فرجام خواهی از رای تصحیحی گزارش اصلاحی
خلاصهٔ رأی
فرجام خواهی از رای تصحیحی گزارش اصلاحی Toggle navigation صفحه اصلی درباره ما درباره پژوهشگاه قوه قضائیه
متن کامل
فرجام خواهی از رای تصحیحی گزارش اصلاحی Toggle navigation صفحه اصلی درباره ما درباره پژوهشگاه قوه قضائیه درباره پژوهشکده آرا تماس با ما دریافت نظرات و پیشنهادها عنوان: فرجام خواهی از رای تصحیحی گزارش اصلاحی پیام: رأی تصحیحی که پیرو گزارش اصلاحی صادر می شود قابل طرح در دیوان عالی کشور نیست. زیرا همانگونه که گزارش اصلاحی صادره از محاکم، از قطعیت برخوردار است، به طریق اولی آراء اصلاحی صادره راجع به آنها نیز قطعی هستند. مستندات: شماره دادنامه قطعی : 9409970908200281 تاریخ دادنامه قطعی : 1394/11/28 گروه رأی : حقوقی آراء منتخب پرونده: شعبه دیوان عالی کشور مشخصات متن نتیجه تحلیلی کلید واژه ها نمایه قوانین مرتبط گردش پرونده عین عبارت چاپ متن متن تجمیعی پرونده قلم یکان ایران میترا ترافیک زر یاقوت تیتر رأی خلاصه جریان پرونده شماره پرونده : 9009980228900898 شماره دادنامه : 9409970908200281 تاریخ : 1394/11/28 خلاصه جریان پرونده بموجب پرونده های واصله بشرح آتی میباشد : 1- بدلالت پرونده کلاسه 271/62 که ضمیمه پرونده اصلی موضوع فرجام خواهی معموله میباشد آقای لطیف زاهدی بوکالت از آقای م. آ. دادخواستی بطرفیت آقای ح. ب. بخواسته الغاء حکم حجر صادره درباره آقای یوسفعلی ب. تقدیم دادگاه مدنی خاص تهران نموده و در شرح دادخواست ، خلاصتاً توضیح میدهد که بشرح پرونده کلاسه 1896/61 موجود در اداره سرپرستی دادسرای تهران ، آقای ح. ب. اقدام به اخذ حکم حجر پدر خود بنام ی. ب. از شعبه 28 دادگاه شهرستان تهران مینماید و چون ی. ب. در تفرش مقدار زیادی از املاک خود را بموجب اسناد رسمی به دیگران و از جمله به خواهان فروخته و پس از گذشت سالها و گران شدن زمین ، اقدام باین کار ( اخذ حکم حجر ) نموده و دادگاه نیز حکم حجر یوسفعلی ب. را صادر مینماید و حتی بموجب حکم دیگری تاریخ حجر را به چند سال قبل تسری داده و اکنون قیم محجور با اخذ حکم حجر پدر خود ، شروع به آزار خواهان و سایر خریداران اموال نموده و دادخواست ابطال معاملات رسمی انجام شده را در چند سال پیش بدادگاه اراک داده ، در حالیکه نامبرده (محجور) کاملاً سالم بوده و سالها بعد از صدور حکم حجر نیز با بانکها و مردم تفرش معاملاتی انجام داده که دلیل سلامت وی میباشد و با توجه بمراتب فوق و سایر توجیهات مذکور در دادخواست مزبور ، تقاضای رسیدگی و فسخ و ابطال حکم حجر یوسفعلی ب. را نموده و فتوکپی های : 1- چک مورخ 61/5/1 بعهده بانک ملی --- معادل 27 هزار تومان در وجه یوسف ب. بابت قیمت باغ صادره از ناحیه م. آبابائی . 2- قولنامه عادی مورخ 60/12/14 تنظیمی فیمابین حاج یوسف ب. و م. آبابائی ( بعنوان فروشنده و خریدار ) راجع به معامله 6 دانگ باغ . 3- استشهادیه محلی .4- دو فقره اظهارنامه ارسالی از ناحیه یوسفعلی ب. جهت م. آبابائی مفاداً مبنی بر مغبون بودن خود در انجام معامله باغ ، را ضمیمه دادخواست تقدیمی مینماید .دادخواست مذکور در تاریخ 62/2/27 جهت رسیدگی به شعبه 2 دادگاه مدنی خاص تهران ارجاع شده و طرفین دعوت به دادرسی شده و پرونده حجر آقای یوسفعلی ب. از شعبه اول دادیاری امور سرپرستی تهران مطالبه مینماید .متعاقباً آقایان و خانم ها ح. و ن. و پری زمان نام خانوادگی همگی ب. و ز. ب. ( فرزندان و عیال ی ب. ) بموجب لایحه ای که در تاریخ 62/4/5 تقدیم شعبه 2 دادگاه مدنی خاص تهران نموده اند با ارائه رونوشت گواهی مرگ یوسفعلی ب. اعلام میدارند که نامبرده در تاریخ 62/3/27 بدرود حیات گفته و نامبردگان خود را وراث آن مرحوم اعلام میدارند .شعبه 102 دادگاه عمومی تهران پس از تشکیل جلسات متعدد و استماع اظهارات طرفین و وکلای آنان و مطالعه پرونده کلاسه 1/61-1896 مربوط به صدور حکم حجر یوسفعلی ب. مبادرت بصدور حکم مینماید .( توضیحاً اینکه شعبه 102 دادگاه عمومی تهران جانشین شعبه 2 دادگاه مدنی خاص بنظر میرسد .) بموجب دادنامه شماره 1005-62/7/21 صادره از شعبه 102 دادگاه عمومی تهران ، اجمالاً ضمن رد ادعاهای وکیل خواهان ، با عنایت باینکه آقای ی. ب. قبل از اولین جلسه رسیدگی فوت نموده و تقاضای خواهان مبنی بر جلب نظر کارشناس پزشکی قانونی متعذر گردیده و با توجه باختلاف فاحش معامله و اینکه خود خواهان نیز باین مسئله با ذکر جمله پس از گذشت سالها و گران شدن زمین معترف میباشد ، چه بفاصله کمتر از سه ماه بطریق رسمی این اختلاف باطلاع معترض رسیده و تصور افزایش قیمت به چند برابر قیمت در ظرف مدت سه ماه غیرقابل تصور است و با عنایت باینکه همزمان با اعلام حجر آقای ی. ب. انجام معاملات غیرعادی وی بدادگاه اعلام گردیده و دادگاه با آگاهی بنحوه معاملات انجام شده و با توجه بنظریات خبره ( نظریه پزشکی قانونی ) اقدام بصدور حکم حجر نموده و م. اً انجام معامله غیرعقلائی با اختلاف فاحش در تصمیم گیری دادگاه مؤثر بوده است و با توجه به جمیع جهات مذکور در رأی مزبور و اینکه خواهان دلیل موجهی بر خواسته خویش ارائه ننموده است ، لذا اعتراض آقای م. آ. را غیروارد تشخیص و حکم صادره در خصوص حجر آقای ی. ب. را تأیید مینماید .و پرونده امر انعکاس مؤثری بیش از این ندارد و ضمیمه میباشد .2- بدلالت پرونده کلاسه 900907 متشکله در شعبه 29 دادگاه عمومی حقوقی تهران که موضوع فرجام خواهی میباشد ، آقای م. س. بوکالت از آقایان و خانم ها ح. و م. و م. و م. و ح. و ف. و ز. و م. و م. نام خانوادگی هر 9 نفر آ. و ع. ز. دادخواستی بطرفیت آقایان و خانم ها ر. و کامران و نسرین و راحله و م. و م. و شهناز و شهرام و پری زمان نام خانوادگی هر 9 نفر ب. و ف. مؤذن خداشناس و ز. قربان خانی بخواسته اعاده دادرسی در پرونده کلاسه 271/62 شعبه 29 دادگاه عمومی حقوقی فعلی تهران و 102 سابق که منجر بصدور دادنامه شماره 1005-62/7/21 گردیده است باستناد بندهای 5 و 6 و 7 ماده 426 قانون آئین دادرسی مدنی تقدیم دادگاه عمومی تهران نموده و در شرح دادخواست توضیح میدهد که بدنبال فروش مقادیری زمین بوسیله آقای یوسفعلی ب. به پدر خواهانها ، فرزند یوسفعلی بنام ح. ب. فقط بمنظور ابطال معاملات مذکور ، تنها راه حل را اخذ حکم حجر پدر خود می بیند و با مراجعه بدادگاه حقوقی تهران ، موفق به اخذ حکم حجر پدر خود میشود لیکن از آنجائی که مدتی از تاریخ معامله سپری شده و حکم حجر صادره نیز مربوط به زمان حال بوده ، با حیله و ترفند موفق به اخذ گواهیهای مورخ 61/6/17 و 62/10/10 از پزشکی قانونی تهران و تسری حکم حجر پدر خود به سال 1359 میشود و مورث خواهان ها نسبت به حکم حجر صادره اعتراض نموده و شعبه 102 دادگاه حقوقی سابق تهران ( 29 فعلی ) اقدام بتأیید حکم حجر صادره نموده و چون گواهیهای پزشکی قانونی خلاف واقع بوده اند ، مقامات وقت پزشکی قانونی تحت تعقیب کیفری قرار گرفته و پس از انجام کارشناسی ، با احراز جعلی بودن گواهی های مذکور ، موضوع مشمول مرور زمان قرار گرفته و رسیدگی و تعقیب موقوف میشود و از آنجائیکه قرار موقوفی مانع پیگیری حقوقی نمیباشد لذا خواهانها در جهت اخذ حکم اثبات جعلی بودن گواهیهای صادره ، دادخواستی به دادگاه حقوقی تهران تقدیم که بموجب دادنامه شماره 254-89/10/28 شعبه 29 دادگاه حقوقی تهران ، حکم به اثبات جعلیت گواهیهای صادره پزشکی قانونی صادر شده که نسبت به آقایان و خانم ها م. و کامران و شهرام و راحله و نسرین و ف. مؤذن خداشناس و پری زمان و شهناز و ز. قربان خانی بلحاظ عدم اعتراض آنان قطعیت یافته و دو نفر از محکوم علیهم بنامان م. و ر. نسبت به آن اعتراض نموده و شعبه 37 دادگاه تجدیدنظر استان تهران بشرح دادنامه شماره 04263 راه حل موضوع را طرح دعوی اعاده دادرسی دانسته است و با توجه بمراتب فوق و احراز جعلی بودن گواهیهای پزشکی قانونی و اثبات حیله و تقلبی که آقای ح. ب. جهت اخذ حکم حجر آقای یوسفعلی ب. بکار برده اند باستناد بندهای 5 و 6 و 7 ماده 426 قانون آئین دادرسی مدنی ، تقاضای پذیرش اعاده دادرسی و نقض حکم حجر صادره از حیث تسری آن به قبل شده و فتوکپی های : 1- وکالتنامه رسمی شماره 71116-86/5/8 تنظیمی در دفترخانه اسناد رسمی شماره 45 تفرش که طی آن آقایان و خانم ها م. و م. و ح. و ف. و ز. و م. و م. نام خانوادگی همگی آبابائی و م. آقابابائی و ع. ز. بعنوان موکلین مبادرت به تفویض وکالت به ح. آبابائی بعنوان وکیل جهت طرح و اقامه هر گونه دعوی حقوقی و جزائی با اختیارات مشروح و مذکور در وکالتنامه مزبور نموده اند . 2- نظریه مورخ 62/10/10 مرکز پزشکی قانونی تهران مبنی بر اختلال حواس یوسفعلی ب. و قادر نبودن وی به اداره امور مالی خود . 3- نظریه مشاوره ای مورخ 61/6/17 سه پزشک مبنی بر قادر نبودن یوسفعلی ب. به اداره امور مالی خود از تاریخ 61/5/11 .4- نظریه مشروح هیأت سه نفره پزشکی بعنوان شعبه 101 دادگاه عمومی تهران اجمالاً مبنی بر اینکه اختلال حواس یوسفعلی ب. در زمان حدوث قابل تسری به زمان انجام معامله نبوده و قابل انتساب به حوالی تاریخ معاینه در کمیسیون دوم پزشکی ناشی از بروز یک ضایعه حاد مغزی و زوال سریع است . 5- رأی مورخ 61/5/13 صادره از شعبه 28 دادگاه عمومی تهران مبنی بر اعلام حجر یوسفعلی ب. .ــــــ 6- تصمیم مورخ 61/6/20 شعبه 28 دادگاه عمومی تهران مبنی بر اینکه تاریخ حجر یوسفعلی ب. سال 1359 قرار داده شده و اثر حجر از همان تاریخ مترتب میشود . 7- دادنامه شماره 1005-62/7/21 صادره از شعبه 102 دادگاه عمومی تهران اجمالاً مبنی بر رد دعوی آقای م. آبابائی دائر بر الغاء حکم حجر صادره درباره یوسفعلی ب. بلحاظ عدم ارائه دلیل موجه از ناحیه خواهان . 8- قرار شماره 272-79/7/17 صادره از شعبه 1401 دادگاه عمومی تهران که طی آن در خصوص اتهام ح. ب. مبنی بر سوءاستفاده از موقعیت شغلی خود که کارمند دادگستری است و معاونت در صدور گواهی خلاف واقع و نیز اتهام آقایان دکتر مختاری و دکتر گودرزی و دکتر خلیل نژاد و دکتر ناصح از پزشکان قانونی سازمان پزشکی قانونی دائر بر صدور گواهی خلاف واقع مورخ 62/10/10 بلحاظ شمول مرور زمان باستناد ماده 173 قانون آئین دادرسی کیفری ، قرار موقوفی تعقیب صادر گردیده است . 9- خلاصه گزارش 16 صفحه ای شماره 25/ م ق-84/9/15 تنظیمی از ناحیه آقای دادرس دادگاههای تجدیدنظر استان مرکزی در مورد پرونده های متعدد مطروحه فیمابین م. بابائی و یوسفعلی ب. در دادگاههای عمومی تهران و تفرش و اراک . 10- دادنامه شماره 20/279-87/5/30 صادره از شعبه 20 دیوان عالی کشور که بموجب آن خلاصتاً درخواست ریاست قوه قضائیه مبنی بر اعمال مقررات ماده 2 قانون اختیارات رئیس قوه قضائیه نسبت بدادنامه شماره 272-79/7/17 صادره از شعبه 1401 دادگاه عمومی تهران که مورد تایید شعبه 7 دادگاه تجدیدنظر استان تهران واقع گردیده است و مشعر بر صدور قرار موقوفی تعقیب ح. ب. بلحاظ ارتکاب بزه استفاده از موقعیت شغلی خویش و معاونت در صدور گواهی خلاف واقع و نیز در مورد اتهام چهار نفر پزشکان اداره پزشکی قانونی تهران دائر بر صدور گواهی خلاف واقع بجهت مشمول مرور زمان میباشد ، مردود اعلام گردیده است . 11- دادنامه شماره 8900254-89/4/12 صادره از شعبه 29 دادگاه عمومی حقوقی تهران که طی آن در خصوص دعوی ح. و م. و م. و م. و ح. و ف. و ز. و م. و م. نام خانوادگی همگی آبابائی و ع. ز. بطرفیت سازمان پزشکی قانونی تهران و ح. و ن. و پری زمان و ز. نام خانوادگی همگی ب. بخواسته صدور حکم بر اثبات جعلیت و بی اعتباری گواهیهای صادره از پزشکی قانونی بشماره های 10/3/694-61/10/17 و 10/52614-62/10/10 خلاصتاً بنا بتوجیهات منعکس در دادنامه مذکور ، حکم بر اثبات جعلیت و بی اعتباری گواهیهای صادره از پزشکی قانونی بشماره های فوق و بطلان آنها صادر گردیده است و حکم صادره در مورد م. و م. ب. حضوری و نسبت به مابقی خواندگان قابل واخواهی اعلام شده است .12- دادنامه شماره 9009970223704263-90/10/25 صادره از شعبه 37 دادگاه تجدیدنظر استان تهران که بموجب آن در خصوص تجدیدنظر خواهی آقای ر. ب. از دادنامه شماره 254-89/10/28 صادره از شعبه 29 دادگاه عمومی حقوقی تهران ( بنظر میرسد که تاریخ دادنامه مذکور اشتباه ذکر شده و 89/4/12 صحیح میباشد .) بنا بتوجیهات منعکس در دادنامه مزبور بلحاظ اینکه با وصف صدور حکم حجر لازم بوده که چنانچه تجدیدنظر خواندگان ادعائی بر حکم حجر داشته اند در آن پرونده از طرق فوق العاده شکایت از احکام ، اقدام نمایند نه اینکه دعوی مستقلی به ادله حکم آن اقامه نمایند ، لذا دعوی خواهانهای بدوی را غیرمسموع دانسته و با نقض حکم تجدیدنظر خواسته ، مبادرت بصدور قرار رد دعوی خواهانها بدوی گردیده است .13- گواهی مورخ 89/6/28 صادره از دفتر شعبه 29 دادگاه عمومی حقوقی تهران مبنی بر اینکه دادنامه غیابی شماره 8900254-89/4/12 نسبت به م. و کامران و راحله و نسرین و فخری و پری زمان و شهناز و شهرام و طاهره همگی ب. و سازمان پزشکی قانونی تهران قطعیت یافته است ، را ضمیمه دادخواست تقدیمی مینماید .دادخواست مذکور در تاریخ 90/12/6 جهت رسیدگی به شعبه 29 دادگاه عمومی تهران ارجاع شده و شعبه مزبور در تاریخ 90/12/21 مقرر میدارد که تاریخ ابلاغ دادنامه صادره از مرجع تجدیدنظر به خواهان اعاده دادرسی مشخص و اعلام گردد و سپس اصل پرونده ضمیمه پرونده حاضر شده و بنظر دادگاه برسد .آقای ح. آبابائی بموجب لایحه ای که در تاریخ 90/12/23 تقدیم دادگاه مذکور نموده است اعلام میدارد که حکم مورد نظر در تاریخ 90/12/8 ابلاغ گردیده است و فتوکپی دادنامه شماره 4263-90/10/25 صادره از شعبه 37 دادگاه تجدیدنظر استان تهران را ضمیمه لایحه تقدیمی مینماید .شعبه 29 دادگاه عمومی حقوقی تهران در تاریخ 91/2/4 با توجه به مفاد دادخواست و دلائل ابرازی و در نظر داشتن دادنامه صادره از شعبه 37 دادگاه تجدیدنظر استان تهران و باستناد مواد 435 و 426 قانون آئین دادرسی مدنی ، مبادرت بصدور قرار قبولی اعاده دادرسی نموده و طرفین ر