران (مبنی بر معافیت اداره مذکور از پرداخت هزینه دادرسی و...) و از استشهادیه‌ای که توسط عدّه‌ای و شورای اسلامی روستای مذکور و... امضاء و مهر شده (مبنی بر تصرف بقعه مذکور که قبرستان عمومی نیز در آنجا واقع است به‌عنوان آرامگاه خانوادگی ب. توسط خوانده موصوف پس از مرمّت و بازسازی با نصب تابلوی سنگی آرامگاه موردنظرش و گماردن نگهبان و ممانعت از ورود مردم و زوّار که درخواست اقدام یا پیگیری نمودند.) و از دادنامه بدوی به شماره 1653 – 1389/2/30 در پرونده کلاسه 1198/80 شعبه نهم دادگاه عمومی قائم‌شهر مبنی بر ردّ دعوی اداره اوقاف مزبور به طرفیت خوانده یاد شده به خواسته احراز وقفیت آستانه د. و اراضی ملحق به آن و از دادنامه تجدیدنظری به شماره 232ـــ/88– 1388/4/10 در پرونده کلاسه 860075 شعبه پانزدهم دادگاه تجدیدنظر استان مازندران مبنی بر نقض دادنامه بدوی مذکور و حکم بر وقفیت مقبره مزبور و اراضی ملحق به آن به شرح کروکی نظریه مورخه 1385/5/8 کارشناس رسمی دادگستری حدود پانزده هزار مترمربع و از دادنامه فرجامی به شماره 609/24 – 1388/8/20 در پرونده کلاسه 14/3260/24 شعبه محترم 24 دیوان‌عالی‌کشور دائر بر ردّ فرجام‌خواهی آقای الف. ر. به وکالت از آقای م.ب. به طرفیت اداره اوقاف مزبور و نسبت به دادنامه تجدیدنظری فوق‌الذکر و ابرام رأی فرجام‌خواسته‌یاد شده و نیز از تعدادی دیگر از مستندات موردنظر شامل دادخواست‌های بدوی و تجدیدنظری و لایحه تجدیدنظرخواهی و لایحه پاسخ به فرجام‌خواهی به عمل آمده و از نظریه کارشناس منتخب و... با استناد به آرای یاد شده مبنی بر حکم احراز وقفیت بقعه مذکور به شرح لایحه پیوست درخواست صدور حکم به خواسته مزبور را نمود. در لایحه پیوست ضمن اعلام موقوفه عام دانستن عرصه و اعیانی یاد شده که تولیت آن با اداره اوقاف و امور خیریه به نمایندگی از ولی‌فقیه است و با شرح اقدامات خوانده جهت تصرف محل متنازعٌ‌فیه با ادعای مالکیت به لحاظ دفن اجدادش در آنجا و ایجاد مزاحمت و اخلال برای زوّار و طرح دعاوی متعدد قبلی در مراجع قضائی ذیربط که منتهی به صدور حکم قطعی مارالذکر شده است، در پایان با تکرار خواسته احتساب کلیه خسارات قانونی را نیز استدعا کرده است. (صفحات 1 لغایت 46) 2- متعاقباً تصویر مصدق از وکالت‌نامه آقای الف. ه. وکیل پایه یکم دادگستری به ضمیمه لایحه ثبت‌شده به شماره 159ـــ/89 - 1389/8/2 توسط خواهان به‌عنوان وکیل و نمایندگی حقوقی برای وقت مقرر رسیدگی 1389/8/2 ارسال و پیوست پرونده گردید. 3- آقای ف.ق. دارای پروانه وکالت بدون ذکر پایه پروانه از مرکز امور مشاوران حقوقی و وکلاء قوه قضائیه به وکالت از خوانده وکالت‌نامه ارائه کرد و طی لایحه پیوست که ثبت نگردید، دعوی خلع ید را به موجب آرای وحدت رویه 672 - 1363/10/1 و 3925 – 1337/10/25 مستلزم سند رسمی خواهان دانسته و خواهان موصوف را فاقد سند رسمی برای ادعایش اعلام و درخواست قرار عدم استماع دعوی را به استناد مقررات قانونی مقید نمود و در ماهیت با ادّعای عدم تصرّف موکلش تحت هر عنوانی نسبت به ملک متنازعٌ‌فیه دعوی را محکوم به ردّ دانست و با مسلّم دانستن مالکیت قطعی آقای الف. ق. برابر سوابق ثبتی... درباره پلاک اعلامی و انتقال مقدار پنج دانگ و ده سیر مشاع از شش دانگ مزرعه د. بعدها به نام الف. الف. گفته خواهان با توجه به اسناد و محتویات پرونده‌های حقوقی پیشین مالکیتی و یا هرگونه حقوق دیگری در این تحولات نداشته، طرح دعوی به طرفیت موکل او فاقد مبنای قانونی است و با موهوم و ساختگی دانستن ادعای وقف و عدم سابقه وقف در پرونده ثبتی، حسب محتویات پاسخ‌های استعلامات به عمل آمده به‌عنوان نمونه پاسخ استعلام شماره 8976 – 1380/11/9 در یکی از پرونده‌های استنادی خواهان، چنین پاسخ داده: طبق محتویات پرونده سابقه از وقف مشاهده نشد. اصل نامه در پرونده ثبتی کاملاً منعکس است و بر مبنای فقه امامیه در صورت اختلاف فیمابین مالکیت و وقفیت اصل را مالکیت دانسته و افزوده ادعای وقف باید با دلائل محکمه‌پسند به اثبات برسد و سپس در صورت اثبات ادعای وقف، و با صدور و اجرای قرارهای تحقیق و معاینه محلی... خلع ید از کسی که ید و تصرفی ندارد را فاقد مبنا و منشأ قانونی اعلام و گفته کل متصرفین فعلی این ملک در دو بخش عمده همان نوادگان و خانواده مالک رسمی ملک می‌باشند. در پلاک ... بخش اصلی بخش ... قائم‌شهر مورد ادعای خواهان، یک کارگاه تولیدات بتنی و یک استخر پرورش ماهی نوادگان مرحوم الف. و الف. الف. احداث و سالیان متمادی بهره‌برداری می‌نمایند و فیش برق (تصویر مصدق) حکایت از این گفته دارد و در پایان درخواست صدور حکم بر بطلان دعوی را نمود. (صفحات 47 لغایت 57) 4- در وقت مقرر رسیدگی 1389/8/2 با حضور وکلای طرفین ابتدا آقای الف. ه. به وکالت از خوانده با تکرار دعوی و خواسته به شرح دادخواست تقدیمی با استدلال به قانون تشکیلات و اختیارات اوقاف و بر اساس عرف و شیاع عام عرصه و اعیانی امامزاده را از موقوفات عام و اکثر امامزاده‌ها را فاقد شجره‌نامه و عرصه و اعیان موجود برای امامزاده را بر اساس اعتقاد شیعه نیازمند به وقف نامه ندانسته و بدون ذکر شماره رأی وحدت رویه وقف نامه را طریقیت دانسته نه موضوعیت و افزود با شهادت شهود عمل به وقف دلیل وقفیت است... در مورد امامزاده د. هنوز بر اساس اختیارات قانونی هیئت امناء منصوب نشد و با گزارش خادمین سنّتی مبنی بر ایجاد مزاحمت توسط آقای م.ب. نسبت به زائرین و اخلال در اخذ نذورات و ذکر دعاوی که اوقاف مطرح کرد و شرح آرای صادره به استناد آرای پیوست دادخواست و صدور حکم قطعی بر وقف بودن عرصه و اعیانی موردنظر طی رأی تجدیدنظری که با ردّ فرجام‌خواهی به عمل آمده در شعبه 24 دیوان‌عالی‌کشور تأیید و ابرام شد. ایراد آقای وکیل خوانده را که بی‌ارتباط به خوانده به لحاظ مالک نبودن وی عنوان شد، به لحاظ رسیدگی در پرونده قبلی و در مراحل دادرسی یاد شده امر مختومه دانسته، گفته تقاضای اعاده دادرسی در اجرای ماده 18 اصلاحی مانع اجرای حکم نیست و با اخذ تصویر از لایحه دفاعیه ابرازی آقای وکیل موصوف خوانده استمهال برای پاسخ نمود و آقای ف.ق. به وکالت از خوانده با بیان اینکه ایرادات شکلی و ماهوی به شرح لایحه تقدیمی است، گفته چون موکلش تصرّفی بر محل ترافع ندارد تا از آن خلع ید نماید و خوانده ذینفع نبوده و سمتی در پرونده ندارد تا به طرفیتش دعوی مطرح شود و در صورت استعلام از ثبت ملک متنازعٌ‌فیه که در مالکیت الف. می‌باشد، دعوی ربطی به موکل او ندارد و به استناد بند 4 ماده 84 قانون آیین دادرسی مدنی محکوم به رد است و بر فرض ثبوت دعوی خواهان صرف مستند بودن ادعای موقوفه بودن به آراء دادگاه‌ها که نسبت به آن درخواست اعاده دادرسی در جریان رسیدگی است را فاقد دلیل و مستند دانسته و گفته وقفیت مستلزم وقوع عقد به نحو صحّت و حصول قبض مورد اشاره رأی وحدت رویه 3925 – 1337/1/25 است و خلع ید از اموال غیرمنقول فرع بر مالکیت مورد اشاره مواد 47 و 48 قانون ثبت و رأی وحدت رویه 672 – 1383/10/1 بوده، ضمن توجه دادن به مادتین 57 و 59 و 71 قانون مدنی استدعای استعلام پرونده ثبتی موردنظر را کرد و آقای وکیل خواهان استمهال قبلی را تکرار کرد. 5- خواهان طی لایحه ثبت شده به شماره 210ـــ/89– 1389/1/26 پیرو استمهال آقای وکیل خویش در پاسخ مدافعات آقای وکیل خوانده در جلسه مقرر دادرسی 1389/8/2 با اعلام اینکه ایرادات مزبور قبلاً در دعوی احراز وقفیت مطرح شده بود و ادّعای نامبرده به عدم توجّه و در تصرّف نداشتن ملک متنازعٌ‌فیه مردود اعلام گردیده بود و ایرادات یاد شده به لحاظ اعتبار امر مختومه یا قضیه محکومٌ‌بها قابل رسیدگی مجدد نیست و با بیان اینکه لزومی به استعلام از پلاک ثبتی موردنظر نمی‌باشد، زیرا 30 سیر مانده پلاک مذکور همین زمین زیر اعیانی بقعه متبرکه و محوطه و حیاط آنست که قرن‌ها از زمان احداث بقعه در تصرّف و استیفا بقعه بوده و ایراد دیگر به نداشتن وقفنامه و صرف استناد به احکام صادره کتباً قبلاً اظهار شده و برابر رأی فرجامی صادره با ابرام رأی فرجام‌خواسته اعتبار امر مختومه یافته و استناد به رأی وحدت رویه مزبور در مقام رسیدگی در ملکیت و وقفیت جایز است که قبلاً اقدام شده است، استناد به تقاضای اعاده دادرسی نیز وجاهت قانونی ندارد و برخلاف استناد به رأی وحدت رویه بر لزوم وجود سند رسمی برابر رأی وحدت رویه دیگری منحصر کردن دلیل مالکیت به سند رسمی خلاف شرع است. احکام تجدیدنظری و فرجامی خود سند رسمی است. نداشتن سند رسمی یا سابقه ثبتی نافی مالکیت تصرف مالکانه نیست و نمی‌تواند نافی بقعه بودن اعیانی متنازعٌ‌فیه باشد. پلاک استنادی خوانده پنج دانگ و ده سیر مشاع شناخته شده و 30 سیر بقیه تا 240 سیر (شش‌دانگ) عبارت است از موضوع احکام تجدیدنظری و فرجامی به‌عنوان عرصه بقعه (موقوفه) و احتمالاً قطعه یا قطعات دیگر که شاید در تصرّف دیگران باشد. (صفحات 58 لغایت 72) دوّم: در تاریخ 1389/9/2 آقایان ع. و م.ت. و ف. و خانم‌ها ف. و ع. و م. همگی الف. وراث مرحوم (ن.م. و ب.ب.الف.) با ارائه دادخواست به طرفیت آقای م.ب. و اداره اوقاف و امور خیریه ق. به‌عنوان ورود ثالث در پرونده کلاسه 880764 شعبه پنجم دادگاه عمومی حقوقی قائم‌شهر (با پیوست کردن تصاویر مصدق گواهی حصر وراثت و نسق زراعی و گواهی ثبتی به شماره مرقوم و استشهادیه محلی و صورت‌مجلس تحویل و تحوّل و نامه اداره کل منابع طبیعی مازندران و وکالت‌نامه رسمی و برگه رسید اظهارنامه و آیین‌نامه و مقررات مربوط به آرامگاه ب. به مشخصات مندرج اعلام کردند: شش دانگ عرصه و اعیان مزرعه د. واقع در روستای ... جزء پلاک ثبتی ... اصلی واقع در بخش ... قائم‌شهر برابر مدارک ابرازی متعلق به مورث آنان بوده که به موجب گواهی حصر وراثت استنادی به‌طور قهری با فوت مورثشان در حق آنان تملک حاصل گردید و در تصرف قانونی آنان قرار دارد. در قسمتی از آن استخر و در قسمتی دیگر کارگاه تولیدات میز و صندلی بتنی و قسمتی دیگر اختصاصاً بر اموات ب. است و آقای م.ب. در موضوع ذینفع نبوده و در ملک متنازعٌ‌فیه مالکیتی ندارد و عرصه و اعیان مزرعه د. متعلق به آنان است که برابر نامه اداره کل منابع طبیعی مازندران با نهال‌های اقاقیا و... به‌منظور حفظ و نگهداری و بهره‌برداری در محل موصوف و... بوده و دیگر مدارک به شرح متن دادخواست همگی دال بر تصرفات مالکانه آنان است و خلع ید از اموال غیرمنقول فرع بر مالکیت است و اثبات وقفیت مستلزم اثبات وقوع عقد وقف به نحو صحت و حصول قبض می‌باشد (و همانند مدافعات آقای وکیل خوانده دعوی اصلی) با استناد به مقررات قانونی و آراء وحدت رویه ضمن انکار مالکیت مشارٌالیه ادعای وقف نمودن ملک توسط وی را دارای بحث و تأمل دانسته و این ادعای اوقاف را بلادلیل و باطل و بلااثر اعلام و تقاضای اتخاذ تصمیم شایسته کردند که تحت کلاسه 890081 ثبت و به دادگاه بدوی مذکور (در تاریخ 1389/9/2) ارجاع شده است و بعد از صفحه 72 پرونده اصلی تحت پوشه مجزا شامل 21 برگ ضبط و ضمیمه شده است. وقت رسیدگی برای 1389/3/17 تعیین و از اصحاب دعوی دعوت گردید. 1/2- اداره اوقاف مزبور طی لایحه ثبت شده به شماره 386ـــ/89– 1389/3/17 در پاسخ به دعوی ورود ثالث مذکور آقای الف. ه. را به‌عنوان وکیل جهت شرکت در جلسه دادرسی و دفاع از هر دو دعوی مذکور معرفی کرد و ضمن ایراد در مورد سمت خواهان‌های ثالث به‌عنوان وراث مرحومه ب.الف. که غیر از ن.م. وراث دیگری داشته و نیز اعلام عدم ارائه گواهی‌های حصر وراثت ر. و ب. و نیز عدم تصریح به اصالت وکالت‌نامه استنادی شماره مرقوم و اینکه ادعای آقای ع.الف. به سند 1364/5/8 که مرحومه ب.الف. (مادربزرگ) تمام مالکیت خود را به او واگذار کرده، حداقل مستند به سند عادی نیست و نیز ادعای اینکه مرحوم ر.الف. قسمتی از زمین د. را به دفن اموات ب. اختصاص داده نیز مستند به هیچ دلیل یا مدرکی نیست و استنادشان به گواهی فیش به شماره مرقوم فقط درخواست ثبت است نه دلیل مالکیت که جنگلبانی اعتراض کرد. اگر درخواست نسبت ب