عنصر قانونی شروع به سرقت مسلحانه
خلاصهٔ رأی
عنصر قانونی شروع به سرقت مسلحانه Toggle navigation صفحه اصلی درباره ما درباره پژوهشگاه قوه قضائیه دربا
متن کامل
عنصر قانونی شروع به سرقت مسلحانه Toggle navigation صفحه اصلی درباره ما درباره پژوهشگاه قوه قضائیه درباره پژوهشکده آرا تماس با ما دریافت نظرات و پیشنهادها عنوان: عنصر قانونی شروع به سرقت مسلحانه پیام: عنصر قانونی شروع به سرقت مسلحانه، ماده 655 قانون مجازات اسلامی مصوب 1375 است و ماده 122 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392در این خصوص، ملاک عمل نیست. مستندات: ماده 655 قانون مجازات اسلامی 1375- شماره دادنامه قطعی : 9209985472900276 تاریخ دادنامه قطعی : 1394/10/27 گروه رأی : کیفری آراء منتخب پرونده: شعبه دیوان عالی کشور مشخصات متن نتیجه تحلیلی کلید واژه ها نمایه قوانین مرتبط گردش پرونده عین عبارت چاپ متن متن تجمیعی پرونده قلم یکان ایران میترا ترافیک زر یاقوت تیتر رأی خلاصه جریان پرونده در تاریخ 92/2/25 خانمی بنام ز. ر. در مرکز بخش ب. بر اثر اصابت گلوله مجروح که بعد از انتقال به بیمارستان ... شهرستان ایرانشهر وی فوت کرده است . مأمورین به محض اطلاع در محل حاضر شده اند . آثار خون و اصابت یک عدد فشنگ جنگی کاملاً مشهود بوده . افراد حاضر در محل ضارب را فردی بنام ص. ب. اعلام و اظهار داشته اند که انگیزه اصلی ضارب ، تیراندازی به سمت فردی بنام ی. ر. بوده که بنا به دلایل نامعلومی اقدام به تیراندازی به سمت مجروح فوق الذکر نموده است یک عدد پوکه در صحنه توسط مأمورین کشف و ضبط شده است و نیز آثار اصابت دو عدد فشنگ جنگی روی درب منزل که سوراخ شده نیز مشاهده شده است . موضوع درگیری اختلاف مالی ضارب و برادر زاده مقتوله آقای ی. ر. اعلام شده است ( ص 1-2-3) همسر مقتوله در حضور مأمورین ( ص 3) و در کلانتری ( ص 4) ضمن توضیح به اینکه . به همراه همسرم ز. ر. به منزل برادر ش اقای ی. ر. آمدیم ... در حال خوردن نهار بودم و همسرم پشت درب منزل بوده که ... پس از تیراندازی به طرف آقای ی. ر. تیربه همسرم اصابت می کند . که در بیمارستان فوت کرده است س: آیا قاتل را می شناسید یا با نامبرده اختلاف داشته اید ج: قاتل اقای ص. ب. می باشد و با اقای ی. ر. اختلاف داشته اند . موضوع توسط سرپرست محترم فرماندهی انتظامی بخش بمپور به دادسرا در وقت کشیک گزارش شده است بازپرس کشیک به شرح برگ 7 دستورات لازم جهت پیگیری موضوع را صادر نموده است . مادر مقتوله هم به شرح برگ 19 در مرجع انتظامی علیه اقای ص. ب. بعنوان قاتل فرزندش شکایت و تقاضای پیگیری موضوع را نموده است . پزشکی قانونی به شرح برگ 25 پرونده ضمن تشریح وضعیت جسد مقتوله اعلام کرده است . در معاینه تنه. سوراخی به قطر تقریبی نیم سانتی متر . قدام قفسه صدری در سمت چپ بالای سینه چپ ( مشابه ورودی گلوله) و سوراخی به ابعاد تقریبی 1 1 سانتی متر منطبق برورودی خلف قفسه صدری در سمت چپ ( مشابه خروجی گلوله ) مشاهده گردید... بر این اساس علت مرگ اصابت مرمی آتشین به قفسه صدری و خونریزی داخل قفسه صدری و عوارض آن ، تعیین و جواز دفن بنام وی صادر گردید: از آقای ی. ر. به شرح برگ 24 پرونده در خصوص علت و انگیزه قاتل ص. ب. در خصوص تیراندازی سئوال شده است . نامبرده در پاسخ گفته است . حدوداً سه ماه پیش من از ص. ب. یک دستگاه موتورسیکلت خریداری نمودم و مبلغی حدوداً سیصد هزار تومان بدهکار شدم . گفتم اگر چند روزی صبر کنید پولش را می دهم و دیروز با یک خود روی پراید مشکی حدوداً ساعت 11( یازده ) صبح که نتوانستم پلاک آن را یادداشت نمایم به درب منزل من و تنها مراجعه کرد و سر پول جرو بحث و نزاع نمود که ناگهان سلاح کمری که به همراه داشت حدوداً سه تیر به سمت من تیراندازی کرد و من به سمت منزل فرار کردم و در را بستم که با توجه به اینکه خالم مرحومه ز. ر. و خواهرم پشت در ایستاده بودند که من به آنها گفتم که برید عقب در همین حین دو تیر دیگر به سمت درب منزل شلیک کرد که فکر کنم حدوداً دو تیر به قفسه سینه خالم برخورد نمود و پس از دادو فریاد که مشخص شد تیر به خاله مرحومم اصابت نمود از محل متواری شد و سریعاً با خودرو خود متواری شد. وی سپس آدرس ص. ب. را اعلام کرده است . تحقیقات مأمورین مشخص کرده است که اقای ص. ب. پس از تیراندازی با وسیله نقلیه پراید مشکی رنگ به رانندگی فردی بنام آقای ح. س. از محل متواری شده است . آقای ح. س. در تاریخ 92/3/14 توسط مأمورین دستگیر شده است ( ص 44) وی هنگام دستگیری به همراهی با آقای ص. ب. اعتراف نموده که وی در روز حادثه آقای ص. ب. را از ایرانشهر جهت تسویه حساب با آقای ی. ر. به بمپور آورده و پس از تیراندازی به اجبار و تهدید اسلحه مشارالیه را همراهی کرده است . اقای ی. ر. در مواجهه با اقای ح. س. و در مرجع انتظامی ( ص 45-46) اعلام کرده است که در روز درگیری و تیراندازی ص. ب. آقای ح. س. حضور داشته ولی تهدیدی از سوی تیرانداز نسبت به وی انجام نگرفته است و اقای ص. ب. بعد از تیراندازی با اتومبیل اقای ح. س. متواری شده است . و آقای ح. س. در هنگام تیراندازی ص. ب. جلو نیامده و نقشی در تیراندازی نداشته و فقط راننده بوده . که ص. را به آنجا آورده و پس از قتل آن را سوار خودرو کرده و از صحنه متواری شده است . مأمور اولیاء دم مقتول از آقای ح. س. هم به علت همکاری وی در قتل مرحوم و پنهان سازی و فراری دادن قاتل شکایت نموده اند ( ص 47) آقای ح. س. هم در تحقیقات انجام گرفته . اقرار کرده و گفته که ... من قبول دارم . من داخل شهر بودم ص. زنگ زد که من بازارم بیا من را ببر تا ب. ه کم پول طلب دارم می خواهم بگیرم ... آنجا که رفتیم .. یه دفعه ی. ر. از خونه آمد بیرون . اول با هم حرف زدن ... بعدش ی. آمد بهش حرف بد زد که پولا رو نمی دم ... تا اینکه ص. اسلحه را در آورد حدود چهار پنج تا تیر به طرف درب خانه زد بعدش دوید آمد تو ماشین و پس از آنکه یک تیر به ماشین زد و با زور بهم گفت حرکت کن من از ترس حرکت کردم . وی اعلام کرده که از بستگان ص. می باشم و ص. فردی شرور و مسلح بود و نه ماه پیش نیز به زندان رفته بود... ( ص 48-49 ) آقای ح. س. در دادسرا هم عمدتاً همین حرفها را تکرار کرده است ( ص 55-56) و در دفاع از اتهام معاونت در قتل ز. ر. ( حسب شکایت اولیاء دم ...) گفته است : من از ص. ترسیده بودم موقع شلیک کردن عین دیوانه ها بود منم آن لحظه نمی دونستم که کسی کشته شده بعداً فهمیدم ... میخواستم با آنها همکاری کنم ( ص 57) پرونده به شعبه دوم بازپرسی دادسرای عمومی و انقلاب شهرستان ایرانشهر ارجاع شده است (ص 61) بازپرس سوابق اقای صاحب ب. را استعلام کرده است . سوابق وی به شرح برگ 670 اعلام شده است . کارشناس بررسی صحنه هم پس از ملاحظه جسد مقتوله اصابت گلوله به قفسه سینه سمت چپ مقتوله زینب ر. را تأیید کرده است ( ص 38 آقای ص. ب. فرزند ع. در تاریخ 92/11/18 همراه یک فرد دیگر در حالیکه مسلح بوده است در منطقه شهر دراز قصد راهبندی و سرقت مسلحانه از سه نفر بنامهای 1- عباس شمسی فرزند نوردر 2- حسینعلی احمدی فرزند قنبر 3- قاسم شارعی که جهت تفریح به آن منطقه رفته بودند داشته اند که با آنها درگیر شده اند ( مطابق آنچه در صورتجلسه دستگیری ذکر شده است) یکی از سه نفر از پرسنل ناجا بوده که موفق شده است یکی از دو نفر را که بعداً معلوم شده است . ص. ب. می باشد دستگیر و مراتب به اطلاع مأمورین انتظامی رسیده است و مأمورین در محل اعلامی حاضر ووی را در حالیکه مسلح به سلاح کلاش بوده دستگیر و علاوه بر کلاش ، 6 تیغه خشاب با چهل و پنج عدد تیر جنگی و یک عدد نارنجک جنگی و یک دستگاه موتورسیکلت کشف شده است در این درگیری آقای ص. ب. از ناحیه سرو صورت و بدن و دست راست مجروح و از ناحیه دست چپ دچار شکستگی گردیده است . فرد دیگر از محل متواری شده است ( ص 147) از آقای عباس شمسی و یکی از افراد درگیرشده که خودش را نظامی ( تیپ 388 پیاده مکانیزه ) معرفی کرده است بعنوان شاکی تحقیق شده است . نامبرده در خصوص ماجرا گفته است ... بنده در معیت خانواده و نیز یکی از دوستان همکارم بنام حسینعلی احمدی و نیز از دوستان دیگرم بنام قاسم شارعی جهت تفریح و گردش به منطقه شهر دراز زمینهای کشاورزی موجود. همگی در یک جا نشسته بودیم که یک دستگاه موتورسیکلت هوندا با دو سر نشین نزدیک ما شدند که به محض پیاده شدن از موتورسیکلت فرد دستگیر با یک قبضه اسلحه کلاش و نیز یک جلیقه خشاب که بر روی سینه بسته بود با مسلح کردن سلاح خودرو نیز همکاروی که یک قبضه سلاح لوله کوتاه و کلت در دست داشت به سمت ما حمله ور شده و از ما درخواست کلیه اشیاء قیمتی و پول نقد و کلید خودرو و سایر وسایل از ما به زور سلاح نموده که با همکاری دیگر دوستانمان در یک لحظه با سارقین مسلح درگیری فیزیکی پیدا کرده که نامبرده یک گلوله تیراندازی نمودولی توانستم به وی مسلط شوم . ضمن اینکه دوستان دیگر من فرد متواری را دنبال کردند و یکی از همراهیان بنده که از همکاران ناجا می باشد با سلاح کلاش که از فرد دستگیر شده به دستمان آمد به سمت سارق مسلح دیگر تیراندازی نمود و احتمالاً سارق را مورد اصابت گلوله قرار داد ولی متأسفانه متواری شد. س: آیا سارق مسلح متواری موفق به سرقت از وسایل شما شده است ج: یک دستگاه گوشی موبایل نوع سامسونگ با شماره 0915672667 و نیز کلید خودرو دوستم را نیز وی با خود برد ص 148) سوابق ( هشت فقره سابقه ) کیفری اقای صاحب ب. ( متهم) به شرح برگ 149 و 150 ضمیمه شده است . در پلیس آگاهی ایرانشهر در تاریخ 92/11/18 از متهم اقای ص. ب. تحقیق شده است . وی ابتدا در خصوص سلاح مکشوفه از وی در زمان دستگیری گفته است . سلاح کلاش و فشنگهای مکشوفه و نیز نارنجک دستی را از فردی بنام یعقوب سیاه خانی خریده ام چون طرف دارم . طایفه ر. از بمپور به خاطر قتل زینب ر. طرف من است و قصد داشتم زمانی که نتوانم از اسلحه استفاده کنم یا اینکه مأمورین قصد درگیری را داشته باشند و یا اینکه مهماتم تمام شود از آن ( نارنجک ) استفاده کنم . از وی سئوال شده است در خصوص قتل ز. ر. اینکه چرا وی را به قتل رسانده اید و انگیزه شما از قتل متوفی چه بوده را توضیح دهید که در جواب گفته است . حدود یک سال قبل یک قبضه کلت رولور به مبلغ -/2/500 به یاسر ر. فرزند یار محمد فروختم و قرار شد پول اسلحه را یک هفته ای بدهد که یک موتور به مبلغ -/1/300 بابت پول کلت داد الباقی را نداد و امروز و فردا می کرد تا اینکه اوایل سال 92 جهت دریافت الباقی رفتم درب حیاط منزلشان با حفیظ ا... س. و با خودرو پراید . ابتدا موضوع را با یاسر گفتم ولی او شروع کرد با من به جرو بحث کردند و در آخر گفت پولت را نمی دهم هر غلطی می خواهی بکن من با کلت تی تی که از نظر زردکوهی به مبلغ -/1/500 خریداری کرده بودم چند گلوله به طرف پاهای یاسر تیراندازی نمودم یاسر فرار کرد و خودش را داخل حیاط انداخت و مجدد درب را باز کرد قصد داشت با آجر مرا بزند من مجدد با کلت تعداد چند تیر به طرف پایین درب تیراندازی کردم و سریع خودم را به ماشین حفیظ رساندم که یک تیربه درب خودرو حفیظ خورد و سریع از محل متواری شدیم در بین مسیر حفیظ گفت چرا به درب خودرو من تیراندازی کردی گفتم حواسم نبود وی نام رفیق خود را که متواری شده سعید متحدی اعلام کرده و گفته که نام پدر وی را نمی دانم ولی آدرس محل سکونت را وی را بیان کرده است . س: چند گلوله به در منزل یار محمد ر. شلیک کردی ج: پنج گلوله شلیک کردم س: دقیقاً به کجا شلیک کردی ج: به طرف پایین در س: زمان تیراندازی مرحوم زینب ر. کجا بود ج: اصلاً او را در روز حادثه ندیدم ولی فکر کنم پشت درب حیاط بود س: آیا یاسر ر. مسلح بود ج: خیر من در دست او سلاحی ندیدم س: زمانی که شما به طرف درب تیراندازی کردید آیا به جز یاسر ر. کس دیگری از اهالی منزل جلو درب حضور داشت ج: فقط یاسر بود ومن کس دیگری ندیدم س: آیا شما می دانستید که مرحوم زینب ر. پشت درب فوق حضور دارد ج خیر نمی دانستم و زمانی که تیراندازی کردم ومتواری شدم نیم ساعت بعد همسرم با من تماس گرفت و گفت زینب ر. خواهر یار محمد عمه یاسر به قتل رسیده است ... من نمی دانستم کسی پشت درب حیاط است و از طرفی من قصد ترساندن یاسر را داشتم ولی تیرها به مقتول اصابت کرده بود و من قصد کشتن زینب ر. را نداشتم . س: نقش حفیظ ا... س. در قتل مرحوم زینب ر. چه می باشد ج: هیچ نقشی نداشت . چون دوستم بود و ماشین داشت به او زنگ زدم که بیا برویم از یاسر پول طلب دارم بگیرم او آمد و با یکدیگر رفتیم درب حیاط یار محمد اصلاً قصد درگیری نداشتم ولی ناگهان اتفاق افتاد منهم سپس به بیست و هفت (27) فقره سرقت مسلحانه دیگر هم اعتراف کرده است و در پاسخ به سئوال به اینکه آیا تا بحال به طرف کسی تیراندازی نموده اید گفته است . بله مالباختگانی که در هنگام سرقت مقاومت می کردند جهت ترساندن آنها به طرف پای آنها تیراندازی کرده ام و سه الی چهار بار تیراندازی کرده ام . وی مجدداً به فروش یک اسلحه کلت رولور به یاسر ر. و تیراندازی به سمت او در روز حادثه و نیز تیراندازی به درب حیاط آنها که منجر به قتل مرحوم زینب ر. شده است را قبول نموده است ( ص 152 تا 160) تصویر گواهی حصر وراثت مربوط به اولیاء دم مقتوله زینب ر. که حاکی است ورثه وی مادرش خانم ف. ر. و همسرش اقای ن. ر. می باشند . به شرح برگ 132 و 164 ضمیمه پرونده است : دو نفر بنامهای 1- فرج بهادری فرزند فقیر محمد 2- محمد رودینی فرزند لال محمد هم بعنوان شاکی مدعی شده اند که دو نفر موتور سوار حدود ساعت 18 شب به صورت مسلحانه جلو انها گرفته و موتورسیکلت و مدارک موتور - سه عدد گوشی و ... از آنها سرقت کرده اند . که یکی از آنها گفته موفق به شناسایی آنها نشده دیگری ( شاکی ردیف 2) گفته که آن شب آنها را نشناختم ولی بعداً مردم گفته اند که نام یکی از سارقین ص. ب. بوده است ( ص 170-171 ) در تاریخ نوزدهم بهمن ماه 92 بین دو نفر شاکی اخیر الذکر و متهم دستگیر شده مواجهه داده اند شکاه مجدداً اظهارات قبلی خودشان را تکرار