علم ذوالخیار به وجود حق فسخ و فوریت آن
خلاصهٔ رأی
پیام: سقوط حق فسخ نکاح بهجهت گذشت مدت منوط به علم ذوالخیار به حق فسخ و فوریت آن است و این موضوع، نیازمند اثبات است.
متن کامل
علم ذوالخیار به وجود حق فسخ و فوریت آن Toggle navigation صفحه اصلی درباره ما درباره پژوهشگاه قوه قضائیه درباره پژوهشکده آرا تماس با ما دریافت نظرات و پیشنهادها عنوان: علم ذوالخیار به وجود حق فسخ و فوریت آن پیام: سقوط حق فسخ نکاح بهجهت گذشت مدت منوط به علم ذوالخیار به حق فسخ و فوریت آن است و این موضوع، نیازمند اثبات است. بنابراین مادامیکه علم ذوالخیار به حق فسخ و فوریت استفاده از آن به اثبات نرسیده باشد، تأخیر وی موجب اسقاط حق فسخ وی نمی شود. عنوان: معیار وصف سلامت زوجین پیام: مقصود از وصف سلامت هر یک از زوجین، صرفاً سلامت نسبی و عدم ابتلا به عیوب و امراض صعب العلاج، غیر قابل علاج، مخاطره آمیز یا موجب اختلال در روابط زناشویی است. بنابراین عیوب و امراض دیگر، موجب زوال وصف سلامت و ایجاد خیار فسخ نکاح نمی شود. مستندات: شماره دادنامه قطعی : 9409985183100970 تاریخ دادنامه قطعی : 1395/04/28 گروه رأی : حقوقی آراء منتخب پرونده: شعبه دیوان عالی کشور شعبه دیوان عالی کشور مشخصات متن نتیجه تحلیلی کلید واژه ها نمایه قوانین مرتبط گردش پرونده عین عبارت چاپ متن متن تجمیعی پرونده قلم یکان ایران میترا ترافیک زر یاقوت تیتر رأی شعبه دیوان عالی کشور در تاریخ 94/6/9 خانم ز. خ.ت. بوکالت از طرف آقای ی. ل. بطرفیت خانم ز. س. دادخواستی بعنوان دعوی تقابل در پرونده کلاسه 940557 مطروحه در شعبه اول دادگاه عمومی سبزوار بخواسته صدور حکم بر فسخ نکاح بدلیل تخلف از شرط صفت و تدلیس تقدیم و در متن دادخواست توضیح داده که بموجب عقدنامه شماره ... مورخ 1393/10/16 دفتر ازدواج شماره 9 سبزوار خوانده همسر شرعی و دائمی موکل می باشد. بعد از گذشت مدتی از عقد ازدواج موکل متوجه میشود که خوانده از برخی از ناراحتی های جسمی رنج میبرد مثل سردردهای شدید، دل دردهای شدید، گرگرفتگی شدید بدن و مدام نیز به پزشک مراجعه مینماید و داروهائی را مصرف می کند و علیرغم اصرار شدید موکل برای مراجعه زوجه به همراه همسر خود نزد پزشک متخصص متأسفانه زوجه امتناع ورزیده و با موکل پرخاشگری می کند و عصبی میشود و چون وجود سلامت جسمی و روانی در زوجین جزو شروط ضمنی و بنائی عقد ازدواج می باشد و در مانحن فیه عقد ازدواج بر مبنای سلامت جسمی و روانی زوجین محقق شده است که زوجه فاقد سلامت جسمی می باشد لذا با خیار حاصل از مدلول ماده 1128 قانون مدنی و ماده 1131 قانون مدنی رسیدگی و صدور حکم بشرح خواسته دادخواست مورد استدعاست ضمناً چون خوانده دعوی تقابل در پرونده کلاسه 940557 تقاضای مطالبه نفقه نموده و در صورت اثبات و احراز حق فسخ برای موکل پرداخت نفقه زوجه حداقل در خصوص نفقات جاریه با توجه به انحلال نکاح در اثر فسخ منتفی و در دعوی مطالبه نفقه و فسخ نکاح به یکدیگر مرتبط تقاضای لف دو پرونده و رسیدگی توأمان آن مورد استدعاست. دادخواست مطروحه در شعبه اول دادگاه عمومی حقوقی شهرستان سبزوار ثبت و مورد رسیدگی قرار میگیرد. جلسه اول دادرسی بتاریخ 94/6/29 با حضور وکیل خواهان و نیز خوانده تشکیل گردید در این جلسه وکیل خواهان با تقدیم لایحه دفاعیه اظهار داشت خواسته بشرح دادخواست و لایحه تقدیمی می باشد. خوانده دفاعاً اظهار داشت در تاریخ 93/10/16 به عقد رسمی و دائمی خواهان با مهریه 214 عدد سکه بهار آزادی درآمدم و هم اکنون در دوران عقد بسر میبرم از روز اول نوروز (عید) امسال (1394) با همسرم اختلاف داریم همان یکماه اول عقد با هم خوب بودیم و با هم رفت و آمد داشتیم و بعد از آن اختلاف ما شروع شده و چون آن موقع فصل زمستان بود و من سرما خورده بودم میگفت که چرا تو اینقدر سردرد داری حتی با خودش دو سه مرتبه با هم به دکتر رفتیم آزمایش دادم و جواب آزمایش خوب بود مشکل نبود و خود دکتر هم گفت که سونوگرافی لازم نیست مشکل نداری و همسرم دقیقاً یک الی یک ماه و نیم بعد از عقد سردردهای مرا بهانه موضوع اختلافات کرد. هنوز دوشیزه هستم عمل زناشوئی انجام نداده ایم ضمناً خود دکتر در حضور همسرم گفتند که چون سن همسرتان کم است عدم عادت ماهیانه طبیعی است بمرور زمان خوب میشود اظهارات و ادعاهای وکیل وی را قبول ندارم و در ایام نوروز امسال پدر خواهان چند بار به پدر و مادرم زنگ زدند که بیاید دخترتان طلاق توافقی بگیرد ما در مقابل چند نفر را جهت صلح و سازش نزد آنها فرستادیم ولی پدر شوهرم به آنها گفته بود که راهی ندارد بیاید طلاق توافقی بگیرد. وکیل خواهان اظهار داشت با توجه به اینکه زوجه اقرار ضمنی به برخی علائم مثل سردردهای شدید خود داشته و نیز بحث عدم عادت ماهانه را نیز پذیرفته و از طرفی مراجعه ایشان به پزشک عمومی بوده و قطعاً در بحث بیماریهای زنان مراجعه به پزشک متخصص زنان حائز اهمیت است جهت احراز سلامت یا عدم سلامت زوجه از حیث بیماریهای زنان تقاضای معرفی به پزشکی قانونی و پزشک متخصص زنان را دارم. اختلافات زوجین حسمب اظهارات موکل حدود یک ماه پس از عقد بوده است لیکن اختلاف شدید و عدم مراجعه زوجین به یکدیگر و ارتباط آنها با یکدیگر از اوایل سال جاری (1394) می باشد که زوجه پس از پس آوردن وسایل زوج به منزل پدر زوج خواستار جدائی مسالمت آمیز شده است لیکن اقدام به طرح دعوی حقوقی مطالبه نفقه نموده است. اگرچه منشأ اختلاف و طرح بحث بین موکل و زوجه همان علائم بیماری مشاهده شده در زوجه بوده است اما علت اصلی لجبازی زوجه و عدم همراهی زوجه با زوج در مراجعه به پزشک متخصص بوده است و چون موکل اصرار به مراجعه به پزشک متخصص داشته و زوجه امتناع و سپس نیز پس از مراجعه زوج در روز اول عید به منزل پدر زوجه، زوجه از همراهی با موکل امتناع و سپس باتفاق خانواده بمنزل زوج مراجعه و تمام وسایل خریداری شده توسط زوج را پس داده و خواستار جدائی به خوبی و خوشی شده اند و زوج از ادامه زندگی با زوجه نا امید شده لیکن به علت عدم آگاهی به حقوق قانونی خود اقدام نکرده تا مسأله به طریقی حل شود و به مجرد اطلاع از داشتن حق فسخ در مراجعه به اینجانب و آگاهی از داشتن حق فسخ در صورت عدم سلامت زوجه در جهت اجرای حق خود و اسرع وقت تقدیم دادخواست فسخ برآمده است و حتی طرح دعوی فسخ اگرچه به صورت دعوی تقابل اما قبل از جلسه اول دادگاه مطالبه نفقه و در فوریت متعارف عرفی انجام شده است. موکل حدود یک ماه پس از عقد متوجه علائم مشکوک به بیماری در زوجه میشود لیکن بدلیل اینکه مراودات ایشان با زوجه بسیار اندک بوده چون در دوران عقد بوده است و بخاطر همین جهت احراز امر اصرار به مراجعه به پزشک متخصص داشته است. زوجه مجدداً اظهار داشت چون قبلاً نزد دکتر عمومی رفته بودم نیازی به مراجعه به دکتر زنان نبود منهم مراجعه ای نکردم چون دکتر میگفت تو مشکل نداری لذا تقاضای رد خواسته خواهان را دارم. دادگاه در پایان جلسه دادرسی مقرر داشته پرونده استنادی کلاسه 940557 حقوقی یک مطالبه و بنظر برسد که پس از وصول در وقت فوق العاده مورخ 94/7/6 خلاصه آنرا در صورتمجلس منعکس نموده که حاکیست در تاریخ 94/4/1 زوجه بطرفیت زوج دادخواستی بخواسته مطالبه نفقه معوقه از 94/1/1 تا زمان تقدیم دادخواست ماهیانه دویست و پنجاه هزار تومان و بطور استمرار ماهیانه سیصد و پنجاه هزار تومان و تقاضای تعیین تکلیف مطرح نموده و پس از تشکیل جلسه دادرسی، دادگاه دستور داده که پرونده استنادی فسخ نکاح به شماره ... حقوقی یک مطالبه و به خواهان ابلاغ شود گواهی رشد را ارائه نماید، تصویر گواهی رشد ضمیمه پرونده شده است. پرونده استنادی فسخ نکاح نیز پس از وصول، گزارش آن تهیه شده است و در خصوص درخواست رسیدگی توأم بلحاظ اینکه نفقات تا زمان فسخ نکاح برعهده زوج است و تصمیم گیری پرونده فسخ ناظر به آینده است و در نفقات گذشته تأثیری ندارد نظر به عدم رسیدگی توأمان داده شده و سپس قرار استماع شهادت شهود صادر و پرونده مقید به وقت رسیدگی 1394/7/13 می باشد و حکایت دیگری ندارد. دادگاه پس از اظهارنظر قاضی مشاور ضمن اعلام ختم رسیدگی بموجب دادنامه شماره 1173 مورخ 94/7/9 پس از ذکر خواسته خواهان و توضیحات وکیل ایشان با استدلال اینکه وکیل خواهان به شرح صورتجلسه مورخ 94/6/29 صراحتاً اعلام نموده موکل (زوج) یکماه پس از عقد وجود عدم سلامت جسمی در زوجه مطلع گردیده و از وی جهت درمان تقاضای مراجعه به پزشک متخصص نموده است لیکن خوانده امتناع و النهایه از اوایل فروردین ماه 1394 اختلاف نامبردگان شروع و ارتباط آنان با یکدیگر قطع میشود لذا نظر باینکه حسب محتویات سند رسمی ازدواج تاریخ عقد نکاح 1393/10/16 اعلام گردیده و از تاریخ و زمان اطلاع خواهان از بیماری زوجه (به فرض صحت آن) که حسب اظهارات وکیل وی یکماه پس از تاریخ عقد می باشد نامبرده در مدت متعارف نسبت به فسخ نکاح و اعلام آن اقدامی بعمل نیاورده است گرچه وکیل زوج مدعی عدم آگاهی موکل به حقوق قانونی خود (فوریت اعمال خیار فسخ) گردیده لیکن با توجه به آنکه پس از انتشار قوانین علم افراد جامعه به قانون مفروض و جهل آنها نیاز به اثبات دارد که در مانحن فیه نظر به باسواد بودن خواهان و نیز امکان دسترسی به وکیل یا مشاور حقوقی ادعای جهل به شرح مذکور برخلاف ظاهر می باشد لذا با عنایت به دفاعیات خوانده و نظریه قاضی محترم مشاور بلحاظ ساقط شدن خیار فسخ، دعوی مطروحه را غیر وارد تشخیص مستنداً به ماده 1131 قانون مدنی و ماده 197 قانون آیین دادرسی مدنی حکم به بطلان دعوی خواهان صادر نموده است. پس از ابلاغ رأی صادره وکیل زوج نسبت به آن تجدیدنظرخواهی نموده که پس از طی تشریفات قانونی شعبه بیست و یکم دادگاه تجدیدنظر استان خراسان رضوی بموضوع رسیدگی و طی دادنامه شماره 1375 ـ 94 مورخ 1394/9/14 اعتراض وکیل زوج تجدیدنظرخواه را غیر وارد تشخیص و ضمن رد آن دادنامه تجدیدنظرخواسته را تأیید نموده است. دادنامه اخیرالصدور در تاریخ 94/10/3 بوکیل زوج ابلاغ شد و نامبرده در تاریخ 94/10/15 با تقدیم دادخواست و لایحه فرجامی نسبت به آن فرجامخواهی نموده که پس از تبادل لوایح و وصول پرونده به دیوان عالی کشور جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع گردیده است. لوایح طرفین بهنگام شور قرائت میگردد.هیأت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید پس از قرائت گزارش آقای حسن عباسیان عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رأی می دهد. رأی شعبه دیوان عالی کشور هشتم دیوان عالی کشوراعتراضات وکیل زوج فرجامخواه نسبت به دادنامه شماره 1375 ـ 94 مورخ 1394/9/14 شعبه بیست و یکم دادگاه تجدیدنظر استان خراسان رضوی که در جهت تأیید دادنامه بدوی متضمن حکم بر بی حقی فرجامخواه در دعوی مطروحه بخواسته فسخ نکاح انشاء گردیده وارد و موجه نیست زیرا وکیل زوج فرجامخواه بشرح دادخواست نخستین و لایحه تقدیمی و توضیحات در جلسه دادرسی با اشاره باینکه زوجین در تاریخ 1393/10/16 با هم ازدواج نموده و هنوز در دوران عقد بسر میبرند و زوجه مبتلا به سردرد و دل درد شدید و گرگرفتگی شدید بدن و عدم عادت ماهانه بوده و فاقد وصف سلامت جسمی که مبنای عقد نکاح بوده است می باشد بدین لحاظ صدور حکم بر فسخ نکاح را خواستار گردیده و دادگاه بدوی بموجب دادنامه صادره و استدلال منعکس در آن بجهت اینکه زوج بفوریت و در مدت عرفی نسبت به فسخ نکاح اقدام نکرده و ادعای جهل او هم به حق فسخ و فوریت آن مسموع نمی باشد خیار فسخ او را ساقط تشخیص و حکم بر بیحقی او صادر نموده و دادنامه مزبور هم بموجب دادنامه فرجامخواسته تأیید گردیده است. اگرچه مطابق ماده 1131 قانون مدنی خیار فسخ فوری است و اگر طرفی که حق فسخ دارد بعد از اطلاع بعلت فسخ، نکاح را فسخ نکند خیار او ساقط میشود بشرط اینکه علم به حق فسخ و فوریت آن داشته باشد و مستفاد از ماده مذکور اینستکه در نکاح علم به حق فسخ و فوریت آن برای ذوالخیار مفروض و ثابت نبوده بلکه احتیاج به اثبات دارد و مادامیکه علم ذوالخیار به حق فسخ و فوریت استفاده از آن به اثبات نرسیده باشد حق فسخ او ساقط نبوده و از تاریخ علم به آن می تواند بفوریت با استفاده از حق خود نسبت به فسخ نکاح اقدام نماید و در مانحن فیه هیچ دلیلی که ثابت نماید که زوج فرجامخواه پس از اطلاع بعلت فسخ نکاح و قبل از تقدیم دادخواست فسخ نکاح، به حق فسخ خود و فوریت آن علم داشته اقامه و ابراز نشده و بدین لحاظ سقوط خیار او ثابت و محرز نبوده و هر چند در نکاح وصف سلامت جسمی و روحی هر یک از زوجین عرفاً وصف مقصود طرح دیگر بوده که علیرغم تصریح آن در عقد نکاح، عقد مبنیاً بر آن واقع میشود که فقدان این وصف در هر یک از زوجین قانوناً موجب خیار فسخ برای طرف دیگر خواهد بود ولی از آنجائیکه ملاک تشخیص وصف سلامت جسمی و روحی هر یک از زوجین داوری عرف جامعه بوده و در داوری عرف جامعه هم مقصود از وصف سلامت هر یک از زوجین صرفاً سلامت نسبی هر یک از آنان بوده نه سلامت مطلق و عاری از هرگونه عیبی و سلامت جسمی و روحی از منظر عرف جامعه بمعنا و مفهوم آنستکه هیچیک از زوجین از حیث جسمی یا روحی مبتلا به عیوب و امراض صعب العلاج یا غیر قابل علاج و مخاطره آمیز و یا موجب اختلال در روابط زوجیت و زناشویی نبوده باشد والا عیوب و امراض دیگر خارج از این مصادیق موجب زوال وصف سلامت و مآلاً موجب خیار فسخ نخواهد بود و در مانحن فیه بیماری های منتسب به زوجه که متولد 1380/12/20 بوده و در سن سیزده سالگی با زوج فرجامخواه ازدواج نموده شامل سردرد و دل درد و گرگرفتگی بدن و نیز عدم عادت ماهانه بفرض صحت آن در زمره بیماری های صعب العلاج و یا غیر قابل علاج مخاطره آمیز و یا موجب اختلال در روابط زوجیت و زناشوئی محسوب نبوده که وصف سلامت جسمی عرفی زوجه را منتفی و موجب حق فسخ نکاح برای زوج بوده باشد بنابراین و با توجه به مراتب مرقوم اساساً حق فسخ نکاح برای زوج فرجامخواه ثابت و مدلل نبوده تا نامبرده با اعمال این حق خود بفوریت نسبت به فسخ نکاح اقدام نماید از این رو دادنامه های بدوی و فرجامخواسته ص