فسخ نکاح به دلیل اعلام دانشجو بودن زوج و کشف خلاف آن

خلاصهٔ رأی

پیام: حسب عرف جامعه، تحصیلات و مدرک دانشگاهی، وصف مقصود طرفین در عقد ازدواج نیست و به صرف ذکر دانشجو بودن زوج در عقدنامه و بدون تصریح آن بعنوان شرط، نمی توان گفت عقد مبنیاً بر این وصف و شرط واقع شده است.

متن کامل

فسخ نکاح به دلیل اعلام دانشجو بودن زوج و کشف خلاف آن Toggle navigation صفحه اصلی درباره ما درباره پژوهشگاه قوه قضائیه درباره پژوهشکده آرا تماس با ما دریافت نظرات و پیشنهادها عنوان: فسخ نکاح به دلیل اعلام دانشجو بودن زوج و کشف خلاف آن پیام: حسب عرف جامعه، تحصیلات و مدرک دانشگاهی، وصف مقصود طرفین در عقد ازدواج نیست و به صرف ذکر دانشجو بودن زوج در عقدنامه و بدون تصریح آن بعنوان شرط، نمی توان گفت عقد مبنیاً بر این وصف و شرط واقع شده است. بنابراین با کشف خلاف آن، زوجه دارای حق فسخ نیست. مستندات: شماره دادنامه قطعی : 9309980704000725 تاریخ دادنامه قطعی : 1395/03/31 گروه رأی : حقوقی آراء منتخب پرونده: شعبه دیوان عالی کشور شعبه دیوان عالی کشور مشخصات متن نتیجه تحلیلی کلید واژه ها نمایه قوانین مرتبط گردش پرونده عین عبارت چاپ متن متن تجمیعی پرونده قلم یکان ایران میترا ترافیک زر یاقوت تیتر رأی خلاصه جریان پرونده در تاریخ 1393/6/4 آقای ق. الف. دارای پروانه وکالت پایه یکم از مرکز امور مشاوران حقوقی و وکلای قوه قضائیه باتفاق آقای ج. الف. بوکالت از خانم س. م. با تقدیم دادخواست بطرفیت آقای س.م. ه. بخواسته فسخ نکاح به سبب تخلف خوانده از مورد توافق ضمن عقد با احتساب کلیه خسارات دادرسی و حق الوکاله وکیل توضیح دادند موکله شان برابر عقد نامه رسمی شماره ... مورخ 1386/2/1 دفتر رسمی ثبت ازدواج شماره ... شیراز (با صداق به تعداد 14 سکه تمام بهار آزادی و هزینه سفر یک حج عمره ...) به نکاح دائم خوانده درآمده خوانده در حین مذاکرات اولیه در خصوص ازدواج طی مراسم خواستگاری و حتی در نزد عاقد و تمامی افراد حاضر در مجلس عقد خود را دانشجو و تحصیل کرده معرفی نمود که این موضوع در سند ازدواج درج گردیده و اکنون پس از عقد نکاح کاشف بعمل آمده که ایشان در آنزمان دارای هیچگونه تحصیلات دانشگاهی نبوده است چون وصلت طرفین با در نظر گرفتن شرایط فوق الاشاره صورت پذیرفته بنحویکه در صورت فقدان این اوصاف در زوج، موکله هرگز راضی به ایجاد رابطه زوجیت نمی شد تقاضای رسیدگی و صدور حکم بر فسخ نکاح را به سبب تخلف از موارد مستنداً به ماده 1128 قانون مدنی بشرح مرقوم دارند. در تصویر مصدق سند نکاحیه استنادی پیوست دادخواست در قسمت شغل زوج نوشته شد: دانشجو (برگ 10). با ارجاع پرونده به شعبه 8 دادگاه حقوقی خانواده شیراز و ثبت به کلاسه 930759 در اولین جلسه مقرر رسیدگی بتاریخ 1393/7/14 خوانده با وجود ابلاغ قانونی نسخه ثانی دادخواست و ضمائم و اخطاریه اش حاضر نگردید لایحه ای از طرفین پیوست نمیباشد خواهان بهمراه وکلای خویش حاضر گردید وکلای خواهان اظهار داشتند خواسته بشرح دادخواست تقدیمی است مشارالیها در پاسخ سؤالات دادگاه اظهار نمود بطور کل یکسال با خوانده زندگی نکرده ام و در منزل پدری ما بودیم میگفت مأموریت دارد و به مسافرت میرفت خیلی وقت نیست که متوجه شده ام دانشجو نیست در مورد نفقه با ایشان اختلاف داشتم حدود دو سال است که با هم زندگی نمی کنیم ایشان دو سال به تهران رفت قبل از همین دو سال که با هم ارتباط نداریم. تصویری از برگه اظهارات مورخ 1392/5/20 زوج در نزد بازپرس شعبه 4 بعنوان متهم به عدم پرداخت نفقه و دو برگ تصاویر از سوابق کیفری زوج پیوست (اوراق 19 و 20 و 21) می باشد دادگاه ضمن صدور قرار استماع شهادت شهود در خصوص زندگی مشترک طرفین دستور استعلام از وزارت علوم در خصوص اینکه آیا خوانده در سال 1386 دانشجو یکی از دانشگاههای ایران بوده است یا خیر را داد. پاسخ استعلام بعمل آمده مبنی بر اینکه نامبرده در هیچیک از آزمونهای کارشناسی ارشد سالهای 1376 تا 1393 برگزار شده توسط سازمان سنجش آموزش کشور جزو شرکت کنندگان نمی باشد واصل و ضمیمه (اوراق 37 و 38) گردید. در تاریخ 1393/7/23 بشرح ذیل صفحه 18 ضمائم حضوراً در شعبه تحویل خوانده گردید. خوانده در جلسه مقرر رسیدگی 1393/9/2 حضور نیافت بعلت عدم دریافت پاسخ استعلام فوق الذکر از وزارت علوم جلسه مقرر رسیدگی مزبور با وجود حضور خواهان و وکیل او برای مورخه 1393/10/3 تجدید شد در جلسه اخیرالذکر نیز خوانده همانند جلسات قبلی با وجود ابلاغ قانونی اخطاریه اش حضور نیافت و لایحه ای از او ضمیمه پرونده نمی باشد. آقای ق. الف. بوکالت از خواهان بشرح لایحه 1870 مورخ 1393/10/3 اعلام کرد عرایض او بشرح دادخواست تقدیمی و صورتجلسه مورخ 1393/7/14 می باشد خواهان و آقای ج. الف. بوکالت از ایشان حاضر شدند. خواهان گفت خوانده پسر خاله مادرم است مدتی با ما ارتباط خانوادگی نداشت بعد از مدتها با خانواده رفت و آمد میکرد من ایشانرا نمی شناختم سال 1386 عقد کردیم و اخیراً متوجه شدم و چند سال با هم ارتباط نداشتیم ایشان مدعی بود در بیت رهبری مشغول کار است من در سال 1391 مهریه را به اجرا گذاشتم و اختلاف ما چند سال بعد از عقد شروع شد و ما زندگی مشترک تشکیل ندادیم در مورد شغلش می گفت در اطلاعات سپاه هستم شهود را آورده ام تقاضای تحقیق از آنانرا دارم. آقای س. م. فرزند ج. 32 ساله که خود را برادر خواهان معرفی نمود شهادت داد زمانیکه آقای ه. برای خواستگاری آمدند خودش را لیسانس و دانشجوی فوق لیسانس رشته مدیریت و از پرسنل اداره اطلاعات معرفی و میگفت با بیت رهبری در ارتباط است بعدها حدود سال 1390 اداره اطلاعات سپاه ایشان را به اتهام جعل اسناد و جعل عنوان دستگیر کرد از آنجا متوجه شدیم که ایشان در مورد شغل اش دروغ گفته است در مورد مدرک تحصیلی هم اخیراً متوجه شدیم هر جا ایشان رفته خودش را دیپلم معرفی می کند و در بازجویی ها خودش نوشته و زمانیکه اداره اطلاعات او را گرفت یک مدرک فوق لیساس داشت که نسبت به آن حساسیت داشت و از آنزمان خودش را دیپلم معرفی می کند و آقای م. ه. فرزند ه. 42 ساله شغل نظامی خود را دائی خواهان معرفی نمود شهادت داد که پسر خاله خوانده است زمانیکه (خوانده) به خواستگاری خانم م. آمد خود را با مدرک لیسانس مدیریت معرفی و گفته دانشجوی فوق لیساس مدیریت است و در اداره اطلاعات و جزو بیت رهبری است خانم م. با توجه به شغل ایشان قبول کرد و به ازدواج ایشان درآمد بعد از چند سال که با هم زندگی میکردند اخیراً متوجه شدیم ایشان دانشجو نبوده و در فرم هایی که پر می کنند مدرک تحصیلی خودش را دیپلم اعلام کرده است اینها از اول ازدواج با هم اختلاف داشتند و مدارا می کردند و حدود 4 سال است که اختلاف آنها شدید شده است. پس از وصول پاسخ استعلام مذکور از وزارت علوم، دادگاه با اعلام ختم رسیدگی طی دادنامه شماره 1681 ـ 93 مورخ 1393/10/30 ضمن شرح دعوی و خواسته و با درج خلاصه اظهارات خواهان با استدلال به اینکه هرچند ادعای خواهان مبنی بر اینکه خوانده خود را دانشجو معرفی کرده با توجه به نامه شماره 4/1285766 صحیح بنظر میرسد اما با توجه به اینکه در اعمال فسخ باید به فوریت اقدام نمود و خواهان پس از 7 سال از گذشت عقد نکاح اقدام نموده است از فوریت عرفی خارج می باشد دعوی خواهان قابلیت استماع نداشته قرار رد دعوی وی را صادر که ظرف مهلت مقرر قانونی قابل تجدیدنظرخواهی اعلام شد. وکلای خواهان در مهلت مقرر قانونی پس از ابلاغ رأی مزبور بشرح لایحه پیوست دادخواست تجدیدنظرخواهی شان اعلام نمودند موکله به مجرد اطلاع از نداشتن تحصیلات عالیه تجدیدنظرخوانده مبادرت به طرح دعوی نموده و بشرح مرقوم تقاضای نقض دادنامه معترض عنه و صدور تصمیم شایسته را کردند پس از وصول لایحه دفاعیه زوج تجدیدنظرخوانده به ضمیمه مستنداتش (از جمله یکبار محکومیت قطعی جزائی ایشان بجرم ترک انفاق و یکبار دیگر برائت ایشان از اتهام مذکور و محکومیت قطعی زوجه به تمکین) با اعلام اینکه مادر زوجه دختر خاله او ومرحوم پدر زوجه پسر دائی (پدر) او است و مدت 25 سال هر دو خانواده در یک محله زندگی می کردند و حدود دو سال قبل از عقد نامزد بودند و مدت 5 سال در منزل پدر زوجه زندگی مشترک داشتند زوجه دعاوی مختلف حقوقی و کیفری در شورای حل اختلاف مطرح نمودند و شهود از منسوبین زوجه بوده و در غیاب او ادای شهادت نموده اند بموجب دادنامه شماره 327 ـ 94 مورخ 1394/3/23 شعبه 22 دادگاه تجدیدنظر استان فارس در پرونده کلاسه 940206 با قید اینکه موجب قانونی جهت صدور قرار وجود نداشته با نقض قرار معترض عنه پرونده برای رسیدگی ماهوی به دادگاه بدوی اعاده شد پس از اعاده پرونده به دادگاه بدوی بموجب دادنامه شماره 555 ـ 94 مورخ 1394/5/4 با همان استدلال مندرج در دادنامه قبلی مطابق ماده 1131 قانون مدنی حکم به بطلان دعوی خواهان بدوی صادر که ظرف مهلت مقرر قانونی قابل تجدیدنظرخواهی اعلام گردید. بعد از تجدیدنظرخواهی وکلای موصوف زوجه خواهان بدوی در مهلت مقرر قانونی و ارائه لایحه دفاعیه زوج تجدیدنظرخوانده و ارجاع پرونده به شعبه 22 دادگاه تجدیدنظر استان فارس و ثبت به کلاسه 940206 و پس از مطالبه مستندات مربوط به سوابق کیفری زوج از وکیل زوجه تجدیدنظرخواه و ارائه تصاویر مستندات به ضمیمه لایحه شماره 1967 ـ 94 مورخ 1394/8/10 ابرازی زوجه تجدیدنظرخواه (بشرح اوراق 119 لغایت 140) در جلسه مقرر رسیدگی 1394/8/25 که با حضور طرفین و وکلای زوجه تجدیدنظرخواه تشکیل شد ابتدا زوجه گفت زوج پسر خاله مادر او است که هر دو خانواده در شیراز و در فاصله سیصد متری با یکدیگر زندگی می کردند و قبل از مراسم خواستگاری با همدیگر رفت و آمدی نداشتند در سال 1381 پس از فوت مادر بزرگ مشترکشان وقتی زوج را در مقابل درب منزل خودشان دید سلام وعلیک کرد فهمید پسر خاله مادر او است و زوج با دائی او که در منزل آنان زندگی می کرد گاه گاهی ارتباط داشت و به درب منزل آنان می آمد و مدتی بعد او را از دائی او و مادر او خواستگاری کرد و زوج خود را فردی نظامی که در اطلاعات سپاه است و دانشجوی فوق لیسانس مدیریت دولتی معرفی کرد و با ادامه تحصیل وی تا مقطع دکتری موافقت نمود در زمان عقد شرط وی این بود که تحصیلات همسرش عالی باشد و یکهفته که به وی سر نمی زد می گفت امتحان میان ترم دارد در زمان خواستگاری و عقد با وصف اینکه ایشان در رشته مدیریت دولتی تحصیل می کند حاضر شد با او ازدواج کند زوج نیز ضمن شرح رابطه خویشاوندی نسبی با والدین زوجه گفت ارتباطشان از سال 1381 شروع شد و بعد در سال 1382 با دائی و سپس با مادر زوجه راجع به ازدواج و خواستگاری صحبت کرده و مدعی شده راجع به تحصیلات و اینکه او دانشجو باشد اصلاً صحبت نشد و در موقع عقد او به عاقد گفته شغل او آزاد است ولی در سند نکاحیه نوشته شد شغل او دانشجو است. و دانشجو برای عنوان خاصی نمی باشد. و پس از توضیح وکلای زوجه در خصوص اینکه زوج در جاهای مختلف خود را لیسانس و فوق لیسانس معرفی کرد زوجه گفت من مدرک لیسانس و فوق لیسانس ایشان را به چشم دیدم ولی جعلی بوده است و یکسال پیش متوجه شدم مدارک وی جعلی است و اصلاً دانشجو نبوده است و استعلام کردیم وکیل من گفت می توانی فسخ کنی خودم نمی دانستم حق فسخ دارم. دادگاه با اعلام ختم رسیدگی ضمن شرح تجدیدنظرخواهی بعمل آمده و با درج خلاصه اظهارات طرفین و با قید محرز بودن دانشجو نبودن زوج حسب پاسخ استعلام بعمل آمده به شماره مرقوم سرپرست امور دانشجویان داخل کشور و اینکه در سند ازدواج قید شد شغل زوج دانشجو. با عنایت به اینکه سند ازدواج رسمی است اظهارات و مدافعات زوج موثر و موجه نمیباشد و تاکنون ادعای جعل در این خصوص بعمل نیامده است و اظهارات شهود مؤید صحت و اصالت سند در خصوص موضوع می باشد باستناد مقررات ماده 1128 قانون مدنی و ماده 1138 قانون مذکور و دیگر مقررات مرقوم با نقض دادنامه معترض عنه حکم به فسخ نکاح منعقده بین طرفین دعوی و محکومیت تجدیدنظرخوانده به پرداخت هزینه دادرسی و حق الوکاله وکیل طبق تعرفه قانونی در حق خواهان بدوی صادر و این رأی ظرف مهلت مقرر قانونی قابل فرجامخواهی اعلام گردید. پس از ابلاغ قانونی رأی اخیرالذکر در تاریخ 1394/9/5 به زوج تجدیدنظرخوانده و ثبت فرجامخواهی اش در تاریخ 1394/9/29 و موجه دانستن ادعای عدم اطلاع او از ابلاغ قانونی دادنامه و صدور قرار قبولی دادخواست فرجامخواهی اش و ارائه وکالتنامه و سپس لایحه دفاعیه توسط آقای م. خانی بوکالت از ایشان و نیز به ثبت رسیدن لایحه دفاعیه آقای ق. الف. بوکالت از زوجه فرجامخوانده و ارسال پرونده به دیوان عالی کشور و ثبت به کلاسه بالا رسیدگی به شعبه هشتم دیوان عالی ارجاع شده است پرونده فرجامی هنگام شور توسط اعضای هیئت نیز قرائت خواهد گردید.هیأت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید پس از قرائت گزارش آقای سیروس کیقبادی عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رأی می دهد. رأی شعبه دیوان عالی کشور اعتراضات فرجامخواه آقای س.م. ه. نسبت به دادنامه شماره 1269 ـ 94 مورخ 1394/8/26 شعبه بیست و دوم دادگاه تجدیدنظر استان فارس که بموجب آن ضمن نقض دادنامه بدوی حکم به فسخ نکاح فیمابین زوجین متداعیین صادر گردیده با توجه به جامع اوراق پرونده مآلاً وارد بوده و دادنامه فرجامخواسته بلحاظ عدم انطباق آن با موازین قانونی مخدوش و درخور نقض می باشد زیرا وکلای زوجه فرجامخوانده بشرح دادخواست بدوی و توضیحات بعدی در جلسات دادرسی و لوایح تقدیمی با اشاره باینکه زوج فرجامخواه در حین مذاکرات اولیه در خصوص ازدواج و مراسم خواستگاری و حتی در نزد عاقد و تمامی افراد و بزرگان حاضر در مجلس عقد، خود را تحصیل کرده و دانشجو معرفی نموده و این موضوع در سند رسمی ازدواج هم درج گردیده و پس از عقد نکاح، کاشف بعمل آمده که ایشان در زمان عقد نکاح دارای تحصیلات دانشگاهی نبوده و ازدواج فیمابین زوجین هم براساس و شرایط فوق الذکر صورت نپذیرفته بنحویکه در صورت فقدان این اوصاف در زوج، موکله هرگز راضی به ایجاد رابطه زوجیت نمیشده است لذا مستنداً بماده 1128 قانون مدنی صدور حکم مبنی بر فسخ نکاح به سبب تخلف از موارد مذکور را خواستار شده اند در