فسخ نکاح به دلیل ادعای زوج مبنی بر طلاق زوجه سابق

خلاصهٔ رأی

با خواسته فسخ نکاح ( صدور حکم مبنی بر فسخ نکاح به لحاظ فریب در ازدواج ) تقاضای صدور حکم مقتضی مطابق خواسته خود را نموده است.

متن کامل

فسخ نکاح به دلیل ادعای زوج مبنی بر طلاق زوجه سابق Toggle navigation صفحه اصلی درباره ما درباره پژوهشگاه قوه قضائیه درباره پژوهشکده آرا تماس با ما دریافت نظرات و پیشنهادها عنوان: فسخ نکاح به دلیل ادعای زوج مبنی بر طلاق زوجه سابق پیام: اگر زوجه اظهار نماید که از وجود همسر و فرزند خوانده مطلع بوده ولی مدعی باشد که زوج به وی گفته است که همسرش را طلاق داده باید این ادعا را اثبات نماید تا بتواند با تکیه بر فریب در ازدواج درخواست فسخ نکاح نماید و به صرف وجود تعارض در دفتر ثبت ازدواج و دفترچه ازدواج در خصوص وجود همسر برای زوج نمی توان زوجه را محق در فسخ نکاح دانست. مستندات: شماره دادنامه قطعی : تاریخ دادنامه قطعی : 1400/10/25 گروه رأی : حقوقی آراء منتخب پرونده: مشخصات متن نتیجه تحلیلی کلید واژه ها نمایه قوانین مرتبط گردش پرونده عین عبارت چاپ متن متن تجمیعی پرونده قلم یکان ایران میترا ترافیک زر یاقوت تیتر رأی خلاصه جریان پرونده خلاصه جریان پرونده: محتویات پرونده حاکی از این است.که خانم ف. ی. با وکالت اقای ب. ب. *در تاریخ ۱۳۹۹/۸/۲۵ با تقدیم دادخواستی به دادگستری شهرستان *به طرفیت اقای ر. ا. با خواسته فسخ نکاح ( صدور حکم مبنی بر فسخ نکاح به لحاظ فریب در ازدواج ) تقاضای صدور حکم مقتضی مطابق خواسته خود را نموده است.ایشان در تشریح خواسته خود ادعا کرده است: موکل به موجب سند ازدواج شماره ۶۲۲ مورخ ۱۳۹۹/۱/۶ تنظیمی در دفترخانه ثبت رسمی ازدواج شماره ۵۷ *با خوانده ازدواج دائم کرده که در جریان مذاکرات راجع به ازدواج ، زوج خود را مجرد و اینکه همسر قبلی اش را طلاق داده است.معرفی نموده و عقد بر مبنای ان واقع شده است.ولی پس از عقد معلوم شده است.که وی مجرد نبوده و همسر قبلی خود را طلاق نداده است.و این موضوع از موارد فسخ نکاح بوده و فریب در ازدواج می باشد. فلذا مستندا به ماده ۱۱۲۸ قانون مدنی تقاضای صدور حکم مبنی بر تایید فسخ عقد نکاح دارد. موضوع بدوا برای ایجاد صلح و سازش به شورای حل اختلاف ارجاع شده است.لکن به دلیل عدم توفیق ان شورا در اصلاح ذات البین به دادگاه اعاده شده و پس از ان پرونده متشکله جهت رسیدگی به شعبه *ارجاع گردیده و دادگاه مرجوع الیه نیز پس از جری تشریفات قانونی و رسیدگی های لازم در نهایت به موجب دادنامه شماره *مورخ ۱۴۰۰/۴/۲ به شرح و استدلال مندرج در متن ان به شرح اتی مبادرت به صدور رای نموده است: در خصوص دعوی خانم ف. ی. فرزند ک. با وکالت اقای ب. ب. ه سوار ، بطرفیت اقای ر. ا. فرزند ع. ح. ، به خواسته صدور حکم بر تایید فسخ نکاح به لحاظ فریب در ازدواج به انضمام جمیع خسارات دادرسی اعم از هزینه دادرسی و حق الوکاله وکیل. با این توضیح که در دادخواست تقدیمی از جانب وکیل خواهان امده است: به دلالت سند نکاحیه پیوستی به شماره ثبت ۶۲۳ به تاریخ ۱۳۹۹/۰۱/۰۶ تنظیمی در دفترخانه ازدواج ۵۷ جعفراباد موکله با خوانده دعوی ازدواج دائم نموده است. نظر به اینکه در جریان مذاکرات امر ازدواج خوانده خود را مجرد و طلاق همسر قبلی اش را معرفی کرده و عقد بر مبنای ان واقع شده ولی بعد از عقد معلوم گردید.که ایشان مجرد نبوده و همسر قبلی اش را هم طلاق نداده و این از موارد فسخ نکاح بوده و فریب در ازدواج می باشد. ، فلذا مستندا به ماده ۱۱۲۸ قانون مدنی تقاضای صدور حکم به تایید فسخ عقد ازدواج به شماره ۶۲۲ به شرح ستون خواسته مورد استدعاست ". طرفین به جلسه رسیدگی دعوت و وکیل خواهان اظهار داشته است: اظهاراتم به شرح دادخواست تقدیمی و ستون خواسته می باشد. در متن سند نکاحیه که در ید موکل می باشد. قید شده است.که زوج همسر دیگری ندارد. و این در حالی است.که خوانده در حضور شهود هم اظهار داشته است.که همسر قبلی خود را طلاق داده است.و موکل با باور اظهارات خوانده به اینکه همسر قبلی خود را طلاق داده است.با وی ازدواج کرده است. اگر موکل می دانست که خوانده همسر خود را طلاق نداده است.با وی ازدواج نمی کرد ". خوانده در پاسخ به ادعای خواهان اظهار داشته است: در خصوص سند رسمی من تصویر رونوشت سند نکاحیه را ارائه می نمایم که در ان قید شده است.که من همسر قبلی خود را طلاق نداده ام و نمی دانم چگونه در دفترچه ازدواج قید شده است.که من همسر دیگری ندارم. دفترچه ازدواج یک جلد و ان هم در ید خواهان است.و برای من دفترچه ای صادر نشده است.ولی در رونوشتی که دارم. برخلاف انچه در دفترچه قید شده است.من را دارای همسر قید کرده اند ، یا دفتر اشتباه کرده و یا خواهان سند را جعل کرده است. روحانی عاقد که نام ان را به یاد ندارم. و روحانی *است.هنگام خواندن صیغه عقد شناسنامه مرا رویت کرد که نام همسر اولم در ان درج شده است.و به خواهان و خانواده خواهان و حاضرین اعلام کرد. در هنگام ثبت نکاح نیز کارمند دفتر به نام ح. د. به خواهان اعلام کرد که زوج همسر دیگری دارد. تقاضای استعلام از دفترخانه و در صورت لزوم ارجاع به کارشناس را دارم. من در هیچ جایی اظهار نکرده ام که همسر اولم را طلاق داده ام ، پدر و مادر خواهان فامیل بنده هستند و از اوضاع و احوال من اطلاع دقیقی دارند. من حکم ازدواج مجدد گرفته بودم و خواهان می دانست که من همسرم را طلاق نداده ام ". اقای ح. د. سردفتر اسناد رسمی ازدواج شماره ۵۷ *دعوت و از وی در خصوص تعارض موجود در دفتر ثبت دفترخانه و دفترچه موجود در ید خواهان مبنی بر اینکه در دفتر ثبت به وجود همسر دیگر و در دفترچه ازدواج به عدم وجود همسر دیگر اشاره شده است.سوال شد. سردفتر مزبور اظهار داشتند؛ قریب به اتفاق مراجعین به دفتر همسر دیگری ندارند و حسب عادت در مقابل سوال اینکه زوج همسر دارد. یا نه ندارد. می نویسیم و این اشتباه ناشی از عادت بوده است.ولی در خصوص زوجین حاضر ، مراتب وجود همسر دیگر را به خواهان اعلام کردیم. دادگاه جهت کشف بهتر حقیقت جلسه دیگری با حضور طرفین برگزار و حسب مذاکرات به عمل امده مشخص گردید.که اولا طرفین ساکن یک روستا و قرابت نسبی با همدیگر دارند. ثانیا خواهان اظهار داشته است.از وجود همسر و فرزند خوانده مطلع بوده است.ولی خوانده به وی گفته است.که همسرش را طلاق داده و برای این ادعا دلیلی ندارد. دادگاه با توجه به مراتبی که در بالا یاد شد و اینکه عقد ازدواج از جمله عقودی است.که شرع انور اسلام بر استحکام ان تاکید فراوانی نموده است.و به صرف وجود تعارض در دفتر ثبت ازدواج و دفترچه ازدواج در خصوص وجود همسر دوم زوج نمی توان خواهان را محق دانست و اثبات ادعای وی محتاج بینه است.و ایشان به صراحت اعلام کرده است.دلیلی بر اینکه خواهان اعلام کرده باشد. که همسرش را طلاق داده است.ندارد. قرابت طرفین و نیز سکونت انان در یک روستا و زندگی پنج ماهه مشترک طرفین نیز می تواند قرینه بر اطلاع خواهان از عدم وقوع طلاق بین خوانده و همسر اولش باشد. ، بنا بمراتب فوق الذکر خواسته خواهان غیر ثابت تشخیص و به استناد ماده ۱۲۵۷ قانون مدنی حکم بر بطلان دعوای خواهان صادر و اعلام می نماید. رای صادره حضوری و ظرف بیست روز از تاریخ ابلاغ قابل تجدیدنظر در محاکم محترم تجدید نظر *می باشد. این رای به طرفین ابلاغ گردیده و از ناحیه وکیل زوجه مورد اعتراض و تجدیدنظر خواهی قرار گرفته است.که شعبه *حسب الارجاع به تجدید نظر خواهی وی رسیدگی و سرانجام بر اساس دادنامه شماره *مبنی بر رد اعتراض ایشان و تایید دادنامه بدوی چنین رای داده است: درخصوص تجدیدنظرخواهی خانم ف. ی. فرزند ک. باوکالت اقای ب. ب. نسبت به دادنامه شماره *مورخه ۱۴۰۰/۴/۲موضوع پرونده کلاسه *صادره از شعبه *بطرفیت اقای ر. ا. فرزند ع. ح. که به موجب ان دادگاه بدوی مبادرت بصدور حکم بربطلان دعوی تایید فسخ نکاح نموده است.که پس از ابلاغ دادنامه به طرفین در فرجه قانونی از ناحیه وکیل تجدیدنظرخواه مورد اعتراض و تجدیدنظرخواهی قرار گرفته است. دادگاه تجدیدنظر با امعان نظر به جامع اوراق و محتویات پرونده ومفاد لایحه تجدیدنظرخواهی وکیل تجدیدنظرخواه ایراد و اعتراض موثر و مدللی که موجبات فسخ و بی اعتباری دادنامه معترض عنه را ایجاب نماید. به عمل نیامده است.و ایراد و خدشه اساسی سبب نقض نیز به ان وارد نیست و دادنامه معترض عنه با رعایت تشریفات مهم واصول دادرسی وفق مقررات قانونی و موازین شرعی اصدار یافته است. واستنتاج حاصل ازاستدلال مرقوم در دادنامه موصوف محمول برصحت تلقی می گردد. لذا با رد تجدیدنظرخواهی تجدیدنظر خواه و مستندا به فراز اخر ماده ۳۵۸ قانون ایین دادرسی مدنی دادنامه معترض عنه تایید می گردد.رای صادره به استناد ماده ۳۶۸ قانون مرقوم ظرف بیست روزپس ازابلاغ قابل فرجام خواهی دردیوان محترم عالی کشور میباشد. رای مذکور به طرفین ابلاغ شده است.زوجه با وکالت اقای ب. ب. *سوار در فرجه قانونی با تقدیم دادخواستی خطاب به ریاست محترم دیوان عالی کشور که در هنگام شروع قرائت می شود. نسبت به دادنامه صادره از دادگاه تجدیدنظر نیز اعتراض و فرجام خواهی کرده است.وکیل محترم فرجام خواه در دادخواست فرجامی خود اجمالا ضمن تکرار مطالب قبلی تاکید کرده است.دادگاه های بدوی و تجدیدنظر در رسیدگی به موضوع دقت کافی نکرده اند عقدنامه مورد جعل قرار گرفته است.کارشناسی نکرده اند موکله با وصف تجرد فرجام خوانده ازدواج با وی را قبول کرده ولی بعدا متوجه شده است.که او همسر دیگری دارد. لذا شرط فسخ برایش محقق است.و در قانون به این شرط توجه خاص شده است.شهود و عاقد حاضرند بر صحت ادعای موکله شهادت بدهند و … زوج هم با تقدیم لایحه ای به فرجام خواهی وکیل زوجه پاسخ داده است.که لایحه ی او هم در هنگام شور قرائت می شود. پرونده امر پس از وصول و ثبت در دبیرخانه دیوان عالی کشور به منظور رسیدگی به فرجام خواهی ایشان به این شعبه ارجاع گردیده است. هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش اقای غ. ق. عضو ممیز و دادخواست فرجام خواهی و ضمایم ان و مطالعه و بررسی دیگر محتویات اوراق پرونده مشاوره نموده و با استعانت از خداوند متعال چنین رای می دهد: رأی متن رأی رای شعبه درخصوص دادخواست فرجام خواهی خانم ف. ی. با وکالت اقای ب. *به طرفیت اقای ر. ا. نسبت به دادنامه شماره *مورخ ۱۴۰۰/۷/۲۹ صادره از شعبه *نظر به اینکه ایشان در دادخواست فرجامخواهی و ضمایم ان هیچگونه مدرک و دلیل موجهی که برابر مقررات موجبات ایراد خدشه اساسی و نقض دادنامه فرجامخواسته را در پی داشته باشد. ارائه ننموده و رای مذکور هم از نظر شکلی و رعایت اصول دادرسی و هم از حیث ماهوی و مبانی استدلال و استنباط قضایی عاری از ایراد و اشکال اساسی و موجب نقض صدور یافته است.لذا این شعبه فرجامخواهی معموله را غیر موجه تشخیص و با استناد به بند الف ماده ۳۶۸ و ماده ۳۷۰ و ماده ۳۹۶ قانون ایین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی ضمن ابرام دادنامه فرجامخواسته پرونده را به دادگاه محترم صادر کننده رای مذکور اعاده می نماید./الف شعبه * غ. ق. ( رییس ) ع. ص. ( عضو معاون ) فهرست خلاصه جریان پرونده متن رأی نقد رأی نقد رأی نام * : رایانامه * : توضیح: کدتصویری: تعدادموافق: 0 ـ تعدادمخالف: 0 نقدهای شما تماس با ما نشانی: تهران اتوبان چمران شمال ، اتوبان یادگار جنوب، بعد از خروجی اوین درکه، پشت مجتمع دشت بهشت، خیابان شهید قدوسی کد پستی : 1983846514 تلفــــن : 22376843 دورنگار : 22376840 سامانه پیام کوتاه:5000969900070 رایانامه : bijp@jri.ac.ir پیوندها پژوهشگاه قوه قضاییه قوه قضاییه جمهوری اسلامی ایران مرکز آمار و فناوری اطلاعات قوه قضاییه روزنامه رسمی کشور معاونت حقوقی قوه قضاییه مرکز مطبوعات و انتشارات قوه قضاییه نسخه کلیه حقوق برای پژوهشگاه قوه قضاییه محفوظ است