فسخ نکاح به دلیل ازدواج سابق زوجه
خلاصهٔ رأی
لذا اینکه می گویند اطلاع نداشتند کذب محض است.
متن کامل
فسخ نکاح به دلیل ازدواج سابق زوجه Toggle navigation صفحه اصلی درباره ما درباره پژوهشگاه قوه قضائیه درباره پژوهشکده آرا تماس با ما دریافت نظرات و پیشنهادها عنوان: فسخ نکاح به دلیل ازدواج سابق زوجه پیام: بکارت زوجه جزء صفاتی است که در صورت فقدان آن امکان فسخ نکاح (به دلیل تدلیس) وجود داشته و قابل قبول و موجه است، اما ازدواج سابق ناموفق وی در حد صرف اجرای عقد و بدون عروسی و رابطه زناشوئی عیبی نیست که کتمان آن تدلیس تلقی شود. مستندات: شماره دادنامه قطعی : 9209981964100968 تاریخ دادنامه قطعی : 1394/02/23 گروه رأی : حقوقی آراء منتخب پرونده: شعبه دیوان عالی کشور مشخصات متن نتیجه تحلیلی کلید واژه ها نمایه قوانین مرتبط گردش پرونده عین عبارت چاپ متن متن تجمیعی پرونده قلم یکان ایران میترا ترافیک زر یاقوت تیتر رأی خلاصه جریان پرونده در تاریخ 1392/9/30 اقای م. الف.ز. فرزند ح.الف. با تقدیم دادخواستی علیه همسرش فرسته ز. فرزند م. به خواسته فسخ نکاح منعقده در تاریخ 1391/4/15 به دلیل تدلیس و فریب در ازدواج و تخلف از شرط صفت به دادگستری شهرستان نور تقدیم و علاوه بر فتوکپی مصدق عقدنامه ازدواج خودش رونوشتی از سند طلاق مورخه 1388/5/28 مربوط به خوانده و آقای ا. ا. همسر سابق وی را ضمیمه دادخواست نموده است پرونده به شعبه اول دادگاه حقوقی آمل ارجاع می شود دادگاه در تاریخ 1392/12/29 با وقت مقرر شروع به رسیدگی می نماید خواهان تقاضای فسخ نکاح به دلیل تدلیس به جهت فقد شرط وصف اعلام می نماید با این توضیح که نامبرده خود را دوشیزه معرفی می کند و ازدواج قبلی خود را کتمان می نماید. خوانده در پاسخ اعلام می نماید اولاً در موقع ازدواج با ایشان من دوشیزه بودم و به اقرار خود خواهان توسط ایشان ازاله بکارت شده ام نهایتاً ایشان و خانواده وی کاملاً در جریان ازدواج قبلی من بوده اند که تعدادی از شهود را معرفی و تقاضای استماع شهادت آنها را می نماید به علاوه خیار فسخ فوری است اگر ایشان خواهان فسخ بود بایستی بلافاصله اقدام نماید. در تاریخ 1393/3/11 دادگاه قرار استماع شهود صادر می کند از شهود تعرفه شده تحقیق می نماید از جمله از آقای ا. ن. که واسطه ازدواج بوده است. ایشان اعلام می کند من با آقای الف.ز. پنجاه سال است که رفیق بودم از من خواست برای پسرش زن درست کنم من هم به ایشان گفتم دختری ست که ازدواج ناموفق داشته و از هم جدا شده اند لکن عروسی نکرده اند. لذا اینکه می گویند اطلاع نداشتند کذب محض است. حتی پس از مذاکره اولیه بین طرفین از آنها سئوال کردم آیا قضایای ازدواج قبلی را مطرح کردید گفتند بله صحبت کردیم. در این مورد آقای م. ا. شوهر عمه زوجه و ف. ک. و س. ز. بر اطلاع زوج از جریان ازدواج ناموفق قبلی شهادت دادند علیهذا دادگاه در تاریخ به شرح زیر رأی به ردّ خواسته خواهان صادر نمود:آقای ع. ن. بوکالت از سوی آقای م. الف.ز. فرزند ح.الف. دادخواستی بطرفیت خانم ف. ز. فرزند م. با وکالت خانمها ص. و الف. الف. بخواسته فسخ نکاح دائم فیمابین اصحاب دعوی منعقده بتاریخ 1391/4/15 بلحاظ تدلیس و فریب در نکاح و تخلف از شرط صفت بانضمام کلیه خسارات دادرسی و حق الوکاله وکیل مطرح ، خلاصه اظهارات وکیل خواهان چنین است موکل در تاریخ 1391/4/15 خوانده را به عقد دائم خویش در آوردند که در زمان انعقاد عقد و ماقبل آن ، خوانده خود را دوشیزه معرفی نموده که در عقد نامه و سند طلاق نیز صراحتاً به کلمه دوشیزه اشاره شده است در حالیکه خوانده یکباردر 1387/12/13 ازدواج بعقد دائم ا. ا. در آمده که منجر به طلاق شده و صیغه طلاق در تاریخ 1388/5/28 از طریق دفتر خانه ...آمل ثبت شده است لذا بلحاظ تدلیس و فریب زوجه و کتمان حقیقت و تخلف از شرط صفت (دوشیزه بودن زوجه ) صدور حکم شایسته مورد تمناست . خلاصه مدافعات وکلای خوانده چنین است در پرونده مطالبه مهریه وکیل خواهان موضوع فسخ نکاح را مطرح که دادگاه تجدید نظر به ملاحظه دفاعیات موکل رأی بدوی را تأیید نمودند از طرفی ازدواج موکله با خواهان رابطه یکی از آشنایان قدیمی زوج صورت گرفته که این شخص که فی الواقع معرف موکله بوده تمام حقایق رابه زوج و خانواده ایشان بیان نمودند و زوج و خانواده اش از سابقه ازدواج موکله مطلع بودند ضمن اینکه گواهان دیگری نیز وجود دارند و حاضرند که بر این واقعیت گواهی دهند تقاضای استماع گواهی گواهان و سپس صدور حکم مورد تمناست . دادگاه در ادامه قرار استماع گواهی گواهان راصادرکه گواهان در جلسه دادرسی حاضر که گواهی نامبردگان پیوست پرونده میباشد نظر به مراتب فوق و توجهاً به اظهارات گواهان علی الخصوص آقای ا. ن. (معرف ) ادعای خواهان را غیر وارد تشخیص از اینرو مستنداٌ به مفاد ماده 197 قانون آئین دادرسی مدنی حکم برد دعوی خواهان محترم صادر و اعلام میگردد . رأی حضوری و ظرف بیست روز از تاریخ ابلاغ قابل تجدید نظر در محاکم تجدید نظر استان مازندران میباشد.دادنامه به طرفین ابلاغ می شود و خواهان در فرجه قانونی تجدیدنظرخواهی می کند در نتیجه پرونده در شعبه سیزدهم دادگاه تجدیدنظر استان مازندران مطرح می شود که دادگاه با ملاحظه پرونده و دادنامه و لایحه اعتراضیه زوج در تاریخ 1393/8/10 با صدور دادنامه شماره 9309971516600941 حکم بدوی را تأیید می نماید. متن دادنامه چنین است:پیرامون تجدیدنظرخواهی آقای ع. ن. به وکالت از آقای م. الف.ز. بطرفیت خانم ف. ز. نسبت به دادنامه شماره 9309971964100341-1393/3/31صادره از شعبه محترم اول دادگاه عمومی حقوقی نور که متضمن صدورحکم به رد دعوی خواهان بدوی مبنی برفسخ نکاح می باشد .نظر به اینکه ازناحیه تجدیدنظرخواه ایراد موجه و مدللی که قابل امعان نظربوده و موجب گسیختن رأی بدوی گردد بعمل نیامده -اعتراض معموله با توجه به اساس تشخیص و استنباط دادگاه بنحوی نیست که به ارکان آن خدشه ای وارد نماید رأی مذکور مباینتی با موازین قانونی نداشته -تشریفات دادرسی نیزمرعی گردیده و درمجموع با توجه به رسیدگی های انجام شده رأی صادره مبری ازنقص موجب نقض می باشدالنهایه حکم به رد دعوی صحیح نبوده ازآن حیث که حکم جنبه ماهیتی داشته و رد دعوی خصیصه شکلی با تلقی حکم به رد دعوی به حکم بربطلان دعوی لذا دادگاه ضمن رد تجدیدنظرخواهی انجام شده مستنداً به ماده 358 قانون آئین دادرسی درامور مدنی دادنامه تجدیدنظرخواسته را نتیجتاً تأیید می نماید رأی صادره ظرف 20 روز پس از رویت قابل فرجامخواهی دردیوانعالی محترم کشور است .این دادنامه در تاریخ 1393/10/22 به آقای ع. ن. وکیل زوج ابلاغ می شود و وی در فرجه قانونی یعنی در تاریخ 1393/11/5 مبادرت به فرجام خواهی نماید. لایحه وکیل مزبور و لایحه تقابل وکیل زوجه به هنگام شور قرائت خواهد شد. به هر حال پرونده به دیوان عالی کشور ارسال و به این شعبه ارجاع می گردد.هیأت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش آقای علی رازینی عضوممیز و ملاحظه اوراق پرونده و نظریه کتبی آقای حمیددرخشان نیا دادیار دیوان عالی کشور اجمالاً مبنی بر صدور رأی شایسته مورد تقاضاست. درخصوص دادنامه شماره 9309971516600941 تجدیدنظرخواسته مشاوره نموده چنین رأی می دهد: رأی شعبه دیوان عالی کشور اینکه بکارت زوجه جزو صفاتی است که در صورت فقدان آن امکان فسخ ازدواج وجود دارد قابل قبول و موجه است، ولی خواهان پرونده بدوی در این مورد ادعائی ندارد بلکه ادله متعدد از جمله اقرار خود زوج بر بکارت جسمانی و پزشکی وی و اینکه در تنها مستند ارائه شده از ناحیه وی برای فسخ، که تصویر طلاقنامه ازدواج ناموفق قبلی است سه بار بر دوشیزه بودن وی و غیر مدخوله بودن در هنگام طلاق تصریح شده بنابراین مسئله عدم بکارت و فقدان صفت موضوعاً منتفی است و امّا اینکه نامبرده ازدواج ناموفقی در حدّ صرف اجرای عقد و بدون عروسی و رابطه زناشوئی داشته است صرف نظر از اینکه شهود متعدد و از جمله فرد واسطه در ازدواج بر اطلاع زوج از موضوع سابقه ازدواج ناموفق زوجه شهادت داده اند اصولاً این موضوع عیبی نیست که کتمان آن تدلیس تلقی شود و علاوه بر همه این موارد فسخ امری فوری است و فردی که که مایل به استفاده از این حق قانون است بایستی فوراً اقدام کند و تأخیر در آن موجب سقوط حق فسخ می شود. علیهذا باستناد ماده 265 قانون آئین دادرسی مدنی دادنامه تجدیدنظرخواسته تأیید و ابرام و فرجامخواهی زوج مردود اعلام می شود. شعبه 41 دیوان عالی کشور - رئیس و مستشار و عضومعاون علی رازینی - عبدالعلی ناصح - محسن یکتن خدایی فهرست خلاصه جریان پرونده شعبه دیوان عالی کشور نقد رأی نقد رأی نام * : رایانامه * : توضیح: کدتصویری: تعدادموافق: 0 ـ تعدادمخالف: 0 نقدهای شما تماس با ما نشانی: تهران اتوبان چمران شمال ، اتوبان یادگار جنوب، بعد از خروجی اوین درکه، پشت مجتمع دشت بهشت، خیابان شهید قدوسی کد پستی : 1983846514 تلفــــن : 22376843 دورنگار : 22376840 سامانه پیام کوتاه:5000969900070 رایانامه : bijp@jri.ac.ir پیوندها پژوهشگاه قوه قضاییه قوه قضاییه جمهوری اسلامی ایران مرکز آمار و فناوری اطلاعات قوه قضاییه روزنامه رسمی کشور معاونت حقوقی قوه قضاییه مرکز مطبوعات و انتشارات قوه قضاییه نسخه کلیه حقوق برای پژوهشگاه قوه قضاییه محفوظ است